شاهرود

اجتماعی . فرهنگی

پست زعفرانی

دو ، سه سالی است که به همت تعدادی از جوانان خوش فکر شاهرودی  راه برای کشت و پرورش و عرضه طلای ناب و محصول برتری به نام "زعفران" فراهم گشته است .  زعفران و زعفران کاران  شاهرودی ویژگی های خاصی دارند که مجال پرداختن به ایشان در این پست فراهم نیست   اما شاید بهانه ای فراهم گردیده برای اینکه  ضمن عرض " خدا قوت" برای همه زعفران کاران خوب دیار شاهرود علی الخصو ص پیشآهنگ این حرکت مبارک" آقای نوروزی" آرزوی سلامتی و توفیق داشته باشیم .

سروده زیر را " سید عادل ایرانی"  به آداب  و ادب  آراسته و با " لغات  و کلمات تاتی  زیور بخشیده  است .

می درخشد نور امید از افق در قلب ما
چون برآرد سر برون خورشیدی از اندیشه ها
سنگفرش کوچه زر و خاک می گردد گهر
ار شود اندیشه یارت هر چه بینی از طلا
در خطر باید نشست و پیش باید رفت پیش
وصل گل کی می¬شود آرام و بی¬خار و بلا
آب بود و باغ بود و «بزمی از شهد عسل»
طبع شیرینی نمود افتاد از غم¬ها جدا
«گیزگیزا» گر آورد پیغام ماه فرودین
ماه آبان را تو بینی دشت پر از «گیزگیزا»
زعفران این بوته¬ی زرین رخ و عالی بها
سر برون آورد از«دولی» تا « زرین کفا»
جام در دست جم و آغاز شد فصلی دگر
مهر «نوروزی» رسیده موسمش این شهر را
از پی گردو که روغن زاده در قوت همه
زعفران «یوزش» دوان در دشت بازار شما
کار و همّت در پی اندیشه بین کاری کند
کز فلک آید تو را آواز احسن، مرحبا!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 12:59  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

پرده نهم ؛ زاره زاره

زاره زاره

یکی از قدیمی­ترین مراسمی که در کلور به اجرا در می­آید و نمونه آن در سایر نقاط کشور وجود ندارد مراسم زاره زاره است که صبح روز عاشورا و بعد از اذان صبح و قبل از طلوع آفتاب به اجرا در می­آید.

در این مراسم آنانی که تا صبح در مساجد بیدار مانده و شب زنده­ داری کرده­ اند با حرکت دسته و گروه عزاداری یا گذر از کوچه و پس کوچه ­های شهر، خود را به کربلا دشت می­رسانند. آنان در طول مسیر خود به خورشید التماس می­کنند که امروز بیرون نیایند و چنین روزی را برایشان رقم نزند.

ای صبح تو چگونه طلوع می­کنی وقتی امروز حسین (ع) شهید می­شود. ای آفتاب چگونه راضی به طلوع می­شوی در حالی که لشکریان کفر آماده حمله به پاکترین و شریفترین انسان­هایند. چگونه آسمان چادر سیاه خود را کنارزده و روی به آب آبی خواهی شست در حالی که فرزندان آل خدا آبی برای نوشیدن ندارند.

ای صبح صادق ز افق سر مزن سر مزن                 سر ز تن علی اکبر مزن   سر مزن

در این بین است که وقایع روز عاشورا را مرور کرده و در پایان هر کدام صبخ صادق را التماس می­کنند که سر مزند و آن­گاه که اندکی شب به سپیدی گرایید و سینه ­زدن و التماس کردن مؤثر نیافتاد مرثیه رنگ و بویی دیگر می­گیرد.

حرکت گروه­ها و دسته­ های عزاداری حرکتی تند و در حالتی حروله مانند و با مرثیه­ هایی با مضمون گریه و زاری بر یاران حسین (ع) همراه است.

زار زار ظلم و زار                             برای یتیمان خسین ظلم و زار

آنانی که تا پاسی از شب گذشته را با نوای عزای "امشبی را شه دین در حرمش مهمان است... مکن ای صبح طلوع" سرداده­ اند، حال در ماتم ظلمی که خواهد رفت عزادارند.

این مراسم تا قبل از طلوع آفتاب ادامه دارد و آنگاه عزاداران از محله کربلادشت خود را به آرمستان محله کشن می­رسانند و در آن­جا به صرف صبحانه و شیربرنج میهمان می­شوند.

این شیربرنج از شیرهای نذری اهالی کلور مخصوصاً دامداران محله کشن تهیه شده است.

از گذشته تاکنون این شیر برنج با محوریت مسجد حضرت رقیه (س) در جوار آرامستان کوله دیمه و با همت بانو"تولی خانم" و با همکاری تمامی اهالی کشن تهیه می شود. از زاره زاره خوانهای معروف کلور هم می توان به کربلایی خسرو بخشعلی پور اشاره کرد

دیگر صبح شده با همه التماس­ها صبح تیره دمیده است و به قول محتشم کاشانی:

این صبح تیره باز دمید از کجا کز او                          کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

عزاداران و شب­ بیداران اندک اندک خود را آماده عزاداری روز عاشورا می­کنند.که شرح قصه پرغصه آن در فصل قبل رفت

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آبان 1393ساعت 15:13  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

پرده هشتم؛عاشورا(قتل)

در کلور عاشورا فرارسیده  تا  حسرت پرچم  بر زمین افتاده ،داغ تکه تکه شدن پیکر ابا عبدالله الحسین (ع) در هجوم شمشیرهای کوفیان، دست های علمدار ابوالفضل عباس (ع) ساقی کربلا، گلوی تشنه پاره شده باب الحوائج علی اصغر شش ماهه و پیکر هفتاد و دو تن  از یاران  کربلا سینه عزاداران حسینی را در این شهر  ولایت مدار به آتش بکشاند و شهر را یکپارچه عاشورایی کند

در این روز کلوریهای تات زبان اعم از زن و مرد ،پیر و جوان،کودک و نوجوان از ابتدای  صبح در خیابان اصلی کلور تجمع کرده  و غم حسین (ع) را عزا گرفته اند و دسته های عزاداری را به خیمه گاه حرکت می دهند  تا اجتماع بزرگ عاشورائیان را رقم بزنند . اجتماعی که با این شکوه و عظمت در سال یکبار و آنهم به یاد حسین و یارانش به پا می شود .

حال و هوای کلور عاشورایی است و وجب به وجب شهر  سیاه پوش است ؛ تنها  صدای ناله و نوحه به گوش می رسد  و تنها موسیقی صدای سینه و زنجیر ، طبل و سنج  و اردات مردم ولایی کلور به آستان جانان است .

دسته عزاداری مسجد دارا با نظم و شکوه خاصی از راه می رسد ،مرثیه خوانهای بزرگ و خاطره انگیز  دسته همراهی شان می کنند  و در فرصت های مختلف  بر شور و شرر  عزاداری می افزایند .دسته مسجد جامع السادات با  لباسی سرتا پا سیاه و زنجیر زنان به استقبال  دسته مسجد دارا آمده اند و دسته ولیعصر به استقبال هر دو دسته .

هر کدام از دو دسته  در مقابل عزاداران از داخل دسته دیگر عبور کرده و با علم و سینه زنی و زنجیر زنی از هم فاصله می گیرند .  در طول مسیر هم با دود کردن اسپند  از دسته ها استقبال شده  و عزاداران با نذریها پذیرایی می شوند .

امروز  در عاشورای حسینی مرد و زن و پیر و جوان از دور و نزدیک آمده اند  گویی جمعیت شهر چند برابر شده است . اینها آمده اند که مظلومیت حسین (ع) نقطه  اشتراک سینه های سوگ نشسته سالار شهیدان باشد .

علم ها،زنجیر زنان ، سینه زنان  و در پی شان  زنان عزادار  روانند و وعده گاه همه اینها مکانی به نام  خیمه گاه است. خیمه گاهی به یاد خیمه گاه ابا عبدالله . در خیمه گاه رسم بر اجرای تعزیه بود . در کلور از قدیم الایام مراسم تعزیه در عاشورا  و دفن نمادین شهدا در سیزدهمین  روز ازمحرم وجود داشته است .

(اجتماع عزاداران در خیمه گاه - روز عاشورای حسینی- سال 1392)

تعزیه

تعزیه روز عاشورا  با محوریت مسجد ولیعصر یا قره گیزا مسجد  و با حضور نمادین  و شبیه خوانی یزید ، ابن سعد ، امام حسین (ع)، حضرت سکینه ,حضرت زینب ، عرب های سیاه  و با راه افتادن کاروانها و لشکریان نمادین همراه می شد.

اجتماع بزرگ عاشورائیان شکل گرفته است و عزاداران در صفوفی منظم  با صورتی غمبار و چشمانی اشک بار عزای حسینی را به ماتمی بزرگ نشسته اند . وقتی  مراسم به انتهای خود نزدیک می شود  بزرگان  و ریش سفیدان  توغ های علم ها را از جای خود در آورده  و به یاد علم های افتاده بر زمین  و علمدار شهید کربلا از بالای چوب  علم آویزان می کنند . این توغ ها تا پایان ماه صفر و گاهی تا علم پوشان سال بعد همچنان آویزان می مانند.

مرثیه واحد تمام دسته ها عزاداری در برگشت از خیمه گاه مرثیه معروف " این علم از کیست  که بی صاحب است " می باشد

عکس:محمدحسن و قدرت الله شعبانی از بزرگان تعزیه کلور- سال 1391


از گذشته تاکنون می توان از بزرگان تعزیه کلور به افراد ذیل اشاره کرد که کلور بخش بزرگی از هنر بزرگداشت عاشورایی خود را مدیون هنرنمایی ایشان است . برای درگذشتگانشان  طلب  غفران الهی و برای عزیزان دیگر آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون داریم

سید عبدالباقی قریشی(درویش)-حاج مشکات اخوان(امام حسین ع)-سید مصیب خاتمی(امام حسین ع)- سید علی آقا یعقوبی(علی اکبر)-سید محمود احدزاده(حضرت زینب س)-حاج امراه دلاوری(حضرت شهربانو)-ایله روستایی(شیر)- مسافر روستایی(شیر)-ستار قویدل(یزید)-اسماعیل فائقی(ساربان)-ابراهیم داستان(سردسته اعراب)-دایی کلوری(نعش علی اکبر)- محمد حسین شعبانی(شمر)-قدرت شعبانی(ابن سعد)-نقرعلی حداد(ابن سعد)-حاج غلام تقی پور (شمر)- علی شادخاطر(ساربان)-میرزاجان طهمورثی(طبال)-کاظم فائقی( شیپورچی)-محمد شریف زاده(شیپور چی)- محمد شادخاطر (درویش)- موذن زاده(درویش)

در ادامه مطلب تعدادی از تصاویر روز های تاسوعا و عاشورای حسینی قرار داده شده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آبان 1393ساعت 15:12  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

پرده پنجم؛حیدر است

محرم شده و شور و نوای حسینی به پا خواسته. محرم که می­شود در رگ­های مرده خون می­دود، در چشم­های خشک ­شده چشمه­ ی اشک به جوشش در می­آید و باران حیات بخش عشق حسینی بر قلب­های قفل شده­  مان باریدن می­گیرد و ما زنده می­شویم.

محرم که می­شود سرزمین­ها، شهرها و روستاها دیگر سرما و گرما نمی­ شناسند؛ شور محرم عقل­ها را انگشت به دهان می­کند؛ هر روز دهه اول محرم در غروب های غمبار و آن­گاه که دسته­ های عزاداری به جلوی مساجد و مبدأهای حرکت خود بازمی­گردند. داغ شهادت حسین (ع) و پدر بزرگوارش تازه تر می­شود و چیزی برای تسکین این درد نیست مگر یاد حیدر.

مردم دور هم جمع می­شوند. لحظه­ای بعد مردان، دایره­ وار دست چپ بر کمر نفر کناری می­گذارند و با دست راست بر سینه می­کوبند. صدای خواننده پیر و مداح مسنی که به خواندن "حیدر است" معروف است به گوش می­رسد. جماعت می­چرخند و می­چرخند و هر لحظه به تعدادشان افزوده می­شود. حلقه دوم و سوم هم شکل می­گیرد. ابتدای مرثیه برای گرم کردن مراسم ترکی و با ضرب آهنگ سه ضرب است  و آن­گاه که مرثیه فارسی و عام فهم تر می­شود مجلس شور و شوق بیشتری می­گیرد. حرکت حلقه­ ها در یک جهت است و گاه می­ نشینند و گاه می­ایستند و می­چرخند.

(عکس :مراسم "حیدر است" سال 1387 عکس:امیر حسین حداد)

این مراسم خاص که به اعتبار بررسی ها  یادگار دوران بنیانگذار فقه جعفری است، سینه به سینه منتقل­ شده و از عمق ارادت و توجه مردمان کلور به امام اول شیعیان حکایت دارد.

مراسم حیدر است منخصر به کلور است و نمونه مشابهی در سایر نقاط کشور ندارد و بیانیست برای اینکه شیعیان آماده ­اند به نام علی (ع) و حیدر کرار جانفشانی کنند.

نام علی (ع) الهام بخش می­شود و همه یک صدا در پاسخ به مداحی که می­پرسد"کیست به غیر از علی" شور برمی­دارند و می­گویند "نیست به غیر از علی"

آن­ها درمان دردهایشان را از علی می­جویند و حتی پاسخ و شاه بیت کلامشان علی است.

این مراسم یاد حیدر است یا شیری که چون حیدر به میدان می­آید و با گذر از سد دژخیمان خود را به نهر می رساند تا مشکی آب بیاورد. دور چرخیدن و پروانه­ وار خورشیدی ساختن یعنی گرد خورشید علی گشتن؛ یعنی ای امیر آزاده، ای رادمرد میدان فتوت، ای عصاره نبوت، ای عدل، ای قرآن ناطق، ما پروانه­ ی وجود توئیم.

ای خروشان رود علم، ای دریای بی­ پایان حلم، ای حجت پاک خدا، امروز گرد وجود نام تو حلقه زده ­ایم تا مبادا قلوب زشت و گوش­های کر و چشم­های کور تو را روانه چاه های مدینه کنند.

بخش پایانی مراسم پای علم سلام و صلوات بر حسین (ع) است.

از " حیدر است خوانهای بزرگ و صاحب نام کلوری می توان به مرحوم " حاج غلام تقی پور- مشهدی خیراله و مشهدی ثروت صفیاری اشاره کرد . " حیدر است خوانی " مقوله ای جدا از خواندن مراثی رایج است که هنر و تبحر ویژه ای در هماهنگ کردن ضرب آهنگ ها و نیز فراز و فرودها می طلبد .

عکس: مراسم "حیدر است - سال 1387 - امیر حسین حداد

عکس : مراسم حیدر است - سال 1387- امیر حسین حداد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 15:8  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

پرده چهارم ؛ زنجیر زنی

در ابتدای دسته­ های زنجیرزنی علم، نشانه راه است و بعد سردسته­ ها که اغلب از آنانی ­اند که عمرشان را در راه حسین و فاطمه گذارده­ اند، آنان پیرمردانی هستند برنادل آن­چنان که همپا با جوانان بر گرده­ ی خویش زنجیر می­زنند تا علم عزای حسینی در شهر و دیارشان برافراشته بماند. پیران موی سپید کلوری میدان­ داری می­کنند تا با شور عزت حسینی را با شعور بیافزاید و کاروان عزای او را هدایت کنند.

زنجیرزنی با هماهنگی دو سردسته پشت علم روبرو با هم شروع می­شود و این دو الگوی تمام جماعت پشت سر خود می­شوند و حد فاصل بین مراثی مختلف که ضزب آهنگ و ریتم مختلفی دارد. سلام و صلوات بر حسین (ع) و لعن و نفرین به قاتلان اوست که به شکلی زیبا و رسا به اجرا درمی­آید.

استقبال و مشایعت

در کلور روال بر این است که دسته­ های عزاداری با آغوش باز از دسته روبرویی خود استقبال کرده و آداب خاصی که حاکی از عشق و ارادت به عزاداران حسینی است، به اجرا درمی­آید. مراسم استقبال از دسته­ های روبرو با گشودن صف­ها از هم برای عبور دسته­ lمیهمان  است. دسته میزبان در حالی که مسافتی را به استقبال آمده است مرثیه جاری خود را قطع کرده و به سلام به دسته میزبان  می­پردازد و آن­گاه که آخرین نفر از دسته میهمان از دسته یا هیأت میزبان خارج شد مرثیه به مضمون خداحافظی از دسته میهمان اختصاص پیدا می­کند.

ای شیعیان مصطفی خدا نگهدار شما                      اجر شما با شهدا خدا نگهدار شما

نباید  فراموش کرد که دسته­ میهمان نیز متقابلاً با ورود اولین نفراتش به دسته میزبان به صف مقابل خود پشت کرده و روی به سمت صف میزبان می­چرخانند تا آداب احترام و تکریم را به جا آورده و کامل کنند.

عکس:دسته مسجد سادات در حال عبور از میان دسته مسجد دارا را نشان میدهد - سال 1392

موضوع تکریم و احترام عزاداران حسینی در عزاداری شب­های محرم و داخل مساجد نیز جایگاه ویژه­ای برخوردار است و آن­گاه که قرار بر حضور هیأتی  در مسجد دیگری باشد مسجد میزبان ضمن استقبال در موقع خداحافظی نیز دسته میهمان را مشایعت و همراهی می­کنند.

احترام در مراسم عزای حسین (ع) پیر و خرد و کلان نمی­شناسد. اگر مقصد تجمع عزادارام در محله کشن باشد دسته ولیعصر میزبان و دو دسته دیگر میهمان بوده و خود دسته انتهایی خواهد بود و اگر مقصد تجمع عزاداران محله دارا یا امام زاده عبدالله باشد دسته باب الحوائج میزبان دو دسته دیگر بوده و خود دسته انتهایی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 15:6  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

پرده سوم؛ تاتی گویان

در ابتدای مطلب برای تمامی مداحان اهل بیت عصمت و طهارت آرزوی سلامتی کرده و برای همه مداحان درگذشته علی الخصوص مداح جوان  و خوش ذوق کلوری مرحوم وحید نعمتی طلب آمرزش داریم ... الفاتحه

آئین عزاداری و تکریم شعائر مذهبی ایام دهه اول محرم در کلور به پشتوانه فرهنگ اصیل و ناب مردمان این سرزمین و با تکیه بر گذشته­ای به درازای چهارده قرن انجام می­شود که سینه به سینه از گذشتگان به امروزی­ها رسیده و به زیور و زینت مرثیه­ های تاتی و روضه خوانی به این زبان کهن آراسته شده است.

شاعران، عارفان و علمای صاحب نام و بزرگ تات زبان نیز یکی از افتخارات خود را ذکر مصائب سلطان  تشنه لبان و یاران  با وفایش می دانند . از جمله آنها مرحوم سراجی، صادقی، قدسی و در سالهای نه چندان دور هم بزرگانی چون یزدانی ،موذن زاده ، رحیمی ،عاشوری و ...

در دیار تات زبان کلور شکل برپایی عزاداری به خود مردم واگذار شده است تا با انطباق  اصول کلی دین  و نظرات صائب بزرگان  دینی با عرف محلی تکریم  و تجلیل شایسته  از ائمه معصومین (ع) را به جا آورند  و مردم  این نیاز در طی سالیان را با شناخت سره از ناسره  و حذف موارد منکری همچون قمه زنی سعی  در خالص سازی عزاداریهایشان داشته اند . از اینروعزاداری ایام محرم کلور  و آنچه در این منطقه  به اجرا درمی آید از خواست های اجتماعی  و بافت های جامعه  و فرهنگ و آداب آنها سرچشمه گرفته  و جوشش اخساسات و عواطف  و تحریک هیجانات  منجر به این شیوه معمول عزاداری ها گشنه است .

درکناراین پدیده نیکو  وبکر که باعث بروز برخی صحنه های بی بدیل از عشق و ارادت  به آستان امام حسین (ع) می گردد صوت زیبای مداحان و زبان شیرین تاتی درهم می آمیزد  و معجونی برای گریستن و گریاندن  و اقامه ماتم برای  شهدا و آزاد مردان تاریخ فراهم می سازد .

تات نشینان دیار شور و شعور حسینی  در سرزمین کوچک با دلی بزرگ  به بلندای بیرق حسینی همنوا با ناله آسمان  و زمین و دوشادوش هم ، نوای یالثارث الحسین سر می دهند  و یا حسین گویان دل در گرو یار دارند .

تات نشینان شیعه خاندان عصمت و طهارت همراه قافله کربلا در این ایام از کربلای دل به معلا می آیند و همراه حسینیان به حماسه ای دیگر می نشینند .

واقعه کربلا و بسته شدن آب فرات بر لشکر مخلص خدا ، ایثارگری های سقای دشت کربلا  برای رسانیدن آب به تشنگان و حماسه آفرینی آنها با لبانی تشنه و همه اتفاقات آن ایام دستمایه شعر های سوزناکی می شود که با عشق ، قلب های چاک چاک زنجیر را بر گرده عشاق از کودک و پیر و جوان  کلوری فرود می آورد  و دست های باز شده از هم را بر سینه های چاک  و زخم خورده فرو می آورد.

نوحه خوانان به صفند؛...

(عکس؛بوذجمهور امانی از مداحان خوب کلوری را در حال مداحی نشان می دهد- سال 1386-عکس؛امیر حسین حداد)

در کلور رسم بر این نیست که نوحه خوانی در انحصار  افراد خاصی باشد ؛پیران راه که سپیدی موی سر خود را در دستگاه امام حسین (ع) و ذکر مصائب او  تجربه کرده اند  راه را  بر جوانان  و حتی نوجوانان باز می کنند و هر  کس به فراخور نذر و نیاز خود در غم عزای حسین (ع) می خواند.این مهم در داخل  دسته های عزاداری  سه گانه کلور و در اجتماع بزرگشان نیز مورد توجه قرار می گیرد و آنچه که نتیجه می شود همراهی و همکاری دسته های عزاداری امام حسین (ع) است .

برخی نوحه ها در گذشت زمان شاخصه و شاکله ویژه ای به خود گرفته  و مداح به واسطه قرائت آن مرثیه معروف  و برجسته می شود ؛ از جمله مداحان بزرگ  چند سال اخیر کلور می توان به "شاهپور  رضائیان ،حاج غلام تقی پور ، مشهدی ثروت صفیاری، حاج امراه دلاوری،مرتضی دلاوری، محمد حسین شعبانی  و ... " اشاره کرد که هرکدام سبک و سیاق خاصی از عزاداری را به نام خود ثبت کرده اند.

(عکس :مداح اهل بیت  فرهنگ کلوری را نشان می دهد . سال 1387- عکس : امیر حسین حداد)

مرثیه ها  در عزاداری  حسینی  در کلور  در اجتماع های بزرگ روز تاسوعا و عاشورا  با آوایی جذاب از هم جدا می شوند آنگونه که  این سبک و سیاق جدا سازی  مرثیه ها از هم  و فراهم آوری فرصتی برای  استراحت اندک عزاداران به یکی از ویژگی های عزاداری در کلور بدل گشته است. آنگاه که صدای اهورایی و از عمق ارادت پیر غلامی عاشق  به گوش می رسد و بر دلها رسوخ می کند . آنگاه که " سید مجید عباس زاده " پیر مرد سالخورده کلوری  به سبک  استاد موذن زاده  و بدون حضور در کلاس یا  طی دوره ای خاص آهنگی زیبا  در مدح امام حسین (ع) و لعن  نفرین قاتلان او را  به اجرا در می آورد که دستگاههای رایج موسیقی را مبهوت نت های نانوشته اش کرده و  سبک های رایج آواز را مقهور هنر نمایی اش.

می توان گفت جزو اولین نفرات در ابداع سرایش و گویش مرثیه به زبان تاتی در کلور "مرحوم شاهپور رضائیان " است . و در ادامه نیز  افراد برجسته ای چون " علی  رضارحیمی،بوذجمهور امانی، فرهنگ کلوری،شکور عاشوری و دیگران " پا در این مسیر نهاده و از زبان جان و دل مردمان پاک نهاد شاهرودی به ذکر مصائب دشت کربلا پرداخته اند

(عکس ؛اجتماع عزاداران در یکی از روزهای دهه محرم در آرامستان کوله دیمه کلور را نشان می دهد - سال 1390)

بجاست که از تعدادی از افرادی که طی سالیان گذشته با سبک های ویژه و بعضاً خاص خود به مداحی پرداخته اند نیز اشاره شود .

حاج امراه دلاوری- سرتیپ کلوری- سید احمد احدزاده- انام الله نشاطی-سید کرامت قدسی- علی کاظمی- مرتض دلاوری- مشهدی خیراله-حاج غلام تقی پور- سیدعلی یعقوبی-خسرو بخشعلی پور-حاج مشکات اخوان- قدرت شعبانی-عزیز نقدی-جان اله لطفعلی زاده-یعقوب هاشمیان-حجت دلاوری-سید نصراله هادی پور- شاهپور رضائیان-محمد حسین شعبانی-ثروت صفیاری- عبدالباقی قریشی- هاشمی زاده-

عکس:حجت دلاوری از مداحان کلوری را نشان میدهد ؛ عکس : امیر حسین حداد: سال 1386)

(عکس : مشهدی خیراله از مداحان صاحب سبک و قدیمی کلور را نشان میدهد: امیر حسین حداد 1388)

عکس حاج امراه دلاوری مداح مشهور وبزرگ  و سید جواد اکبری مداح خوش ذوق کلور یرا نشان می دهد : عکس امیر حسین حداد 1389)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آبان 1393ساعت 15:5  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

پرده دوم؛پای علم

در عصری که تمدن جدید برای القای هویت مسخ کننده خویش با استفاده از تمام صنایع فرهنگی نمادسازی دائمی را ترویج و تبلیغ می کند، علم نماد راه می گردد تا حرکت در مسیر عزای حسین تحت لوای این نماد صورت گیرد؛ علم نشانی می شود تا راه و مراسم و مسلک صاحب علم در ذهن های عزاداران برجسته باشد. بر طبق آن چه که مورخان در کتب دینی شیعیان مورد اشاره قرار داده اند، لشکر امام حسین (ع) بر زمین نیافتاده و امروز بعد از گذشت چهارده قرن به یاد علمدار دشت کربلا حضرت اباالفضل العباس (ع) با حضور مشتاقان علم یاد ایشان برافراشته می گردد؛ علم از اصیل ترین و مهم ترین علائم عزاداری است که مردمان کلور برای آن احترام زیادی قائلند به گونه ای که رفع بسیاری از گرفتاری ها و گشایش در کارهایشان را با نذر برای علم ها از دستگاه عزای امام حسین (ع) می-خواسته و تمنا کرده اند و این نه تمنای پرستش بلکه تکریم و تنزیه جایگاه علم در عزاداری است.

علم­های مورد استفاده در عزاداری­های کلور از نوع علم­های ساده است و از دو قسمت پایه و توغ تشکیل شده؛ پایه ه­ای سه متری و توغی با نمادهایی آراسته به نام خدا و پنج تن آل عبا، علم پوشش پارچه ­ای دارد که به آن پیراهن علم می­گویند و غالباً هم به رنگ­های سبز و سیاه و سفید و روشن است.

(عکس:مراسم پای علم دسته مسجد حضرت ولیعصر(عج)(قره گیزا مسجد) به سمت آرامستان (کوله دیمه)- سال 1390)

به بالای علم توغ وصل می­شود و به زیر توغ هم پارچه ­هایی متصل می­شوند که همه آنها توسط مردم به عنوان نذر برای علم تهیه می­شود، پیراهن علم هم توسط مردم نذرشده و آن­چه که به عنوان علم بر دست علم­کش سربلندی می­کند نمادی از نذرهای پیر و جوان و خرد و کلان است که با ده­ها آمال و آرزو سر به فلک می­کشد.

مراسم علم پوشان در فاصله دو تا سه روز مانده به آغاز محرم در مساجد سه­ گانه کلور انجام می­شود. در این مراسم است که پارچه ­های نذرشده با حضور موالیان و ریش ­سفیدان و همزمان با نوحه­ سرایی و مداحی مداحان به علم­ها بسته می­شود و توغ­هایی که از ظهر عاشورای سال گذشته خالت شکسته و آویزان به خود گرفته است پس از پاک ­شدن با گلاب به جای خود باز می­گردند.

اکنون دیگر علم­ها آماده ­اند و در گوشه مسجد ایستاده می­گذارند، علم در فرهنگ فولکلور مردمان منطقه شاهرود و کلور نماد و سمبل عزاست. زنگ عزا به صدا در آمده است، عزایی برای احیای خط خون و شهادت در رساندن صدای مظلومیت آل علی به گوش تاریخ؛ اشک زبان درد دل است و فریاد عصر مظلومیت. اعلان عزای حسینی به طور رسمی با مراسمی به نام پای علم آغاز می­شود، مراسمی که از عصر اولین روز محرم آغاز و تا عصر سیزدهمین روز محرم هر روز تکرار می­شود و در بعضی از ایام آن، مراسم وآداب خاصی به جا آورده می­شود که عزای حسین و آداب آن در کلور را تا خدی از عزای سایر مناطق جدا کرده و وجهه و جایگاه خاصی به آن می بخشدو محور  مراسم پای علم قبرستان­های سه­ گانه کلور است. این مراسم از ساعتی قبل از اذان مغرب با بیرون آوردن علم­ها و دمیدن در شیپور از جلوی مساجد آغاز می­گردد و به سمت آرامستان­ها ادامه پیدا می­کند.

برنامه مشخص و کلیشه­ ای برای مسیرهای  حرکت دسته­ های عزاداری سه­ گانه کلور تعیین نشده است آن­چه مشخص است در روزهای ابتدایی هر کدام از دسته­ ها با آدابی مشخص به قبرستان نزدیک به خود رفته و در روزهای بعدیست که دسته­ ها در قبرستان­های دیگر همدیگر را دیدار می­کنند. مرسوم نبوده است که در کلور در مراسمات پای علم زنجیرزنی کنند، بلکه طی سال­های گذشته رسم بر این بوده است که مداخان به صورت هم خوانی مرثیه ­ی ثابتی را خوانده و همراه با علم از جمعیت فاصله می­گرفتند، جمعیت در پشت توقف کرده و ساکت می­ایستند.پس از آنکه بخشی از اشعار توسط گروه علمدار خوانده شد جمعیت حرکت کرده و به شمر، ابن ­سعد و یارانشان لعن و نفرین می­گفتند و این ماجرا دوباره تکرار می­شد. در این مراسم زیبا نه از طبل و سنج خبری بود و نه از زنجیر. هم­چنین لعن و نفرین به برخی غارتگران، ستمگران و حکمان ظالم محلی از ادوار گذشته منطقه از جمله حافظ دروی و رضا اسکستانی مرسوم بوده است. مرثیه­ ی ثابتی که در پای علم  به اجرا در می آمد مضمون گله و شکایت از فلک و چرخ گردون را داشته است.

ای فلک بازی به حال مصطفی کردی چرا  ؟              با علی و فاطمه جور و جفا کردی چرا؟

ای فلک حیفت نیامد در به در کردی مرا   ؟              بی برادر بی پدر بی بال و پر کردی مرا؟

آنانی که به این سبک و سیاق می­خواندند از جایگاه ویژه­ ای در بین مردمان کلور برخورداراند؛ از جمله مرحوم سیدنصراله هادی­پور، حجت دلاوری،  مشهدی ثروت صفیاری، مرحوم سید معروف محمودی، مرحوم انام الله نشاطی،مشهدی سید علی جمالی، مشهدی خیرالله قاسمی.

دسته عشق حسینی در مسیر رفت و برگشت تا قبور مسلمین همین اعمال را انجام می­دادند، اما چند سالی است که زنجیرزنی جایگزین مراسم قبلی شده است، به گونه ­ای که مراسم زنجیرزنی نیز به همان سبک و سیاق شب­های دهه اول محرم و روزهای تاسوعا و عاشورا به اجرا درمی­آید. در این دسته­ ها هم، ابتدا علم­ها و جماعتی که با آرامی با لحن مرثیه به سینه می­زنند قرار دارند و بعد از آن­ها هم دو صف زنجیرزن و سردسته­ ها و بقیه به ترتیب سن و قد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 15:48  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

باز این چه شورش است...پرده اول

اول دفتر به نام ایزد دانا                                    صانع و پروردگار حی توانا

پرده اول ؛مقدمه

بار دیگر محرم و بار دیگر شور و شعور حسینی . سال های گذشته هر بار در محرم ها پست های جداگانه ای ارسال شده است . یکسال از رسوم رو به فراموشی نوشتیم و یکسال دیگر از لزوم پاسداشت و بزرگداشت مقام پیر غلامان حسینی و سالی یادداشتی کوتاه نوشتیم و سالی فقط به ثبت عکس و خاطره بسنده کردیم . اما امسال در نظر است با هدایت و راهنمایی های استاد ارجمند و هنرمند برجسته شاهرودی؛ محمد شاد خاطر پرده هایی از رسوم عزاداری های مردم منطقه شاهرود را به ثبت برسانیم . امید آنکه این کار مشترک در دفتر اعمالمان ثبت گشته و به نیکی از آن یاد شود . استاد محمد شاد خاطر از جمله نفراتی است که با عشق و علاقه وافر ؛به کشف زوایای کمتر شناخته شده ای از هنر دست می یازد و هر بار که به عرصه و صحنه بر می گردد بخش هایی تازه و نو را عرضه می کند . سخن گفتن با او آدمی را ترغیب می کند تا بیشتر و بیشتر تلاش کند .البته در آینده قطعاً از او بیشتر خواهیم شنید.

در مطالبی که طی پست های آتی عرضه خواهد شد روح هنر نمایی او به عینه قابل مشاهده است . اخیراً نیز با همت والای هنر دوست فرهیخته ؛جمپور عزیز برگ دیگری از همت والای مردمان سرزمین شاهرود به ثبت رسیده است . به برکت ایام عزاداری محرم و به قصد تشکر از مجموعه دست اندر کاران "مستند شاهرود " مجموعه مطالب در پیش به حضور این عزیزان علی الخصوص استاد شاد خاطر و عزیزمان "حاج طهمورث جمپور " تقدیم میگردد .

در این سلسله مطالب ده بخش از بخش های مختلف عزاداری های کلور در قالب نثری روان به زیور جملات و کلمات ادبی آراسته شده و برای بهره برداری به خوانندگان محترم عرضه می شود

فخر ایمان،نور یزدان،شیر مردان یا حوسین(فخر ایمان ،نور یزدان و شیرمرد خدایی حسین (ع) است)

جان جانان،آو چشمان لرز لرزان یا حوسین(عزیز جان ما در حلیکه آب چشمان ما را جاری می کند امام حسین (ع) است

نور قرآن،یار حق و یاور بیچاره یان(نور حقیقت قرآن و یاور بیچاره ها اوست

در دفاع از حق مظلوم، شیر غران یا حوسین( او بود که در دفاع ارز حق مظلوم مانند شیر غران بود)

آو روبار ،مشک پاره،دست خونین برا(به یاد آور مشک پاره و دست خونین برادر را در حالیکه رودخانه ها جاری بودند)

دست و قلب وآو مشکان اشته قربان یا حوسین(تمامی دستها و قلبها و آب ها به قربان تو ای حسین (ع))

هم علی و هم حبیب و هم برا و زا و دت(تمامی اعضای خانواده ات را به میدان رزم آورده ای)

جمله اولاد خدا آمیند به میدان یا حوسین(گویی تمام فرزندان خدا به میدان آمده اند)

ترس شمرو آتش و تیر و وریتن ترسنن(آنچه در کربلا جریان دارد ترس از شمر است و فرار کودکان و آتش گرفتن خیمه هاست )

بو دیس آتش گته ،ام خیمه گایان یا حوسین(بیا ببین که خیمه ها را آتش زده اند)

سربه نیزه،خیزران و تشیر لو دیس(سرت به نیزه خواهد شد و بر لبت با خیزران ضربه می زنند)

آو چشمه روی نیزه رقص رقصان یا حوسین(گویی آب چشم روی نیزه در حال رقص است)

شام و زینب، کوفه و تنهایی مولا علی(تنهایی زینب در شام تنهایی علی در کوفه را به خاطر می آورد )

هم علی در کربلا اس اشته میهمان یا حوسین( گویی علی در کربلا میهمان توست ای امام حسین (ع)

) سر دبرند،جان ایسونند،هرکسی جایی برند(سرها را می برند ،پیکرها را برخاک می کشند )

لوت و عریان آکرند جسم عزیزان یا حوسین(جسم عزیزترین انسانها را غارت کرده وعریان می کنند )

حال بیمار عزیز کربلا بدتر آبو( با این وقایع است که حال حضرت سجاد وخیم تر می شود)

رحم نی در کار حتی بر مریضان یا حوسین(حتی بر حال مریضان هم رحمی نمی کنند)

از ازل تا به ابد دنیا پریشان اشترا(از روز ازل تا ابد دنیا پریشان نام تست)

آو چشم و آو چشمه اشته قربان یا حوسین(آب چشمهو آب چشمهایمان به قربان تو یا حسین (ع))

محرم

بار دیگر محرم با شور و شعف و شور و شر از راه میرسد. کاروان حسینی به دشت کربلا میرسد، سرهای بریده بر بلندای نی از این دشت محنت افرا می گذرد. پیشاپیش این کاروان با طلیعه داران علم هایی از جنس خورشید خود شرمگین و خجالت زده بر این علم نگریسته و از دیدگان سرشک شرر می ریزد. بار دیگر آوای "باز این چه شورش است" در کوی و برزن پیچیده و محرم بهار طراوت عشق و ارادت به آستان جانان در آستانه طلوع است. آوای محرم فصل وجدان های بیدار و گلوی هماره فریادگر تاریخ و زمان فرا می رسد و هر کس به فراخور خود توشه ای از آن برمی دارد. آداب و رسوم عزاداری محرم از جمله پدیده های فرهنگی است که با خفظ عناصر اصل به زیور خلاقیت های اجتماعی، فرهنگی و اقلیمی جوامع مختلف آراسته شده و اگر چه دارای مضامین واحدی است اما به تبع اختلافات اقلیمی و حوزه های فرهنگی با نمودهای مختلفی پا به عرصه ظهور گذاشته و بر جذابیت  هر چه بیشتر خود دامن می زند و آن گاه که تاریخ کهن و زبانی خاص با فرهنگ دیرپای با شرایط جغرافیایی خاص به مدد آن می آید، ویژگی انحصاری و جلوه ای خاص به عزاداری ها می بخشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آبان 1393ساعت 11:10  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

کلید شهر کلور به دست چه کسی سپرده می شود ؟

قبلا در پستی جداگانه نوشته شد که شورای محترم شهر کلور بعد از انتخاب رئیس و ساماندهی اعضای داخلی شورا اولین و مهمترین اولویتش انتخاب شهردار است . اینکه چه کسی شهردار شود و چه کسی در اولویت تصدی این پست مهم و اساسی در شهر ماست از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است . فارغ از بحث اسامی که نباید زیاد در قید و بند آن بود در همان پست هم پیشنهاد شد که حتی اگر بنا بر ادامه همکاری با شهردار محترم فعلی هست برخی کارها باید انجام شود از جمله اینکه طی یک فراخوان عمومی از تمامی کسانی که احساس می کنند که توانایی اداره امور شهر را دارند برنامه و رزومه خواسته شود . در اینصورت بود که شورای شهر با جمع بندی این برنامه ها به یک برنامه منسجم و رایگان برای اداره امور شهر دست می یافت و از طرف دیگر چون ارائه این برنامه ها حقی برای کسی ایجاد نمی کرد دست شورای شهر برای انتخاب جایگزین ها خیلی باز بود .به هر حال یکسال از آن ایام می گذرد و پس از یکسال ظاهراً شهر ما دنبال کلید دارش می گردد انتخاب این کلید دار شهر از این بابت مهم است که در شهری چون شهر ما شهردار تقریبا معنی و مفهومی دیگر گونه دارد و شاید یکی از دلایلش این باشد که شهردارهای قبلی از جمله حاج وحید کنعانی و یا سید حسین ساده روح جایگاه واعتبار ویژه ای به این پست بخشیده اند وبه دیگر بیان همه شهروندان و ناظران برونی انتظار دارند که شهردارشان در حد و اندازه های همان عزیزان باشند و در تمام امورات ملجاء امورات باشند از اینرو انتخاب شهردار از خیلی از انتخاب های دیگر در شهر ما مهم تر و اساسی تر است . در انتخاب شهردار کلور پیشنهاد می شود چند ملاک اساسی مدنظر قرار گیرد .

اول اینکه حتما با امورات شهری و شهرداری آشنا باشد . صرف انجام تحصیلات مرتبط کافی نیست . شاید تسهیل کننده کار باشد اما قطعا کافی نیست . تقریبا یکسال از موعد انتخاب شهرداران شهرها ی استان گذشته است و دفتر امور شهری استانداری به عنوان متولی آموزش مدیریت شهری و مباحث مرتبط به شهردارن تازه منصوب و یا برگزار کننده دوره های بدو خدمت تا حالا بار خود را بسته و دوره های مرتبط را برگزار کرده است بنابراین نباید انتظار داشت شهردار تازه منصوب پس از ورود به شهرداری با موارد مربوط به مدیریت شهری آشنا گردد

دوم اینکه شهردار کلور باید با مباحث اداری و مالی باندازه کافی آشنایی داشته باشد . اینکه شهردار ما جوان خوش آتیه ای باشد که حتی اگر تحصیلات مرتبط نیز داشته باشد آشنایی با سیستم مالی و اداری شهرداری ها به عنوان نهادهای عمومیغیر دولتی او را و شهرداری تحت مدیریتش را به اوج خواهد برد و گرنه برای او و نه برای شهر عایدی چندانی بدست نخواهد آمد

سوم اینکه مهره سوزی در کار نباشد بدین معنا که خیلی از افرادی در شهر ما هستند که در هر حال افراد قابل و موجهی اند اما شهردار شدن در شهر کلور ویژگی های خاصی می طلبد که شاید خیلی از موارد قابل گفتن نیست و خودمان در گفته ها یمان میدانیم که او باید چه کسی باشد . شهردار کلور باید یک سری ویژگی های مخفی و نانوشته داشته باشد که او را شخصیتی همه پسند جلوه دهد . ساده ترین و ملموسترین مثال این مورد انتخاب علی دایی به سرمربی گری تیم ملی بود که با وجود اینکه علی دایی اسطوره فوتبال ایران است اما انتخاب زودهنگام ایشان او را تا مدت بسیار مدیدی از تیم ملی دور کرده و نعمت برخورداری از ایشان را در تیم ملی محدود کرد .

چهارم هماهنگی ایشان با شورای شهر کلور است . شورای شهر کلور به برکت وجود افرادی مانند آقایان کنعانی ، حداد، خرسندی،کریمپورو مطهری یک شورای خوب و دوست داشتنی است از هر لحاظ . اینکه یکی از همین بزرگواران زحمت مدیریت شهری را برعهده بگیرند یا امورات را برعهده شخص والا مقامی در حد و اندازه های خود بسپارند انتظار بجا و برحقی است که انشاء الله محقق خواهد شد . آنچه که مورد توجه و تاکید است این نکته است که شهردار حتما باید با تمامی اعضای شورا هماهنگ باشد یعنی پشتیبانی تمامی این افراد را به عنوان یک موضوع اساسی برای خود بهمراه داشته باشد .

پنجم اینکه افکار تازه و جدیدی را با خود بهمراه بیاورد . شهرداری کلور شهرداری است با درآمد محدود و خواسته های زیاد . اینکه این مجموعه طوری سازماندهی و ساماندهی شو د برای نیل به اهداف متعالی فکر بکر می خواد و همراهی همه شهر .

ششم البته این پیشنهاد بیشتر از اینکه یک خواسته بر مبنای کار کارشناسی باشد یک خواسته قلبی است که ناخودآگاه دوست داریم که شهردار شهرمان از خود شهرمان باشد . همانگونه که تعدای از شهردار قبلی تمام تلاششان را کردند تا نیروهایی را که باستخدام شهرداری در می آورند از نیرو های بومی باشد .

در نهایت از تمامی شهرداران محترم گذشته و زحماتشان تقدیر و تشکر کرده و امیدواریم شهردار جدید روزگار بسیار خوبی را برای شهرمان به ارمغان بیاورد . خیلی دوست داشتیم که شهرداری به عنوان مرکز مدیریت و مغز متفکر اداره امور شهری آنقدر نیروی خوب و زبده در داخل خود داشت که انتخاب شهردار برای شورا سخت نمی شد اما می دانیم که شهرمان آنقدر نیروی خوب دارد که این انتخاب آنقدر هم سخت نیست . یادمان باشد به هر انتخاب شورای شهر پس از تایید مراجع ذیربط قانونی احترام بگذاریم و خصلت اینکه " فلانی بهتر بود " و " چرا فلانی " و ... را کنار بگذاریم و برای موفقیت شهردار جدید پیشنهادات عملی مان را رو کرده و کمک کارش باشیم . از روزی که شهردار کلور برصندلی شهرداری تکیه زد همه ما می شویم یاران شهردار جدید؛ در این صورت است که با حمایت شورا و شهروندان روزگار خوبی در انتظار شهر خواهد بود . انشاء الله

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 22:9  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

نوستالژی ترک خورده

برای  بعضی ها ده سال ، برای برخی ها بیست سال و  برای بعضی ها سی سال و حتی خیلی بیشتر از آخرین باری که وارد این مدرسه  شده اند گذشته  است . همه چیز رنگ و بوی نم و ماندگی می دهد. گویی همین دیروز بود که معلم اول دبستان   با سلامی کوتاه وارد شد و پشت میز کوچک نشست و از ما خواست تا کتابها را باز کنیم . گویی همین دیروز بود که همه ما به احترام  و با دستور برپای مبصر ایستادیم و با دستور آقا معلم نشستیم .از چهره تک تکمان ترس می بارید ترس از آینده ای مجهول . نه اینکه واقعا به فکر آینده باشیم . نه ما در آن سن هیچ تصوری از آینده نداشتیم .

گرچند اگر از ما می پرسیدند که می خواهید چه کاره شوید؟ به کمتر از خلبانی و دکتری قناعت نمی کردیم . نسل ما  وبسیاری از ماها این مدرسه برایشان تقدس ویژه دارد از این مدرسه بسیاری از آینده ما شکل گرفت و شخصیت امروزمان  سر و سامان گرفت . یک نگاه کوتاه به سالن غمبار این مدرسه همه هیاهوهای دوران کودکی را به ذهن میآورد . دو شیفت  مدرسه و در هر شیفت آتقدر دانش آموز که کیپ  می نشستند و راه ورودی برای مدرسه نبود . نیمکت های چوبی سه تا چهار نفره و معلمینی که این مدرسه را برای ما و نسل های قبل و بعد از ما تبدیل به خاطره کردند . شاید  زیاده ازحد احساسی باشد که تمام گذشته خود و خاطرات کوچک و درشتش را از در و دیوار این مدرسه به تمنا بنشینیم .

آنچه به این مدرسه بی جان روح می داد همین ها بودند . اینهایی که وجودشان  به نام هم گرده خورده بود و حالا هرکدامشان جایی در کشورند که گاه و بیگاه اگر سراغی ازشان بگیری شاید به هیچ نتیجه ای ختم نشود

مدیر ما در آن مدرسه رویایی " سید شمس پوریحیی" بود و معلمان ما هم همانهایی بودند که امروز کمتر نشانی از آنها وجود دارد .

حالا با گذشت مدت زمان بسیار زیادی از آن دوران آنچه که برای ما باقی مانده همین مدرسه ترک خورده است که  سالها است  دلش برای دانش آموز تنگ شده است . دل مدرسه لک زده است تا انبار ته سالن را از سر اجبار و بعلت تراکم زیاد  تبدیل به کلاس کنند .

می گویند تمام دانش آموزان شهرمان سرجمع به هشتاد نفر نمی رسد . قطعا مدرسه شهید محمودی کلور از همین غمگین است. دل مدرسه لک زده برای صف ایستادن های طولانی ، برای ناخن دیدن های روز شنبه ، برای  گروه سرود ، برای  مرحوم شمس پوریحیی برای دانش آموزانی که کتک خورشان ملس بود.

برای داستان های روباه و کلاغ و میهمانهای کوکب خانم  برای حسنکی که دیر کرده بود و یا پتروسی که انگشت در سوراخ سد کرده بود و یا دهقان فداکاری که پیرآهنش را برای نجات قطار آتش زده بود . دل این مدرسه برای ما تنگ شده است . خیلی تنگ آنقدر تنگ که از شدت غم ترک برداشته است .


بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت 13:0  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

لزوم بزرگداشت بزرگان شاهرودی

توضیح ابتدای مطلب اینکه انعکاس آن  منطبق شده است با انتصاب برادر عزیز و سرور گرامیمان جناب آقای قنبر رستمی به عنوان رئیس اداره میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع  دستی شهرستان خلخال . صمیمانه کسب توفیق خدمتگذاری در این عرصه مهم را به ایشان تبریک و تهنیت عرض نموده و از صمیم قلب برایشان آرزوی موفقیت داریم .  شهرستان خلخال و مخصوصاً بخش شاهرود از پتانسیل های فرهنگی و گردشگری بسیار بالایی برخوردار است  که شخص جناب آقای رستمی از آن آگاه است و همچنین طرحها و پروژه های وامانده ای که همت والای این عزیز و همکاران وی را در به سرانجام رساندن به آنها طلب می کند .

اما اصل مطلب ؛

داستان از آنجا شروع می شود که تعداد بزرگان سرزمین ما نسبت  به تعداد جمعیت سرزمینمان زیاد و کثیر است و این را می توان به حساب چندین و چند چیز گذاشت اول ینکه سرزمین و منطقه شاهرود فرهنگ غنی  دارد و بواسطه همین فرهنگ غنی  آنهایی که در دامان این فرهنگ پرورش می یابند سر به عرش نهاده و با خود نام این سرزمین را نیز به اعتلا می برند . دوم اینکه پشتوانه مردان و زنان سرزمین ما گرم است . آنچه که از بالا تا پایین سرزمین ما مشهود است افراد مشهور و معروفی بوده اند که در زمینه های مختلف گوی سبقت را از بسیاری ربوده و زبانزد عام و خاص شده اند . سوم اینکه  ادب آموخته  خاندانی پاک باز و فرهیخته  اند .  اگر به آثار لقمه حلال وتلاش متکی به عرق جبین و زور بازوی شخصی اعتقاد داشته باشیم می توان به ضرس قاطع گفت در سرزمین ما دست کسی در جیب دیگری نیست . نه اینکه خدای ناکرده در جاهای دیگر چنین است . بلکه در سرزمین ما اعتقاد و ایمان  به تلاش و کوشش حرف اول را می زند . مردمان منطقه ما بواسطه قرار گرفتن در یک منطقه جغرافیایی خاص یاد گرفته اند که برای رشد و تعالی باید متکی به تلاش و کوشش خود باشند .

از اینروست که نگاهی کوتاه به لیست بلند و بالای مشاهیر و معاریف شهر و دیار شاهرود افرادی را جلوی چشممان قرار می دهد که شاید به نام آنها کمتر آشنا باشیم اما آثار برکت وجودی شان بر در و دیوار شهر و دیارمان مشهود  است . و این افتخار نه در یک زمینه خاص بلکه در اکثر موارد قابل رویت است . در زمینه  ورزشی رکوردهای بین المللی در ورزش اول کشور توسط همشهری  ما شکسته می شود و در رشته  ادبیات قله های پژوهش  در زمینه یکی اززبانهای خاص و ویژه دنیا توسط پژوهشگر منطقه ما شکسته می شود . هنرمند بزرگ و مودب  دیار ما در تلویزون دیده می شود و  دانش آموزان معدود  اما بسیار پر استعداد ما در سطح ملی خوش درخشیده و در بهترین رشته های دانشگاهی پذیرفته می شوند . استاد برتر ، دانشجوی برتر ، مدیر برتر و بسیاری از برتر های دیگر از همین سرزمین سر برآورده و نام همین سرزمین را بلند آوازه می کنند و حق نان و نمک بجا آورده و در تعریف و تمجید از خود نام روستا و شهر و دیار خود را در پسوند نامشان با افتخار ذکر می کنند .

تعداد این افراد و این سلسله خوبان و نیکان آنقدر زیاد و تحریک کننده حس غرور است که نام بردن از  تعدادی راه عذاب وجدان بابت فراموشی بقیه را برآدمی هموار می کند . نگاهی کوتاه به لیست تهیه شده  توسط دوست خوبم امیر حسین حداد در وبلاگ یادتات و برخی دیگر از وبلاگ ها با آنکه جای نامها و اسامی بسیاری در آنها خالی است باعث می شود آدمی سر را بالا گرفته و با غرور از سرزمین و دیار خود نام ببرد .

غیور مردانی که در گذشته  شاعر و عارف و بزرگ و عالم بودند و  دلاور مردانی که گاه جنگ اسلحه بر دوش جبهه و جنگ و جهاد را انتخاب کرده و در نهایت بزرگ مردانی که  گاه آسایش و آرامش در سنگرهای علمی و ورزشی و هنری و ... گوی سبقت را از دیگران ربوده و انگشت  تعجب دیگران را در دهانشان فرو برده اند .

در راستای تکریم و بزرگداشت اینان هر اقدامی شایسته و در خور تقدیر است و هرکس بنابه اقتضای شغل و کار خود باید در این زمینه گام بردارد . شاید تشکیل یک انجمن غیردولتی از جوانان و برومندان شهر و دیارمان در این زمینه راهگشا باشد . اما همانطور که گفته شد می توان زمینه پاسداشت حرمت این عزیزان را  با کمترین امکانات مالی نیز هموار ساخت .

وظیفه نکوداشت آنانی که به سرزمین ما خدمت کرده و می کنند بر دوش همه ما سنگینی می کند آنان که بار فرهنگ و اعتلای فرهنگی منطقه ما را به دوش کشیده و حق بزرگی بر گردن مردمان منطقه ما دارند را باید پاسداشت . یک وبلاگ نویس با یاد کردن از آنان و شاید چند نفر اعضای شورای شهر با نامگداری یک خیابان و یا میدان  و یک مکان فرهنگی به نام آنها .

علی عبدلی از جمله  بزرگانی است که همیشه تحسین برانگیز بوده است . او که متولد بیست و پنجم امرداد ماه 1330 در کلور     است در طول چهار دهه تلاش خستگی ناپذیر خود زحمات بسیاری را در زمینه انجام پژوهش های نوین  و بنیادین  در رابطه با تاتی  متحمل شده و در این راستا به توفیقات بسیار بزرگ و شایسته ای دست یافته است . بی شک عبدلی تاکنون نام خود را دفتر تاریخ فرهنگ سرزمین تات نشین ها جاودانه کرده و لوح زرینی از تلاش های خستگی ناپذیر  در دفتر فرهنگ سرزمینمان بجا نهاده است .

عبدلی کاربسیار بزرگی کرده است که بی اغراق  کارنامه تلاشهای های چهل و اندی ساله او بهترین گواه و سند در این زمینه است . به پاس همه مجاهدتها و تلاشهای فاخر این استاد برجسته بجا و شایسته است که نام او  در را در لوح دلها نوشت و به افتخار او ایستاد و دست زد .

شاید یکی از ایرادهای اساسی ما  این باشد که بحق یا نابحق همه خود را شایسته تقدیر می دانیم و تلاشهای کوچک و بزرگ خود را در ترازوهای ناقص و کوچک شخصی وزن کرده و به نتیجه گیری های بسبار ناقص می رسیم . اگر کار را به یک گروه کارشناس زبده بسپاریم راه را برخود هموارتر کرده و زحمت  و تعب و رنج  عدم تقدیر را برخود هموارتر می سازیم .

عبدلی از جمله افرادی است که به انتخاب بسیاری از کارشناسان بزرگ و صاحب سبک و صاحب ذوق گوی سبقت را از دیگران ربوده و شایسته عنوان " بهترینها" است . او بواسطه تحلیل ها و تقریرها و تالیف ها و تصنیفهایش شلیسته است که بر صدر نشیند و قدر بیند . شایسته است که نه سردیس او بلکه تندیسش ساخته شود و در جایی مناسب در منطقه مان نصب شود تا کودکانمان بدانند که حتی اگر با زبان فارسی صحبت می کنند  زبان شیرین مادریشان زبانی بوده و هست که آوازه جهانی شدنش مدیون تلاشهای این مرد و شاگردانش و همکارانش است .

صمیمانه سالروز تولد دکتر علی عبدلی را به او تبریک عرض نموده و از خداوند منان سلامت و توفیق روز افزونش را خواهانیم . از اینکه 25 امرداد ،سالروز تولدش باعث شد که از بزرگانمان یادی بکنیم خوشحال و خرسندیم ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 11:56  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

تقدیم به دکتر علی عبدلی

شعر تاتی ذیل را "سید عادل ایرانی کلور " به پاس چهار دهه تلاش وکوشش در راستای اعتلای زبان تاتی و بمناسبت بیست و پنجم مرداد سالروز تولد  معلم فرهیخته و استاد مسلم، دکتر علی عبدلی، سروده  و به ایشان تقدیم کرده است . به نوبه خود سالروز تولد ایشان را تبریک و تهنیت عرض نموده و موفقیت روز افزون و سلامت ایشان را از خداوند منان خواهانیم . وبلاگ شاهرود نیز در مطلبی جداگانه به بهانه سالروز تولد آقای دکتر عبدلی به مقوله " لزوم پاسداشت و تکریم بزرگان " پرداخته که طی پستی جداگانه ارسال گردیده است .

وله بيم تاتي نذانيم باموتم از ته من ام
پيله آبيم و اسا ام ولگي هر جا برم
زيرمان الماس و ته از خاكه بن برواردره
اس نگين تاجم و ام تاج نايه بر سرم
از چه ذانيم  گيروه را چنجوره يو جنگل چه به
قشقدايي باتشه دريا اسه يا آخرم
من چره گردالم انجا مرگه ويرم آشيه به
هم بگردس دستنر ام چرخ ذهن و پيكرم
ژن بين هم گر مثال مرگ در ذهنم بايا
زنده سازي ته دوباره ام وجود عازرم
كي شناسي نايمان كي وينده به ام ديل و بان
در كيتاور وارده هر چي از كيتاو و دفترم
هركسي آپرسي فرهنگ اشنوي چان ريشه يه
دارمان كفا شيي با ريشه ي كوء و ترم
ساليارر چشم داشته ام رز و باغ و زمي
بو كه از دور زمانه اشته شي يا غم برم
هر كسي درفكر اشتن آساره¬ي در دل داره
جان اسيش ته روشن و هم آسمانه اخترم
هر دلي يا ته شناسه آشناييش نايه كو
بو چراغان اكه تنگان پا پينه چشمه سرم
نامر از سمنان و قزوين تا به باكو برشيي 
مايه فخريش و هر جا و زمان ته مفخرم
خاطران خاطر گيرم اي صد كيتاوه خاطره
ذهنكوم ماني هميشه اي هميشه خاطرم

برای مطالعه مطلب بیشتر در مورد علی عبدلی، زندگینامه و آثارش به آدرس زیر مراجعه کنید

http://yadetat.blogfa.com/post-57.aspx

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 11:45  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

به یاری موسسه عاشورای شاهرود بشتابید

از مدتها قبل تلاش وافرشان را برای یاری رساندن به بیماران شروع کرده اند و در طول این مسیر کوتاه اما دشوار با ناملایمتی ها و دشواریهای بسیاری روبرو شده اند اما همه آنها در برابر لبخند رضایتی  که بر چهره بیمار نشانده اند قابل مقایسه نیست  در ذیل به تعدادی از راههایی که می توانیم یاریگرشان باشیم و راههایی برای توسعه فعالیت های موسسه عاشورا اشاره شده است .بیایید با انتخاب یک یا چند راه از این راهها و یا راهی غیر از این به موسسه عاشورای شاهرود کمک کنیم

چگونه می توانیم یار موسسه باشیم ؟

  1. آشنایان و دوستان خود را از وجود موسسه عاشورا و اهداف آن آگاه سازیم
  2. اهداء یا وقف بخشی از اموال و املاک برای موسسه  توسط نیکو کاران  برای گذاشتن نام نیک و باقیات صالحات
  3. دوستان و خویشان مقیم خارج  از کشور  را در این امر خیر مشارکت دهیم  تا آنان نیز دین خود را به هموطنان خویش ادا کنند
  4. می توانیم برای تکمیل و تجهیز درمانگاه  لوازم بیمارستانی یا تجهیزات پزشکی اهدا کنیم
  5. تقبل هزینه  تمام یا بخشی از هزینه درمان یک یا چند بیمار
  6. اهداء کارهای دستی ،آثار هنری ، صنایع دستی و غیره برای فروش در بازارچه هایی که بعداً به همین منظور بر پا خواهد شد
  7. اهداء وسایل  و ملزومات سالم  ولی غیر ضروری منازل برای فروش به نفع بیماران
  8. انجام هرگونه خدمات تخصصی مانند خدمات پزشکی ،درمانی ، مددکاری، و تبلیغ و اطلاعرسانی و..
  9. اهداء دارو و یا مشارکت در تامین داروهای افراد معرفی شده یا تامین هزینه نسخه های ارائه شده از سوی موسسه
  10. اهداء نذورات ، اهدای هزینه های برپایی مراسمات به حساب های انجمن و یا اخذ صندوق های شیشه ای موسسه و تحویل آنها در موعد ماهانه به موسسه

 

موسسه  چگونه می تواند برای جذب کمک های مردمی اقدام کند ؟

  1. برپایی مسابقات نقاشی،نامه نویسی ، و ... بین کودکان و نوجوانان برای  فرهنگ سازی و در نهایت برپایی نمایشگاه از این آثارو فروش مزایده ای آثار
  2. برپایی جشنواره گلریزان به نفع بیماران با حضور هنرمندان بومی  و استفاده از ظرفیت هنرمندان صاحب ذوق منطقه  در این زمینه
  3. برپایی مراسم فروش و یا حراج اقلام جمع آوری شده در موعدهای مقرر
  4. فراهم کردن امکان تقبل هزینه های سرپرستی کودکان بیمار به صورت مجازی با تقبل هزینه ماهانه
  5. اهداء عضویت افتخاری در هیات امنا به اهدا کنندگان ارقام بیش از پنجاه مییلون ریال
  6. چاپ و توزیع کارت های عضویت برای خیرین دایمی  و تقدیر از برخی از ایشان در مراسمات  و جشن ها و مناسبات ( به شرط رضایت خود ایشان)
  7. برپایی جلسات عیادت با حضور خیرین و ذی نفوذان
  8. اقدامات تبلیغی مانند تابلوی خیر مقدم به میهمانان  و چاپ بروشورها و سررسید و تقویم دیواری و...
  9. تداوم برگزاری جلسات  در شهرستانهای مختلف

      10 .ترویج و توسعه امر اطلاعرسانی در مورد بیماریهای رایج در منطقه و راههای پیشگیری از آن

راههای دیگر را شما پیشنهاد کنید

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مرداد 1393ساعت 18:2  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

گونها را آتش نزنیم

 

بمناسبت هفته محیط زیست

ایام بهار از قدیم الایام در منطقه ما ابهت  و ارزش و احترام دیگر گونه داشته است  هم از آن باب که مطلع سال جدید است و هم از این باب که رزق و روز ی بسیاری از ما اهالی منطقه به مدد این  فصل زیبا تامین و تهیه می گردد .

در همان بهار ها بود که " واشجارها " باندازه یک روستا برای خودش برو و بیایی داشت و مردمان روستا ها  سلسله وار بار و بندیل را بسته و عازم علفزارهای خود در دامنه کوههای بلند مشرف به روستا می شدند و بسته به اندازه علفزارشان در کوه اتراق می کردند و ماحصل خود را در قطارچهارپایان سوارکرده و به روستا می فرستاندند تا اسباب  معیشت و رزق و روزی خود و حیواناتشان را از این محل تدارک ببینند . قصه این اتراق ها و کوچ کردنها فصلی پر نشاط و پر خاطره را برای روستائیان ساده دل رقم میزد . داستانی از نهارهای "آبدوغ خیار " و شام های نا نو پنیر و چای های دودی که بساطش همیشه روبه راه بود و الی آخر و آب چشمه های روانی که از همه جای دل زمین جاری بود .

اما چندیست که با مرگ و فرسودگی و پیری  نسل قبلی و مستولی شدن روحیه شهر نشینی بر نسل جدید دیگر از آن خبرها نیست .دیگر بوی خیار تازه باغچه و بوی " ترید " و ماست ترشیده کمتر به مشام می رسد . کمتر کسی را می توان پیدا کرد که چهارپایانش را قطار کند و چند روز در کوه اتراق کند و دست آخر از همانجا عازم گندمزار شود . این موضوع و رخداد را نمی توان به عنوان تقصیر و کوتاهی پای کسی نوشت  بالاخره اتفاقی است که افتاده  و شاید طبیعت شهر نشینی یکی از مظاهرش همین باشد . اما موضوعی که در این نوشتار قصد اشارت بآنست  تجدید خاطره این چنین نبود بلکه صحبت با کسانی بود که به همه گذشتگان خود و میراثی که سالها با چنگ و دندان از آن پاسداشته شده است پشت کرده اند .

یکی از الطاف خداوندی به طبیعت بکر منطقه شاهرود جوانان برومند و بزرگسالانی توانمند است که  اندیشه بهره گیری  از طبیعت بکر منطقه را  درذهن گذرانده و در اکیپ های چند نفره عازم کوه و مناطق بکر طبیعی می شوند . این  عزیزان قطعا به خطرات آلوده کردن محیط زیست آگاهند اما تعداد معدودی از ایشان از روی جهالت یا از روی شادابی و طروات جوانی افعالی از خود بروز می دهند که نتیجه اش جز تخریب طبیعت چیزی نیست .

آتش زدن گیاه پر فایده و بسیار استراتژیک گون یکی از آفاتی است که این جوانان  از خود بروز می دهند .اینکه در منطقه "سوسان " یا برخی منطق دیگر  به یکباره با صحنه از بین رفتن تعداد بیست تا سی بوته گون  روبرو شوی  باندازه ای تاسف بار است که نمی توان از گناه آن به سادگی چشم پوشی کرد .

آلوده کردن منابع آبی، پراکندن آشغالهای غیر قابل بازیافت مانند کیسه های پلاستییک ،آلوده کردن محیط زیست حتی با آشغالهای قابل بازیافت ،ریشه کن کردن گیاهان کم یابی مانند گل های شقایق ،کاکوتی و ...،آسیب رسانی به حریم علفزارها و باغات ، برپا کردن آتش در محل های سبز ، تخریب لانه های پرنده ها ، شلیک بی مورد و بی دلیل ، شکار پرندگان  و... همه و همه از جمله اقداماتی است که در یک گردش تفریحی در منطق کوهستانی  نباید بآن  دست بزنیم .

طبیعت زیبای روستاها و جلوه زیبای چادرهای برپاشده و چراغهای روشن در طبیعت روستاهای  منطقه از اسبو گرفته تا درو و کلور و شال و دیز و لرد و کرین   نوید  وجود مردمانی سرخوش و شاداب را میدهند که  فارغ از دغدغه های  زندگی روزمره به دامان طبیعت پناه برده اند . بیائیم این طبیعت بکر و زیبا را برای آینده گانمان نیز حفظ کنیم .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 15:24  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

صدای پای رغایب می آید

به مناسبت حلول ماه رجب؛

صدای پای آشنا می آید؛ صدای پایی از جنس نور،صدای پای جشنی پرسرور ،صدای پای  مراسمی پر شر و شور با حضور مردمانی  زحمتکش و دست به کار ، صدای پای جشنی  پر سابقه که سبقه برپایی اش نه مربوط به  یک دهه بل ریشه در تاریخ کهن سرزمین شاهرود دارد . چندی بود که گذر زمان گرد و غبار فراموشی بر این سنت حسنه و جشن اسلامی  نشانده بود تا اینکه  سال 1383 مطلع یک فعالیت آگاهانه برای اعتلا و رشد فرهنگ بومی و تاریخ اسلامی مردمان سرزمین  شاهرود گشت . جشنی که در هیچ جای ایران اسلامی  برگزار نمی شد و سرزمین شاهرود به برپایی این جشن شهرت جهانی یافت و عکس ها و تصاویر و مطالب و فیلم های کوتاه و بلند این مراسم  به یکباره در گستره ای جهانی جای گرفت و بر صدر نشست و قدر دید .گویی نرم افزارهای جستجوی کلامی و جغرافیای  مانند یاهو و " گوگل ارث" وسایرین  دنبال بهانه ای بودند تا سند " رغایب " را به نام منطقه شاهرود اردبیل بزنند . حال .... ..


(عکس: تصویری از اولین پوستر و نماد طراحی شده برای جشنواره رغایب)

 نزدیک به ده سال از آن واقعه مبارک گذشت . به سادگی چشم به هم نهادنی. ده سال از عمر ما گذشت و گویی همین دیروز بود. باورمان نمی شود اما وقتی عکس های به یادگار مانده از آن دوران را می بینیم  و یا جلوی آینه می ایستیم و نیک در صورت خود می نگریم  می بینیم بله ده سال گذشته است . فارغ از همه  حواشی این تکرار مبارک می توان ادعا کرد که  برگزاری جشنواره رغایب  چند خوبی  برجسته و بزرگ داشته است  که آنرا علی رغم همه ایرادات کوچک و ظریفش  به یک جشن بزرگ  و در خور توجه برای منطقه مان تبدیل کرده بود .  رغایب جشن آرزوها بود و یکی از آرزوهای ما تداوم این اتفاق مبارک ومیمون بود وهست  که به همت افراد بسیار زیادی شکل می گرفت .  در برپایی جشن رغایب  خیلی ها روز و شب نداشتند  و بار زحمت کارکنان شهرداری  کلور  وجوانان  برومند و کم ادعا  در این بین بیشتر از همه بود . جشن رغایب سایه همدلی را بر  جوانای افکنده بود که در حین نگارش مطلب می توان چهره تک تکشان را در ذهن تجسم کرد و بابت این زحمات چند ساله از همه شان تشکر کرد . از شورای شهری که علی رغم قلت منابع و عسرت بودجه و اعتبارات  برگزاری این جشن را مصوب می کرد و از شهردار عزیزی که  نیروهایش را برای تدارک و تمهید مقدمات مدیریت می کردو گاه خود آستین بالا میزد و وارد گود می شد ؛از گروه های هنری  زیرون گرفته  تا مجری توانمندی که اجرای برنامه ها را برعهده داشت و بسیاری دیگر که هر کدام گوشه ای از کار را گرفته بودند و طی چندین سال گذشته بر برگزاری بهینه و بدون مشکل آن تاکید و توجه داشتند . بدون اغراق جشنواره رغایب تبدیل به یک جشن بزرگ  شده است که دستاوردها و کارکردهایی را برای منطقه ما به ارمغان می آورد  که می توان به بزرگترین آنها در موارد ذیل اشاره کرد ؛  

1.      اولین ویژگی برجسته  برپایی جشن رغایب نزدیک کردن دلها بهم بود . یک نگاه کوتاه به عکس هایی که از جشنواره اول گرفته شده است نشان می دهد . که به چه میزان این مهم تحقق پیدا کرده است . در  جشنواره رغایب "اینوری و آنوری" و بالایی و پایینی دور هم و یک روز راحت از دنیا و زخارفش دور هم جمع می شدند و یک روز شاد را کنار هم رقم می زدند .  به نظر شما  جشنواره  به این بزرگی آیا دستاوردی غیر ازاین داشته باشد جای تعجب ندارد . پس می توان در همین قدم اول و بدون مطالعه سطور بعدی  ادعا کرد جشنواره به تمام اهداف خود رسیده است . " نزدیک کردن دل مردم به هم ".

2.      شاد کردن مردم . دومین کارکرد بزرگ جشنواره رغایب شاد کردن دل مردمانی سخت کوش بود که به دنبال بهانه ای برای خندیدن و شاد بودن بودند .  مرحوم کیومرث صابری در  بالای مجله  زیبای خودش(گل آقا)  نوشت " زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی     چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی ". خنداندن مردم ،هنری بسیار بزرگ است که در جمع های اینچنینی به واسطه تجمع بیش از حد مردم و به وسیله هنر هنرمندان بومی براحتی امکان پذیر است .

3.      شکل گرفتن نوستالژی . نوستالژی نسل ما "  جشن رغایبی سنتی   و دوشنبه بازار و مدرسه خاص و کتابهایی که الان وجود ندارد" و اینجور چیزها بود و عدم تلاش برای شکل دادن یک نوستالژی تمام عیار برای کودکانمان که کلور  و شاهرود را در ذهنشان ماندگار کند  برای ما و نسل ما ایراد بود . این جشنواره تا حد زیادی این خلا را پر کرده بود .  شکل گرفتن نوستالژی کلور 83 یادگار زیبای دوران کودکی بسیاری از نوجوانان امروز و جوانان فردا خواهد بود

4.      تازه کردن دیدارها . اگر آنهایی که سال به سال بهانه ای غیر از عید و محرم برای  سر زدن به کلور پیدا نمی کردند حالا در تقویم رسمی دلشان  یک مناسبتی را که حتما باید در کلور حضور داشتند را هم اضافه کرده بودند . " رغایب " .   دقیقا به همین دلیل بود که  در ایام برگزاری رغایب تعداد بسیار زیادی از همشهریان  باز هوای وطن به سرشان می زند .  افرادیکه سالها بود ازشان خبری نبود را می توانستید در  جشن های رغایب  پیدا کنید .

5.      فرصتی برای عرض اندام . شاید بهترین بهانه برای اینکه در سیمای استانی برای ساعت ها دیده شویم و اخبار سراسری  دقایقی از وقت گرانبهای خود را به شهر و دیار ما اختصاص دهد این جشنواره بود . به مدد این جشنواره بود که  برای هفته ها بر تارک روز نامه ها می نشستیم و فرصتی هم می شد که صاحب نظران و فرهنگ دوستان پژوهشگر با مصاحبه های خود  زمینه  را برای  معرفی هر چه بیشتر فرهنگ و زبان تاتی فراهم کنند . اکیپ های خبری از شبکه های مختلف در منطقه ما حاضر می شدند و خبرنگاران  از هنر و فرهنگ و زبان تاتی می نوشتند . این شاید از همه دلایل بالا هم مهمتر باشد که با جشنواره رغایب " بر سر زبانها افتادیم " .با گذشت چند سال ازآخرین  جشنواره رغایب  هنوز وقتی به فارسی یا انگلیسی در موتورهای جستجو جشنواره رغایب را جستجو می کنیم با انواع و اقسام مطالب ریز  و درشت  روزنامه ها و بولتن های الکترونیکی روبرو می شویم

6.      جشنواره رغایب فرصت بی بدیلی برای حضور  مسولین استانی در سرزمین آب و آیینه بود . مسئولینی که شاید  هفته ها لازم بود تا  به شما وقت ملاقات بدهند جشنواره فرصتی فراهم کرد تا بسیاریشان دراین جشنواره حضور پیدا کنند و از قبل این حضور حتی اگر هیچ چیز مادی عاید شهر و دیار ما نشده باشد همین برایمان بس که  در گوشه ذهنشان چیزی به نام شاهرود و کلور شکل گرفته که شاید روزی به کارمان آید .

7.      زنده شدن تاریخ و فرهنگ منطقه شاهرود و فراهم شدن بستر انتقال فرهنگی به نسل جدید دستاورد بزرگ دیگر جشنواره رغایب بود . جشنواره رغایب  فرصت مغتنمی بود تا زنان لباس محلی بپوشند و رنگین کمانی از لباس های تاریخی و پوششی سنتی بر تن  زنان همشهری مان دیده شود . نوع پوششی که مانند بسیاری دیگر از موارد  در برابر شهر نشینی دوام نیاورده و به فراموشی سپرده شده است . در این روز بود که می توانستیم دخترکانی را ببینیم که لباس محلی را پوشیده و چونان  ستارگان زیبا درآمده بودند . مردان هم  کلاه شال بر سر و جلیقه شال بر تن  با جوراب های محلی در صحن و سرا حاضر شده و بر ابهت این روز زیبا می افزودند . چه تاریخ و مورخه ای از این بهتر برای  تداوم یک سنت حسنه و آن انتقال بی دردسر فرهنگی چند هزار ساله با آمیزه از آموزه های اسلامی در جوار صحن مقدسی به نام امامزاده عبدالله

8.      توجه ویژه به جایگاه امام زاده عبدالله و مقام شهدا. یکی از دیگر دستاوردهای این روز بزرگ الفت و انس مردمان منطقه و میهمانان با امام زاده عبدالله و شهدای به خون خفته هشت سال دفاع مقدس و نیز مزار مومنین و مصلحین بود .فرصت غنیمتی بدست می آمد تا  ضمن زیارت اهل قبور  فضای معنوی  بر روابط حاکم گردد و موجبات جلای روح و روان میهمانان فراهم گردد .

9.      هنرنمایی هنرمندان؛علاقه به هنرنمایی هنرمندان بومی بواسطه آمیزش آن با گوشت و پوست و استخوان مردمان منطقه  در ذات وجودی ما ریشه دوانده است. همه عاشق هنرهای دوست داشتنی و هنرمندی محمد شادخاطرند . همه صدای علیرضا رحیمی را دوست دارند . چه کسی است که برادارن عاشوری  و هنرشان را دوست نداشته باشد ؟ هنرمندی سید رضا هاشمی بر دل می نشیند و اجرای خوب افشین حداد جمعیت را مجذوب می کند . جوانان خوب منطقه ما مانند امیر حسین حداد دل در گرو هنر دارند . هنر خوب مدیریتی افرادی مانند حاج وحید کنعانی ،سیدحسین ساده روح یا سید عیسی کریم پور و بسیاری دیگر است که  در جمع های دوست داشتنی و اجتماعاتی اینچنینی رخ می نمایاند . هنر حافظه تاریخی و مستند به اسناد تحقیقاتی پژوهشگرانی مانند بهمن موذن زاده،سید عادل ایرانی یا بسیاری دیگر است که رغایب را درسنگ نوشته دلها مضبوط و مخفوظ می کند . رغایب فرصت بسیار مغتنمی برای دیده شدن هنر هنرمندان است از هنر اجرا تا هنر کارگردانی . از هنر موسیقی تا هنر  گرافیک . از هنر عکاسی تا هنر آشپزی

10.  رغایب جشن آرزوها و آرزومندی بود . رغایب امیر جشن ها  در منطقه شاهرود بود . رغایب جشن بسیار یزرگ و خاطره انگیزی بود .. این بند را گذاشتم برای تمام سایر مواردی که نمی توان شمرد . از میهمانان خارجی گرفته تا هنر نمایی هنر مندان . از نمایشگاه آثار تاریخی گرفته تا کشتی گیری های  سنتی . از خیلی از چیزهایی که جایشان خالیست . به همین عکس های تهیه شده  نگاه کنید . چند نفرشان دیگر دربین ما نیستند . هنر جشن رغایب این بود که ترتیبی داد تا اینها یک روز  در کنار هم باشند .واین بی چون و چرا  مدیون خوشفکری یک جماعت فرهنگ دوست و همت و تلاش این عده دوست داشتنی است  .صحنه هایی تکرار نشدنی و دوست داشتنی.ار فرصت استفاده کرده و از تک  تک عزیزانی که این خاطرات خوب را برای ما رقم زدند ممنونیم .از همه شان که اگر قرار به نام بردنشان باشد شاید ذهن یاری نکرده و بساط شرمندگی از بعضی هاشان جور شود .


 (عکس: تعدای از هنرمندان خوب شهرمان ؛از راست به چپ سید رضا هاشمی نژاد،محمد خرسندی،محمد شادخاطر،صفر خیاط پور،قربانعلی عاشوری،شکور عاشوری؛جای بعضی هایشان  در عکس خالیست )

اما همه جشن رغایب ؛به این  خوبی نبود .  برگزاری جشن رغایب   تلاش وافر و همت والا می طلبید اما اینطور نبود که جشنواره رغایب بدون نقص و نقصان برگزار گردد . هر چقدر که  اندیشیده می شود و غور و تفکر می گردد آثار مثبت این مراسم روحانی بسیار بیشتر از ایرادات آن بود . گرچند شاید همین ایراد کوچک پاشنه آشیل این جشن بزرگ باشد اما نمی توان و نباید بواسطه چند ایراد قابل رفع زحمات شبانه روزی  دست اندرکاران این حرکت بزرگ را نادیده گرفت . مطمئنا این ایرادات  چیزی از  اجر و احترام و قابلیت های  دست اندرکاران کم نخواهد کرد .برخی ایرادت هم گذشته جشنواره رغایب در منطقه شاهرود اینها هستند

1.      تلاش برای  چربیدن جنبه دولتی  شدن جشنواره رغایب . جشن رغایب برای مردم و مال مردم بود . حتما می بایست استارت اولیه احیایش  به دست یک نهاد  مردمی مانند شورای اسلامی زده می شد اما سپردن امورات سالهای بعد بدست نهادهای دولتی این جشنواره را به حاشیه  می برد . از این جهت که اگر نهادهای تصمیم گیر به صلاح نمی دانستند جشنواره برگزار نمی شد یا در تاریخی که ایشان صلاح می دانستند برگزار می شد . جشنواره رغایب ریشه در دین و باور اسلامی مردم دارد و محل برگزاری آن در جوار مزار شهدای والا مقام  هشت سال دفاع مقدس است  . نمی توان باور کرد که جشنی اینچنین مذهبی و با اینچنین ریشه انقلابی  به بهانه هایی  برگزار نشود و یا با تاخیر در هر تاریخی که اعلام شود برگزار شود . در این حالت است که جشنواره رغایب از حالت عمومی و همه گیر  خارج و به یک جشن با ضوابط دست و پاگیراداری  تبدیل  می شود

2.      نباید جشنواره رغایب به جشن  تابستانی ای تبدیل شود  که عده ای دور هم جمع می شوند تا  فقط شاد باشند . فلسفه جشن رغایب این نیست و به همین خاطر است که نباید جشنواره رغایب  و تاریخ برگزاری آن دستخوش سلایق شود . جشنواره رغایب  در روز رغایب برگزار می شود نه یک ماه و یا دو ماه آن طرف تر . جشنواره رغایب حتما کارکرد شاد کردن مردم را داشته است اما همه دستاوردش این نبوده و نیست .

3.      زمینه برای مشارکت  بیشتر جوانان کمتر فراهم  . گرچند تا حدود بسیارزیادی جشنواره رغایب بدست جوانان برگزارمی شد اما  در مقام دفاع از برگزار کنندگان آن می توان گفت که برگزار کنندگان این جشن تنها بودند و  تا حد بسیار زیادی خسته می شدند .

4.      عدم تجلیل از دست اندرکاران . این خرده و ایراد به همه ما  به اندازه سهممان از این جشن وارد است که قدر زحمتکشان جشنواره را کمتر دانستیم . آنهایی که بدون چشم داشت و بدون کمترین توقع از وقت و انرژی و حتی آبروی خود برای جشنواره و شهر و منطقه مان مایه گذاشتند شایسته تجلیل و تکریمند . باید قدر خیلی از گذشتگان و افراد موجود  را دانست . بایدبه اندیشه و تفکراتشان احترام گذاشت  و دستشان را به گرمی فشرد . در یک کلام باید قدر تک تکشان را دانست . به احترامشان ایستاد و سر تعظیم بابت برگزاری منظم و مرتب  حداقل 9 جشنواره رغایب  فرود آورد . جشنواره رغایب برای مان عادی شده بود گویی که وظیف ذاتی این عده زحمتکش این بوده که زحمت  برگزاری جشنواره رغایب را به تنهایی به دوش بکشند اما اصلا چنین نیست .

5.      مورادی که در کنترل  مجریان نبود . همه تلاش و هم و همت برگزار کنندگان جشنواره برگزاری آن بدون کمترین مشکل بوده  است اما بروز برخی موارد  خارج از حیطه اختیار و امکانات بوده است . اینکه شهر ما فاقد امکانات اسکان و پذیرایی مناسب  از میهمانان است و یا بسیاری از امکانت شهر های بزرگ در شهر و دیار ما وجود ندارد از حیطه اختیارات  تصمیم گیران محلی خارج بود .


(عکس: حاج وحید کنعانی شهردار وقت و رییس فعلی شورای شهر را در حال سخنرانی در جشنواره چهارم نشان می دهد . احیای رغایب و تداوم آن در سالهای گذشته و امکان ادامه آن به همت  والای و تلاش وافر ایشان و اعضای  شورای شهر  وابسته است .)

حال ده سال از تجربه احیای این جشنواره تاریخی گذشته و سال گذشته نیز به هر دلیلی این جشنواره برگزار نگردید و اکنون فرصت مغتنمی است تا با اضافه کردن چند مورد به همه مواردیکه تا کنون انباشته ایم یک جشنواره خوب و تحسین برانگیز و  تاریخی برای شهر و دیارمان برگزار کنیم .

1.      برگزاری جشنواره رغایب را در دستور کار قرار دهیم . به همه دلایل برشمرده و به خاطر شهر و دیارخودمان و بواسطه آنچه که از گذشته تاکنون برای ما به یادگار مانده این جشن را برگزار کنیم . این جشن را با تمام مقدمات و موخراتش برگزار کنیم .

2.      برگزاری این جشنواره را به جوانان از جمله همین شورای صنفی و تشکل جوانان برومند شهر کلور بسپارید .  وفقط نظارت کنید . تا حد امکان دخالت های نهادهای دولتی را به حداقل برسانید تا جشنواره قوام و دوام داشته باشد و از دستخوش سلایق در امان بماند . صد البته  برپایی چنین جشنی بدون هماهنگی نهادهای انتظامی و امنیتی  و آنان که مسول حفظ جان و مال مردمند توصیه نمی شود .

3.      برای شهر کلور و شهرداری آن درآمد زایی کنیم . مصوبه شورای شهر کمک خواهد کرد که شهر و دیار ما حداقل از کنار برگزاری این جشنواره اندوخته ای  حداقلی داشته باشد.

 

(عکس:سید حسین ساده روح  شهردار زحمتکش  وقت و سیروس آئینی عضو شورای شهر وقت  در کنار تعدادی از بزرگان شهر را نشان می دهد)

در ادامه مطلب تصاویری خاطره انگیز از اولین جشنواره رغایب در سال 1383 را ببینید .

عکسها(غیر از عکس سوم) از بهرام شعبانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393ساعت 17:57  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

میراث ماندگار ؛از درو، شال ،کلور تا دیز و گیلوان


سخن گفتن از آنچه که برمیراث  فرهنگی کشور در نقاط مختلف  آن  می گذرد  و توصیف و تشریح وضعیت فعلی و گذشته آن برای اهل آن ، داستان زیره به کرمان بردن است ؛چون هم آنانکه بر راس این نهاد فرهنگی نشسته اند  اشراف وافی و کافی بر قضایا دارند و هم بدنه این سازمان مظلوم و در عین حال غمخوار  دغدغه  سر و سامان بخشی به امورات را  در خود احساس کرده و با تلنگری که با جابجایی های انجام یافته در راس سازمان طی انتخابات باشکوه 24 خرداد ماه  در خود احساس کرده اند بسیار دلگرم و پر انرژی به کار مشغول اند . اما گفتن مطالبی از  جنس مطالبی که در ذیل  گفته خواهد آمد نه از باب اسائه ادب  و یا نادیده گرفتن زحمت های بی دریغ و طاقت فرسای عزیزان بلکه از باب یادآوری برخی مطالب موجز و مختصر و در عین حال بسیار مهم و حیاتی است که  بواسطه زندگی در آن منطقه  آنها را با گوشت و پوست خود احساس کرده و برای آنها غم و غصه می خوریم . گرچند اطمینان دارد که این  موضوع دغدغه پنهانی بسیاری از همشهریان و همراهان دلسوزی است که   با درک موضوع نسبت به آن دغدغه دارند .

از اینرو صرفا از باب یادآوری برخی نکات را  نگارش نموده امید آنکه با سعه صدر و با صدور دستور پی گیری  عاجل از سوی دست اندرکاران  زمینه  رفع نگرانی ها را برآورده سازند . همچنین  زمینه برای اطلاعرسانی و پی گیری در اینخصوص توسط اعضای محترم شورای اسلامی ،نماینده ساعی و مردمی و نیز سایر دست اندر کاران فراهم گردد .

 اولین  دلیل روشن و برهان قاطع از علل نگارش این مکتوبه فقدان رویت  اقدام عملی برای پاسداشت ،نگهداشت و ثبت و ضبط  زبانی به حکم کیمیا و گویشی به حکم در است . که با گذشت زمان جفاها بر آن بیشتر و این زبان شیوا مهجور تر و مغضوب تر گشته و تیشه ها بر پیکر ظریف و نحیف این درخت تناور کارساز تر و شاخ و بال آن هر روز خشکیده تر و بی برتر می گردد .

سخن گفتن از گذشته و حال  زبان شیوای تاتی در مجال این مختصر فراهم نیست اما شایستگی  و در خور توجه بودنش نیز به سادگی  همین اختصار نیست .منطقه شاهرود خلخال  به عنوان بزرگترین و گسترده ترین منطقه جغرافیایی پاسدار این زبان اصیل و با سابقه بیشترین و بهترین همراهی با نظام مقدس اسلامی و با تقدیم 123 شهید و دهها جانباز و ایثارگر و  با بیشترین حجم مشارکت  نسبت به جمعیت در انتخابات ها ی گوناگون و حضور بموقع در همه صحنه ها انتظار بجایشان پاسداری از این زبان است . آنجا که بخشی از تکلیف متوجه دولت و سازمان متولی این امور است  تصور بر این قرار دارد که با اختصاص  درصدی اعتبار و مکنت مالی از معونه بجا ی مانده از تاریخ و زبان و فرهنگ تات زبان دره شاهرود پاسداری شود . گرچند شخص ریاست محترم جمهور نیز به این زبان شیوا تسلط داشته و  تکلم ایشان به این زبان  برگ زرینی بر قلب این زبان شیواست .به جرات می توان گفت اگر فعالیت زبان پژوهان و بزرگوارانی که نه بر اساس تکلیف اداری بلکه به واسطه علاقه شخصی و نیز احساس تکلیف شرعی و ملی که در دل مسلمانان پاک طینت شهر و دیار ما ریشه دوانده حرکت مثبت دیگری در این زمینه مشاهده نمی شود . به دیگر بیان هر حرکتی در اینخصوص حرکت خودجوش است و از آنانکه برای این مهم سازمان یافته و  تشکیلات تشکیل داده اند حرکتی در خور مشاهده نمی شود .

 ازدیگر سو ؛آنچه بر میراث فرهنگی منطقه جغرافیای  شاهرود خلخال می گذرد به هیچ وجه شایسته مردمان این منطقه نیست . حمام تاریخی روستای درو  در آستانه تخریب کامل است . قلعه نگهبانی روستای شال طی سال گذشته ویران گشت . گورستان تاریخی و بهشت باستانشانسی  ایران در روستای گیلوان  بدون هیچ اقدام موثر کاملا به حال خود رها شده  و همچنان چشم انتظار  حضور باستانشناسان و کاوشگران است .در سراسر این منطقه  از حمایت از صنایع دستی منطقه که منحصر بفرد و خاص هویت مردمان تات زبان است خبری نیست  و صنایع دستی زیبای این منطقه رو به افولی همیشگی است و در سراشیبی سقوط   و فراموشی قرار دارد . مناطق گردشگری که در پناه مصوبات دولت قبل فقط اسمی برای خود دست و پا کرده اند در همان حد اسم و تابلو باقی مانده اند و نه منطقه نمونه گردشگری امام زاده عبداله کلور و نه روستای ماجولان در جولان اعتبارات  مبلغی از مبالغ و درصدی از اختصاص بودجه ها را به خود ندیده اند و آنچه از ساخت و ساز و احیا اگر دیده می شود در سایه همت مردمان منطقه و همیاری و کوشش برگزیدگانی است که دل در گرو پیشرفت  شهر و دیار خود دارند .

مردمان منطقه شاهرود  خاطره خوشی ازدوران مدیریت آقای دکتر نجفی در وزارت آموزش و پرورش دارند .  افتتاح  اولین  اداره مستقل فرهنگی را با دستان با کفایت ایشان در منطقه شاهد بوده و در سایه  وزیر آموزش و پرورش با کفایت وقت طعم  ارتباط دولت با مردم را چشیده اند . اکنون سالها پس از آن قصه مبارک چشم امیدشان همچنان بعد از لطف حضرت حق به همت والا و دستان پر برکت ایشان  بود   تا بار دیگر یادگاری زیبا  از ایشان  داشته باشنداما  کوتاهتر و زودگذرتر از این دوره مدیریت ظاهرا موضوعی وجود ندارد . از اینرود فارغ اینکه چه کسی بر سازمان متولی این موضوع  تکیه زده و هدایت سازمان عریض و طویل میراث را بر عهده دارد باید به پیگیری مطالبات خود از ایشان دل بسته و همچنان به همت والا و توجه خاصشان دل بندیم .

موزه مردمشناسی کلور در چنبره چهار ستون و سقف سفالینش همچنان اتمام پروژه ناتمامش را به نظاره نشسته و از خرید حمام های سنتی و قدیمی کلور و اضافه کردنشان به میراث فرهنگی و شناسنامه دار کردنشان خبری نیست . بسیاری از خانه های تاریخی که مد نظر برای خرید  از سوی این سازمان بودند و یا امید خریدشان می رفت در ترمیم بافت های فرسوده رنگ و بوی تازگی به خود گرفته و اسیر دست معماران و ساختمان گرانی چیره دست شدند . و این اتفاق ترس را بر دل نشاند که نکند معماری گذشته و تاریخی روستاهای تاریخی منطقه نیز با همین ساختمانها فرو ریخته و بر باد رود .

منطقه شاهرود بواسطه ارتباط با استانهای گیلان و زنجان سه راهی ارتباطی سه استان مهم و زیباست و شایسته است در تمامی نقشه های گردشگری که برای راهنمایی مسافران و توریست های داخلی و خارجی تهیه و تدارک دیده می شود و یا بروشورهایی که برای ایشان آماده می شود این نکته مدنظر قرار گیرد . که ظاهراً ازآن سهوی یا عمداً چشم پوشی می شود . خوب است که موضوع از سوی مسولین امر پی گیری شود و به موازات آن  سازمانهای متولی از جمله شورای شهر می توانند خود اقدامی اینچننیی را دستور کار قرار دهند .

بی شک رسیدگی به اوضاع میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی علاوه بر تامین امکانات مالی  به همیاری و همکاری گسترده  شهروندان  و دلسوزان  منطقه وابسته است . به ضرس  قاطع می توان گفت که همیاری و همکاری و معاضدت ایشان بخشی از کار است که از ابتدای امر  در فراهم بودن آن هیچ شک و شبهه ای نبوده است اما فقدان اعتبارات و بعضا برخاستن بوی کم لطفی است که آزار  دهنده است .

دیار شاهرود ،دیار سرزندگی و طروت ، دیار تمدن و قدمت ، سرزمین یاران میرزا کوچک جنگلی و زادگاه شاعران و عارفان و عالمان والا مقام و فرهیخته ، مهد امام زادگان با کرامت و موطن و مدفن شهیدان سرافراز ،دیار دستان چیره ای که به هنر نقش خاطره می زنند و هنرهای زیبای خدایی را به سرانگشتان هنرمندشان تار و پود می زنند . سرزمین جاجیم و گلیم و پاتانی و گوری ، میراث دار کهن زبانی دیرپای ،چشم اندازی به درازای رودخانه ای زلال و  سرسبز به سبزی دره ای سترگ چشم انتظار همتی والاست . امید آنکه برآورده آید .

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392ساعت 19:2  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

محرم 1392

محرم  امسال هم مانند همه محرم های سالهای گذشته آمد و بوی عطر سیب و عطر یاد و خاطره ها را در فضا پیچاند .  دهه اول محرم که مانند همه جای ایران و برخی نقاط دیگر آگنده بود از فضای حزن و اندوه  ناشی از درک ظلمی سترگ بر خاندان حضرت رسول (ص) . ظلمی آشکار که از شورای سقیفه پا گرفت و با شهادت امام حسین ( ع) به اوج خود رسید . . مردمان شهر و دیار ما هم مانند همه مردمان دیندار و آزاده  دهه اول محرم را به  زنده  برپا داشتن  نام امام حسین ( ع)  و یاران  با وفایشو نیز سبک و سلوک این عزیزان همیشه تاریخ  مشغول بودند . آنچه در پی می آید  مشاهدات دو روز و اندی حضور در مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان ( سلام الله علیه و آله و الیلم ) در شهر کلور می باشد .

ثبت در تاریخ

چه بسیار آدابی که داشته ایم و چه هنرها و رسومی که به آن آراسته  بوده و مدتها با آن زندگی کرده ایم و یا گذشتگان ما درآن فضا و مفهوم بوده اند اما اندک نشانی از آن برای  آینده گان خود به یادگار نگذاشته ایم و نگذاشته اند  و چه بسیار آداب و رسومی که هنوز با آنها زندگی می کنیم  وشب را به صبح و صبح را به شب می رسانیم اما امیدی به حفظ آن نیست و هر روز  بیشتر  رنگ از رخساره اش می پرد . امسال شهر کلور برای اولین بار تلاش کرد به همت مردمانش گوشه ای از هنرها و آداب و رسومش را در دل تاریخ ثبت کند . مستند سازی حماسه عزاداری  برای  امام حسین(ع) و یاران باوفایش در شاهرود شاید بهترین مطلع برای اقدامات فرهنگی دیگری از این دست باشد که همه سنن و آداب  مردمان این سرزمین در لوح فشرده دلها پایدار و پابرجا بماند . نیکوکاری که هزینه این کار فرهنگی را تقبل کرده نشان داد که شعور فرهنگی مردمان دیار ما سر به عرش نهاده و آنچه اگر از دست برآید جای دریغ ندارد و صد البته هنرمندان چیره دست شهرمان هم آستین همت بالا زده و همچنان  که در گذشته پای ثابت کار بوده اند پای ثابت ماندند . شاید کار گسترده تر و شکیل تر از این هم میتوانست پا بگیرد و اجرا شده و در نهایت ثبت گردد اما  با همه محدودیت هایی که برخی از آنها شنیده شده و خیلی از آنها پوشیده مانده است  تنها می توان به  گفتن دست مریزادی بر دست اندرکاران این موضوع مهم و در خور اکتفا کرد . چه زمانی که کار نکرده باشی طبیعتا هیچ انتقادی هم در کار نیست  ولی همین که کاری انجام گردید سیل انتقادات هم روان خواهد شد . مهم اینست که این بزرگواران سینه را برای شنیدن انتقادات سازنده فراخ کنند . از خداوند بزرگ برای همه این عزیزان علی الخصوص آقای جم پور و شاد خاطر و تیم هنریشان  دوام توفیقات را آرزومندیم

جاهای خالی وپر

محرم امسال  جاهای خالی و پر بسیار زیادی داشت . اولین جای پر این محرم حضور بسیار زیاد و کم نظیر مردمان دیارمان بودند که از  نقاط دور و نزدیک خود  را به زادگاهشان رسانده بودند تا  مراسم عاشورای امسال را در حال و هوای ویژه تجربه کنند . گرچند افراد زیادی  نتوانستند خود را به زادگاه خود برسانند اما  همین حضور هم که همه شاهدش بودند را می توان دلیل و سندی بر این ادعا قرار داد که اگر زمینه های اشتغال و کسب درآمد برای شهروندان فراهم گردد می توان  جمعیت شهرمان را در مقیاس بسیار بالاتر محاسبه و ارائه کرد .

محرم امسال جاهای خالی زیادی هم داشت  . جای خالی مرثیه های وزین و سنگین و با مفهوم تاتی  که سالهای قبل تجربه شده بود و یا جای خالی بسیاری از بزرگان نوحه سرا که یا اسیر خاک شده بودند و یا در بستر بیماری بودند و یا به کهولت سن دچارند . شاید اگر درحاشیه یکی از اجتماعات بزرگ مردمی از پیر غلامان حسینی  شهرمان تجلیل می شد بهتر بود . گرچند در برخی اوقات با عنوان کلی از ایشان یاد می شد ولی مطمئنا با دعوت قبلی از ایشان و تجلیل از آنها عشق و ارداتمان به خاندان نبوی را بیشتر و بهتر نشان میدادیم . آنان که با ما بودند و هستند و خواهند بود . در پستی جداگانه به اسامی بیشتر این عزیزان اشاره  شده است  اما یاد و خاطره تک تک این عزیزان همیشه در ذهن مان جاریست و بسیاری از شور آفرینی های یاد و خاطره عاشورا با نام این بزرگواران عجین شده و آمیخته است . خدا وفات یافته هایشان را بیامرزد و به بیمارانشان شفای عاجل و به همه عمر باعزت عطا کند.

همراه با مردم

منبرش منبر عشق است و اتحاد .یکسال و اندی است با تشکیل صفهای منظم نماز جمعه شهر و دیار ما رنگ و بوی دیگر گرفته است . شاید واژه اعتدال طی سه یا چهار ماه اخیر بیشتر سر زبانها افتاده و نقل محافل و مجالس شده است . اما منطقه ما  بیشتر از سال و اندی است که واژه اعتدال در رفتار و گفتار را به عینه می بیند . مردمان دیارما را از به قول سیاسیون اینوری و اونوری دور هم جمع کرده و همه با هم برای آبادانی و توسعه می کوشند .

سالها بود که وجود جای خالی  روحانیت  پیشروی که در همه زمینه ها  سرآمد بوده  بتواند نیازهای اجتماع در همه زمینه ها مخصوصا  اجتماعی و فرهنگی   را برآورده ساخته و محور اتحاد قرار گیرد در شهر و دیار ما احساس می شد . اما امروز با حضور شخصیت برجسته و در عین حال اعتدال گرایی که حمایت آحاد مردم را با خود همراه داشته  می توان به برآورده شدن بسیاری از نیازها و احتجاجات مردمان سرزمینمان امیدوار بود . ضمن آنکه  آنچه که مشاهده می شود اینست که فراتر از بازی های جناحی و دسته بازی هایی که شاید در محیط های کوچک بیشتر مشهود و ملموس است  دیگران را  از افتادن در دام افراط و تفریط های روزمره  برحذر داشته و همه گوش به زنگ برای قرار گرفتن در خط مستقیم انقلاب اسلامی و ولایت باشند .خدایش عمر با عزت دهد

ناهماهنگی ها

انتظار براین است که شخصی را که به عنوان سر دسته تعیین کرده اند  همه حرف شنوی از او داشته باشند تا مبادا هر کس با کوک کردن ساز خود باعث آنارشیسم  یا بی نظمی گردد . انتظار براین است که در اجتماع کم سابقه ای مانند ظهر عاشورا که نماد و تبلور دین باوری و معرفت ائمه معصومین است  یا در  برنامه شام غریبان که عصاره و چکیده  یادمان یادبودهای عاشوراست  چنان وظیفه شناس باشیم تا مباد سبقت در رسیدن در بلندگو  ملاکی برای ارائه برنامه گردد . چه خوب و شایسته است که در

 جلسا ت هماهنگی قبل از ماه محرم همه این موارد بررسی و به صورت سندی مکتوب مورد عمل قرار گیرد .

آرمستانی که آرام گرفت

چندی قبل در پستی از نابسمانی قبور مومنین و مسلمین در محله کشن کلور انتقاد  شد و اینکه آنچه بر این آرامستان می گذرد با هیچکدام از آموزه های دینی ما تطابق ندارد  اما اینبار آنچه که در این گورستان مشاهده شد موجبات تشکر و قدر دانی را فراهم کرد  . افراد جوان و بی ادعایی که باعث و بانی این امر خیر گردیده و  پیش قدم شده و با جمع آوری کمک های مردمی یکی از آداب اسلامی مبنی بر حرمت نگه داشتن قبور مومنین و مسلمین  را به خوبی به اجرا درآورده وتکمیل خواهند کرد  درود می فرستیم . از جوان فعال و قابل آقای حداد که از جمله بانیان این کار خیر و ماندنی است به نمایندگی از همه همکارانش تقدیر کرده و برایشان  آرزوی سربلندی و خیر دنیا و آخرت داریم .

موسسه عاشورا را دریابیم

بعضی از آمار و ارقام بیماری های لاعلاج ویا صعب العلاج در منطقه شاهرود بسیار نگران کننده  است حتی  باوردرصدی از این آمار صورتها را برافروخته خواهد کرد . چگونه می توان باور کرد که همشهریان  ما اسیر درد و غم باشند و ما آسوده بنشینیم . راههای بسیار زیادی وجود دارد که می توان موسسه عاشورا و عزیزانمان در موسسه را تنها نگذاشت  که کمک مالی یکی از این راههاست . در پستی جداگانه قطعا به این مهم پرداخته خواهد شد. عجالتا همین را می شود عرض کرد که  به نام نامی عاشورا و به حرمت ماه عظیمی که در آن قرار داریم موسسه عاشورا را دریابیم  . مساجد بزرگ و سجاده و قربانی های زیاد و دهها مورد دیگر برای کمک کردن  خوب  و بسیار  نیکوست اما واجب تر و احسن ترین ها را باید شناسایی کرد . بر همت والا و چهره زیبای  عزیزان  موسسه عاشورا که با رازداری و امانت داری غم ها را در دل پنهان و لبخند را برلب عیان می سازند  سلام و صلوات می فرستیم .

جوانان پرشورو سر دسته ها

ماه محرم بیشتر از هر ماه دیگری ماه جوانان پر شور است . جوانان با احساسی که شور زنجیر زنی و سینه زنی را با شعور شناخت خط و راه حسین(ع) در هم می آمیزند . سر دسته های عزا داری مان را مردان  سالخورده ای تشکیل می دهند که در این راه سالها بوده و به عشق این راه به آن سن و سال رسیده اند . دهه اول محرم تلفیقی تاریخی و  زیبا و آمیخته ای عجیب از شور جوانی و شعور پیری است . آمیخته ای که ابتدا و انتها ندارد و همه  را درکنار هم در سطوح و صفوف مختلف فراهم کرده است . یکی را پشت بلند گو قرار داده و یکی را طبل بدست کرده و دیگری را زنجیر زن . یکی را ناظم دسته قرار داده و یکی را حرکت دهنده موتور و بلند گو . اجر همه ایشان با سید الشهدا(ع)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392ساعت 13:19  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

محرم و پیر غلامان حسینی

شاید سنشان پیر نباشد و یا بعضی شان چرا؟ پیر هستند و به اصطلاح سنی ازشان گذشته است . اما می توان به جرات گفت که  به اندازه سن ما  و بیشتر فقط مداح بوده اند . هر کدامشان  به مرثیه ای رسا  وزیبا وبرخی شان به چند  مرتیه زیبا شهرت دارند . با اینکه برخی شان به زبان ترکی می خوانند که جوانان کمتر فهمی از آن دارند اما چنان با سوز و شورمی خوانند که همه را به خود جذب می کند. خدا را هزاران مرتبه شکر  برخی شان سر پا وو سرحال و قبراقند و متاسفانه برای تهیه  یک قطعه عکس از یک عد ه باید سراغ شان به منزلشان رفت . برخی هاشان از فرط پیری برای دوا و درمان در شهر دیگرند و صد افسوس برخی ها  اسیر خاکند .می گویند پیری تعبیر و تعریف خود را دارد و وقتی این تییتر بر تارک این پست نشست یعنی اینکه همه آنها که باید تجلیل شوند پیر باشند اما نه ! همه آنها که در این راه تلاش کرده و زحمت کشیده اند پیر غلامند  ومتاسفانه در همه گذشته از ثبت تصاویرشان غفلت شده است .. البته  در راه خسین برخی  نیز پیر خادمند و در راه  برپا ماندن راه حسین تلاش کرده اند  شاید با دادن یک استکان چای به دست کشاورز خسته ای.

تجلیل از پیر خادمان و پیر غلامان حسینی هزینه چندانی نمی خواهد ؛یک همت می خواهد و یک هماهنگی . شاید شب های تاسوعا و عاشورا بهترین فرصت بود و شاید اربعین در پیش  نیز بد نباشد اما اگر چنین نشود می ماند تا سال بعد که بازهم همه چیز به باد فراموشی سپرده می شود و معلوم نیست چه کسی باشد و چه کسی نه

این پست  تکمیل می شود

برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1392ساعت 13:34  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

درباره روحانی شهید سید محمد اکبری


نام : محمد
نام خانوادگي: اکبري
محل تولد: کلور
تاريخ تولد: 1344
شهادت: عمليات خيبر
تاريخ شهادت: 10/12/62

سید محمد؛ سید آل عبا

سیاه عمامه پینه ؛سبزه قبا

سید محمد سیدان را سروریش

نور چشم ملت و هم رهبریش

مروز اگر نوینم امه ت یا

پیغمبر روبرو اس اشته جا

شهيد سید محمد اکبری در بهار سال 1342 در خانواده ای از سلاله ی پاک رسول الله که در کلور  از سادات  مورد احترام هستند، به دنیا آمد و  به عنوان چهارمین فرزند خانواده نام گذاري شد . پدرش  سید گل آقا، مردی شریف و زحمت کش بود که با کشاورزی و دامداری امور خانواده اش را اداره می کرد و مادر نیز قیصر خانم، زنی پاک نهاد و پاک سرشت بود که از دامن او فرزندان صالحی تربیت یافتند. او دوران ابتدایی و تا دوم راهنمایی را در همان  کلور گذراند برای ادامه تحصیل در علوم حوزوی راهی مدرسه علمیه جعفریه خلخال شد.

بعد از این که سید محمد کلاس دوم راهنمایی را به پایان رساند، تصمیم روحاني شدن را برای والدین و سایر اعضای خانواده عیان ساخت و آن ها نیز در این راه مشوق او شدند و بدین ترتیب سید محمد برای کسب درس فضل و معرفت عازم مدرسه ی جعفریه ی خلخال گردید و در این راه از اساتید دیگری نیز چون آقایان حجت الاسلام شیخ علی قاسمی، شیخ علی اکبر عابدی، حاج شیخ محمد بهاری، طبرستانی و پور عباس کسب فیض کرد.

سید محمد همچنان به تحصیلات خود ادامه داد و برای تکمیل تحصیلات خود به همراه یکی از دوستانش به نام «سید مسیح» راهی حوزه ی علمیه ی آیت الله مروی تهران شد. با شروع جنگ تحمیلی سید محمد در حالی که در لباس مقدس روحانیت، در حالی که به جهت تحصیل در حوزه ی علمیه ی مروی می توانست به ادامه ی تحصیل بپردازد، چنین نکرد و با همان لباس مقدس به برخی از کسانی که تحصیل و حضور در حوزه علمیه را واجب تر از حضور در میدان جنگ و جبهه می دانستند .

سید در سال 1362 در همان شهر تهران به لشکر محمد رسول الله مراجعه کرد و جهت اعزام ثبت نام نمود. سید در پست ها ومناطق مختلفی می توانست حضور داشته باشد مثل امام جماعت پشت جبهه یا عقیدتی و غیره که در جای خود برای اعتلای روحی و معنوی نیروها و رزمندگان بسیار تأثیر گذار بود ولی او که جبهه و حضور در میدان جنگ را فقط در خط مقدم می دانست. به خاطر همین هم تنها به دنبال گردان و رسته ای بود که به خواسته ی خود برسد و در گردان تخریب لشکر محمد رسول الله پذیرفته شود

سید محمد از میان گردان های مختلف، تخریب را برگزید و با توجه به این که از نظر بدنی نیز بسیار چالاک و جوان بسیار فرزی بود  در دوران آموزش مورد توجه مربیان آموزشی قرار گرفت. حضور او به عنوان یک روحانی در گردان تخریب، برای سایر نیروهای تخریب نیز بسیار جالب توجه جلوه می کرد و با توجه به روحیات بسیار بالای بچه های تخریب، سید محمد بعد از پایان رساندن دوره های آموزش به عنوان یکی از نیروهای گردان تخریب در جبهه حضور پیدا کرد تا اینکه در عملیات خیبر در حین خنثی سازی مین، بر اثر انفجار مین، تکه های جسمش پراکنده شد و به شهادت رسید. بعد از اینکه پیکر مطهرش به کلور منتقل شد، در میان انبوه مردم جسم خاکی اش تشییع شد و به خاک سپرده شد. مردم کلور هنوز هم اذان آقا سید محمد  را بر زمین های کشاورزی به یاد می آورند که موقع نماز حتی به هنگلم کار بر روی زمین نیز، ندای توحید را با صدای بلند، ندا می داد و بر روی زمین کشاورزی نماز جماعت برگزار می کرد.

  فرازی از وصيت نامه ي شهيد:)این وصیت نامه ساعاتی قبل از شهادت نوشته شده است)

. مادرم در غربت مردن، خیلی سخت است. اما چه باید کرد، در راه اسلام است. مادرم اگر تو در موقع جان دادنم بالای سر من نیستی اما فاطمه ي زهرا (س) مادری می کند. مادرم جنگ وعده ي حق است و حتماً پیروز می شویم. پدرم، جنگیدن در راه خدا از بزرگ ترین عبادت هاست.پدر و مادرم اگر چنانچه از من راضی نیستید، باز هم از درگاه خداوند می خواهم که از من راضی گردید. پدر جان یک نکته می خواهم خدمت شما عرض کنم اگر من شهید شدم وظیفه داری هركس بخواهد از خونم سوء استفاده کند جلوگیری کنی و گرنه مسؤول هستی. مادرم و پدرم در موقع آمدن جنازه من شيرینی پخش کنید برای اینگه شما نیز یک سهمی در این انقلاب و جنگ داشته باشید. مادرم با دست خودت کفنم کن. مادرم موقع دفن کردنم یک دستی به صورتم بمال تا اینکه فشار قبرم زیاد نگردد.

برداشتنی آزاد از سایت روحانیون شهید

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 15:16  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

من کلور بیست ساله ام !

من کلور بیست ساله ام !

وقتی تصمیم بر این شد که  مطلبی در مورد جشن تولد بیست سالگی کلور نوشته شود بی هوا  فیلم " من ترانه 15 سال دارم " با بازی ترانه علیدوستی و مجید حاجی زاده به ذهن متبادر شد . اصل قضیه از این قرار است در روزگاری که کمتر کسی شاید یادش مانده باشد اندک اندک به سالروز بیست سالگی تولد یک شهر می رسیم . شهری که علی رغم همه استعداد ها و توانایی های ویژه اش هنوز نتوانسته به جایگاهی که حقش است برسد . اول مقرر بود این مطلب به زیور مصاحبه و گفتگو و اخذ نظر از صاحب نظران آراسته شود اما بدی چنین کاری این می شد که فرصت از دست  تصمیم گیران  می رفت و عملا فرصت برای برپایی جشن یا مراسم یا همایشی در خور فراهم نمی شد . از اینرو تصمیم بر این شد که در اینخصوص اطلاع رسانی شود و تا حد امکان پیشنهادات عملی برای این روز تاریخی و مهم  ارائه گردد.

اصل قضیه؛

ترجیح  داده می شود در این بخش شما را از سیر تبدیل شدن  کلور از روستا به شهر  با خبر کنیم . موضوع از این قرار است که  وزارت کشور در شهریور ماه سال 1372 به هیات محترم وزیران پیشنهاد کرد که نقطه جغرافیای کلور از روستا به شهر تبدیل شود . این پیشنهاد  در کمیسیون سیاسی دفاعی هیات وزیران بررسی شد و کمیسیونی که به کمیسیون  موضوع اصل  38 معروف  است به استناد ماده 13 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری تاسیس شهرداری در کلور را تصویب کرد. این تصویب نامه در آبانماه  به تایید ریاست محترم جمهور وقت رسید  و  در تاریخ 12/8/72 رسماً از سوی  معاون اول محترم ریاست جمهور ، مرحوم دکتر حسن حبیبی ابلاغ شد. کل قضیه همین بود  یعنی اگر تاریخ ابلاغ رسمی را مدنظر قرار دهیم  دوازدهم آبانماه یکهزار و سیصد و نود و دو همزمان است با  بیستمین سالگرد  تاسیس شهرداری در کلور  و تبدیل نقطه جغرافیایی کلور از روستا به شهر .

یادی از گذشته:

خیابان های خاکی و تنگی را به یاد آورید که در هر بار عبور هر وسیله نقیله انبوهی از گرد و خاک به هوا بر می خاست . خیابانهایی که عبور دو وسیله نقلیه همزمان از آن امکان پذیر نبود و تازه در برخی گردنه ها  تنگناهایی بوجود می آمد که عملا امکان عبور حتی یک وسیله نقلیه هم ناممکن می نمود . محله هایی را به یاد آورید که تنها دلخوشی شان داشتن یک شیر آب منطقه ای بود که با فشار پایین آب مردم را عاصی می کرد و گاه و بیگاه خانواده ها را به جان هم می انداخت و حتی زمانی را به یاد آورید که زنان تشت های ظرف و ظروف و لباس را با شمبیله بر سر می گذاشتند و در" اطرف "به سمت "کسیه دره" و در "داره" به سمت" آسیاوه ور"  در حرکت بودند.  شیر های آبی را به یاد آورید که  در تابستان کم آب و بی رمق و در زمستان هم یخ زده  بود و تا دم دم های ظهر کار مردم آتش زدن " کوجه " و هیزم پای شیر ها بود .  ساختمان هایی را به یاد آورید که نیاز به " اندوم" سالانه داشته و  بعد و قبل از هر بار بارش لازم  بود که بام را لگد مال کرد تا  جلوگیری شود از ریزش و نفوذ  قطره های باران به سقف و داخل خانه . تک و توک مغازه هایی را به یاد آورید که  در آنها نه از سبزی تازه خبری بود  و نه از میوه . ورودی روستا با یک جاده باریک و پر پیچ و خم به یک سرازیری بسیار پر شتاب منتهی می شد و از آنهم به یک سه راهی  بسیار تنگ و ممر مشکل منتهی می گردید . روستایی را به یاد آورید که مردمانش "چاروادار" بودند و زمستان و تابستانشان را راهی کوه   می شدند تا برای  نیمی دیگر از سال اندوخته ای هر چند اندک داشته باشند .با آنکه همه داشته های ما از   مظاهر یک روستا باندازه  کافی شیرین و دلنشین بود اما زندگی به همان اندازه مشکل و دشوار بود  . نه از گاز خبری بود و نه از آب . عمر ما به وفور نفت و صف های نفت  قد می دهد اما یک نسل پیشتر از ما  روز گار را به سختی گذرانده و شیشه یا جام نفت را برای یک سال و  اندی و حتی بیشتر جیره بندی می کردند و چراغ های پیه سوز و هیزم و " کیره " جای اجاق های گاز و فرگاز  فعلی نشسته بود .  بیماری های سهمناک و کشنده به وفور جریان داشت  و فقدان بهداشت کافی باعث می شد که بعضا از  بیست و یک فرزند متولد شده برای یک خانواده تنها دو فرزند باقی می ماندند .  نه سیمایی و نه صدایی  و تنها دلخوشی مردمان آواز خودشان بود . چراغ ها پیه سوز و  در زمان و نسل ما  چراغ هایی که از تاریک شدن شب  روشن می شد و تا ساعت  دورازه شب بیشتر نور نمی داد و بعد از آن خاموش می گشت . و قبل از ما هیچ کدام از این ها نبود . وسیله نقلیه شهرمان سیمرغ و کامیون و این اواخر وانت و لندرور بود  و صد البته این برای نسل ما بود و نسل ما از اینها هیچ کدام نداشتند .

گرچند خیلی از این موارد که برشمرده شد مربوط به توسعه علوم و فنون  و تکنولوژی است امابخش مهمی از داشته های ما مدیون تبدیل شدن روستای ما به شهر است .

مروری بر فضای فعلی کلور؛

از بدو ورود  تابلویی بزرگ مقدمتان را به مهد زبان باستان ایران تبریک می گوید . زینت بخش سیمای شهری تعدای از عکس ها و تصاویر شهداست . بلافاصله به یک بلوار  برمی خورید که ورودی شهر را به دو باند رفت و برگشت تقسیم می کند .  در کنار جاده تا  داخل شهر درختکاری شده است در داخل  بلوار ورودی  که مانند آن در خروجی شهر به سمت شال هم وجود دارد درختکاری شده است . ابتدای ورودی کلور از شیب بسیار تند خبری نیست و شیب قوسی و ملایم شده است . ساختمانهای تعدادی از ادارات و نهادها زیبا و بازسازی شده است . از گرد و غبار بسیار زیادی که بعد از عبور هر وسیله نقلیه برپا می شد کمتر خبری است .خانه ها  انشعابات آب و برق و گاز و تلفن دارند . دستگاههای خود پرداز  در کنار تعدادی از شعبات بانکهای مستقرو نصب شده است . خیابانهای تنگ جایش را به خیابانهای 12 تا 18 متری داده است . کنار خیابانها سطل های آشغال بزرگ قرار داده شده است و کارکنانی نارنجی پوش که سرموقع آشغالها را از سطح شهر جمع می کنند. خیابانها و کوچه هایی که نام دارند و کوچه هایی که پله دارند و خیابانهایی که باندازه کافی فراخ گشنه است و پارک و بوستان  در سه نقطه شهر بوجود آمده است . بافت فرسوده شهر تا اندازه زیادی بازسازی شده ضمن آنکه طرح تفصیلی شهر مطالعه و بررسی شده است . کتابخانه عمومی در شهر وجود دارد و کانون فرهنگی و هنری  در حال ساخت و ساز است .میادین شهر دارای نماد شده است و خیابانها و معابر از نور کافی در شب برخوردارند . مساجد اعتبار و آبرو گرفته اند و اعتبار شهر شده اند .شهر از نعمت وجود امام جماعت و جمعه برخوردار گشته و نوای دلنشین نماز جمعه در بر ماءذنه مسجد جامع شهر به گوش می رسد . جوی های کنارهای خیابان ساخته شده و گاه وبیگاه آب در آنها در جریان است . شهردارای ترمینال مسافربری و پمپ بنزین و جایگاه سوخت گاز است . و الی آخر

همه شهرداران کلور:

اولین شهردار کلور کریم اصلانی بود که بعد از اینکه سرپرستی نمایندگی شهرداری کلور را برعهده داشت  رسما اولین شهردار کلور شد .  بیشتر اقدامات کریم اصلانی معطوف به ساماندهی امورات و جا سازی امورات شهرداری و استقرار سیستم شهرداری کلور معطوف گشت . ساخت ساختمان شهرداری  و اجرای طرح هادی  در کلور ،آسفالت خیابان های اصلی از جمله اقدامات مهم دوران مسئولیت ایشان بوده است .شاید یکی از سخت ترین دوران مسئولیت شهری مربوط به دوره کریم اصلانی است. بعد از مدتی سکان شهرداری کلور به جوادی سپرده شد . جوادی که از خلخال  در کلور حضور داشت  اقداماتی مانند پیاده رو سازی  و ساماندهی  امورات صدور پروانه های کسب ،کاشت درخت های زیاد در سطح شهر  و ورودی های این شهر، تکمیل ساختمان اداری شهرداری از جمله اقدامات این دوره است . ضمن آنکه پارک لاله از یادگارهای دوره مسئولیت جوادی است . بعد از جوادی مسئولیت شهرداری کلور به حسین ساده روح سپرده شد . حسین ساده روح شهردار فعال و پر انرژی کلور بود که با طروات زیاد انرژی زیادی به بخش های مختلف شهری کلور دمید . ساده روح تا حد زیادی بدنه نیروی انسانی ناقص شهرداری کلور را ترمیم کرده وروحیه همکاری و همیاری را بین همکاران شهرداری ترویج داده و تحکیم بخشید . بلوار سازی ، ساماندهی میادین اصلی شهر ، ساماندهی برخی خیابان های مهم از جمله ولیعصر و کلی، پله گذاری کوچه ها ،احداث غسالخانه در دو قبرستان کلورو احیای  سنت حسنه و جشنواره تاریخی رغایب از جمله اقدامات دوره مسئولیت حسین ساده روح در شهرداری کلور بود . بعد از کناره گیری ساده روح از مسئولیت شهرداری کلور علی اسخاقی به صندلی شهرداری کلور نکیه زد .اسحاقی  گشایش چند خیابان اصلی در کلور را به یادگار گذاشت . گرچند انجام این کار به سادگی نوشتنش نیست اما اسحاقی با همت بالا تلاش کرد تا حداقل چهار خیابان به خیابانهای کلور اضافه کرده و  تا حد زیادی هم به اهداف خود در این زمینه دست یافت . وی همچنین احداث پارک " اجی "(با م شهر ) در کربلا دشت کلور را استارت زده و اقدامات اولیه را برای راه اندازی  این پارک انجام داد . اما شهردار بعدی کلور  یکی  دیگر از اعضای شورای شهر کلور بود . حاج وحید کنعانی که  سابقه ریاست کمیسیون کشاورزی شورای عالی استانها و نماینده استان اردبیل در این شورا را در کارنامه  داشت به شهرداری کلور رسید اضافه کردن چندین دستگاه وسیله نقیله شهرداری و شهر سازی ، احداث اولین جایگاه سوخت گیری و سپس  اضافه کردن  جایگاه cng  به آن ، ساخت  و توسعه بلوار ورودی و خروجی ، نصب نمادهایی در میادین اصلی شهر ، نامگذاری کوچه ها و معابر ، توسعه معابر و بهسازی آن ها، تکمیل  پارک" اجی "در کربلا دشت کلور  و بسیاری از اقدامات دیگر از جمله اقدامات حاج وحید کنعانی در  دوره مسئولیت ایشان در شهرداری کلور است .

قطعاً اقدامات اساسی شهرداران گذشته کلور بسیار بیشتر از آنچیزی است که در این نوشتار برشمرده شده است اما بواسطه عدم اطلاع  و یا اطلاع ناقص از آن و نیز مستور بودن برخی اقدامات اساسی از انعکاس آن صرفنظر می گردد .

شوراها؛

وقتی صحبت از مدیریت شهری می شود بی مکث ذهن ها به شهردار معطوف می گردد اما تعریف مدیریت شهری در جامعه امروز ایران بحثی گسترده تر است . اعضای شورا در سه دوره گذشته از عمر پر برکت خود فواید و دستاوردهای بزرگی را برای شهر کلور بهمراه داشته است . افرادی مورد اطمینان و وثوق که در عین دلسوزی بواسطه زندگی در بطن مردم از معضلات بزرگ و کوچک شهری اطلاع داشته و در جمعشان برای آن چاره اندیشی می کنند . بجا و شایسته است برای شهری مانند کلور که چهارده سال از عمر بیست ساله استقرار شهرداری اش را در دوره استقرار شوراها  گذرانده است تقدیری شایسته از اعضای شورای شهرصورت پذیرد که با کمترین چشم داشت و با بیشترین تمرکز سعی در حل مشکلات و معضلات داشه اند . قطعاً با نشستن پای صحبت اعضای شورای سابق می توان به بسیاری از تگناها و مشکلات حوزه شهری واقف شد که در گفتاری دیگر به این مهم پرداخته خواهد شد .اینک که شورای جدید کار خود را آغاز کرده است بهترین  فرصت برای  بهره مندی از تجارب این عزیزان برایشان فراهم است که امید است این مهم نیز محقق گردد . نام بردن از تعدادی از اعضای شوراهای  قبلی که قلبشان برای  پیشرفت و آبادنی شهرشان می تپد و عشق توسعه و آبادنی شهرشان را در سر می پرورانند شاید نوعی ظلم باشد برآنان که به علت عدم یاری ذهن از قلم می افتند . به همه آن عزیزان درود فرستاده و برای همه ایشان طول عمر با عزت آرزو مندیم . برای اعضای پر انرژی ،خوشفکر ، پی گیر ، متعهد ،جوان و با روحیه شورای فعلی شهر کلور آرزوی موفقیت داریم . به یاد داشته باشیم در شهرهایی کوچک مانند کلور  انتظارات از شوراها بسیار فراتر از نوشته ها و مکتوبات و قوانین اداره شورا ها است و مردم همه امورات و حتی آنهایی که به ذات شورا ارتباطی ندارند را از کانال شورا پی گیری کرده و موفقیت و یا ناکامی خود و حتی امورات شهری را درست یا نادرست به پای اعضای شورا می نویسند . در مورد اولویت های کاری شورا و تنگناهایی که دوستانمان با آن مواجهه  اند بزودی مطلبی منتشر خوهد شد .

 کمبودهای یک شهر؛

شهر کلور نسبت به آنچه که  در بیست سال قبل وجود داشته پیشرفت های شگرفی داشته است اما  هنوز با جایگاه اصلی  و درخور خود فاصله ای بسیار دارد . شهر ما هنوز امکانات کافی برای  سرگرمی کودکان و نوجوانان را ندارد هنوز بسیاری از معابر و خیابانهای آن نیازمند  بازسازی و تعریض اند . بافت فرسوده شهر بر بافت جدید آن چربش دارد و لازم است برای احیای بافت فرسوده اقدامات لازم معمول گردد . سیمای شهر نیازمند زیباسازی های اساسی است و. ماشین آلات  شهرداری باید افزوده و بهینه گردد . نیروی انسانی شهرداری کلور باید افزوده شود . امکانات سخت افزاری و نرم افزاری شهرداری باید بهینه شود .

وروری ها و خروجی های کلور نیازمند باز بینی و ساخت و ساز های اساسی است . نامگذاری  تعدادی ازخیابانها و معابر نیازمند بازبینی  و تجدید نظر است. علی رغم همه مشکلاتی  که در حوزه جمع آوری و دفع پسماند جامد شهری وجود دارد کمتر کسی از مدیران شهری کلور به فکر ساماندهی آنست و گاه و بیگاه دود ناشی از سوختن آشغالها کل شهر را فرا می گیرد و باد حجم انبوهی از آشغالها را راهی باغات و کوهها می کند .آسفالتهای شهر کهنه و فرسوده و نیازمند اصلاح اساسی است . درآمد ثابت و هنگفتی هنوز عاید مدیریت شهری نمی شود و این موضوع ادامه مدیریت شهری را دچار مشکلات عدیده می کند . جایگاه جوانان و پتانسل های بزرگی مانند آن در مدیریت شهری ناشناخته مانده است گر چند بارقه های امید در این زمینه دمیده شده است اما لازم است با مداومت و اصرار برای موضوع ابعاد گسترده ای به این مهم داده شود .


توانایی یک منطقه؛

منطقه ولایت مدار شاهرود دارای افتخارات و مفاخر بسیار بزرگی است  که شاید یکی از مهمترین کارهای خوبی که باید در دستور قرار گیرد انتشار کتاب توانایی ها و توانمدیهای منطقه است . یکی از افتخارات بسیار بزرگ منطقه ما گذشته تاریخی و قابل افتخار آن است . منطقه ما و جوانان  آن در جریان جنگ تحمیلی شاهکاری ماندگار و حماسه ای بزرگ را آفریدند . تقدیم 130 شهید جان برکف بزرگترین  حماسه ای است که در این زمینه آفریده شده است . منطقه شاهرود به مرکزیت شهر کلور دارای باغات وسیع توانایی های کانی و معدنی ، آب معدنی  و بسیاری دیگر از توانایی های بومی دیگریست که لازم است زمینه معرفی آنها فراهم گردد .  از ویژگی های دیگر منطقه شاهرود و شهر کلور  مکالمه به یکی از تاریخی ترین زبانهای بومی  کشور پهناور ایران است . که این منطقه را در صدر  توجهات پژوهشگران و جستجوگران و دانشمندان را می دهد . منطقه شاهرود از لحاظ  فرهنگی نیز دارای شرایط خاص  و منحصر به فرد است که اقدامی شایسته  برای توسعه و ترویج آن می طلبد.

برای سالگرد شهرمان چه کنیم .؟

شاید اولین سوال  بعد از طرح این موضوع این است  که خوب که چه ؟ یعنی چه باید کرد ؟ لطفاً ترمز را بکشید منظور از این نوشتار برپایی یک جشن ساده و یا یک همایش محلی نیست . منظور برپایی یک همایش ملی با چربش بخش علمی آن با همه ابعاد آن  است .

یک همایش علمی برای شناسایی فرصت های سرمایه گذاری  در منطقه شاهرود و معرفی فرصت های سرمایه گذاری .جشنواره ای در خور که بسیاری از توانایی ها و توانمدندیهای منطقه ما را در ویترین قرارداده و قابلیت عرضه آنها را به همگان فراهم سازد کلور و منطقه شاهرود  بسیاری از دارایی های بسیار بزرگ و تاریخی را در سبد خود دارند که مزیت تاریخی آن نسبت به بسیاری از مناطق را برایشان فراهم می سازد 

برای برگزاری یک همایش ملی  می توان بروی بسیاری از میهمانان ویژه حساب باز کرد . میهمانانی که حضور ایشان برای منطقه منشا اثر باشد . بلند پروازی نیست بگوییم اولین میهمان ویژه این همایش  می تواند  ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد  به شرط آنکه این همایش ملی به زیور نام یکصد و سی شهید منطقه  آراسته شود . دومین گام برای حضور میهمانان بلند پایه حضور معاون ریاست محترم جمهور است (ترجیحا معاون رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری). سومین میهمان ویژه این همایش استانداران استانهای اردبیل ،گیلان و زنجان اند  و چهارمین میهمان ویژه و خاص این همایش میهمانان و سرمایه گذارانی برجسته اما به حد کافی دست و دل باز از سراسر کشور است که با مشاهده توانایی  های منطقه  دست ها را در جیب کرده و ارمغانی را برای منطقه شاهرود به یادگار بگذارند

برگزاری چنین همایشی با فراخوان مقاله  و امورات اجرایی و اسکان و پذیرایی و همه این قضایا حداقل یکصد و پنجاه تا دویست میلیون تومان هزینه دارد . بلکه بیشتر .اصلا و ابدا برای تامین این مبلغ به فکر راه کارهایی که تا حالا امتحان کرده ایم نرویم . شهروندان حداکثر بتوانند  دو تا سه میلیونش را تامین کنند که حتی پول شربت و شکلات هم نمی شود .  برای تامین چنین هزینه ای باید بروی توانایی های سه استان اردبیل ،زنجان و گیلان حساب باز کرد و از پتانسیل های بزرگ منطقه در این راستا بهره جست . جذب اسپانسر های بزرگ نیز می تواند در این زمینه گره گشا باشد . به هر حال فرصت کافی برای چاره اندیشی برای برپایی جشنی آبرومند و بزرگ فراهم است . انشالله که چنین شود .

تقدیم به شهر  زیبایم کلور؛

کـــلور ای گــــــــــــــهواره علم وادب                                کـــــلور ای رویـــاترین تصــویر شب

کلور ای تاج سرت رنگی چو خون*                                  مبتـــــــــــلای نـام تو نامـش جنون

هـــم جنــــــــون نام تو در ذات من                                 ســــــبزی آفـــــــــــــاق تو آیات من

آنکه با عشـــــــــــق وصـال تو غنود                                بـخت والایش به رویــــــــــــاها ربود

شـــــــاه رودان داری و باغات سبز                                 کـــــوه چون سرو داری واشعار نـغز

دامن ســــبزت به کـوهـهای سترگ                                چادر مـــه گون تو خــــــــــیلی بزرگ

رنگ گــــــــــل بارد ز گل رخسار تو                                 بلبلان مســــــــــت از می دیدار تو

از گذشته تاکــــــنون من گشتـه ام                                 دل به نام نامی ات من بستــه ام

*اشاره به 38 شهید جان برکف کلور

مطلب بعدی : مطلب میهمان از وبلاگ " بهار درو"


 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 16:7  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

اولین قفل باز شد؛این مطلب تکمیل شد

این مطلب تکمیل شده است

 

" بنده به نماینده خلخال هم گفته ام اگر لازم باشد تا دفتر شخص وزیر کشور و یا معاون ایشان و یا هر جایی لازم باشد برای پی گیری  موضوع تبدیل بخش شاهرود به شهرستان  خواهم آمد . اگر مرقومه و یا توصیه نامه ای لازم باشد و یا لازم باشد که با شخصی تلفنی صحبت کنم  اینجانب  با کمال میل حاضرم " این بخشی از سخنان گهر بار و در عین حال دقیق امام جمعه دانشمند  اردبیل و نماینده محترم ولی فقیه  در استان بود که در مراسم  جشن  نیمه شعبان در امام زاده عبدالله کلور ایراد شد . سخنانی که با مداقه در  اعماق آن می توان به کنه توجه و التفات حضرت ایشان به معضلات و مشکلات  مناطق کمتر برخورداری مانند بخش شاهرود  پی برد .

عصر روز یکشنبه  جشنی  در امام زاده عبدالله کلور برگزار شد که با انواع جشن ها و مراسم ها ی برگزار شده  تاکنون متفاوت بود .  اولین همت والای شورای شهر جدید کلور و هماهنگی و همیاری ایشان  در مراسمی ساده اما بسیار پر بار به بار نشست و عصاره این مراسم قبل از آن که نماد پیروزی گروه و یا دسته خاصی باشد  نماد همکاری و هماهنگی و یک دستی  متولیان امور بود که بسیار هنر مندانه توانستند بسیاری از حروف و کلمات را دنبال هم چیده و دستاوردهای خوب و ارزنده ای را برای منطقه مان به ارمغان آورد . دستاوردهای این مراسم آنقدر خوب و زیباست که حیف دیدیم  طی یادداشتی فوری و حتی بدون ویرایش و بدون  رعایت صف و نوبت بدان نپردازیم . دستاوردهای عمده این مراسم  برای منطقه ما ن را می توانم به دسته های زیر تقسیم کنم

1.       اولین آزمایش بزرگ برای شورای جدید ؛ هنوز مهر شناسنامه هامان خشک نشده و یا می توان گفت هنوز آرای اعضای شورای جدید شمارش نشده همت والایشان به بار نشست و اولین چشمه از همکاری و هماهنگی و خوشفکریشان را نشان دادند . مشکلات و معضلات منطقه ما بسیار زیاد است و رفع تک تک آنها به همت والا و همفکری و پرهیز از منیت ها  وابسته است . آنهایی که در جشن  میلاد حضرت مهدی (عج) در امام زاده عبدالله حضور داشتند  جوانان و بزرگسالان و در مجموع گروهایی را می دیدند که  با جنب و جوش بسیار زیاد و در عین حال آرامش امورات  را در کمال آرامش به پیش می بردند . این جشن حاصل تلاش گروهی همه افراد دخیل بود که از دریچه  تلاش اعضای شورا تبلور یافت . می توان برای همه دست اندر کار آرزوی موفقیت کرد . هر چقدر برخی جشن ها و مراسم ها پر هزینه و بدون دستاورد بود  جشن روز یکشنبه خوب و تحسین برانگیز بود

2.       همراهی نماینده ولی فقیه در استان ؛ وجود  آیت الله دکتر عاملی برای استان اردبیل یک فرصت  مغتنم  است . دانشمندی بزرگ و برجسته که با پی گیری  امورات و  در حوزه های مسولیت خود همواره  تسهیل گر امورات بوده و  مسولین استان را به جلو و پیشرفت حرکت و سوق داده است . دکتر عاملی  در مراسم روز یکشنبه حضور یافت و سخنرانی هم کرد .  به نظر سخنرانی ایشان را باید  دقیقا پیاده کرد و در تاریخ این شهر جاودانه ساخت. حمایت از خواسته بحق و اساسی مردم بخش شاهرود و توصیه به استاندار محترم  و مدیران کل استانی برای اهتمام به حل مشکلات  این منطقه شاه کلام سخنان گهر بار این بزرگوار بود . اینکه حضرت ایشان خود شخصا پی گیر موضوعات و خواسته های مردم منطقه است  جای شکر گذاری دارد . از نکات برجسته دیگر این موضوع حضور ایشان در روستای بزرگ لرد و اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء و ایراد سخنرانی است . حالا مردم خوب و دوست داشتنی روستای لرد با امید بیشتری به لوله های گاز می نگرند که انشالله به مرکز بخش پلنگای شهرستان کلور هر چه سریعتر گاز رسانی شود .  از همه افرادی که مقدمه این حضور تاریخی را فراهم کردند تشکر می گردد  و شکر گذار وجود با برکت حضرت آیت الله عاملی هستیم.

 " بنده به نماینده خلخال هم گفته ام اگر لازم باشد تا دفتر شخص وزیر کشور و یا معاون ایشان و یا هر جایی لازم باشد برای پی گیری  موضوع تبدیل بخش شاهرود به شهرستان  خواهم آمد . اگر مرقومه و یا توصیه نامه ای لازم باشد و یا لازم باشد که با شخصی تلفنی صحبت کنم  اینجانب  با کمال میل حاضرم " این بخشی از سخنان گهر بار و در عین حال دقیق امام جمعه دانشمند  اردبیل و نماینده محترم ولی فقیه  در استان اردبیل بود که در مراسم  جشن  نیمه شعبان در امام زاده عبدالله کلور ایراد شد . سخنانی که با مداقه در  اعماق آن می توان به کنه توجه و التفات حضرت ایشان به معضلات و مشکلات  مناطق کمتر برخورداری مانند بخش شاهرود  پی برد .

می توان از سخنان آقای دکتر عاملی استنباط کرد که موضوع تبدیل بخش شاهرود از خواسته ای مکتوم و ترسناک  خارج شده است و به اندازه ای پیشرفت داشته است که شخص حضرت ایشان وارد گود شده و به نماینده مردم منطقه گوشزد نموده است که پی گیر این مطالبه بحق و خواسته مشروع و قانونی باشد .

 

3.       همراهی استاندار و مسولین استانی و شهرستانی ؛ استاندار اردبیل  در فاصله دو ماه مانده به پایان عمر دولت دهم  و در زمانیکه به واسطه مشغله کاری زیاد  در جاهایی دیگری می بایست حضور می داشت  با حضور در مراسم جشن  نیمه شعبان  وزن و بار این جشن را بسیار زیاد کرد از آن باب که بر حل مشکلات منطقه ای تاکید کرد که در انتخابات 24 خردادماه هم از متوسط کشوری و هم از متوسط استانی حضور بیشتر و بالاتری داشته اند . به گفته استاندار محترم باید قدردان این حضور بود . گرچند  آقای استاندار در مورد  خواسته اصلی مردم سخن نگفت اما ایجاد سرمایه از طریق  رونق دادن به جاده کلور درام را راهکاری اساسی  در این راستا برشمرد . شاید اگر استاندار عزیز استان فردای روز جشن به اتاق کار خود برگردد به خاطرو احترام امام زاده عزیزی که در جوار آن سخنرانی کرد و به احترام ریش سفید پدران بزرگواری که  در کنار قبرجگر گوشه هایشان میلاد جگر گوشه حضرت فاطمه زهرا(س) را به جشن نشسته بودند یکبار دیگر خواسته بحق مطرح شده را مرور کرده و دستورات مساعد صادر کند . انشاءالله

4.       امام جمعه ای که سنگ تمام گذاشت . جشن و مراسم و مقدمات و موخرات و همه و همه یکطرف و همراهی  و سنگ تمام گذاشتن امام جمعه فهیم و مردمی مرکز بخش  هم یک طرف . هر چقدر که جلوتر می رویم بیشتر متوجه می شویم که تا حال از داشتن چه نعمت بزرگواری محروم مانده بودیم . بحق کسی که بتواند همه  سلایق از هر طیف و گروهی را دور خود جمع کرده و زبان گویای کلام مردمان منطقه باشد آدمی را بوجد می آورد . حاج آقا ملک پور مصداق  زیبایی برای همه این توصیفات بود . خیلی شیوا و گوارا حرف دل را  دلنشین گفت .

5.       آزمایشی برای کارهای بزرگ . مردم خوب و دوست داشتنی شاهرود خوب یاد گرفته اند که همراه باشند و همراهی کنند . می توان  این جشن خوب را یک دستگرمی برای انجام کارهای خوب و بزرگ  به حساب آورد . با این حساب می توان بروی همراهی این مردم ولایت مدار برای انجام کارهای اساسی برای آبادنی منطقه حساب ویژه باز کرد . می توان با امید و عقلانیت گره های بزرگ تری از معیشت و  اقتصاد منطقه باز کرد . می توان با تدبیر و امید و با پشتگرمی این مردم  امورات را سامان داد و به لطف خدا امید داشت . همراهی استاندار و نماینده  ولی فقیه در استان و مدیران کل استانی و امام جمعه  محترم و همدلی اعضای شورای محترم شهر نوید بخش بساری از تحولات اساسی در شهر  و دیار ماست .

به همه دست اندرکاران این  کار دوست داشتنی دست مریزاد و خسته نباشید گفته و توفیقشان را از خداوند بزرگ خواهان و خواستاریم

توضیح : تاریخ نگارش این مطلب مربوط به حداق چهار ماه قبل است که به علت در نظر گرفتن برخی مصالح انعکاس آن میسر نشد.در تکمیل مطلب فوق این مطلب با همان شکل  منتشر می گردد .

چند ی قبل از طریق وبلاگ یاد تات نامه ای از  شورای شهر کلور خطاب به وزیر محترم کشور منتشر شده بود که طی نامه مذکور از وزارت کشور درخواست شده بود که منطقه شاهرود به شهرستان تبدیل شود . صرف نظر از برخی موارد در خصوص ابعاد مختلف این اقدام  بر خود لازم میدانم برخی راهکارهای تحقق این مهم را به دست اندرکاران  و پی گیری کنندگان اعلام نمایم . امید آنکه  در سایه همدلی و در سایه توجهات حضرت ولی عصر و به مدد دولتمردان  نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران موجبات تحقق این مهم فراهم گردد .

1. اول اینکه :همه نیک میدانند که کشور   در مقطع زمانی بسیار حساسی قرار گرفته است . در موقعیت زمانی  کمتر ازسه ماه مانده به برگزاری انتخابات مهم و انشالله  حماسی ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی تمام هم و غم مسولین در فراهم سازی بستر برگزاری پرشکوه این انتخابات است . از اینرو طبیعی است که وزارت کشور به عنوان مجری این انتخابات  تمام  توان خود ذهنی و اجرایی خود را در برگزاری انتخابات تجمیع کند . از اینرو زمان و مقطع در نظر گرفته شده برای طرح موضوع شهرستان شدن  زمان مناسبی به نظر نمی رسد .

2.دومین نکته در اینخصوص  فقدان سند توجیهی پیوستی است . هر درخواستی  در اینخصوص باید مستند به اسناد مثبته باشد . اسامی و زندگی نامه شهدای بزرگوار ، نقش منطقه در نهضت جنگل،لیست ایثارگران، مزیت های بومی ،مزیت خاص جغرافیایی،توانمندی های معدنی ، معرفی زبان  و فرهنگ خاص مردمان منطقه و.... همه و همه باید در مجموعه ای قطور و در عین حل پربار به عنوان سند پیوست گردد .

3. سومین نکته در متن نامه تنظیم شده نهفته است . نمی توان انتظار داشت که  وزیر کشور نامه تنظیم شده را کامل بخواند و از آن نتیجه گیری کند در حالیکه با یک نامه بسیار موجز و مختصر و در عین حال  گیرا و جذاب می شد  بقیه ماجرا را به اسناد پیوستی مستند احاله کرد . از اینرو  در اقدامات بعدی باید این نکته را نیز مدنظر داشت

4. فقدان مشارکت دهی و مشارکت خواهی از تمای ارکان موثر در این پدیده است . مشارکت امام جمعه محترم و محبوب ،نماینده محترم مردم خلخال درمجلس شورای اسلامی  و بسیاری دیگر از اقشار موثر که می توانند با نگارش نامه های جداگانه در این زمینه اقدام کرده و اقدامشان  موثر نیز باشد از جمله خانواده های معزز شهدا و ایثارگران ، فرهنگیان ، دانشگاهیان ،کسبه و اصناف و ....

5.استفاده از تمامی پتانسل های منطقه برای تحقق موضوع بسیار مهم است و این امر مستلزم ساماندهی و هم اندیشی و هم فکری است .

6. سفرهای استانی دولت در دوره چهارم به ایستگاه آخر رسیده و ریاست محترم جمهور و اعضای هیات دولت بزودی به استان اردبیل سفر خواهند کرد . به نظر می رسد تحقق موضوع تا حد بسیار زیادی به اراده مسولین منطقه  و میزان رایزنی ایشان برای دیدار با شخص رئیس جمهور و مطالبه موضوع از ایشان  وابسته باشد .

 مردم همیشه سرافراز منطقه شاهرود چند هفته قبل  در سالروز شهادت حضرت زهرای مرضیه (س) یکی از بزرگترین و حماسی ترین  ودر عین حال جاودانه ترین همایش های تاریخ منطقه را به نمایش گذاشتند بی شک  حضور حماسی ایشان در پای صندوق های رای  و تجدید پیمانشان با آرمانهای نظام مقدس اسلامی  زمینه های تحقق آمال و آرزوهای به حق مردمان منطقه را فراهم خواهد کرد . انشاءالله


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1392ساعت 15:24  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

یاد داشتی برای شنبه بیست و پنجم خرداد ماه

امروز شنبه بیست و پنجم خردادماه یکهزار و سیصد و نود و دو است . امروز تب  و تابی که از مدتها پیش آغاز شده بود فروکش کرده و شهر مدیران منصب خود و گرداننندگان امور خود را شناخته است و نتایج بسیار زودتر از آنچه که فکرش را می کردیم  به سمع و نظر ما رسیده است . برخی از ما را خوشحال و برخی از ما را تاحدی ناراحت کرده است  چون نتیجه بدست آمده متناسب با خواسته  و نظر قلبی ما نیست . اما با همه این  موارد و فارغ از هر مرده باد و زنده باد  ناظران و افرادی که خارج از گود  به موارد نگاه می کنند انتظارات و موارد دیگری را مدنظر دارند . به نظر حالا که به ساحل آرامش رسیدیم و شهر ما هم مانند همه شهرها و روستاههای مملکت اسلامی مان مدیران  شهری خود را شناخته است همه باید  بهمدیگر برای ساختن شهری زیبا و امیدوار کمک کنیم . در این زمینه خوب است که هم آنان که برگزیده شده اند و چه آنان که نتوانسته اند به جرگه مدیران شهری شهرمان در آیند و هم آحاد مردم شهرمان با اهداف واحد  و تعریف منافع خود در یک زمینه مشترک  به فردایی بهتر بیاندیشند و در این زمینه گام بردارند . در این راستا  همه آنان که از ایشان نام برده شد بایستی به برخی موارد  در زمینه مدیریت شهری توجه اساسی داشته باشند . این یادداشت  در صدد معرفی تعدادی از پیشنهادات به عزیزان شورای شهر کلور به عنوان مرکز بخش شاهرود است که امید است مورد توجه قرار گیرد .

1.      قطعاً اعضای محترم شورای شهر  می دانند که چه مسئولیت بزرگی را بر دوش گرفته اند . چه بسیار امیدورانی که رای خود را با هزاران امید و آرزو به نفع  افراد برگزیده ثبت کرده و به صندوقها ریخته اند .  بین آنچه که شعار داداه شده و آنچه که در واقعیت وجود دارد  فاصله ای بسیار زیاد است که کنترل بسیاری از موارد از عهده  اعضای شورای شهر خارج است ولی برای کوتاه کردن این فاصله باید کوشید . از اینرو ازهمه برگزیده گان شورای محترم شهر کلور درخواست می شود  نامه مالک امیر المومنین (ع) به مالک اشتر را سرلوحه  اعمال و کردار خود قرار  دهند . این اولین و آخرین توصیه اخلاقی است که می توان به همه برگزیدان  منتخبان شورای شهر ارائه نمود .

2.      برخی  و شاید همه  اعضای محترم شهر شهرما برای اولین بار است که به کسوت عضویت در شورای شهر  در میآیند . بهترین و مفیدترین کار در فاصله  در نظر گرفته شده  تا آغاز به کار شورای شهر  جدید و پایان کار شورای شهر قبلی  این است که اعضای محترم برگزیده با مداقه و مطالعه وظایف و اختیارات شوراها و موارد پیش بینی شده در قوانین و مقررات از تمام ظرفیت های خود برای اداره امور شهر بهره گیرند و تنها برجنبه یا جنبه هایی از آن تاکید نیورزیده و جنبه های دیگر مورد غفلت واقع شوند و تاکید بر کشف همه بخشهای مغفول و مجهول  باعث  اداره بهتر  امورات شهر خواهد شد . بهترین تجربه در این زمینه تجربه همه اعضای محترم شوراهای قبلی و شهرداران قبلی است که تجربه ای رایگان و صد البته گرانبها را عرضه می دارد.

3.      برگزاری فراخوانی برای اداره  امور شهر اولین و بزرگترین  کار شورای شهر جدید است . چه خوب است که شورای محترم شهر به اعلام فراخوان و درخواست رزومه از تمام افرادیکه  ادعای اداره شهر را به عنوان شهردار دارند  و افراد متقاضی در کنار افرادی که مدنظر  تک تک اعضای شورای شهر است به وزن کشی پرداخته  و از بین افراد برگزیده با بررسی برنامه های هر فرد برای اداره شهر پس از عبور از صافی ها و فیلتر های مختلف  در نهایت یک نفر به عنوان شهردار معرفی گردد . قطعا کسی که  ازچنین کانالی برای تصدی شهرداری معرفی می گردد  ثبات  در مدیریت و در آمد زایی برای نهاد عمومی غیر دولتی شهرداری و رتق و فتق امورات  و سایر موارد مرتبط با فعالیت مدیریت شهری را سرلوحه امورات خود قرار خواهد داد . با چنین مهمی  و تحقق این موضوع است که  دست شورای شهر برای انتخاب شهردار جایگزین  چندان خالی نخواهد ماند .  اخذ برنامه برای اداره شهر از هر فرد متقاضی  دست شورای شهر را برای ارائه برنامه های کارشناسی  باز خواهد گذاشت . اخذ برنامه از شهرداربرای   اداره امور شهر را از  موضوعات اصلی و اساسی است که اداره شهر را از باری به هر جهت  به صراط مستقیم برخواهد گرداند . با شهردار ضعیف  شورای شهر قوی و کارآمد ضعیف جلوه خواهد کرد و در مقابل شهردار قوی  ضعف های احتمالی شورا را نهان خواهد ساخت .

4.      تعیین اولویت های شهر و اداره بهتر امورات شهر موضوعی است که نباید از آن غفلت کرد . چهار سال فرصت خدمت گذاری و نام ماندگاری که اعضای شورا برای خود  دست و پا خواهند کرد مرهون  شناسایی دقیق  اولویت ها ست . اولویت از در و دیوار شهرمان می بارد  و شناسایی این اولویت ها جزو وظایف اصلی  شورای شهر  است. برخی از این اولویت ها تا حدی آرمانگرایانه است اما به هر حال اولویت اند و باید برای رسیدن به آن باید تلاش کرد

5.      شورای شهر ما پنج نفر است و با حضور در جمع دوستان  و همکاران و همسالان خود  نهایتاً جمعی  بیست تا بیست و پنج نفری  را تشکیل می دهند که  ارائه خدمات مشاوره را بسیار محدود خواهد کرد . اما جمعیت  اندیشمندان و صاحبان ذوق و هنر  در اختیار شورای شهر کلور بسیار زیاد و گسترده است . از اینرو بر شورای شهر است تا با هم افزایی اندیشه ها و هموار کردن زمینه بهره گیری از آرا و اندیشه های همه صاحب نظران  ارتقای هرچه بیشتر و بهتر شهر را فراهم فراهم سازند.

6.      در زمانیکه  برخی  از  شورای شهر در کمتر از دو تا سه ماه  باقی مانده تا پایان کار خود  به یکباره شش تا هفت طرح بزرگ شهری  را آغاز کرده اند  فارغ و صرف نظر از میزان  تبلیغاتی بودن آن برای تداوم عمر شورای فعلی می توان  به اثرات بزرگ آن  در زندگی مردم و آسایش  ایشان اشاره کرد . تا حالا که از هفت طرح بزرگ شروع شده  سه تایش به بهره برداری رسیده است . در مقابل  برخی شوراها  منحل شده و برخی هم در بین راه بریده اند و از انتخاب یک شهردار برای اداره امور شهرشان عاجزند و الی آخر .... خوب است شورای شهر مانند یک دونده  دوی ماراتن انرژی خود را طوری تقسیم کند که در تمام  طول دوره خدمت گذاری انرژی کار و فعالیت داشته باشند .... و تو خود حدیث مفصل بخوان زاین مجمل ...

زمان ارسال این پست چند روز قبل از مشخص شدن نام  اعضای محترم شورای شهر  است . امیدواریم که اعضای منتخب شورای شهر با سعه صدر  تمام انتقادات را به جان خریده و از ابتدا تا انتهای کارشان مردمدار و مردم مدار  باشند . از صمیم قلب برای اعضای جدید شورای  شهر  توفیق روز افزون امید داریم .  موید و منصور باشید.

پست بعدی: کار آفرینی به سبک شاهرود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392ساعت 17:6  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

آواهای سرزمین مادری


از قدیمی ترین آواها و نواهای سرزمین شاهرود اطلاعی در دست نیست یا لااقل نگارنده از آن اطلاع ندارد اما  شاید اولین آوای بعد از انقلاب در سرزمین شاهرود مربوط به آوای ماندگار هنرمند وزین "پور محسنی کلوری "است که با کمترین امکانات و به شیوه ای هنرمندانه  اشعار زیبایی در رثای شهدای کلوری و با  صدایی دلربا  ضبط کرده بود . بعد از آن تا مدتها خبری از انتشار آوا یا نوایی به زبان تاتی نبود تا اینکه  به یکباره کاستی که ابتدا نامی نداشت  و سپس نام ونگاونگ برآن نهاده شد به  اکثر خانه ها رسوخ پیدا کرد . این کاست که به زبان تاتی نبود اما با توجه به نزدیکی زبان تالشی و تاتی صدای  سید هادی حمیدی تا عمق خانه ها  نفوذ پیدا کرد . "آوایی جاندار و دقیقاً متناسب با فرهنگ حاکم بر سرزمین شاهرود و تالش.

شاید یکی از عمده دلایل محبوبیت و پذیرش این کاست در بین عامه این بود که بسیاری از شاهرودیها  بسیاری از گذشته خود را در این  کاست پیدا می کردند .و در عین حال ارتباط بسیار مستمر و گسترده ای بین مردمان این دو سرزمین وجود داشت و دارد؛تا جائیکه اصالت  و آبا و اجداد سید هادی حمیدی  از دهستان زیبای شال مطرح گشت . اما با همه این اوصاف  و صرف نظر از این موضوعات نباید از هنر به یاد ماندنی  و جاودان حمیدی نیز گذشت که با آهنگ سازی بسیار زیبای فریدون شهبازیان خود را در برهه ای به پای ثابت برنامه با کاروان شعر و موسیقی  شبکه دو تلویزیون کشاند و سهیل محمودی نامدار را تحسین گوی خود کرد .                                                                                  

"صبا گسکری  بازاره ؛عمو کیله جان                  برن مکه استیخاره؛ عمو کیله جان"

آوای ماندگار سید هادی  جاودانه شد  و مطلع آهنگ ها و آواهای ماندگار دیگری شد اما به سبک و سیاق دیگر .  در این بین جمشید حداد  اولین هنرمندی بود که  اشعار خود را با مضامین اجتماعی  در قالب یک کاست ارایه کرد . این هنرمند شاعر نیر دقیقاً متناسب با سلیقه عامه مردم شاهرود  سروده و اجرا کرده بود .  و شاید رمز پذیرش عامه آن  نیز در همین نهفته بود  و از طرفی حداد با عمق وجود  زندگی در شاهرود را درک کرده و با وجود خود همه فرهنگ ناب این سرزمین را درک کرده بود . . کاست این هنر مند  دست به دست  می شدو اشعار زیبایش دهان به دهان می چرخید . و  وی هم با درک کاملی از این نیاز به ارائه کاست های دیگر اقدام کرد . حداد شاعر  بخش هایی از هنر خود را به بهمن موذن زاده اهدا کرده بود و بهمن نیز در پاسخ   مجموعه ای از اشعارش  را به وی اهدا کرد .که توفیق استماع آن فراهم نگشته است .

"سری که هنجوره مان پیش گته یا                    بو واتن آتیه کو چه پیش خا با"

ترس  بسنده کردن به همین وضعیت و عدم انتشار  آوایی تازه  همه گیر شده بود که یخ چندین ساله  بازهم به دست توانای گروه هنری " زیرون " آب شد . گروه هنری زیرون متشکل است از سید رضا هاشمی نژاد و برادران (قربانعلی  وشکور)و علیرضا رحیمی و اینبار باهمراهی سید اکبر محمودی

هسته اولیه گروه هنری زیرون یک گروه سرود  با نام "سبکبالان عاشق" بود و با تداوم فعالیت ها این گروه هنری توانست سرآغاز بسیار مناسبی بر فعالیت های هنری در زمینه های مختلف از جمله  آواهای تاتی بود  به گونه ای که اولین مجموعه آواهای تاتی  به نام این گروه هنری ثبت شد..  سی دی  منتشر شده که با نام " لیله"  معرفی و عرضه شده بود  شامل 8 آهنگ و قطعه مختلف است.. شاید اگر امکانات کافی و حمایت های وافی برای تامین استودیوهای ضبط و فیلمبرداری  پیشرفته و انواع اقدامات بعدی هنری در اختیار این گروه قرار می گرفت بی شک جایگاه آن در جایی فراتر از وضعیت فعلی بود .

"بلنده کویان سر گیرند زرجان پر                            ایور سبزه زاره چته سران نای ور"

این سی دی که با همراهی  و هم نوایی تعدای از دختران جوان شاهرودی همراه گشته به زیور تصاویری  و صحنه هایی زیبا از شاهرود آراسته شده است .

{به نظر می رسد حال که  زمان مناسبی از تجربه اول گذشته و امکانات نیز تاحدی فراهم گردیده است  این گروه با تجمیع تمام توان خود یادگار زیبایی نیز از خود برجای بگذارند.}

از آنجائیکه  احترام به هنروهنرمند واجب و  لازم است  و  فراهم کردن امکان دانلود کردن تناقض آشکار با این موضوع داردامکان قراردادن  بخش یا بخش هایی از این  سی دی برای دانلود و مشاهده میسر نگردید..

همشهریان شاهرودی  هرگز خاطرات خدمات  والای گروه هنری زیرون را به فراموشی نخواهد سپرد .

"آهای امانم لیله جان لیله لیله لیله                           بی ت ممانم لیله جان لیله لیله لیله"

اما این سرانجام کار نبود و با اینکه شواهد کافی وجود داشت که برخی بزرگان و صاحب نظران تات زبان به شعر سرایی و هنر نمایی در این زمینه پرداخته و می پردازند از جمله دانشمند  عزیز جناب دکتر عبدلی اما هرگز آوایی  از ایشان عرضه نگردید. در این میان برخی هنرمندان نیز چنین روالی داشته اند از جمله مرحوم غلامرضا یزدانی .

به هر حال در ادامه علی همدمی نیز دست به کار شد و مجموعه اشعار خود به زبان شیوای تاتی را عرضه کرد که  مورد اقبال عمومی واقع شد . علی طبع شاعرانه را با قریحه تاتی در آمیخته و برای سنجش آرای عموم و نظرات مردمی به بازار عرضه نمود . همان کاری که بسیاری دیگر از شاعران هنرمند کلوری از جمله علی  رضا حداد و جواد معراجی و بقیه ترجیح دادند اشعارشان را به صورت مکتوب داشته باشند تا آوا و همراه با آهنگ

گرچند آواهای نازنین تاتی را بیشتر در ایام سوگواری دهه محرم و از زبان هنر مندان  تات زبان شنیده می شوداما اخیراً بلوتوثی از یکی از دوستان دریافت شد که اشعاری از شاعر توانای شالی دست به دست یا گوشی به گوشی می شد.. اشعاری از محمد کشاورز. با مضامینی اجتماعی....

پست بعدی: شکرانه سلامت

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1391ساعت 15:45  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

پایگاه باستان شناسی گیلوان در اغماء

سال 1385 وقتی که بولدزر اداره کل راه و ترابری استان قصد داشت که به کار خود در تعریض جاده منتهی به ماسال از سمت گیلوان ادامه دهد به یکباره استخوان های فرسوده ،تعدای خنجر وشمشیر طلایی بیرون افتادو این سرآغازی شد برای یک دستآور بسیار مهم تاریخی و یک سرفصل جدید که دستآوردهای مهمی برای پژوهشگران باستانشناسی به همراه داشته  و خواهد داشت .

  

                                                                       

گیلوان کجاست؟

پاسخ به این سوال زیاد سخت نیست . گیلوان از جمله روستاهای بخش شاهرود است که در ‏۶۵‏ کیلومتری جنوب شرقی خلخال قرار گرفته است. این روستااز شرق به استان سربز گیلان ،از جنوب به روستاهای علی آباد و ماجولان محدود است.گیلوان شال را در شرق خود دیده و از شمال به جنگلهای شهرستان ماسال و شاندرمن متصل می‌شود. این روستااز نوع کوهپایه ای  بوده و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۰۸۰ متر است. متوسط بارندگی سالیانه آن ۷۳۲ میلی‌متر گزارش شده‌است. مردم روستای گیلوان به زبان‌ تاتی و نیز تالشی سخن می‌گویند.

براساس سرشماری سال ۱۳۷۵، روستای گیلوان ۲۰۴ نفر جمعیت ساکن داشته است که در سال ۱۳۸۵ به ۱۲۰ نفر کاهش یافته است. اما در فصل تابستان جمعیت روستا به 2000 نفر نیز افزایش می‌یابد.

اقتصاد روستای گیلوان بر پایه فعالیت‌های زراعی، باغ‌داری، دام‌داری و صنایع دستی استوار است. زراعت عمده روستا، کشت دیم است و گندم مهم‌ترین محصول دیمی آن است.

توتون، ذرت، سیب‌زمینی، یونجه و لوبیا از دیگر محصولات زراعی روستاست. زردآلو، سیب، به و گلابی از محصولات باغی آن است. محصولات مهم دامی آن عبارتند از: گوشت تازه و انواع لبنیات، پرورش طیور خانگی.

مردم روستا به ویژه زنان، با بافت و تولید صنایع دستی مانند گلیم، جاجیم، شال و جوراب در بهبود وضعیت اقتصادی خانوار نقش مهمی ایفا می‌کنند.

معماری روستای گیلوان به دلیل استقرار در ناحیه کوهستانی، از دیگر روستاهای استان اردبیل متفاوت است. سقف خانه‌ها گلی است و درهای ورودی و پنجره‌ها، برای جلوگیری از سرما کوچک انتخاب شده‌اند. در ساخت خانه‌های قدیمی از مصالح بومی سنگ، ملات کاهگل و چوب استفاده شده است.

چشم‏‌انداز رودخانه پر آب گیلوان، ارتفاعات پیرامون روستا،  جنگل های انبوه و سرسبز و هوای مه‌آلود، تصویری رویایی پیشا روی گردشگران روستای گیلوان ترسیم می‌کند.

مراتع سرسبز و مزارع طلایی گندم، گرداگرد روستای گیلوان را در برگرفته‌اند. باغ‏‌های انبوه و پربار میوه از دیگر جاذبه‏‌های طبیعی این روستاست. مراتع زیبای روستا همانند گردنبند زیبایی روستا را در میان گرفته‌اند و درختان میوه و مزارع گندم جاذبه‌های آن را دو چندان کرده‌اند.(همشهری آنلاین)

کشفیات گورستان تاریخی

دو گور مربوط به دوره عصر مفرغ جدید (حدود سال ۱۶۰۰ پیش از میلاد)،یک گور مربوط به عصر آهن (حدود سال‎های ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ پیش از میلاد)،چهار گور مربوط به دوره هخامنشی،99 گور مربوط به عصر آهن (سال‎های ۲۲۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد)
موضوع قابل توجه در گور‎های عصر آهن تدفین‎های دسته جمعی است که در گور‎های این عصر بی نظیر است که این موضوع نشان از همان تداوم فرهنگی از عصر مفروغ جدید تا عصر آهن است.سازه‎های گور‎های گیلوان از نوع سازه‎های چاله‎ای است و تدفین اسکلت‎ها به صورت چمباته‎ای انجام شده‌است. جهت سر این اسکلت‎ها نشان دهنده این مطلب است که: اجسادی که در صبح دفن شده‎اند سرشان به طرف شرق و آن‏هایی که در ظهر دفن شده‎اند، سرشان به طرف جنوب بوده‌است.
از اشیایی که همراه با اسکلت‎ها به دست آمده می‌توان به خنجر، سرنیزه و پیکان در گور مردان و سنجاق سینه، مهره‎های تزئینی، پولک و... در گور زنان اشاره کرد.(تبیان)

اقدامی که به اغما  رفت

در گیر و دار این کشفیات بود که  انتظار می رفت گیلوان در بخش شاهرود به یک قطب باستان شناسی تبدیل شود و بهشتی جدید برای باستان شناسان و واله ها و عشاق این هنر به وجود آید . این پیشنهاد طی سالیان فراز و فرود داشت . و یکی از این بارها هم از زبان  رییس سازمان  میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری استان اردیل مطرح شد .  روح الله احمدزاده  در  26 شهریور ماه سال نود  گفته بود"ین منطقه مستعد برای احداث پایگاه مطالعات باستان‌شناسی است که انتظار می‌رود با شکل‌گیری آن آثار باستانی و گورستان‌های تاریخی این منطقه مورد ارزیابی و بررسی حقیقی قرار گیرد."

(لینک خبرhttp://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900626000875)

 در دوره احمد زاده این پایگاه احداث نشد و لااقل نماد بیرونی از آن مشاهده نگردید  . تقریبا موضوع فراموش شده بود که ندایی مدیرکل میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری اردبیل در کارگروه گردشگری خلخال حاضر شد  وی در این کارگروه گفت"این منطقه دارای استعداد مطالعات باستان‌شناسی بسیاری است و مصمم هستیم سال آینده در این زمینه سرمایه گذاری کنیم.". در  این خبر که مربوط به دهم اسفند ماه  سال 1390  است مدیر کل محترم ازطرح مطالعاتی سایت باستان‌شناسی گیلوان در شهرستان خلخال خبر داد.

(لینک خبرhttp://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1547235).

 اما با این اوصاف  هیچ خبری حتی در سایت رسمی  سازمان مزبور  وجود ندارد و  جستجوی نام  گیلوان هیچ نتیجه ای در برندارد

در طول این مدت  این  گورستان  گیلوان بیکار نمانده و توجه چندین پژوهشگر را به خود جلب کرد به طوریکه در سال 87 مقالات تهیه   شده درباره این گورستان  مقالات برتر همایش باستان شناسی کشور در بندرعباس شدند.

به هر حال مجموعه عکس ها و تصاویر تهیه شده از محل گورستان تاریخی گیلوان نشان میدهد که هیچ خبری از کاوش و کاوشگری و احداث پایگاه و یافتن جایگاه و اقدامات شایسته و سایر امورات مرتبط نیست .

شایسته نیست زمانی که از اعتبار و بودجه کافی  بی بهره ایم  بنا به قول دادن کرده و مردم و علاقه مندان را چشم براه بگذاریم و از طرفی دیگر شایسته هم نیست که گاه و بی گاه  نه به اندازه یک فصل کاوشگری بلکه برای خوشآمد دل خودمان  تیشه ای بر زمین بکوبیم و اگر چیزی یافت شد آنرا به پستوی موزه خانه ها منتقل کنیم .

قطعاً ظرفیت و جایگاه ویزه احداث  پایگاه باستان شناسی گیلوان وجود دارد  و این مهم با عنایت به سوابق و گذشته  این منطقه ضروری و مهم است که انشاء الله برای تحقق آن گام های عملی برداشته خواهد شد. در این راستا دو نکته بسیار فوت و فوری برای محوطه باستان شناسی  گیلوان به نظر می رسد

اول اینکه ؛لازم است  سازمان متولی این کار  در اولین گام نسبت به تعیین حریم این گورستان تاریخی اقدام نماید

 و دوم  و مهم تر اینکه نسبت به نظارت و پاسداشت این محوطه برای جلوگیری از هرگونه تعدی احتمالی  اقدام اساسی نماید .  استقرار پایگاه باستانشاسی بماند برای بعد.

مجموعه عکس ها در ادامه مطلب

پست بعدی ؛ موسسه خیریه عاشورا را دریابیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1391ساعت 22:46  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

سالگرد نامه


تا چشم ها را باز می کنیم می بینیم شش سال گذشت به همین سادگی ؛ مگر می شود باور کرد . چه می شود کرد  چه باورمان شود چه نه  باید قبول کرد که شش سال از عمر وبلاگ گذاشت .در این مجال در تلاش خواهیم بود در جملاتی کوتاه که در حوصله خوانندگان بگنجد به شش سال در کنار هم بودن مروری کوتاه داشته باشیم .

شروع شد .

همه ماجرا از سال 85و وبا دستونشته های آوای شاهرود شروع شد و بعد از مهندسی مجدد و تعطیلی یکسال و نیمه وبلاگ  جدید با نام شاهرود و با سیمای فعلی از آن سر برآورد .متنهای قبلی حذف و متنهای جدید ویرایش گردید و شد این چه که الان می بینید .

نظر بی نظر

اکثر خوانندگان وبلاگ ترجیح میدهند نظر ندهند و یا نظرات خصوصی بفرستند  و برای  مدیر وبلاگ  هم هیچ چیزی کشنده تر از این نیست که از نظر خوانندگان بی اطلاع باشد . به هر حال اگر تعداد بازدیکنندگان به تعداد همین نظر دهندگان باشد کفایت می کند .خدا بده برکت.

خاطره خوب

یکی از خاطرات بسیار زیبا در طول زمان وبلاگ نویسی مربوط به تماس بزرگواری از تهران با تلفن همراهم بود . وی با وسواس بسیار زیادی تمام مطالب وبلاگ از ابتدا تا انتها  را خوانده بود و اغلاط املایی و انشایی و نکات آیین نگارش را یادداشت کرده و به ترتیب برای رفع، آنرا برایم می خواند  و اصرار داشت که در اسرع وقت نسبت به رفع آن اقدام کنم . نکته سنجی این بزرگوار همیشه در یاد می ماند

خاطره بد

شاید بدترین خاطره مربوط به حذف یکباره مطلبی طنز گونه  مربوط به فضای شاهرود در سال 1420 است که  بی هیچ دلیل خاصی گم شد و از آن روز هر مطلبی در اینخصوص نگاشته می شود مانند مطلب  قبلی به دل نمی نشیند .

منشور نگارش

در نگارش مطالب وبلاگ هر مطلب از فاصله پست مطلب قبلی تا پست جدید مطالعه و ویرایش می شود . سعی می شود حرمت افراد و اشخاص در آن رعایت گردد و تا حد امکان متکی به آمار و ارقام مستند  باشد . از ارسال اخبار غیر موثق و مطالب احساسی پرهیز شود و  انتقادات به حق صاحبان دیدگاه در اصلاح مطالب  مدنظر قرار گیرد.

پاسخ؛ شاید وقتی دیگر

هیچ تصمیمی برای پاسخ گویی به اظهار نظرها وجود ندارد . برخی از دوستان لطف ویژه دارند که در ملاقات های حضوری و یا با ارسال ایمیل( در صورت درج) از زحمت و ابراز لطفشان تشکر می شود . به هر حال از فرصت استفاده کرده و از ابراز لطف و عنایت تمامی دوستان و خوانندگان وبلاگ که زحمت کشیده و به صورت خصوصی و یا عمومی  نسبت به درج نظرتشان اقدام می کنند تقدیر و تشکر می گردد.

بخش هایی  که حذف می شوند

می توان گفت در شروع دوره جدید فعالیت وبلاگ هیچ بخشی از وبلاگ حذف نخواهد شد

بخشهایی که اضافه می شود

از وبلاگ دیگران ،صندوقچه ومطالب میهمان  جزو زیر بخش های جدید این وبلاگ خواهد بود  در اولی برخی  پست های  برگزیده  وبلاگ نویسان شاهرودی با ذکر منبع درج خواهد شد  . در دومی صرفاً به انعکاس عکس ها و اسنادی  از  تاریخ گذشته  شاهرود اقدام می شود و در نهایت مطالب میهمان اختصاص به انعکاس آرا و اندیشه ها و مطالب صاحبان فکر و قلم شاهرود که تمایل به ارسال مطالبشان داشته باشد دارد.

مطالب میهمان

به مقتضای زمان و در جهت ترغیب بیشتر خوانندگان استانها و شهر های دیگر به مشاهده و مراجعه به وبلاگ ناگزیر به انتشار برخی مطالب خارج از حوزه شاهرود می باشیم. این مطالب به عنوان مطالب میهمان درج میگردد . با اینکه از پست های وبلاگ حذف نمی شوند .

انتقاد به جا

انتقادی که مدیریت وبلاگ متوجه آن است حجم کمتر مطالب اختصاصی به سایر روستاها و دهستانهای شاهرود است که در جهت رفع آن کوشش خواهد شد

همه مطلب درج می شود

تمایلی به تعدد وکثرت کلیک های انجام شده روی وبلاگ با روشهایی مانند درج مطلب در ادامه و... وجود ندارد و این اصلاً جزو آرزوها  و خواسته ها نیست بر همین اساس تلاش می شود تا جایی که امکان دارد از انعکاس مطالب در  بخش ادامه مطالب پرهیز شود مگر اینکه حداقل شش ماه  وبیشتر ازتاریخ درج آن گذشته باشد .

سایت خواهیم شد

برنامه میان مدت وبلاگ این است که به سایت تبدیل شود . اما در هر صورت این وبلاگ به فعالیت خود در همین چارچوب ادامه خواهد داد.

پاسخ خوانندگان

برخی دوستان نسبت به ابراز لطف مبادرت ورزیده و برخی انگشت شمار هم به زبان دیگر سخن می گویند اما در هر حال  از همه آنان که قدم رنجه کرده و به وبلاگ سر می زنند تشکر کرده ودستشان را به رسم ادب می بوسیم

 دلایل عدم درج لینک

به برخی دلایل خود ساخته هیچ وبلاگی را تاکنون لینک نکرده ایم اما برای معرفی وبلاگ هایی که نه به اسم منطقه و روستاههای آن بلکه در راستای معرفی این منطقه گام برمی دارند گامهایی به روش دیگر و تاحدی بدیع برداشته ایم که هم تکمیل خواهد شد و هم تجدید. همچنین به زودی در قالبی جدید وبلاگ نویسان شاهرودی را معرفی می کنیم


چشم به راه

وبلاگ شاهرود هیچ  ادعایی در مورد پوشش تمام وقایع  فرهنگی و اجتماعی شاهرود  ندارد و آنچه بر صفحه کلید کامپیوتر می تراود صرفاً دغدغه ذهنی و  دلنوشته های نویسنده وبلاگ است . از اینرو دست کلیه صاحبان نظر و اندیشه را برای هدایت درست و صحیح وبلاگ و تمرکز و تسلط آن بر مطالب  اصلی می فشارد . امید که برآورده شود. در پایان  شعری که در اولین پست  این وبلاگ درج شده را دوباره ذکر می کنیم.

هرکه ما را یاد کـــــــرد ایزد مــر او را یاد باد

هرکه مارا خــــوار کرد از عمــر برخوردار باد

هر که در راه ما خــــــاری فکند از دشمنی

هر گلی از باغ وصلش بشــکفد بی خار باد

 

پست بعدی :چهره ها با اشک  زیبا می شود


+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 13:24  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

درسهایی بزرگ از حادثه تلخ شین آباد

پست اضطراری

در و رمز و رازش مانده ایم . هرسال و  هر سال باید بلایی اینچنینی نازل شود و تا مدت ها ما را در تعجب و بهت فرو برد و بعد از مدتی همه آن داد و قال ها بخوابد و ما هم بشویم همان آدم گذشته و آب از آب تکان نخورد و این دور با تکرار حادثه ای جانکاه دوباره تکرار می شود . قصه با گر گرفتن بخاری یک دبستان در یک روستایی کوچک در  پیرانشهر اتفاق افتاد و دوباه  آنروز صدای آژیر  آمبولانس ها گوشخراش شد . دوستی که با ما در حال صحبت بود سقوط هواپیما را یاد آوری کرد و نظر داد که چنین اتفاقی تکرار شده باشد! . هنوز  دومین سالگرد سقوط  مرگبار گذشته نشده است و تکرار چنین فاجعه ای مو را به تن آدم سیخ می کرد . حدود نیم ساعت بعد بود که همان دوست تماس گرفت و از آتش گرفتن یک کلاس درس در" شین آباد پیرانشهر" خبر داد . آنهایی که معلمند و یا آنهایی که یک یا چند دختر دبستان رو در خانه و یا در فامیل دارند خوب می فهمند که آتش گرفتن دخترکان دبستانی یعنی چه ؟ عمق فاجعه بسیار زیاد و ضایعه درد ناک است وانتشار اولین تصاویر از این دانش آموزان  زنگ خطر را به صدا در میآورد برای همه اولیا و برای همه دانش آموزان و صد البته برای همه معلمان . کاری به رسم و رسوم دنیا نداریم که در افتادن هواپیما  خلبان مقصر است و در آتش سوزی مدرسه ؛ معلم

دل نگرانی ما از مدرسه  و مدرسه هایی است که  در منطقه شاهرود و تمام مناطق ایران با بخاری نفتی گرم می شوند . تصورش را بکنید بچه ای که فاصله زیادی از خانه تا مدرسه را با کمترین امکانات گرما زا  از جمله کابشن و دستکش مناسب طی کرده و در بدو ورود باید منتظر بماند تا بابای مدرسه  از راه برسد و بخاری ها را روشن کند .  و در این مسیر است که وی نفت بخاری ها را باز کرده تا به مقدار کافی به بخاری ورود پیدا کند و آنگاه است که با میله ای که سرش را پارچه بندی کرده اتاق به اتاق بچرخد  تابه جان بخاری ها آتش  اندازد . و چون اول صبح است و تمام بخاری ها از دیروز عصر خاموش مانده اند  باید با شدت بیشتری نفت را روانه مخزن کرد تا دست های کوچک  دخترکان و پسرکان توان و نای نوشتن و قلم به دست گرفتن را داشته باشد . و خطر از همین جا آغاز می شود . نمی شود روی صندلی نشست ؛ هوا بس ناجوانمردانه سرد است ، اصلا آدم به این صندلی می چسبد . مثل اینکه یخ را از یخدان یخچال برداشته اید . پس باید کاری کرد . تنها راهش اینست که دور بخاری جمع شوند و دستهای کوچکشان  را به کور سوهای  تروایده از بخاری نفتی بگیرند . تازه اگر بخاری زمانی که جمع می شد (بهار امسال) و یا زمانی که برپا می شد به اندازه کافی تمیز شده باشد  و تک تک  آنها عیب یابی گشته باشند .

نگرانیم ! نگران همه دست های کوچک دخترکان و پسرکانی که پدرشان با سیلی صورت را سرخ نگه می دارد و تمام دسترنج چندین و چند ساله اش یک یا چند کودک 10 تا 12 ساله است .

 نگرانیم برای آن کودک که  دغدغه ذهنی اش بجای دارا و سارا و  کوکب خانم و و دهقان فداکار  دست های یخ زده اش است  و بخار دهانش تنها گرمابخش دستانش.

نگرانیم برای آن سریدار  بیچاره ای که زورش به این بخاری های  زهوار در رفته نمی رسد و  باید  تمام هم و غمش را  در نزدیک نشدن کودکان به این بخاری ها خلاصه کند

نگرانیم برای معلم درمانده ای که بعد از سال ها تلاش و  دربه در دنبال کار گشتن حالا که معلم مدرسه شده، باید مراقب بخاری مدرسه هم باشد  وبجای تمرکز به درس و کتاب و تدریس  باید  شرمنده نگاههای گرم از تن ها و بدنهایی سرد باشد .

نگرانیم برای همه روستا و همه شهر و همه بخش و همه استان که  دیگر توان نگاه کردن در چهره های معصوم و گر گرفته و تکیده و پوست های جمع شده و نفس های به شماره افتاده  این کودکان را ندارد .

در حالیکه هم سن و سالان این  دانش آموزان در شهرهای بزرگ و بزرگ تر روانه مدارس آنچنانی اند و با نام غیر انتفاعی و نمونه مردمی و غیره از انواع نعمات بهره مندند و اوقات خالی شان را یا در کلاس موسیقی اند و یا زبان خارجه می خوانند و یا در استخر به شنا و تفریح می پردازند  این کودکان  مجبورند  در مدرسه ای اینچنینی  از گرم کردن  تن خودشان عاجز باشند و به بخاری نفتی  پناه برند و گردش و تفریح و فوق برنامه  را  زمانی درک کنند که به همت والاشان به جایی برسند و از آن آبادی و یا روستا بیرون آیند  و همسالان  خود را ببینند .

حادثه شین آباد با همه تلخی هایش و باهمه اشک هایی که در چشمها جمع کرد و همه بغض هایی که ترکاند و همه ناراحتی هایی که برای همه مردم داشت یک درس بزرگ و آموزنده نیز برای  شاهرودیها و اهالی آن مخصوصاً در روستاهایی مانند شال و لرد و کرین و... بهمراه دارد و آن اینکه بچه ها باید  بیشتر از اینها مراقب خودشان باشند و مهارتهای مرتبط را دریافت دارند ؛معلمان بایستی  دانش و مهارت حفاظت از جان دانش آموزان را فراگیرند و بدانند که در این راه فقط  داشتن روحیه ایثار کافی نیست و در نهایت  اولیا ء هم با حس مسوولیت پذیری  پیشگیری را مقدم بر درمان دانسته و نسبت به سرکشی و نظارت و حتی تامین  امکانات مدارس مخصوصاً در سطوح ابتدایی و علی الخصوص امکانات گرمایشی  و تامین  استاندردترین ها  همت گمارند چه تامین امکاناتی با هزینه ای چند ده هزار تومانی براحتی  قابل حل است اما رفع عواقب ناشی از چنین حوادثی تقریباً هرگز .در مورد درس  این حادثه برای مسولین هم چیزی ندارم بگویم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1391ساعت 14:12  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

نام دکتر امیر ساسان بر کدام خیابان می نشیند؟

 سرچشمه

در تمام جوامع انسانی بزرگداشت شخصیت‌ها و نکوداشت نام، خاطره و جایگاه آنها یکی از وظایف اخلاقی، اجتماعی و ملی به شمار می‌آید. رهبران بزرگ سیاسی، پیشگامان استقلال و یا شخصیت‌های دینی، ورزشکاران و هنرمندان از جمله افرادی هستند که برای تقدیر و تشکر از تلاشهای آنها اسامی اینگونه انسان‌ها روی مراکز علمی، خیابانها، میادین و سایر مکانهای کوچک و بزرگ گذاشته میشود.

در کشور ما نیز از دیرباز تا کنون نام مقدس ائمه اطهار، شخصیتهای دینی و مذهبی، هنرمندان، ورزشکاران، دانشمندان و سایر مشاهیر برای شناسایی و نامگذاری مراکز یاد شده مورد استفاده قرار میگیرد. اما مساله ای که وجود دارد این است که تکرار و تعدد استفاده از اسامی انسانهای یاد شده نه تنها موجب گرامیداشت آنها نمیشود بلکه در بسیاری از موارد از نگاه رفتارشناسی گونه ای از کاهش جایگاه و شوکت این عزیزان را در پی خواهد داشت   و از طرفی دیگر این نام گذاری ها باید متناسب با شرایط و ویژگی های محیطی هر شهر و  اجتماعی جداگانه و به صورت مجزا مدنظر قرار گیرد . از اینرو برخی شخصیت های بین المللی و مشاهیر بزرگ توانسته اند در  اکثر شهرها نام خیابان یا محلی را از آن خود کنند از جمله مرحوم غلامرضا تختی از میان ورزشکاران،یا   حافظ و سعدی از بین شعرا و یا شهید مطهری و شهید بهشتی از بین شهدا و الی آخر.

در این بین آنچه که اهمیت ویژه ای برخوردار است که این نامگذاری بسیاری از شخصیت ها و یا حتی وقایع تاریخی را در ذهن ها زنده نگه داشته و باعث  کنکاش همیشگی اذهان مخصوصا نسل جدید در این مورد خواهد شد . از اینرو مساله نامگذاری خیابانها و اماکن به نام افراد و اشخاص و  مشاهیر و معروف از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و مساله ای ساده و روزمره نیست . همانگونه که باید مراقب بود که مبادا نام مبارک و متبرکی با انتخاب نابجا مورد توهین قرار گیرد همانگونه باید با مراقب بود که با انتخاب خوب و بجا باعث زنده نگه داشتن تاریخ کهن و حتی الامکان شفاهی ملت شد .

 سابقه موضوع

کلید نام گذاری اماکن و ورزشگاهها به نام ورزشکاران از مدتها قبل زده شده است و پر تب  وتاب ترین این نام گذاری ها هم مربوط به جهان پهلوان تختی است که در هر شهر و کوی و برزنی حداقل یک ورزشگاه ،سالن و یا خیابان را به نام خود اختصاص داده است .در این مجال فرصت اینکه به این موضوع بپردازیم که چه چیزی باعث شده است که غلامرضا تختی، تختی شود نیست بلکه بیشتر به این بخش پرداخته شود که آنهایی که باید قدر تختی و تختی ها را بدانند خوب فهمیده و موضوع را درک کرده اند . این موضوع زمانی مهم می نماید که  در دوره معاصر نیز قبل از آنکه شخص قهرمان  رخ در نقاب خاک درکشد این مهم تحقق یافته و برای تقدیر و تشکر از وی و آنچه که بوده و هست خیابان ،ورزشگاه و یا مکانی به نام وی نامگذاری شود .  به نمونه های زیر توجه کنید :

- در اردبیل در سال 1385 یک سالن  ورزشی  به نام حسین رضا زاده نام گذاری شد. این سالن 6 هزار نفره 12 هزار متر مربع وسعت داشته و دارای 4 گالری است .

- در اردبیل استادیوم ورزشی 20 هزار نفره در 42 هکتار مساحت به نام علی دایی ساخته شد . این مجموعه از سال 76 در حال احداث بوده و چهار سال بعد به بهره برداری رسید

- در تهران و در منطقه بیست  این شهر یک میدان به نام پر افتخارترین المپیکی ایران نامگذاری شد ؛هادی ساعی

- در تهران خانه کشتی منطقه یک به نام منصور برزگر مربی برجسته کشتی نام گذاری شد.

... و در صادقیه خانه کشتی به نام برادران خادم، در کرج خانه کشتی به نام علیرضا دبیر، در نقده ورزشگاه این شهر به نام محمد اوراز، درآمل خانه کشتی به نام قاسم رضایی، درتهران یکی از میادین به نام محمد بنا، در شیراز یک ورزشگاه  به نام امید رضایی نام گذاری شد و در بسیاری از شهرهای دیگر از جمله جویبار و قائم شهر و ملایر و در این مهم با نصب سردیس و تندیس ورزشکاران به نام شهر این مهم تکرار شد. در شهر و دیار ما اما با وجود اینکه با حرکتی شایسته از قهرمان نامدار شهرمان تجلیل شد اما همچنان جای خالی یک تجلیل در خور از امیر ساسان ساسانی خالیست . یک جای خالی بزرگ که تنها به دست شورای اسلامی شهر کلور باز می شود و نمونه آن در بسیاری از شهرها و استانهای کشور به کرات  تکرار شده است . در مورد جای خالی نامداران شاهرودی و اسامی ایشان در خیابانهای کلور قبلاً نوشته شده است . اما این مطلب در خصوص پاسداشت یکی از نام آوران  ودلاور مردان شاهرودی است که توانسته به جایگاه و پایگاه بزرگ جهانی دست یابد و در عین حال با اخلاق و نجابت مثال زدنی محبوب  باشد.

غربت نامداران شاهرودی در خیابانها

اگر این مطلب حمل بر نق زدن و ایراد گرفتن نباشد انتقادی به نظر بجا به عملکرد شورای نامگذاری خیابانها و کوچه های شهر و دیارمان است که قبلا نیز در یک پست جداگانه به آن پرداخته شده است . بزرگان ،شعراو عرفا و علمای شهر ودیارمان کم نیستند اما متاسفانه از نامگذاری کوچه ها و خیابانها به نام مبارک ایشان غفلت شده است . به نظر حتی اگر افراد خاصی دارای توانایی های خاص بوده و برای اولین بار توانسته اند شهر و دیار ما رابه توانایی های خاصی برسانند بجا و بحق است که نامشان برای همیشه در تاریخ ثبت شود . به فرض مثال اگر کوچه منتهی به منزل موذن معروف و فقید شهرمان ، به نام ایشان و یا نامی مثل موذن ویا ترکیبات آن نامگذاری شود و همچنین درخصوص بزرگواری که سالها تامین کننده نور منازل همشهریان بوده  و نورکوی و برزن شهر را تامین کرد و یا کسی که خالصانه سالها  جابجایی اهالی و امورات حمل و نقل شان را برعهده داشت و یا کسی که با مداحی شیرینش گرمابخش محافل عزاداری شهرمان بود ویا آسیابان زحمت کش دیارمان ودهها یای دیگر که خوشبختانه کوی و برزن باندازه تعداد همه آنها وجود دارد.

موضوع اصلی دیگر در این بین کم توجهی صورت گرفته به شالوده های تاریخی و بافت قدیمی شهر در نام گذاری هاست . اسامی مانند نسترن و زنبق و شنبلیله و لاله و ... زیباترند یا اسامی مانند روبار(رودخانه)،واران(باران)،زیرون و....

در این بین گرچند نمی توان از افرادی که نامشان زیبنده کوچه ها و خیابانهای ماست  نام برد چرا که نام بردن اسامی اجحاف در حق آنانی خواهد بود که از قلم می افتندبا اینحال می توان  افراد محق بسیاری یافت که شورای نامگذاری  می توانست و می تواند در این زمینه موفق تر عمل کند . به طور مثال وقتی بعد از گذشت یک عمر شهر و دیارما به شبکه سراسری گاز پیوست به جا و بحق بود برای تقدیر از آنان که در تمام مدت گذشته  با هزاران مکافات نفت شهرمان را تامین کرده بودند دست به کار شویم و یک کوچه یا یک ایستگاه تقلیل فشار و یا چیزی مشابه را  به نام ایشان نامگذاری کنیم

خوشبختانه شورای نامگذاری شهر کلور از اسامی شهدای معظم شهر برای نام گذاری کوچه ها و خیابانها بهره برده است  که اقدامی بسیار زیبا و ستودنی است و به نظر اکنون زمان مناسبی برای بهره مندی از نام مشاهیر و خدمت گذاران  شهر در  این زمینه است.یکی از افرادیکه بهترین موقع برای نامگذاری یک حیابان و یا یک مکان مناسب ورزشی به نام ایشان است دکتر امیر ساسان ساسانی است که از فرصت استفاده کرده و به معرفی ایشان می پردازیم .

تذکر این نکته لازم است  که شاید شخص دکتر امیر ساسان با این امر موافق نباشد .و حتی برای عدم تحقق آن بکوشد .چه وی نیازی به این موضوع ندارد اما مرام سپاسگذاری و تشکر ایجاب می کند که به پاس همه زحمات  و نام آوریهای وی حداقل نام وی بر خیابان و یا ورزشگاهی مناسب نهاده شود.

دکتر رامین امیر ساسان کیست؟                                                  

دکتر رامین امیر ساسان 45 ساله که هم اکنون با درجه دانشیاری در دانشگاه تبریز مشغول فعالیت های آموزشی و پژوهشی می باشد مدارک دکتری، کارشناسی ارشد وکارشناسی خود را از دانشگاه تهران اخذ کرده و ترجمه 4 عنوان کتاب، اجرای 2طرح پژوهشی، ارایه 8 مقاله در مجلات ISI و 12 مقاله علمی پژوهشی در کارنامه خود دارد. وی علاوه بر این به عنوان مدیر گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه تبریز، رییس کمیته تخصصی تغذیه ورزشی انیستیتو بین المللی کشتی، مدیر و مربی تغذیه و ریکاوری تیمهای کشتی آزاد و فرنگی از سال 1383 تاکنون، عضو بورد تخصصی تغذیه ورزشی آکادمی ملی المپیک، مدیر تغذیه تیم های ملی کشتی والیبال و ژیمناستیک، نیز فعالیت داشته و شرکت در 10 دوره مسابقات جهانی و 6 دوره جام جهانی کشتی فرنگی و آزاد، حضور در دو دوره المپیک آسیایی و دو دوره المپیک جهانی را نیز در کارنامه فعالیت های ورزشی خود دارد.
 در آخرین المپیک که در سال 2012 در لندن برگزار شد با توجه به محدود بودن ظرفيت كاروان كادر پزشكي، دکتر امیر ساسان به عنوان پزشك، فيزيوتراپ، ماساژور، روان شناس و كارشناس تغذيه، تمام المپيكي‌ها را زير نظر  داشت.

در این المپیک بود که دکنر امیر ساسان رئیس کمیته تغذیه انستیتو بین المللی کشتی به عنوان مسئول تغذیه، مشاور رژیم غذایی و مصرف مکمل و همچنین کاهش وزن ورزشکاران کاروان ورزشی ایران در دهکده المپیک لندن معرفی شد

بدین ترتیب امیرساسان علاوه بر مسئولیت اصلی خود یعنی سر وزن رساندن، بازسازی و ریکاوری بین مسابقات کشتی گیران باید به عنوان مشاوره تغذیه، مصرف مکمل و در صورت لزوم کاهش وزن سایر ورزشکاران المپیکی نیز در کنار آنان حضور داشته باشد. و جالب آنکه المپیک 2012 با همت والای همه ورزشکاران و صد البته حضور مثال زدنی دکتر امیر ساسان به پر افتخارترین المپیک تاریخ ایران تبدیل شد

گفتنی است "راهنمای تغذیه برای ورزشکاران در دهکده المپیک" نیز  به همت امیرساسان تهیه شد که از طرف فدراسیون پزشکی ورزشی در محل دهکده المپیک لندن بین ورزشکاران توزیع شود.

ماجرا از آنجا آغاز شد که محمدرضا یزدانی خرم رئیس سابق فدراسیون کشتی که ریاست ورزش اول را به عهده گرفت حضور دکتر تغذیه، دکتر بدنساز و... را در اردوی تیم‌های ملی الزامی کرد، به همین دلیل دکتر رامین امیر ساسان در بخش تغذیه فعالیت خود را آغاز کرد و تاثیر بسزایی در موفقیت کشتی‌گیران داشت و حتی در کاهش وزن و ریکاوری بعد از تمرین و مسابقه آنها تاثیر‌گذار بوده است.

دکتر امیر ساسان علاوه بر این مدرس رسمی فدراسیون بین المللی کشتی (فیلا ) است بر این اساس وی در کلاسها و دوره های مختلفی که برگزار می شود به تدریس می پردازد  در یکی از این دوره ها وی در آذرماه 90 در شهر رم ایتالیا در مورد مسائلی همچون تغذیه کشتی‌گیران  به تدریس پرداخت.

همچنین فدراسیون جهانی کشتی  وقتی مدرسان کلاس بین المللی مربیگری کشتی آزاد سال 2012 میلادی  را معرفی کرد در این لیست منصور برزگر از ایران، یوری شاهمرادف و بوایسیار سایتی اف از  روسیه، الکساندر لیپولد از آلمان، گالداوادزه از گرجستان، استفان قازاریان از ارمنستان  و لافون از فرانسه مدرسان دوره‌های عملی این کلینک بودند ومیشل دوسون دبیرکل فرانسوی فیلا، دکتر بهمن میرزایی، دکتر رامین امیر ساسان، دکتر صالحی و عزیز اله اطاعتی از ایران و پروفسور تنومن از آلمان نیز از مدرسان کلاسهای تئوری این دوره اعلام شدند.

نقش دکتر امیر ساسان در کسب بزرگترین موفقیت المپیکی تاریخ ایران

آیا به آمار دوپینگی ها در ورزشی مانند فوتبال توجه کرده اید ؟ آیا می دانید مدال یکی از کشتی گیران جهانی را  در یک دهه قبل به علت دوپینگ پس گرفتند ؟ و آیا توجه کرده اید که تیم وزنه برداری ایران در چند مقطع خطر تعلیق را به واسطه دوپینگ وزنه برداران بیخ گوش خود احساس کرده و تا نه نفر از اعضای تیم هم محروم شده اند ؟ . همه اینها را کنار هم بگذاریم به اهمیت حضور مربی تغذیه در کنار تیم پی می بریم مخصوصا اینکه مدیر تغذیه باید یک کاروان را مدیریت کرده و در طول دوران مربی گری اش حتی یک نفر هم به عنوان شخص مشکل دار بروز ننماید .

پر افتخارترین المپیک ایران در حالی رقم خورد که شیرینی این پیروزی و زحمات چند ساله مربیان و ورزشکاران می توانست با استخراج نتیجه مثبت دوپینگ برای لا اقل یک نفر ورزشکار حتی مدال نگرفته به یک افتضاخ بزرگ کشیده شود اما بی شک اولین و بزرگترین نقش  در عدم تحقق این موضوع  مربوط به دکتر امیر ساسان است . وی علاوه بر نقش حیاتی و مهم برشمرده   وظایف اساسی دیگری نیز برعهده داشته که جایگاه مرجع بودن وی را برجسته تر می نماید .

طی 6 سالی که دکتر رامین امیر ساسان، دانشیار گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه تبریز به کادر فنی کشتی آزاد و فرنگی در بخش تغذیه، ریکاوری و کنترل وزن اضافه شده است در طی این مدت با برنامه‌ریزی خوب و علمی وی تحول بزرگی در فدراسیون کشتی رخ داده و دیگر کشتی‌گیران با مشکلی چون اضافه وزن و سر وزن نرسیدن برای شرکت در مسابقات مهم و حساس روبرو نبودند و شرایط خوبی برای آزادکاران و فرنگی کاران از لحاظ کنترل وزن که مشکل همیشگی کشتی‌گیران بود، فراهم شده است.

 

آخرین اظهار نظر دکتر امیر ساسان؛
مربی تغذیه و ریکاوری تیم‌های ملی کشتی آزاد و فرنگی می‌ گوید: علم زمانی در ورزش نهادینه می‌شود که مشاوران علمی نیز همانند مربیان کادر فنی از جایگاه حقوقی برخوردار باشند و فقط زمان کار به حضور آنها احساس نیاز نشود.
دکتر رامین امیر ساسان در گفت‌وگو با خبرنگار علم ورزش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان این که علم زمانی در ورزش ایران نهادینه می‌شود که نقش و جایگاه مشاورین علمی در فدراسیون‌ها تعریف شده باشد، تصریح کرد: اگر هر فدراسیونی دارای کمیته‌ علمی مجزا که متشکل از متخصصان تغذیه، روانشناسی، فیزیوتراپ، ماساژور آسیب شناس و غیره باشد و آن کمیته‌ همانند سایر کمیته‌ها از جایگاه حقوقی برخوردار باشد، بدون شک در این صورت می‌توان علم را به معنای واقعی در ورزش نهادینه کرد و برای المپیک بعدی برنامه‌ریزی اصولی و درستی انجام داد. این در حالی است که در برهه کنونی جایگاه متخصصان در فدراسیون‌ها به صورت سلیقه‌ای است و از جایگاه مشخصی برخوردار نیستند.
وی افزود: جایگاه متخصصان و مشاورین علمی در ورزش ایران فقط زمان برگزاری اردوهای آماده سازی و مسابقات حساس و مهم است. در حقیقت به اندازه مسئولیت و وظیفه‌ای که بر روی دوش آنها گذاشته‌ می‌شود زمان تقسیم غنایم (حقوق و پاداش) توجه خاصی به آنها نمی‌شود و همانند مربیان از جایگاه حقوقی خاصی برخوردار نیستند.
عضو هیات علمی دانشگاه تبریز با تاکید بر این نکته که هنوز ضرورت استفاده از مشاورین علمی در فدراسیون‌ها احساس نشده است، گفت: در المپیک امسال کسانی به عنوان کادر پزشکی در قالب پزشک یا فیزیوتراپ راهی مسابقات شده بودند که ورزشکاران هیچ شناختی از آنها نداشتند و به راحتی نمی توانستند با آنها ارتباط برقرار کنند، در حالی که اگر نفرات اعزامی از سال‌ها قبل در کنار تیم‌های المپیکی بودند شرایط بهتری از لحاظ برقراری ارتباط با ورزشکاران داشتند.
امیر ساسان ادامه داد: هیچ فدراسیونی با مشاورین علمی به صورت رسمی قرارداد منعقد نمی‌کند و فقط زمان احساس نیاز به آن مشاور ظرف مدت یک یا دو ماه نزدیک مسابقات از وجود وی استفاده می‌کنند و پس از پایان مسابقات دیگر تکلیف آن مشاور برای ادامه همکاری مشخص نیست. هر چند نیاز به استفاده از مشاورین علمی در برهه کنونی در تمام فدراسیون‌ها احساس شده است، اما متاسفانه نیاز فقط در قالب پزشک و فیزیوتراپ خلاصه شده و سایر تخصص‌ها گمنام مانده‌اند، به طوری که در المپیک امسال نیز دیدیم کادر پزشکی اعزامی فقط پزشک و فیزیوتراپ بودند در حالی که نبود متخصصان تغذیه و روانشناس کاملا احساس می‌شد.
وی خاطر نشان کرد: فدراسیون پزشکی درست است در تمام زمینه‌های علمی متخصص دارد، اما چند درصد از فدراسیون‌ها و تیم‌های ملی از متخصصان تغذیه، روانشناسی و طب ورزشی فدراسیون استفاده می‌کنند؟ در حقیقت چون متخصصان همانند مربیان دارای جایگاه مشخصی از لحاظ بعد حقوقی ندارند و حمایت مالی نمی‌شوند انگیزه‌ای نیز برای همکاری با فدراسیون‌ها ندارند، لذا تصور می‌کنم با این وضعیت هیچ وقت نتوانیم علم را در ورزش نهادینه کنیم.
امیر ساسان گفت: این که یک متخصص بخواهد چند رشته را تحت پوشش قرار دهد، به طور قطع عملکرد موفقی نخواهیم داشت. زمانی می‌توانیم به تمام رشته‌ها نگاه علمی داشته باشیم که هر فدراسیونی از متخصص مجزای آن رشته برخوردار باشد نه این که متخصص تغذیه کشتی بخواهد برای رشته والیبال یا وزنه‌برداری نیز نسخه یکسانی از لحاظ تغذیه تجویز کند.
مربی تغذیه ریکاوری تیم‌های کشتی آزاد و فرنگی در پایان با اشاره به این که دیگر انگیزه‌ای برای ادامه همکاری با فدراسیون کشتی را ندارد، تاکید کرد: به رغم این که در المپیک بیشترین بار سنگین کار بر دوش من بود و انتظار کسب مدال از جانب من بیشتر از کادر فنی بود، اما از زمان ریاست حجت الله خطیب تاکنون نه قراردادی با من بسته شده و نه حقوقی دریافت کرده‌‌ام و این مساله سبب شده تا دیگر انگیزه‌ای برای ادامه همکاری با فدراسیون کشتی نداشته باشم.
برای دیدن مجموعه عکس ها و اشنایی با فعالیت های دکتر امیر ساسان به ادامه مطلب مراجعه کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1391ساعت 22:47  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

شهردار سربلند

خسته نباشید آقای شهردار!

انصاف حکم میکند که به کسی که بعد از چندین و چند سال خدمت صادقانه  پست خود را واگذار کرده و توفیق خدمت به خلق الله را در جایی دیگر دنبال میکند خسته نباشید گفته و از خدمات و زحمات وی تقدیر و تشکر شایسته گردد . قبل از آنکه  وارد نوشتار گردم  ارایه این توضیح را لازم می دانم که آنچه که به عنوان  انتقاد در مطلب قبلی از مدیران شهری  مطرح گردید متوجه شخص خاصی نبوده و در درجه دوم  به نظر؛ زمان مناسبی برای مطرح کردن آن نبود . از اینرو بر خود لازم می دانم که با برشمردن تعدادی از خدمات و زحمات شهردار کلور در طول زمان  تصدی این مسولیت  و از باب" من لم یشکرالمنعم من المخلوقین لم یشکر الله عزوجل" تقدیری شایسته از ایشان داشته باشیم.

خداحافظ آقای شهردار .

از بدو ورود تابلوی زیبایی که کلور را مهد زبان ایران باستان معرفی میکند از میهمانان استقبال میکند. بلوار ورودی کلور  به اندازه کافی توسعه داده شده است . پمپ بنزین آرزوی دیرینه مردم کلور بود . جای قبلی اش یک تپه بود با تابلوی احداث راهدارخانه و حال پمپ بنزین  و در کنار آن جایگاه سوخت گیری  cng قرار گرفته است . پایینتر  گردنه و یا پیچی بسیار ناجور ورود به کلور را سخت کرده بود اما امروز  همان مسیر گردنه ای و تنگ به مسیری دو طرفه تبدیل شده است . بازهم پایینتر  تمامی کوچه ها و خیابانها نام گذاری شده ولازم نیست برای یافتن یک آدرس  حتی در پس کوچه های شهر سردرگم بمانی .حتی در اقدامی زیباتر تمامی منازل پلاک کوبی شده و دارای کد پستی اند . به میدان ورودی شهر که میرسیم نمادی زیبا  شبیه میدان آزادی تهران در آن قرار گرفته است . آن عظمت و هیبت را ندارد ولی حداقلش  اینست که بعد از چندین بار  دایر کردن و برچیدن تکلیف نهایی این میدان مشخص شده است . تابلوی ترمینال مسافربری هم از دور پیداست . می توان به  سازماندهی  پایانه مسافربری و راه اندازی حمل و نقل درون شهری و برون شهری امیدوار بود . کلیدش که زده شده است . نماد زیبایی در میدان محمدی کلور هم نصب گردیده است . زیباست. در بین راه اگر کسی احساس خستگی کرد می تواند در بوستان جوار امامزاده سقسین کلور دمی  استراحت کند . و یا اگر تصمیم به ماندن و بیتوته شبانه داشته باشد میتواند در مهمانسرای  شهرداری استراحت کند . از زمانهای دور تا کنون شهر کلور فاقد چنین جایی بوده و از اسکان شبانه میهمانان خود عاجز بوده و الحمدالله این نقیصه به شکلی زیبا و آبرومندانه رفع شده است .  در کنار همین مهمانسرا سالن اجتماعاتی راه اندازی شده که لازمه هر  شهریست . جلوتر اگر بیایی از دور ساختمانی نیمه کاره راکه در کربلا دشت در حال احداث است می بینی . "مجتمع فرهنگی – هنریگ . در کنارش با مکان یابی زیبا و  هنرمندانه پارکی شکل گرفته است به نام پارک فدک یا پارک " اجی"

از جلوی هر خانه ای که رد شوی صدای فس فس  استفاده از  انشعاب گاز به گوش می سد و این نوید دهنده نجات مردم از صفهای طولانی کپسول گاز و حمل و نقل آنست و رهایی از صف نفت و بوی آن.

در نمایی دیگر شهر پوست انداخته . طرح تفصیلی شهر به تصویب رسیده و مطالعات بافت فرسوده آن انجام شده است .بافت های فرسوده به سرعت در حال جایگزینی است و ساختمان های شیک و محکم در حال ساخته شدن .  برخی خیابنهایی را که فکرش را هم نمی کردیم  باز شده و تردد در آنها  جریان دارد .

امامزاده عبدالله کلور منطقه ویژه گردشگری شده است و هرساله چندین و چند نفر میهمان و گردشگر و زایر را به خود جذب میکند . در همین امامز اده عبدالله آبشاری زیبا با سیصد و سی پله  در حال ساخت است . مقدمات خرید حمام های دو گانه کلور و اضافه شدن آن به مواریث فرهنگی فراهم شده است . دیوار کشی حاشیه رودخانه شاهرود در حال انجام است . مسیر دستیابی به امامزاده  گسترده شده و پارکینگی مناسب  در انتهای این مسیر احداث شده است . چارچوب ساختمان موزه کلور  احداث شده است . کلور تحت پوشش کامل شبکه های دیجیتال صدا وسیما قرار گرفته و همچنین پوشش کامل  خطوط تلفن همراه در آن برقرار است .و دهها نعمت و فعالیت دیگر که شاید بعضی از  آنها به طور مستقیم مدیریت شهری کلور  احداث  نشده باشد اما هیچکس را یارای انکار نقش ایشان نیست .اینها گوشه ای بود از آنچه با چند دقیقه تفکر درباره کلور و اتفاقاتی که در همین چند ساله در آن ا فتاده است به ذهن خطور میکند .

حال با برشمردن این خدمات و در نظر گرفتن قلت اعتبارات و کثرت معضلات جا د ارد به مجموعه مدیریت شهری خسته نباشید گفته و سلامتی و دوام توفیقاتشان را از حضرت حق مسئلت نمود

شهردار کلور که بود ؟

جوانی 43 ساله که کارش را ابتدا با معلمی آغاز کرد . لیسانس تربیت بدنی را اخذ کرد و با ادامه دادن تحصیلات موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد  از دانشگاه گیلان شد . وی که کاملا شرایط برای ادامه تحصیل را داشت ترجیح داد که با ورود به انتخابات شورا های اسلامی به عنوان منتخب مردم به عضویت این شورا درآید .

وحید کنعانی که نام مستعار و عمومی رامین را دارد و مردم کلور او را بیشتر به همین نام می شناسند در اولین دوره تشکیل شورای عالی استانها به عنوان نماینده استان اردبیل  به این شورا راه یافت و ریاست کمسیون کشاورزی این شورا را برعهده داشت .او که سابقه  مسوولیت نمایندگی تربیت بدنی و مسوولیت انجمن نمایش را در کارنامه خود داشت در دوره مسوولیتش بیشترین نقش را در توسعه هنر نمایشی در منطقه ایفا کرد به طوریکه گروه های نمایشی  کلور در دوره ایشان در جشنواره های ملی زیادی حضور یافته و موفق به کسب رتبه های مناسب  نیز گردیدند .

از موفقیت های ایشان همچنین می توان  به برگزاری چندین دوره ای جام شهدای شاهرود (مسابقات فوتبال) اشاره کرد که در زمان تصدی مسولیت نمایندگی  تربیت بدنی برگزار می کرد و خاطره آن از ذهن ها پاک نمی شود

حاج وحید کنعانی چهارمین شهردار کلوری است که بعد از کریم اصلانی ،حسین ساده روح  و سید علی اسحاقی  به این مسولیت رسیده است.

وی نقش تاثیر گذار  و جایگاهی مناسب برای استان اردبیل در شورای عالی استانها فراهم کرده و منشا خدمات زیادی از این حیث گردید. آنچه که باعث ماندگاری دوره مسولیت وی در اذهان گردیده بیشتر حس هم دردی و هم سخنی با مردم  و خدمت صادقانه  بوده است.

متن و حاشیه یک انتقاد ؛

از مدت ها قبل مقرر بود  به عنوان مجری  دوره های متنوع آموزشی  مدیریت شهری طی نامه ای برخی دغدغه های حوزه شهری با مدیران شهری  در میان گذاشته شود و مدیریت شهری طبق تعریف  یعنی همه آنها که در شورا مشغولند و منتخب ایشان به عنوان شهردار.

 مرز بین انتقاد مشفقانه و چنگال کشیدن بر سر و صورت طرف مقابل را در نظر گرفته و با کمال احترام طی مرقومه ای ده صفحه ای که بعدا تا دو صفحه تقلیل یافت برخی مطالب را باایشان  در میان گذاشتیم . اما  به احترام همه الطاف و زحمات مشفقانه و دوستی های  بی حد و حصر و محبوبیت شهردارمحترم این مطلب را  از پست های وبلاگ حذف کردم . از اینرو ضمن تشکر از ظرفیت بسیار بالای مدیران شهری  از حسن نظرشان در خصوص پذیرش برخی کاستی ها تشکر می کنیم.

تقدیم به  شهردار؛

بیا بیا

بیا و بگشای این در بسته را.

بیا و بنگر این شهر خسته را

آری قلب من

پر جمعیت ترین شهر جهان است

و لیک شهرداری ندارد

....تو بیا کلید دار این دروازه شو![1]

متن خداحافظی

بسم الله الرحمن الرحیم

مردم شریف، فهیم و دوست داشتنی شهر کلور

سلام علیکم

            اینک که با اتکال به خداوند متعال و پس از یک دوره پنج سال و ده ماه و چند روز در خدمت به مردم فهیم، خونگرم،با محبت،صادق،با وفا و قدر شناس شهر کلور ، مسئولیت شهرداری را به عزیز دیگری واگذار مینمایم و برخود و اجب می دانم که شکر نعمت خدمتگذاری به مردم و توفیق همکاری با شما را بجای آورده و از محبت،لطف و عنایت و همدلی و صدق و صفایتان تقدیر و تشکر نمایم.

(آنچه که انجام شده و پروژه های زیرساختی و ماندگاری که در طول این دوره به افتتاح رسیده و مزایای آن سالها برای مرم باقی می ماند نتیجه همبستگی، وحدت،همدلی،تلاش و اخلاص شما عزیزان بوده)و از همه کاستی ها و ضعف هاو نارسایی ها و دلخوری های موقتی که در ذات کار اجرایی و مدیریتی نهفته است طلب عفو و بخشش نمایم.

امید دارم که از برکت دعای خیر شما پاکان و مردم شریف منطقه شاهرود خصوصا شهر کلور تداوم توفیق خدمت مخلصانه به بندگان خدا نصیبم شده و موجبات مغفرت و رحمت خداوند برایم فراهم گردد.

از همه عزیزان عذرخواهی نموده و توفیق همگان را در راه خدمت به اسلام عزیز و مردم خوب و دوست داشتنی کلور خواهانم و در هر کجا باشم رهین عنایات پروردگار و محبت شما خوبان خواهم بود.

                با احترام

           وحید کنعانی کلور

...و سخن پایانی

شهردار یک نفر است و شهروندان چندین و چند هزار نفر . شهردار یک نفر است و یک فکر و شهروندان هزاران نفرند با هزاران طرز فکر. شهردار یک نفر است با یک خانواده و دهها مشکل و شهروندان هزاران خانواده اند و دهها برابر بیشتر مشکل . خوبی هایشان در پس پرده می ماند و آنچه ما  به عنوان شهروندان در آن دقت می کنیم کاستی هاست....... . به احترام خدمات  صادقانه شهردار کلور و همکاران زحمتکش می ایستیم و دست می زنیم...

 

 

. شهر از رهام[1]

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1391ساعت 17:6  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

هفتادمین سالگرد استقرار بخشداری در شاهرود

سند مکتوبی از سابقه استقرار بخشداری در منطقه شاهرود در دست نیست و یا اینکه اولین بخشدار شاهرود که بوده و یا از چه زمانی این منطقه را به این اسم خوانده اند و اطلاعاتی از این دست . اما آنچه که مشخص گردیده این است که بخشداری شاهرود در سال 1321 در این بخش مستقر گردیده و با احتساب تفاوت آن با سالی که در آن به سر می بریم متوجه می شویم که امسال هفتادمین  سالروز  استقرار بخشداری در شاهرود است. گرچند سابقه تاریخی شهر و دیار ما به سالهای قبل از اسلام بر می گردد اما اگر مبنا را استقرار بخشداری در این منطقه قرار دهیم امسال باید شمع  کیک هفتاد سالگی  مان را فوت کنیم .

اینجا شاهرود است؛                                                               

در منتهی الیه جنوبی استان اردبیل ، در پیوندگاه کوه و جنگل ، آنجا که جبروت کوه مقهور  پاکی و صفای  یک برگ سبز می گردد و آنجا که کوه به احترام  صفای هوا یکپارچه قد می شود و می ایستدجایی که صفا در اشک پاک جاری زمین بر دل دامنه ها  معنا می شود و آنگاه که ابرهای دژم در برابر لطافت پاک بندگان خاص خدا به کرنش درمیآیند  گستره ای  وجود دارد به نام شاهرود . عده ای شاه رود می خوانندش و عده ای دیگر شالرود . از روستایی  زیبا با مردمانی مهربان و طبیعتی بکر به نام اسکستان پا می گیرد و به اسبو و سپس به سرزمین بهشتی ییلاقات سرسبز و  علفزارهای سرسبز و  موطن اما مزاده حمزه (ع) ،درو،می رسد .  با عبور از مرکز منطقه روستاهای بسیار زیبای لرد ،شال ،کرین و... رخ می نمایند وبه سرزمین شاد و شاداب طهارم دشت وکهل ختم می شود و آنگاه اختتامیه این سمفونی زیبا و شنیدنی به سرزمین گل و سبزه یعنی گیلان ختم میگردد

"ین"ها در شاهرود ؛

اطلاع از" ین " های شاهرود چون هیچ تاریخ مکتوبی در اینخصوص وجود ندارد  عملا امکان  ناپذیر می نماید اما به برخی از " ین " های  بخش شاهرود می توان اشاره کرد. اولین بخشدار بخش شاهرود بعد از انقلاب  مهندس نظری بود که در حدود یکسال مسولیت بخشداری شاهرود را برعهده داشته است . بعد از ایشان هم مسولیت بخشداری برعهده مصطفی قویدل بوده است . با سابقه ترین کارمند عضو دولت در بخشداری شاهرود "حسین فراری" است و بعد از او هم " کاشف لاسانی " به عنوان با سابقه ترین عضو دولت در منطقه محسوب می گردد. البته به این لیست " پور عزت" درو راهم باید اضافه کرد. در بررسی سابقه استقرار ادارت و ارگانهای دولتی در این منطقه مشخص می شود که اولین اداره و یا ارگان دولت نهاد در منطقه، ژاندارمری سابق و نیروی انتظامی فعلی بوده که حدود شش سال قبل از استقرار بخشداری یعنی در سال 1315 در منطقه مستقر شده است و آخرین آن هم اداره گاز بوده است که در سال 1389 در کلور  استقرار یافته است . مرکز بخش شاهرود روستای کلور بوده که در سال 1372  از روستا به نقطه شهری تغییر یافته است . اولین بانک دولتی منطقه بانک صادرات بوده که در سال 1363 در کلور راه اندازی شده و بعد از آنهم بانک کشاورزی در سال 1368 در ساختمانی استیجاری به بهره برداری رسید از قدیمی ترین ادارات غیر رسمی کلور  ثبت احوال منطقه بوده که در ساختمان بخشداری مستقر بوده است . از کم نیرو ترین ادارات منطقه هم  می توان به اداره آبیاری منطقه اشاره کرد که مسولیت آن برعهده رجب ایمانی است و از پر نیرو ترین ادارات دولتی  منطقه هم کمیته امداد امام خمینی(ر ه) است. سابقه بسیاری از موارد در تاریخ شفاهی مردمان این دیار ضبط شده است  مانند  سابقه را اندازی اولین مدرسه و یا سابقه ورود اولین وسیله نقلیه موتوری و.....

"شاهرود" یا " امامرود "؛

بخش شاهرود از جمله  معدود بخش ها ، مناطق و شهرهایی است که در حوادث بعد از انقلاب نامش دچار تغییر و تحول شد . با این تفاوت که این تغییر نام منطقه از " شاهرود " به " امام رود " در هیچ مرجع رسمی ثبت نشده بود . با اینحال بسیاری از ادارت و سازمانها و ارگانها این منطقه را به اسم جدیدش می خواندند و حتی در مکاتبات رسمی  از این اسم استفاده می شد تا اینکه در  سال 1379 با استعلامی که توسط بخشدار وقت از  وزارت کشور انجام شد این وزارتخانه اعلام کرد نام رسمی این منطقه شاهرود است و هیچ سندی دال بر تغییر نام منطقه در  وزارت کشور به ثبت نرسیده است و بدین ترتیب  مجددا نام "امام رود " به " شاه رود " تغییر یافت.

همراهی با انقلاب؛

مردم این منطقه مردمانی دیندار و در عین حال همراه  انقلابند . تقدیم دهها شهید و جانباز و آزاده برای دفاع از انقلاب و حدود و ثغور آن سند این ادعا است .تقدیم شهدا و جانبازان و حضور مردمان منطقه در جبهه جنگ و جهاد از هر قشر و رده سنی حاکی از ارادت ویژه مردمان منطقه به انقلاب است.به گونه ای که مردم  مرکز این بخش به تنهایی 38 شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده اند .تقیریبا هیچ روستای منطقه وجود ندارد که شهید یا ایثارگر نداشته باشد . اولین شهید منطقه ی خلخال نیز ،شهید هاشم اصلانی،از این منطقه می باشد . پر افتخارترین خاندان برای تقدیم شهید  نیز با نام محمودی  و با تقدیم شش شهید از این منطقه می باشند .ضمن آنکه افتخار بیشترین تعداد شهید روحانی نیز از آن همین منطقه است

روستاهای شاهرود ؛                                               

منطقه شاهرود از 33 روستا و آبادی  تات زبان و ترک زبان تشکیل شده است .

اسکستان ،درو ،دیلمده،اسبو،کرین،لرد،تیل ،میانرودان،فرج آباد ،عزیز آباد،ماجولان ،گیلوان ،دیز،گلوزان،خولار گیلوان،قشلاق دیز،کهل ،الکش،صومعه رودبار،علی آباد،کهل دشت،چملوگبین،خانقاه گیلوان،دشت اندر،گندم آباد ،جلال آباد،احمد آباد،شیخ علیلر،تازه کند ،اندرق، رکن آباد ،طهارم دشت روستاهای منطقه شاهرود است . منطقه شاهرود به سه دهستان اصلی تقسیم می شود.

دهستان پلنگا  که براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۵۰۶۷ نفر (۱۲۰۲ خانوار) ‌است

دهستان شال که براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۴۳۹۰ نفر (۱۱۵۳ خانوار) ‌است

و در نهایت دهستان شاهرود براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۸۶۴ نفر (۵۷۴ خانوار) بوده‌است. (ویکی پدیا)

مرکزبخش شاهرود؛

کلور،مرکز بخش شاهرود شهری است که در ۳۰ کیلومتری جنوب خلخال و مرکز بخش شاهرود و در دامنه غربی رشته کوه تالش و شرق کوه پلنگا قرار دارد. ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۱۵۵۰ متر است و آب وهوای آن در تابستان معتدل و در زمستان سرد می‌باشد. جمعیت شهرکلور بر اساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن در حدود 2380 نفر است تمامی مردم کلور به زبان تاتی تکلم می کنند

مناطقی از بخش شاهرود که هنوز به زبان تاتی تکلم می کنند عبارتند از: کلور و روستا هایی از قبیل: درو، اسبو ،شال ، اسکستان ، لرد ، کرین ، کرنق ، دیز، گیلوان ، طارم دشت و تیل آبگرم معدنی تیل...).

این شهر دارای محله‌هایی همچون دار ، اطرو ، کشن ، کلی ، شانه مله ، قلا ، پلنگا وآخوند مله می‌باشد و با توجه به قراین تاریخی قدمت آن به دوره قبل از اسلام بر می گردد.

تاتی میراثی کهن:

ساکنین بخش شاهرود وارث و پاسدار واپسین نشانه های یکی از گویش های زبانهای کهن ایرانی یعنی زبان آذری هستند که امروزه گویش تاتی نامیده می شود . این گویش در مرکز بخش شاهرود – کلور – و تعدادی از روستاهای تابعه هم اکنون گویشوران زیادی دارد . هر چند به علت ارتباط با مناطق ترک زبان اکثریت ساکنین این مناطق به زبان ترکی به عنوان زبان دوم آشنایی کافی دارند اما ابزار برقراری ارتباط بین آنها از طریق زبان تاتی است

 درباره پیشینه تاریخی گویش تاتی و همچنین در این مورد که آیا تاتی گویش است یا زبان ، نظرات متفاوتی ارائه شده است . اما مطابق نظر عبدلی ، آنچنان که از پژوهشهای بعمل آمده توسط محققین روسی و ایرانی بر می آید ،  تاتی همراه یار دیرین خود یعنی گویش تالشی که در مناطق وسیعی از استان گیلان بدان تکلم می شود بازمانده زبان کهن آذری است که روزگاری کل منطقه آذربایجان ، قزوین و گیلان به این زبان صحبت می کرده اند.(محقق:سید اکبر یحیی زاده)

جاذبه های تاریخی و گردشگری ؛

 شاهرود دارای مکانهای تفریحی وگردشی فراوانی است از جمله:  منطقه گردشگری امامزاده عبدالله، چشمه ورازشت، آبشار سجن، امامزاده سیدحسین، زرده گل ایمازده(امامزاده گل زرد)، خرس امانه خل(یک غار)، داره مچد(مسجد دارا) و طبیعت (دره شاهرود)آبشار نره گره(در روستای اسبو)غاریخی ماجلان(روستای ماجلان)چشمه سفید آب.آبگرم (روستای تیل)،ییلاقات  روستای درو،باقی مانده های کاروانسرای شاه عباسی،قلعه دیز،جاده زیبای شال به اسالم،ییلاقات روستای دیلمده، باغات سرسبز لرد و کرین و...

شهرستان شدنم آرزوست؛

آرزوی دیرینه مزدم منطقه شاهرود مستقل شدن و تبدیل شدن به یک شهرستان  است  با اینکه به برکت نظام مقدس اسلامی اتفاقات مبارک و میمون بسیاری  به واسطه طرحها و پروژه های عمرانی  در چهره منطقه افتاده است اما دیده شدن منطقه  و فراهم شدن  امکان رشد و توسعه در بستر یک شهرستان  این خواسته را به یک خواست عمومی تبدیل کرده است .

سوغات عمده؛

امکان ندارد قدم به سرزمین شاهرود بگذارید و درباره  غذا های بومی و محلی و سوغات های شیرینش چیزی نشنوید شیرینی نان زرین و طراوت نان خشکه وا  ذر کنار گردو و عسل طبیعی دامنه های  سوسان  و ورگه دره  خوراکی هایی کم نظیر را فراهم می کند . اگر میهمان منطقه شاهرود شده باشید کجاجی و یتیمه خورشت وبرداب و شورطی و سیر داغ را بر سر سفره خواهید دید.

یادتان باشد موقع رفتن  پاپوشی کم نظیر به نام پاتانی را به همراه ببرید و گیوه هایی دست بافت به نام "گوری" را حنمت در لیست سوغاتی های خود بگنجانید.

لباس محلی لرد و کرین و شال های با کیفیت  وبافته شده از پشم  را زیور دخترکان خود کرده و کلاه و کت و شلواری زمستانی و خاص را برای خود برگزینید

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 15:26  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

همه چیز درباره مشاهده شی نورانی در آسمان شاهرود

شب پنج شنبه آنهایی که در امام زاد ه عبدالله کلور بودند حوالی ساعت بیست و دوی شب شی نورانی را در آسمان روستای  درو مشاهده کردند که تاحد بسیار زیادی باعث تعجب شان گردید . تماس فوری با برخی از آشنایان  در روستای درو حکایت از رصد این پدیده نادر توسط اهالی آنجا میکرد.

این شی نورانی ابتدا به صورت  یک نور چراغ قوه از نوع گازی بود که رفته رفته بر ابعاد آن اضافه شد و به یکباره با انفجار آن  دو حباب بسیار بزرگ  گازی به رنگ شیری کل آسمان را فراگرفت و در نهایت بعد از گذشت بیست دقیقه ناپدید شد . گمانه زنی ها در خصوص این نور و کم و کیف آن ادامه داشت و انواع نظرات مطرح بود . جامع ترین مطلب در اینخصوص را امروز سایت عصر ایران  بر خروجی خود قرار داده بود که عین مطلب برای  اطلاع بیشتر عزیزان مشاهده کننده  در ذیل درج میگردد.

حوالی ساعت 10 شب مشاهده همزمان یک شیء نورانی بزرگ در آسمان برخی نقاط کشور باعث ایجاد شایعاتی در این خصوص شد.

پدافند غیر عامل: مانور داشتیم

در این باره اخبار متعددی منتشر شد . از جمله روابط عمومی ستاد پدافند غیرعامل کشور اعلام کرد که شب گذشته با هدف ارزیابی آمادگی واحدهای پدافندی کشور رزمایشی سراسری با عنوان طلوع فجر برگزار و با موفقیت کامل انجام شد.
این ستاد افزود: رزمایش مذکور که بدون اطلاع قبلی واحدهای پدافندی انجام شد ، با عکس العمل بموقع و مناسب کلیه واحدها مواجه گردید و با موفقیت کامل به پایان رسید.
 
کار کار روس ها و "توپول" شان است

این در حالیست که شبکه آمریکایی ان بی سی ، شیء نورانی دیده شده را مربوط به آزمایش موشک بالستیک قاره پیمای روسیه اعلام کرده است .

همچنین وزارت دفاع روسیه اعلام کرد که روسیه در ساعت 21:39 پنج‎شنبه 7 ژوئن به وقت مسکو (22:09 پنج‌شنبه 18 خرداد به وقت ایران) موشک بالستیک ‌قاره‌ای جدیدی از سری TOPOL-M را با نام RS-12M از جنوب این کشور شلیک کرده و موشک با موفقیت در هدف موردنظر واقع در خاک قزاقستان فرود آمده است.
سخنگوی وزارت دفاع روسیه اعلام کرد پرتاب آزمایشی موشک بالستیک قاره پیمای توپول که شامگاه پنجشنبه از پایگاه فضایی کاپوستین یار، در منطقه آستراخان صورت گرفت ، با موفقیت انجام شد.
وادیم کووال ، سخنگوی امور نیروهای بالستیک راهبردی وزارت دفاع روسیه گفت یکی از واحدهای نیروهای بالستیک راهبردی روسیه ، موشک آر.اس-12 ام توپول RS-12M Topol را از پایگاه فضایی کاپوستین یار در منطقه آستراخان پرتاب کردند. این موشک ساعت بیست و یک و سی و نه دقیقه به وقت مسکو پرتاب شد که این پرتاب آزمایشی با موفقیت همراه بود.
وی افزود کلاهک این موشک هدف خود را که در پایگاه ساری شاگان در قزاقستان قرار داشت ، نابود کرد.
به گزارش خبرگزاری ریانووستی از مسکو ، موشک آر.اس-دوازده ام توپول با وزنی بالغ بر چهل و پنج هزار و یکصد کیلوگرم ، بیش از ده هزار کیلومتر برد دارد. این موشک همچنین می تواند مجهز به یک کلاهک هسته ای پانصد و پنجاه کیلویی شود.

موشک های بالستیک قادرند با اوج گرفتن و ورود به ورای جو زمین ، اهداف دور دست را مورد اصابت قرار دهند. این موشک ها چند مرحله ای هستند و جدا شدن کلاهک از مخزن سوخت آنها می تواند صحنه های انفجارگونه و نورانی ایجاد کند.

سوابقی نه بدین وسعت
مشابه این پدیده در خرداد 1386 در آسمان کشور نیز دیده شده بود. در آن شب، بخشی از سوخت مرحله دوم یکی از موشک‌های فضایی بر فراز آسمان خاورمیانه منتشر شد و ابر مثلثی‌شکل درخشانی را پدید آورد که پس از غروب آفتاب دیده شد.
در آذر 1388 نیز مارپیچ نورانی عجیبی در آسمان نروژ دیده شد که دلیل آن، نقص فنی در آزمایش موشکی بالستیک بود که از یک زیردریایی اتمی روسیه در اقیانوس منجمد شمالی شلیک شده بود.

خبری از بهبهان: سقوط !
در همین حال از بهبهان خبر می رسد یک شی ء نورانی در این شهر سقوط کرده است.
با وجود اینکه اهالی بهبهان از سقوط یک هواپیما در این شهر خبر می دهند، فرماندار این شهرستان بدون تائید یا رد خبر تنها به گفتن "سقوط یک شی نورانی" بسنده کرد.
در همین خصوص فرماندار بهبهان در گفتگو با مهر با بیان اینکه این مورد تنها شایعه است و هنوز نمی توان آن را تائید یا رد کرد عنوان  کرد: شنیده می شود چیزی شبیه یک شی نورانی در این شهر سقوط کرده است.
فرهاد باذلی محبوب افزود: دو منطقه به عنوان محل سقوط این شی نورانی اعلام شده است، یکی از در بخش تشان بهبهان و دیگری در اطراف جاده آغاجاری. به همین دلیل گروه های تجسس در حال بررسی موضوع هستند.
وی تصریح کرد: افرادی از سپاه و پدافند هوایی در حال جستجو در این خصوص هسستند و به زودی خبر دقیق در این خصوص منتشر می شود.
شهرستان بهبهان یکی از شهرهای استان خوزستان است که همرز با استان کهگلویه و بویراحمد قرار دارد. این شهر سه ساعت با اهواز فاصله دارد.
با توجه به این که گمان قوی بر این است که نور مشاهده شده مربوط به موشک روسی بود ، احتمالاً مساله سقوط در بهبهان نیز منتفی است.

 

وسعت پدیده

این پدیده در کشورهای منطقه از جمله ایران، آذربایجان، سوریه، ارمنستان، لبنان، قزاقستان، و در سرزمین های اشغالی مشاهده و توسط مردم و نهادهای امنیتی در این کشورها گزارش شد.

ابتدا یک شبکه تلویزیون لبنان (LBCI) خبری را  در این زمینه منتشر کرد و در آن به نقل از دانشمندان نقل کرد که این پدیده احتمالا بخاطر انفجار یک شهاب سنگ می تواند باشد. هر چند که این شبکه این نظریه را فقط در حد گمانه زنی مطرح کرد و آن را قطعی ندانست.

وحشت در اسرائیل
لحظاتی بعد منابع خبری اسرائیلی نیز گزارش دادند که از نقاط مختلف سرزمین های اشغالی با پلیس تماس گرفته می شود و گزارش هایی درباره مشاهده اشیای نورانی در آسمان مخابره می شوند.

در همین حال، مشاهده و مخابره چنین پدیده و خبری همزمان با فضاسازی های رسانه های غرب درباره جنگ احتمالی اسرائیل با ایران موجی از هراس را نزد ساکنان سرزمین های اشغالی حکمفرما کرده بود. گواه این مدعا افزایش تعداد تماس های توام با نگرانی با پلیس بود.

"یگال پت ال"، رئیس انجمن نجوم اسرائیل درباره اینکه این پدیده مربوط به انفجار شهاب سنگ باشد ابراز تردید کرد و گفت که این شیئ نورانی نمی تواند شهاب سنگ باشد.

اظهار نظر وی در حالی بود که اخباری از "گدرا" و "گیواتیم" (واقع در بخش شرقی تل آویو) هم مبنی بر مشاهده اشیای نورانی در آسمان مخابره شدند.

اخباری زمان مشاهده اشیای نورانی در آسمان در سرزمین های اشغالی را حدود 8:45 دقیقه تا 9 شب اعلام کردند. برخی گمانه زنی ها در منابع اسرائیلی از جمله یدیعوت آحارونوت، نزدیک شدن این اشیاء حتی تا 80 کیلومتری سطح زمین را نیز مطرح کردند.

یک فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی در بخش های شمالی نیز هر گونه عملیات ارتش را در این مناطق رد کرد و از اینکه این موضوع مرتبط به نیروهای هوایی ارتش اسرائیل باشد ابراز بی اطلاعی کرد.

اما موج فزاینده که در میان آن اخبار رسمی به چشم نمی خورد حاکی از رویت این اشیای در کشورهای دیگر داشت، که از جمله آنها می توان به ارمنستان، آذربایجان، بخش های شمالی لبنان، البقاع، مرز بین ترکیه و سوریه، قزاقستان، قبرس و اردن اشاره کرد.

  یدیعوت آحارونوت به نقل از رئیس انجمن نجوم اسرائیل نوشت: این احتمالا یک تست موشکی بوده است. موشک احتمالا از کنترل خارج شده و باقیمانده ها و سوخت آن همان چیزی بوده اند که مردم آنها را دیده اند. این موشک تا ارتفاع 200-300 کیلومتری رسیده و به این علت از مکان های مختلف قابل مشاهده بوده است.

یک توضیح علمی 

اسدالله قمری نژاد - دبیر اجرایی کمیته آماتوری انجمن نجوم ایران در گفتگو با مهر با بیان اینکه وجود این شی نورانی احتمالا ناشی از سوخت مخزن موشکها است، یادآور شد: زمانی که سوخت مخزن موشکی در فضا نشت می کند و وارد جو زمین می شود می سوزد و به صورت شی نورانی مخروطی شکل دیده می شود.
محمد رحیمی - عضو هیأت علمی دبیران شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران نیز به مهر اعلام کرد: احتمال می رود این پدیده ناشی از فعالیت های فضایی و پرتاب موشک به فضا باشد.

 
چند پرسش
برغم همه خبرهای منتشره ، سوال اینجاست که آیا واقعاً یک موشک بالستیک می تواند چنان انرژی مهیبی آزاد کند و چنان نور گسترده ای ایجاد نماید که از آسیانه میانه و ایران گرفته تا سوریه و لبنان و سرزمین های اشغالی قابل رویت باشد؟!
چرا موشک های بالستیک قبلی در وسعتی بدین بزرگی دیده نشده اند؟

آیا آنچه رخ داد ،یک پدیده فضایی خارق العاده بوده است؟ اگر این گونه است علت سکوت مراکز علمی جهان تا بدین لحظه چیست؟
آیا برخوردی بین آمریکا و روسیه پیش آمده است که یک طرف با ادعای پرتاب موشک بالستیک و دیگری با سکوت ، آن را لاپوشانی می کنند؟
آیا روس ها یک دستاورد بزرگ نظامی داشته اند و آمریکا هنوز در حال بررسی آن است؟
آیا همان طور که روس ها گفته اند کل ماجرا فقط مربوط به همان موشک "توپول" است و نباید قضیه را خیلی پیچیده دید؟
در این میان ، ماجرای ادعای سازمان پدافند غیرعامل ایران چیست؟ آیا کسی می تواند باور می کند که همه ماجرا ، یک مانور - آن هم غیر نظامی - بوده و باعث شده است آن نور عجیب در آسیای میانه و خاورمیانه دیده شود؟

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1391ساعت 13:36  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

مزار شهدا قبله گاه دلها

سالهای نه چندان دور را نسل ما کم و بیش  به یاد میآورند و نسل بعد از ما دنبال ابزارهای مفید برای انتقال و دریلفت پیام ها و نشانه های لازم از این انتقال اند . از اینرو هرچقدر این پیام ها واضح تر و گویا تر و مفیدتر باشند کار انتقال پیام راحت تر و بهتر خواهد بود . یکی از این ابزارها که اثرات خوبی برای انتقال پیام عزیز بودن خاطرات آن سالها دارد قبور شهداست . . اینکه کوچه ها و خیابانهای شهرمان را به نام زیبای شهدا زینت میدهیم و اینکه همایش میگذاریم و بنر می زینیم و مجسمه شان را می سازیم  کاری پسندیه است اما در کنار همه این امورات نمی توان شاهد بی احترامی به قبور شهدا بود و انتظار داشت که این قبور پیام رسان  سالهای حماسه و دفاع باشند.

هر از چند گاهی برخی اخبار از بی احترامی به قبور شهدا می پیچد و صد البته انتظار نداشتیم که دامنه این کم احترامی  به شهر و دیار ماهم برسد . همه اذعان داریم که قبور قبلی و حصارهای ساخته شده و حلبی ها و شیروانی ها و رنگهای پریده و ... غیره هیچکدام در شان شهدا نبود ولی قطعا با یک بازدید ساده به این نتیجه خواهیم رسید که آنچه که امروز به عنوان طرح ساماندهی قبور شهدا در امامزاده عبدالله کلور اجرا شده است کم احترامی و کم لطفی سازمان متولی این امورات به قبور شهداست . سنگهای کناره خیلی از قبور کنده  شده و برخی از جاهها به طرز ناجوری نشست کرده است . قبرها طوری طراحی شده اند که به سکویی برای استراحت  و نفس چاق کردن برخی گردشگران و زوار تبدیل شده است . نه از زیبا شناسی  هنری خبری است و نه از هنر و معماری معاصر .

آنها که شب عملیات فرا می رسید و گاه انتخاب خط شکنان بود هیچگاه پا پس نمی کشیدند .هر قدم به قدم مجنون و بازی دراز و ....بوی آنها را میدهد . هیچکدامشان حاضر و راضی به این کارها نیستند و انتظاری هم از ما ندارند اما خود ما برای رعایت صورت قضیه هم که شده چه کرد ایم.

فانوسه چرا آگیر بدا نور بکره

بدا ظلمات شو کور بکره

دخانه پپولویان پر بگیرند

فانوسه چرا دور سنگر بگیرند

دوستان و عزیزان سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران  نیک میدانند که  قبور شهدا و ساماندهی  آن موردی نیست که براحتی بتوان به هر پیمانکاری سپرده شود از اینرو دقت در انتخاب مجری این گونه طرحها از  هر اقدام دیگری  واجب تر است.

قبور شهدا به عنوان افرادیکه جان خود را فدای آسایش و آرامش افراد آن کشور کرده اند از جایگاه ویژه ای برخوردار است و کمتر کسی معترض  و منتقد این توجه ویژه است . نمونه این توجه را در جمهوری خود مختار نخجوان و یا لبنان به خوبی اجرا کرده اند . در کشور ما هم در برخی از شهر ها و روستاها طرحهای زیبایی اجرا کرده اند . نمونه اش هم در روستای "گورچین قلعه" ارومیه است. که طرحی زیبا با حس زیباشناسی به اجرا درآمده است.محیطی زیبا  و  وسیع  که همه امکانات را برای گذراندن یک عصر پنج شنبه خوب با شهدا و قرائت ادعیه متناسب فراهم کرده است .

بجا و شایسته بود که قبور شهدای گرانقدری که در منطقه نمونه گردشگری امامزاده عبدالله کلور مدفونند با دقت و ظرافت و حداقل با استحکام مناسب تری ساخته و ترمیم گردد

مجددا  به روح و روان پاک شهدای گرانقدر از صدر اسلام درود می فرستیم . راهشان پر رهرو باد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 14:10  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

"تات نشینان دره شاهرود"إ مستندی که به دل ننشست

اواخر تعطیلات نوروز 91 مقارن شد با پخش مستندی که از مدتها قبل صحبت تولید و پخش آن  بر سر زبانها بود . مستندی به نام "تات نشینان دره شاهرود"

این مستند که با تلاش برخی صاحب نظران و زحمت کشان   خارج از منطقه  وبرخی دیگر از هم ولایتی ها  تهیه و تولید شده بود از شبکه پنج سیما(شبکه استانی اردبیل ) به نمایش درآمد . ما هم  مانند همه شاهرودیها و تات زبانان خوشحال و خرسند شدیم که بالاخره  منطقه و زبان ما هم در استان و سیمای آن دیده شد و چهل دقیقه ای از وقت شبکه استانی به معرفی  منطقه شاهرود و تات نشینان ساکن در آن پرداخته شد .نگاه اول خوشحال کننده بود . اما در برابر آنچه که باید باشد ما در برابر یک واهمه قرار میگیریم که نکند شبکه سراسری با بد سلیقگی این مستند را انتخاب کرده و  در نوبت پخش از یکی از شبکه های سراسری قرار دهد .چرا که به نظر نقاط ضعف این مستند بسیار فراتر از نقاط قوت آن بود . البته که برای شروع و دست گرمی بد نبوده و نیست اما به عنوان مجموعه ای که نمایشگر همه آنچه که تات نشینان دره شاهرود به آن شهره اند دارای ضعف های ساختاری و محتوایی است. از جمله انتقاداتی که میتوان به این مستند وارد ساخت مواردی برشمرده شده است  که امیدوارم در ساخت مجموعه های بعدی مد نظر قرار گیرد

1.      سردرگمی در محتوا یابی

مستند در مرز بین معرفی زبان تاتی و آداب و رسوم و جاذبه ها وسنن ونقاط دیدنی و دهها  موضوع دیگر سردرگم مانده بود . نمی دانست زبان تاتی را معرفی کند یا از ساختار قدیمی ساختمانهای شاهرود بگوید . از زن و مرد تلاشگر لردی بگوید یا  تک گریزی به عروسی منطقه شاهرود بزند . تلاشی البته ناکام  در معرفی ناقص مردم منطقه داشت و صد البته اگر صحبتهای بهمن موذن زاده را اگر از آن قیچی کنیم این مستند در معرفی تات نشینان دره شاهرود چیز زیادی برای گفتن نداشت . کارگردان مجموعه خود را اسیر حوادث زمینی کرده و از بالا به قضیه ننگریسته بود . ایکاش میشد که  قبل از تصمیم به ساخت چنین  مستندی و یا اصلا پرداختن به  این موضوع  به اندازه کافی با صاحب نظران تات  شناسی مانند استاد عبدلی ،استاد سبزعلی پور ،و مشاهیرو شاعران و عارفان و علمای منطقه همنشین و هم صحبت میگشت . قطعا دستاورد وی در این صورت چیزی فراتر از یک مستند ساده بود .

این مستند نه از تاریخ و گذشته تات زبان چیزی به میان میآورد و نه از حال و آینده آن . از گستره جغرافیایی و پراکندگی  آن در سطح ایران هم خود را محدود به کشیدن چند خط قرمز  به دور چند منطقه می کند و در معرفی آن عاجز می ماند .

این چند پارگی  در پیوند همه آنچه که در منطقه وجود دارد به وضوح بیشتری دیده میشود . وحلقه ارتباطی که دست اندرکاران درصدد ایاد بین بخش های مختلف اند عملا ایجاد نمی گردد

 جور جای خالی چنین مستندهایی تا کنون برعهده کتابهایی مدون و صد البته پر بار بوده که به همت برخی صاحب نظران شایسته شاهرودی  شکل گرفته است

2.غیبت های اساسی

در مستند "تات نشینان دره شاهرود" نه شما جاذبه های طبیعی منطقه را دل سیر می بینید نه سوغات  منطقه را . نه از بافتنی ها و نوع پوشش خاص منطقه سخنی به میان میآید و نه از غذاهای خاص محلی .و دهها نه دیگر.

آبشار نره گر اسبو ،ارتفاعات زیبای درو،ورازشت،نمای پلکانی لرد،سجن،پلنگا،غارهای منطقه ،راههای ارتباطی ،جاده رویایی شال به اسالم ، زیارتگاهها وبسیاری  دیگر از جمله مواردیست که جای خالی آن در این  مستند به چشم می خورد.

اصرار عجیب مستند  به معرفی تات نشینان دره شاهرود به یک عده جمعیتی که صبح  یک گله گوسفند را راهی کوه کرده و از دار دنیا فقط یک جشن رغایب دارد نیز در جای خود جالب به نظر می رسد. این مستند حتی از  ثبت یک تصویر بسته از دره شاهرود از ارتفاعی بالاتر عاجز مانده است .

جای خالی جمشید حداد  و شعرهایش را  مطلبی تکراری پر کرده که از درد پا می گوید . حالا باید صد آیه و کتاب بدست بگیریم و به زمان و زمین قسم بخوریم  که این مستندی که ساخته اند ما نیستیم و یا حداقل این مستند همه آنچه که ما هستیم نیست.

 مستند ساخته شده می گوید ماشین و تکنولوژی به شاهرود راه نیافته ومردمان شاهرود  هنوز مردمانی اند که با اسب و استر عروس می برند وبا تاکید چند باره بر این نکته که به علت  عدم ارتباط با سایر نقاط  رسومات آن از گزند تغییر مصون مانده است .این گمان تقویت نیز میشود. در حالیکه زندگی مردمان منطقه  چیزی در حد و حدود همه شهرنشینان ایران زمین است و آنچه که به عنوان جشن عروسی به نمایش درآمد نمایی از گذشته ماست که صد البته همه دوست داریم که احیا شود ولی دوست داشتن ما با آنچه که واقعا اتفاق می افتد فاصله دارد.

ازاین دیدگاه مردمان تات نشین مردمانی فرسوده اند . این تصویر سازی در حالی صورت میگیرد که حتی یک تصویر از نمای شهر کلور و خیابانهای آن  و حتی دهستان شال و کرین و لرد  به نمایش در نمی آید . به نظر می رسد بازهم با طناب دیگران به چاه افتاده ایم

از غیبتهای دیگری که در این مستند به چشم میخورد  غیبت موسیقی منطقه است . کجای موسیقی سریال شهریار با این مستند و فرهنگ مردم منطقه تناسب داشت که دست اندر کاران با کج سلیقگی  تشخیص دادند که این موسیقی باید برای این مستند انتخاب شود .

ای کاش تجربه اینچنینی که جزو اولین ها  در گروه فرهنگی – اجتماعی است به تجربیات مستندی  که در خصوص برخی شهرها و استانها و فرهنگها تهیه و تولید شده است در هم آمیخته میگشت .  پای پیر زنان وپیرمردان سالخورده که تاریخ شفاهی منطقه اند به میان کشیده میشد و سندی واقعا مستند برای آیندگان به یادگار گذاشته می شد.

پیشنهاد میشود خود دوستان منطقه که هیچ چیزی در این زمینه کم ندارند  و از تدوینگر تا کارگردان و تا تهیه کننده اش را در چنته دارند آستین همت را بالا بزنند و در قالب یک  مستند  سریالی به معرفی جامع تات نشینان دره شاهرود بپردازند . هنرمندان وزینی  مانند  هاشمی نژاد و سجادی وکشاورز ،رحیمی،شاد خاطر ، عاشوری  در کنار پژوهشگران و اساتیدی چون عبدلی و موذن زاده وسبزعلی پور و ...

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 13:16  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

حوزه انتخابیه خلخال از ابتدا تا کنون

مجلس شورای اسلامی بواسطه اینکه نمایندگانی از سراسر کشور را در خود جای داده است  ومرکز  ومقر تصمیم گیری ها و قانونگذاری هاست از اهمیت فوق العاده ای در ترکیب بندی قوای نظام اسلامی برخوردار است . و با تاکید بر این اثر گذاری ویژه است که حضرت امام خمینی (ره)جمله زیبا و معروف مجلس در راس امور است را در شان مجلس شورای اسلامی فرموده است.

انتخابات مجلس  در شهرستان خلخال  در ادوار مختلف فراز و نشیب هایی داشته است

وقایعی که مرور بر آن هر چند کوتاه و گذرا جذاب و جالب خواهد بود

 بخش شاهرود هم بواسطه اینکه تابع حوزه انتخابیه خلخال می باشد قطعا این اهمیت و پی گیری را در دل این شهرستان دنبال کرده و وقایع انتخاباتی این شهرستان را پیگیر خواهد بود . در این مطلب خلاصه ای از وقایع انتخاباتی مجلس شورای اسلامی از ابتدا تا کنون  را با هم مرور خواهیم کرد . با تذکر این نکته که مطالب موجود   در مورد انتخاباتهای گذشته مخصوصا اول تا ششم شورای اسلامی بسیار محدود است  و دست یابی به آن مشکل و سخت.

انتخابات دور اول مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه خلخال  با در گیری های خاص اوایل انقلاب همراه بود به طوریکه به استناد برخی اسناد موجود در مرکز اسناد انقلاب اسلامی  برخی معترضین به نتیجه انتخابات اقدام به گروگان گرفتن فرماندار و عوامل اجرایی انتخابات در فرمانداری کردند .این انتخابات  در 24 اسفند ماه 1358 برگزار شد و اولین جلسه مجلس شورای اسلامی ایران در 7 خرداد 1359 تشکیل شد

در  زمان این انتخابات حوزه انتخابیه خلخال در استان آذربایجان شرقی  لحاظ  می گردید. در این استان  و در دور اول 18 نماینده عازم مجلس شورای اسلامی شدند که از جمله معروفترین آنها سید حسین موسوی تبریزی – محمد مجتهد شبستری و سید فخرالدین موسوی ننه کران بودند

از حوره خلخال هم غفور صادق خلخالی فرزند یداله متولد 1310 به مجلس راه یافت . خلخالی در این انتخابات 27718 رای کسب کرد که 30/56 در صد کل آرای ماخوذه بود.  غفورخلخالی به تاسی از خلخالی معروف (نماینده مردم قم در همان مجلس) جنب و جوش زیادی در مجلس داشت که مروری بر برخی مشروح مذاکرات مجلس نشان دهنده این  مطلب است . البته خلخالی با چند دور غیبت در مجلس پنجم هم جزو کاندیداهای ورود به مجلس قرار گرفت اما موفق به کسب آرا نگردید . آنچه غفور صادق خلخالی را بر سر زبان ها انداخت و همچنان او را در اذهان نگه داشته  هم نامی وی با  خلخالی معروف  است

پرونده انتخابات دور دوم تا پنجم  مجلس شورای اسلامی  در انحصار  سیدی روحانی  از اهالی روستای کزج  هشتجین بود . سید مطهر کاظمی فرزند سید رضا متولد 1326 بود که  در ادوار یاد شده نماینده خلخال در مجلس شورای اسلامی شد .

انتخابات پنجم مجلس اولین انتخاباتی بود که استان اردبیل از استان آذربایجان شرقی منفک شد و حوزه انتخابیه خلخال هم  برای اولین بار در این حوزه زیر بار آزمون رفت . انتخابات این دوره از مجلس در 18 اسفند سال 1374 برگزار شدواین استان 5 نماینده شامل پیرنعمتی ،قضایی، نوری زاده، ننه کران و سید مطهر کاظمی را راهی مجلس کرد

سید مطهر کاظمی که دفتر ثبت ازدواج و طلاق نیز داشت و امروزه عنوان "مرحوم"  نیز به پیشوند نامش افزوده شده است در مجلس پنجم موفق به کسب 59020 رای یعنی 90/42 در صد آرا شد .

مرحوم سید مطهر کاظمی روحانی سیدی بود که چهار دوره نماینده مردم خلخال در مجلس شورا ی اسلامی شد

اما انتخابات پر حدیث مجلس ششم بحث مفصل تری  دارد . این انتخابات در فضای به شدت دو قطبی سال 87 برگزار شد . این انتخابات در 29 بهمن 1387 برگزار شد  و  در 7 خرداد 1379 اولین جلسه آن تشکیل شد .این فضای دوقطبی در انتخابات خلخال نیز مشهود بود .  در نتایج اولیه اعلام شده دکتر خاکنژاد  با 269 رای بیشتر نسبت به سید مطهر کاظمی  منتخب مردم اعلام شد اما در مورخه 18/1/79  شورای نگهبان با ابطال 21 صندوق  رای به ورود سید مطهر کاظمی به مجلس شورای اسلامی داد. موضوعی که خلخال را دستخوش حوادث و شلوغی بسیار کرد

موضوع به همین جا ختم نشد و مجلس ششم شورای اسلامی  در  روز چهارشنبه 26 مرداد ماه 1379 مطابق با 15 جمادی الاول 1421ه.ق  برای بررسی اعتبار نامه  منتخب اعلامی وارد شور شد و در نهایت اعتبار نامه وی را رد کرد

حسن رمضانپور مخبر کمیسیون پنج تحقیق بود که نظر مخالف این کمیسیون  و شعبه پنجم رسیدگی به اعتبار نامه ها را با 7 رای مخالف ،4 رای موافق و 3 رای ممتنع اعلام کرد . سید مطهر کاظمی هم  در جریان دفاع از خود و اعتبار نامه اش خطاب به نمایندگان گفت

"این کاخ که می بینی گاه از تو گاه از من

                  جاوید نخواهد ماند خواه از تو خواه از من"

اعتبار نامه سید مطهر کاظمی زمانی که مهدی کروبی مجلس را ترک کرده و ریاست جلسه بر عهده سید محمد رضا خاتمی بود  به رای گذاشته شد  از مجموع 225 رای به گلدان ریخته شده 138 رای کبود ،75 رای سفید و 22 رای هم زرد بیرون آمد . بنابر این سید مطهر کاظمی  از ورود به مجلس ششم بازماند . موضوعی که خود وی چنین تعبیری از آن داشت که

"گنه کرد  در افغانستان مسگری                        به خلخال گردن زدند سیدی"

 انتخابات حوزه انتخابیه خلخال از جمله حوزه هایی بود که  به میاندوره ای کشیده شد. از یک طرف خاک نژاد از صحنه کنار رفته بود و از سوی دیگر سید مطهر کاظمی .بنابراین چاره کار در برگزاری انتخابات میاندوره ای با کاندیداها و داوطلبانی جدید بود.

به هر حال انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابه خلخال برای اولین بار به میاندوره ای کشیده شد.انتخاباتی که در نتیجه آن اولین ها برای این منطقه رقم خورد .وآن انتخاب شدن اولین نماینده زن از این حوزه انتخابیه و ورود وی به مجلس شورای اسلامی بود .مهر انگیز مروتی  متولد سال 1341 آموزشیار نهضت سواد آموزی و مدیر کانون بانوان فرمانداری خلخال  بود که با حمایت یکی از قطبهای سیاسی مطرح  در آن دوره وارد مجلس ششم شورای اسلامی شد . و به عضویت کمیسیون  بهداشت مجلس درآمد

خانم مهر انگیزدر انتخابات مجلس هفتم هم توانست  با کسب  اعتماد مردم خلخال در 9 اسفند ماه 1382 به مجلس شورای اسلامی وارد گردد

در انتخابات مجلس شورای اسلامی با شمارگان هشت مهرانگیز مروتی نتوانست جزو منتخبین وارد شده به مجلس باشد.  بلکه اینبار یک پزشک به نام دکتر خالقی وارد مجلس هشتم گشت .دکتر بشیر خالقی متولد سال 1328 خلخال  و دانش آموخته دکترای تخصصی کودکان از دانشگاه شهید بهشتی بود .

در ادوار مختلف انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه خلخال  افرادی از منطقه شاهرود نیز جزو داوطلبان بوده اند.افرادی مانند اعلایی،جعفری وسیدی روحانی از شال از آن جمله اند که به علت فقدان اطلاعات کافی از کم و کیف حضور ایشان وآرا کسب شده صرف نظر می نماید

حال انتخابات مجلس شورای اسلامی به ایستگاه نهم رسیده است  و صندلی های سبز ساختمان بهارستان چشم انتظار حضور فرد منتخب از حوزه انتخابیه خلخال می باشد . امید آنکه مردم همیشه در صحنه خلخال و منطقه شاهرود با حضور پرشور انتخاب اصلح را انجام داده و راهی مجلس شورای اسلامی نمایند  . انشاءالله

منابع:

سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

سایت مجلس شورای اسلامی

سایت مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 0:0  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

آرامستانهای ناآرام

 

عزیزترین کسان خود را در کمال ناباوری به خاک می سپاریم ودر حالیکه اشک ریزان و دل پرشیانیم به او قول می دهیم که هر کاری که برای آرامش روحش لازم باشد انجام دهیم . فارغ از اینکه از ابتدایی ترین اقدامات برای احترام و تکریم ایشان سرباز می زنیم . این ماجرای دردناک از آنجا آغاز می شود  که هیچکدام ما از اعمال همدیگر اطلاع نداریم وبا نگاه به نیمه پر لیوان چه بسیار افراد مومن و خداپرستی که تا دیروز بین ما بودند و امروز اسیر خاکند . و ما به همه آنها هر جور که دلمان میخواهد رفتار میکنیم . شاید همین مرحومه یا مرحوم اگر زبان داشته و سر برآورد از ما گله مند شود که چرا حیوانات نجس و ناپاکیزه به این راحتی از  روی قبور ما عبور میکنند . یا چرا گوسفندان خود را برای چرا به قبور ما روانه میکنید و یا اصلا چرا قبور ما را اینهمه بی در و پیکر رها کرده اید . ما مگر تا دیروز تاج سر شما نبودیم . چه شد آن گریه ها و کجا رفت آن عزیزعزیز گفتنها . در پاسخ چیزی برای گفتن نخواهیم داشت.

اینجانب دانش اکمل دینی ندارم اما با دانش اقل خود میدانم و درک کرده ام که آنچه  که بر قبور مومنین و مومنات و مسلمین و مسلمات در قبور منطقه ما علی الخصوص قبرستان " کوله دیمه " میگذرد با آیین متعالی اسلام هم خوانی و سنخیت ندارد

اسلام دین علم و معرفت و نخستین آیات آن پیامبر گرامی «صلی الله علیه و آله وسلم» را به خواندن فرمان میدهد. این فرمان انسان را بسوی اهدافی روشن و آینده‌ی روشن تر از آن نوید میدهد. اسلام از نخستین روز طلوع مبارکش خواسته که اعمال و حرکات انسان را معیاری و ضابطه مند بسازد و او را متوجه اهدافی روشن کند. از این روی برای انسانها قالبهای عبادت و بندگی را معین داشته و مسیر تقرب و نزدیک شدن به پروردگار را روشن نموده است ویکی از زیباترین و آرام بخش ترین این زیارتها زیارت اهل قبور است . زیارت اهل قبوری که حیوانات را بروی قبور نبینی و آنگاه که  قصد فاتحه کردی فضولات حیوانات را بروی قبور نبینی.:« زوروا القبور فإنها تذكركم الآخره‌ی». <<به قبرستان ها سر بزنید، که شما را به یاد آخرت می اندازد». زیارت اهل قبور ما را از بسیاری از پلشتی های دنیای خاکی از جمله دروغ و غیبت و حسد و آزمندی نجات خواهد داد.هدف از رفتن به زیارت و دیدار از قبرستان آن است که انسان از سرنوشت گذشتگان پند گرفته سلوک و اعمال خود رامورد بررسی وبازنگری قراربدهد. باتوجه به آخرت هرعملی رابه امید دریافت پاداشی انجام دهد. با دیدارازقبرستان وبیادآوردن وحشت قبرو بازجویی شدید ماموران اللهی دلش نرم شود وباچشمانی مملوازاشک ندامت درمحراب توبه واستغفاربنشیند وزندگی وحیات آرام وخداپسندانه ‌ای را آغاز نماید.

حال اصل مطلب اینجاست دین اسلام که به این ظرافت اهمیت  زیارت اهل قبور را برشمرده مگر می شود برای رعایت حق مردگان آداب و مقرارتی خاص وضع نکرده باشد . از رسول گرامی اسلام (ص) منقول است :«لأن يجلس أحدكم على جمرة فتحرق ثيابه فتخلص إلى جلده خير له من أن يجلس على قبر »

 «اگریکی ازشما بالای شعله ی آتش بنشیند و جامه اش رابسوزاند وبر جسمش اثرکند ،برایش بهتر ازآن است که ب رقبر بنشیند.»

كميل(ر ه) فرزند زياد می گوید که على بن أبى طالب(علیه السلام) را همراهی می کردم و ایشان در بلندی کوهی قرار گرفتند و به طرف قبرستانی رو نمودند فرمودند:«ای اهل قبرستان، و ای اهل بلاها و خانه های مخوف نزد شما چه خبر است؟! اما اخباری که نزد ماست این است که مال ها تقسیم، فرزندان یتیم و همسران تبدیل گردیدند! این است اخبار ما و نزد شما چه خبر است؟ سپس به طرف من رخ نموده گفتند: ای كميل اگراجازه جواب را میداشتند حتما میگفتند که بهترین توشه تقوا است. سپس به گریه افتاده وفرمودند: ياكميل«قبرصندوق عمل است واین حقیقت هنگام مرگ روشن میشود»


ترديدي نيست كه انسان مسلمان، جايگاهي دارد بلند، ارزشمند و با كرامت. مال و جان و عرض او محترم است. هيچ كس، حق ندارد به كرامت وي، خدشه اي وارد سازد.

از نظر اسلام، بي احترامي و اهانت به مومن، حرام و در حكم محاربه با خداست0.
از روايات استفاده مي شود، همان طور كه مومن در زمان حيات محترم است و كسي نمي تواند به وي بي احترامي روا دارد، پس از مرگ نيز، چنين است. مرده مسلمان، ماننده زنده اوست، با مرگ، قداست، احترام و تكريمي كه انسان در اثر ايمان به خدا پيدا كرده، زايل نمي شود و جسد وي، بايد با تكريم و احترام و بدون كوچكترين اهانت و بي احترامي دفن شود. بالاتر از اين، (قبر) انسان مومن نيزمحترم است. اگر اقدامي موجب هتك حرمت قبر مومن و يا بي احترامي به وي تلقي شود، حرام خواهد بود. حرمت نبش قبر و مسائل مختلفي كه در باب تدفين و غسل و كفن و مراسم پس از مرگ بيان شده، همه و همه، بيانگر اين اصل است كه مرده مسلمان، به سان زنده آن حرمت دارد.پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد:
(كسر عظم المومن ميتاً مثل كسره حياً)

شكستن استخوان مرده مومن همچون شكستن استخوان اوست در حال حيات.

از طرفی دیگر بی توجهی به مسلمات کفن ودفن میت مانند تشخیص درست جهت قبله نیز در قبرستانهای ما جای بحث دارد

از برخی از موضوعات در عجب می مانیم که مگر یک قبرستان کوچک مانند امامزاده عبدالله یا " کوله دیمه" مگر میتوانند چند قبله داشته باشند . موضوع سختی نیست اگر از بلندی پلنگا به قبرستان نگاه کنید جهت و سمت وسوی هیچ قبری را با دیگری یکسان نمی بینید .  در قبرستان کوله دیمه وضعیت بخاطر تپه ای بودن آن بدتر هم است

بزرگواران ،این موضوع ساده است اما به این سادگی از کنار آن نگذرید و با مشاورت علمای اعلام و فقها به حل آن مبادرت ورزید

اول اینکه :چرا برای قبرستانی که عزیزترین کسان خود را به آن سپرده اید  و برای آرامستانی که  اصولا باید مامن و ارامشگاه عزیزانمان باشد چنین ناآرامی فراهم کرده ایم . چرا باید قبرستان مسلیمین محل گشت و گذار انواع حیوانت اهلی و وحشی باشد .موضوعی که با یک حصار کشی ساده تا حد بسیار زیادی مرتفع خواهد شد

دوم اینکه : در همه جای دنیا ساماندهی قبور و آرامستانها تحت قیومیت سازمان معظم شهرداری است . چگونه است که شهرداری شهر ما از این مقوله غافل است و احساس تکلیفی در اینخصوص نمیکند . برادرم اگر اعتبار مالی نداری اعتبار معنوی که داری .ازکدامین وارث مرحوم یا مرحومه برای ساماندهی قبر عزیزش  کمک خواسته شده و سرباز زده اند. جالب آنکه بسیاری از ماها که سنمان به حدی میرسد که احساس رفتن به دیار باقی به مادست میدهد در عین تنگدستی مبلغی یا باغ یا خانه ای  را برای دفن و کفن خود کنار میگذاریم

سوم اینکه:چرا زمین های اطراف  آرامستانها تعیین تکلیف نمیگردند و اگر وقف نامه ای موجود نیست چشم طمع از آن برنمیکنیم و چرا اصرار داریم که بنده ای از بندگان خدا خیلی راحت از زمین  خود چشم پوشی کند و سند شش دانگ زمینش را به نام قبرستانمان کند .

چهارم اینکه  دیگر افراد بزرگوار وارد به امورات کفن و دفن و حل موضوع به سلسله باری به هر جهت اتمام یافته و نه از قبرکن خبری است و نه از غسل دهنده .گرچند هنوز بزرگوارانی در این زمینه پیش دستی میکنند اما یادمان باشد که این مساله هم نیازمند ساماندهی است

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 15:42  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

محرم 1433

 دهه اول محرم 1433 هم آمد ورفت و صد البته مانند همه محرم های دیگر نکات جالب و قابل توجهی را در پی داشت . رجوع به برخی دست نوشته های ایام محرم امسال سعی میکنم که برخی از این نکات را بازگو کنم

*هنرمندانی برای همه فصول

کمتر دیاری مانند منطقه ما از وجود  جوانانی برومند  بهره مند است  که در تر و خشک و غم و شادی همراه مردم باشند و از طرفی دیگر هیچ چشمداشتی هم نداشته باشند . . هنرمندان وزینی که فارغ از هر گونه تمایلات بسیاری از خاطرات شیرین را برای کودکان و نو جوانان و بزرگان دیار ما رقم میزنند . در شادی ها تئاتر و طنز اجرا میکنند و در غمها تعزیه و مرثیه.برای خندان مردم شکلک در میآورند و برای گریاندشان کوه غم میشوند . به زبان مادریشان پایبندند وزمان اجرا در پستو نمی شنینند . . به چشم خود میدیدم زنجیر زنان و سیزه زنانی که با شنیدن  غم نامه های رقیه (س) و زینب (س) که به زبان تاتی بیان میشد اشکشان سرازیر بود و گاه شانه هایشان از صدای هق هق به بالا و پایین تکان میخورد . و چه اجری بالاتر از اینکه در رثای حضرت امام حسین (ع) و توصیف صحنه کربلا اشکها را جاری کنی

سخن از هنرمندانی  مانند برادران عاشوری ،رحیمی ،کلوری، هاشمی نژاد ،خیاطی پورو... است که مخلصانه قدم پیش گذاشته و در این راه می کوشند. محرم امسال هم مانند چند محرم پیشین به زیور هنر این عزیزان آراسته بود

*خیری که به جایش نشست

همیشه دغدغه اینرا داشتم که کمک های مردمی در منطقه ما مدیریت نمی شود و حتی در مطلبی به این مهم پرداخته بودم. مردم منطقه ما خیر و نوعدوستند . اما اینکه این نوعدوستی و پتانسیل به درستی هدایت شود خلایی بود که امسال تا حدی پوشش داده شد . در منطقه ما کم نیستند  افرادیکه برای درمان  انواع بیماریهای خود محتاج حمایت باشند . چه بسا بیماریهای کوچک بواسطه عدم تمکن مالی در درمان به موقع، به دردی لا علاج تبدیل شود . و خدارا شکر که جوانانی برومند به نام نامی عاشورا علم حمایت از این بیماران را برافراشتند . امید داریم که این موسسه به مصداق مثل " ماهی  و ماهی گیری" اقدام اساسی در جهت تامین برخی لوازم پزشکی و کلینکی  ضروری  و نیز تامین هزینه های عملهای جراحی فوری نیازمندان را فراهم سازدو اطمینان داشته باشند یاری خدا و کمک های مردم با ایشان خواهد بود

*حضور و غیبت صدای ماندگار

همه ما دلمان تنگ شده بود . انواع اسم ها را برایش گذاشته بودند ولی همین چند سالی که نبود  همه برایش می پرسیدند . . وجودش لازم بود و هست . یک تمام کننده تمام عیار  و در عین حال زیبا . "سید مجید " را می گویم . در پایان برخی مرثیه ها برای پیوند آن به مرثیه بعدی لازم بود و هست که صدای بسیار  زیبا و ماندگاری ختم مرثیه قبلی و شروع بعدی را به اطلاع عموم برساند و چه زیبا ست این آوا.چند سالی بود که نبود و امسال بعد از چند سال عشق حسین (ع) به او توان داد که دوباره به صحنه بیاید

البته در کنار این حضور شیرین، محرم امسال یک غایب داشت و آنهم غیبت آوای گرم مداح اهل بیت " مشهدی خیرالله" بود . البته غیبت "مشهدی اجانقه هادی پور" هم به چشم میآمد . در هر حال برای هردوی این عزیزان در هر کجا که هستند سلامتی و عمر پر برکت آرزومندیم

*سنتهایی که احیا شد

محرم در کلور و برخی روستاهای منطقه ما برخی ویژگی های خاص دارد که طی چندین سال گذشته برخی از آنها به باد فراموشی سپرده شده بود . از جمله این مراسم های خاص احسان شب سوم می باشد . در این شب برخی از مردم با تهیه و تدارک شام  سینی های غذا را به مسجد روانه کرده تا زمینه اطعام حاضرین در مسجد  فراهم گردد . این سنت در سالیان گذشته تا حدی کمرنگ شده بود ولی امسال احیا گشت و امیدواریم که تداوم داشته باشد . از جمله رسوم دیگری که جرقه های احیای آن زده شد مراسم زیبا و اثر گذار تغریه است که مقارن با ظهر عاشورا برگزار میشد و با یاد و درود و فاتحه به روح و روان مرحومان"سید عزیزآقا قریشی،حاج میر عبدالباقی قریشی،میرزاجان طهمورثی،حاج مشکات اخوان،اسماعیل فایقی و سایرینی که اسیر خاکند و با آرزوی سلامتی برای "سید محمود احدزاده،حاج امراه دلاوری،قدرت شعبانی،محمد حسین شعبانی ،سید علی آقا یعقوبی" و با عرض پوزش از همه آنان که ذکر نامشان را فراموش کرده ام الحمد الله امسال جرقه های احیای آن زده شد

*محوریت "قره گیزا" مسجد

مسجدحضرت ولیعصر(عج)موسوم به " قره گیزا مسجد " در مراسمات محرم از دیر باز نقش محوری داشته است . نوشتن در این باب مستلزم تکمیل زنجیره اطلاعات و تدبر بیشتر است . اما آنچه امسال این نقش برجسته را نمایان تر کرده بود پیشقدمی و نیز محوریت این مسجد در بحث های همگرایانه بود که با همکاری مناسب و مرافقت دوستانه "میران مسجد"و مسجد باب الحوایج(ع)موسوم به "داره مسجد" رنگ و بویی خاص گرفته بود . 

*مدیریت جوانان

اینان که شال بر سر پیچیده و به عنوان بزرگتران دسته ها و مساجد امر و نهی میکنند بسان ناظمان مدرسه اند که وجودشان از هر چیز واجب لازمتر است .از ویژگی های مراسمات امسال ورود دسته ای جوان پر شور و انرژی به این مدیریت ها بود . آنان که از گذشته مانده و زحمت کشیده اند خوب میدانند  بهترین کمک و یارشان در این مراسمات بهره گیری از پتاسنیل همین جوان است . البته که جوانان خوش ذوق و انقاد پذیر و در عین حال همگرا به موقع به صحنه آمدند و بسیاری از لطافت ها رقم زدند . دیگر بر سر اینکه چه کسی بخواند و چه کسی نخواند دعوا نمیشد و یا لااقل دعوا به عموم کشیده نمیشد . دیگر یک دسته به سمت شرق و یک دسته به سمت غرب نمی رفت . دیگر مساله اساسی محرم "حسین " بود نه چیز دیگر . و این موضوعات و بسیاری از مواردی که برشمرده نشد از محسنات ورود جوان و مدیریت ایشان بود.

محرم امسال قطعا شاخصه هاو ویژگی های زیاد دیگری هم داشته که از دید پنهان مانده و یا مجال اشاره به آنها نبوده است . اشک های با شعر و شعوری که مردم ریختند ،تفکراتی که در اعمال گذشته و حال خود داشتند ،نذر و نیاز هایی که  برای اصلاح امورات خود انجام دادند و بسیاری دیگر از این دست که برای دیدنشان چشم دل نیاز است . امید که از پیرو ان راستین شهدای کربلا باشیم

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 16:4  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

جسارت ویکی پدیا و اصلاحیه آن

ویکی پدیا دانشنامه ای است همگانی و آزاد؛ بدین معنی که همه می‌توانند به نوشتن و ویرایش نوشتارهای موجود در آن بپردازند.

ویکی‌پدیا یک پروژه مشارکت‌پذیر است که کاربران آن از سراسر جهان است.  از زمان تولد ویکی‌پدیا تاکنون رشد بسیار سریعی داشته و بزرگترین وب‌گاه دانشنامه‌ای با بیش از ۸۰ میلیون بازدید کننده در ماه است و بیش از ۹۰٬۰۰۰ کاربر فعال دارد که بر روی بیش از ۱۸٬۰۰۰٬۰۰۰ مقاله به ۲۷۰ زبان کار می‌کنند. تاکنون در ویکی‌پدیای فارسی ۱۶۳٬۶۶۸ مقاله وجود دارد و هر روز هزاران کاربر از این دانشنامه بازدید می‌کنند.(به نقل از سایت ویکی پدیا).

اگر پشت دستگاه رایانه خود قرار داشته باشید حتما تمایل دارید ببینید که سایتی با این قابلیت ها درباره منطقه شاهرود و شهر کلور چه مطالبی به بینندگان خود عرضه میکند . یعنی اگر قرار باشد یک نفر برای اولین بار نام و عنوان کلور را در این سایت جستجو کند با چه مطالبی برخورد خواهد کرد . متاسفانه مطلب درج شده در این  سایت در مورد کلور بسیار سخیف و بیشتر به هجو و هزل شبیه بود تا یک مطلب ساده و گویا . از اینرو قبل از اینکه به اصلاح این مطلب مبادرت کنم عین مطلب را کپی گرفته و در  این پست وبلاگ قرار دادم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 15:52  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

به یاد آزادگان ؛یادگاران شهدا

6j3y8lvfh6bt2sd86h.jpg

زیر باد سرد کولر نشسته ایم و چشم در چشم هم دوخته ایم . از دو نسل متفاوتیم  اما بواسطه مسولیت مشترک در امری خیر و صلاح  در بیست و پنجم مرداد ماه توفیق این به من دست داده است که چند ساعتی را در خدمتش باشم . چهره اش نشان نمی دهد که بار اسارت  شش ساله را پشت چین های صورتش پنهان کرده باشد . . اهل شوخی است و مزاح . خودش میگوید اگر مزاح نباشد روزگار طی نمی شود . کمتر تمایل دارد از عراق و از اسارت و از سلولهای تنگ و تاریک  بعثی بگوید .  به حرفش میگیرم . صحبت کردن  با او ارزش فراوانی دارد از هم بندیهای و هم رزمان نزدیک  مرحوم ابوترابی فرد  است . چشمانم را می بندم و تصور میکنم که چگونه میشود  صبجانه ن،هار و یا شام را طی شش سال فقط  با یک استکان مخلوط برنج و عدس طی کرد . چشمانم را میبندم و همه گذشته را جلوی چشمم مرور میکنم .

"سلام ای جنگجویان دلاور

نهنگانی به خاک و خون شناور"

از آن واقعه بیست و اندی سال می گذرد . شهر و دیار ما مانند همه شهرها و دیارهای دیگر رنگ و بوی بهشتی گرفته بود . هر  دو هفته و سه هفته یکبار  یکی از جوانان برومندی که تا دیروز در میان خودمان بود  در لفافه پرچم خوش رنگ ایران بروی دوش شهروندان قرار میگرفت و به سویی تشییع میگردید. وتا مدتها فضای شهر  عطر آگین و به اصطلاح شهادتی می ماند . این پرچم و این تابوت و این بو و این فضا عده دیگری را تشویق میکرد تا لباس رزم بر تن کنند و  و عازم جبهه جنگ شوند .

خیلی ها که می شناختیمشان و خیلی ها که با ما نان و نمک میخوردند خیلی زود بار  سفر بربسته و عازم دیاری میشدند که سودای دفاع از کیان  و مرز و بوم  سکه رایجش بود و معامله اش از جنس نور بود . در این میان قسمت های  هر کس جور و جنس دیگری بود . یکی را شهادت  میدادند و یکی را  اسارت و صد البته اسمش اسارت بود و معنایش آزادگی  و دیگری را مفقود الجسدی نصیب بود .و دیگری را برات اهدای عضو میدادند

شهادت متاعی گرانبها بود که عایدی و نصیب برخی خاصان روزگار بود و همنشین من چه دقیق  میگوید که  بهشت رفتن با شهادت لیاقتی خاص می خواهد که نصیب هر کسی نمی گردد (ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاءعند ربهم یرزقون)

آزادگی  معنایی  است والا که در جنگ هشت ساله حق علیه باطل  به خوبی و زیبایی معنا شد و شهر و دیار ما نیز از این امر مستتثنی نبود . موضوع ابتدا با یک شایعه و خبر ناقص شکل می گرفت .جوانی غیورو سرافراز  بر حسب مقتضات جنگ و مصالح آن به  اسارت دشمن در امده است .  تا تکذیب و تایید این شایعه ماهها فاصله بود و از برخی نامه میامد و از برخی هیچ . میگفتند شهید شده است و دیگری  را موید سخنانشان میآوردند که  با هم بودند و حالا باهم نیستند .

" شهادت برترین معراج عشق است

گهش پرواز عشق از جبرییل برتر"

از برخی که نامه ای میآمد خبرش تا چند محله آنطرف تر و بعد از مدتی در کل شهر می پیچید که فلانی نامه داده . و چه زیبا سر فصل  و سر نوشته تمام نامه ها دعا برای سلامتی امام عزیز بود  همانطور که در وصیت نامه شهدا  اولین و آخرین دعا سلامتی امام عزیز و تعجیل در فرج امام زمان (عج ) بود

 

سال ها گذشت و تا اینکه زمزمه آزادی اسرا که نام پر افتخار و نشان زیبای آزادگان را نصیب خود کرده بودند در شهر ها پیچید . آزاد گان میآیند

سهم دیا رما نیز از بین این سرو قامتان و اسوه های مقاومت کم نبود  . کام مردم که سالها با مشایعت و تشییع  پیکرهای بی جان هموطنان  تلخ شده بوذد شیرین گشت و آمدن جگر گوشه هایشان  مرهمی بود بر زخم  هایشان .

حمیدی ،همنشین امروز من از آن دوران یادگارهایی جالب دارد که  درد دایم معده تا ترکش های به یادگار مانده  در پشت و شانه اش و من از این همه یادگار فقط لبخند زیبایش را میبینم و دانشی  افزونی که خودش میگوید از  بقیه  اسرا یاد گرفته است .

موعد دیدارمان کاملا پیش بینی نشده و بدون قرار قبلی است  و این  امر روزهایی را به یادم میآورد که سرزمین ما پر از شور و شادی بود

آزادگان  به مهد دلیران  خوش   آمدید

نام آوران به شهر شهیدان خوش آمدید

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 0:12  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

شاهکاری جدید! تاتی به نام ورزقان تبریز ثبت میشود

خبر بسیار ساده بود و در عین حال باور نکردنی ! در مطلب قبلی ام از یک خواب و غفلت تاریخی گفتم که همچنان ما را در بگرفته تا چوب حراج بر داشته هایمان زده شود و ما مات و مبهوت قدرت ساحری عده ای جاعل و در عین حال به اصطلاح زرنگ قرار گیریم . انتظار نبود در قبال برپایی جشنواره رغایب در یک شهرستانک کوچک در مسیر  اردبیل - تبریز غوغا به پا شود . تنها احساس وظیفه ای بود که به دوستان و عزیزان دست اندر کار هشدار  داده شود که اگر  درد شما چمن نتراشیده باغات است  درد  دیگران چشم درنده و دستهای آلوده و صد البته  فرصت طلب آماده بهره گیری از این موقعیت  است .

اما اینبار بسیار شوکه کننده بود . "زبان تاتی " در فهرست میراث ناملموس ایران ثبت میشود اما به نام کجا وچگونه ؟

برای دوستان محققی که صفحات بسیار  در اینخصوص تحقیق و مکاشفه کرده و وقت بسیار در این راه نهاده اند موضوع بسیار دردناک خواهد بود که رییس سازمان میراث فرهنگی ُگردشگری و صنایع دستی استان آذربایجان شرقی  از ارایه این زبان جهت ثبت در آثار ناملموس  به نالم روستای ۱۲۰ نفره کربنگان ورزقان خبر دهد و   در حالیکه در فاصله کمتر از ۳۰۰ کیلومتری اش منطقه ای به این زبان تکلم میکنند و حتی فکرش را نمیکنند که زبانشان به نام یکی دیگر ثبت شود

برادرمان جناب آقای محمدی عزیز (مدیر مربوطه ُمصاحبه کننده) با این آب و تابی که از درج  زبان تاتی  در فهرست آثار ملی سخن رانده  بعید می نماید  از  اینکه در منطقه ما  نه یک روستای ۱۲۰ نفره  بلکه یک شهر  با چندین و چند پارچه آبادی و روستا به این زبان سخن میگویند  بی اطلاع باشد . البته   انتظاری بیشتر  نمی رود . وقتی که خود ما خوابیم و یا خودمان را به خواب زده ایم از دیگرانی که بیدارند و از هرچیز کوچکشان کوهی برای استفاده های بعدی میسازند نمی شود انتظار بیشتری داشت

انتظار به حق اینست در قدم اول آنان که در این زمینه تحقیقات موسع و منسجم و در عین حال مستدل داشته اند  برخاسته و از این اتفاق جلوگیری کرده و یا این اتفاق را به مسیر خود بازگردانند

دوم از مسولین و متولیان امر از امام جمعه محترم خلخالُ فرماندار عزیزُبخشدار محترم تا شهردار و شورای محترم شهرکلور  ونیز تک تک آحاد  انتظار دارد با مکاتبه  و مراوده و مذاکره جلوی این موضوع که میراث کهن شان به نام یک منطقه از تبریز ثبت شود جلوگیری کنند

ودر نهایت از نماینده محترم مردم منطقه خلخال در مجلس شورای اسلامی انتظار  میرود که یکبار دیگر همراهی و مرافقت خود را با مردم  نشان داده و از این  اتفاق نا مبارک جلوگیری کنند . انشا الله

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 13:57  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

جشن رغایب ... شاید وقتی دیگر

 

این مطلب توهین و تهمت و هجو هیچ فرد یا ارگان خاصی نیست . فقط تلنگریست به خود ما که فرهنگ احیا شده رغایب را با دست خودمان خفه نسازیم . متن زیر از نوار ضبط شده یک جلسه سری پیاده شده و  امروز بروی خط ویژه خبری خبرگزاری "پلنگا نیوز "ُ"روبار پرس"ُ"چپی چیسک آنلاین" و تعدادی دیگر قرار گرفته است.

برادرا گوش کنن ! خواهرایی هم که تو جمع هستند گوش بفرمایند . اگه هم اتفاقا خواستید متن مصوبات و مباحثات جلسات مار و یه جایی نقل قول کنید مجازید . اصلا حالا که اینطور شد اولین مصوبه مون همینه که کل  آنچیزی که اینجا گفته میشه  باید نقل قول بشه بدون کم و کاست  بین مردم جار زده بشه و همه (کل یوم) از اون مطلع شند. اولش بذار ببینم تو جمعمون غیر تات هم داریم یانه ؟ آره اونی که اون گوشه نشسته ! حیف حیف !که این فارسی دست و بالمونو بسته وگرنه چنان سخنرانی آتشینی میکردیم که دیگه هیشکی (منظورم همون هیچ کس بود ) نتونه از جاش جم بخوره !

تازه گی ها تو  دیار شاهرود باب شده که عده ای بدون هماهنگی و بدون برگزاری جلسات اینچنینی به  برگزاری انواع و اقسام مراسم ها و جشن ها دست میزنند و دست آخر برای اینکه کار ناموجه خودشونو توجیه کنن یه برنامه سخنرانی برای ادم های سرشناس و موجهی چون بنده میذارند . غافل ار اینکه بابا زرشک ! ما دیگه با این چیزا گو ل نمیخوریم .  اصلا خانم منشی همین الان دومین مصوبه مون یادداشت کن .  بنویس  اینجانب  به عنوان مدیر کل امور مراسمات و جشنها و عرادری ها دیگه گول  نخواهم خورد . اینم گفته باشم اگه حالا تو اون مراسم افرادی اومدند که فردا برای آینده  منطقه مون بشه ازشون استفاده کرد و کسی دیگه ای نبود که سخنرانی کنه . من قبول خواهم کرد . برادرا و خواهرا ! یادداشت کنین بعدا نگید تند تند گفتی نتونستیم بنویسیم . . خانم نوشتی؟

داشتم میگفتم . هر جوجه ذاغارتی!(اینو همین الان اختراعش کردم) به خودش اجازه میده بدون اینکه چنین جلسات قشنگ و پر مغز و معنایی برپا شه  به نام مراسم های خودجوش ، وقت ارزشمند مردم رو بی خود و بی جهت بگیره .! بزن اون دست قشنگه رو !

من اجازه نمیدم .(خانم کاتب ! خانم منشی  که نمی تونم از شدت عصبانیت اسمتو بر زبون بیارم  اینو مصوبه ش کن ! یه لیوان آب برام بریز شاید تونستم ادامه بدم !)

منظور من مراسم خاصی نیست . همه مراسم های عزاداری و جشن ها را میگم . آخه یعنی که چی بشه  یه عده قلیل  سی چهل هزار نفری پا میشند و بدون توجه به اینکه  ما علفامون چیده باشیم یا نه؟ ، تمهیدات لازم را اندیشیده باشیم یا نه ؟ و هزار تا آره  ونه دیگه ! وارد باغات  مردم میشند و جشن میگیرند . برادر من !خواهرمن! خودجوشی هم اندازه ای داره . چرا وقتی که هیچکدوم از زیر ساخت های برپایی یه مراسم فراهم نیست  بار و بندیلتونو بر میدارید و میاید کلور که چی بشه !

خانم منشی بنویس: (بار و بندیلو ببند اینجا دیگه جای تو نیست !). اخه چرا این عزیزان نباید  این ترانه محسن یگانه رو نشنیده باشند و منتظر اعلام  مراسم از طرف ما نباشند .

نمونه دیگه بی توجهی  یا شاید غفلت از این مهم، امتحانات بر و بچز (کنکوری ها) است . من طبق برررسی های بسیار دقیقی که داشتم و حتی از آمار سایتها و مشاهدات زمینی و هوایی و ماهواره های جدیدالارسالی (همونا که تازه پرتابش کردیمو میگم ) هم  تو بررسیم استفاده کردم وبه این نتیجه رسیدم که علت اصلی افت شدید قبولی هامون تو آزمون های کنکور  در 6 سال اخیر برگزاری بعضی مراسم ها است .خانم منشی شاهده که که ما امسال تو آزمون دکترا حتی بیر نفر(یعنی یک نفر ) هم تو آزمون دکترا قبولی نداشته ایم . یا تعداد قبولی هامون تو آزمون ارشد بسیار پایینه . چرا ؟ برای اینکه برای بچه دیگه هوش و هواسی نمی مونه که !

چرا زحمات شبانه روزی پدران و مادران غمدیده را نادیده میگیرید و برای یک روز خوشگذرانی خودتان اونا رو خراب میکنید .  " نبینی باغبان چون گل بکارد...."

من واقعا از این موضوع دلگیرم (خانم منشی این تیکه رو ننویس ).

طبق آماری که همین الان اداره استخبارات و استخراجات برای بنده تهیه کرده اند در 6 جشن گذشته مجموعا  23 تانکر آب  در سرویس های گلاب به روتون استفاده شده . در همین مدت به استناد همین آمار که  نموداراش موجوده  4 کمپرسی آشغال  ازمحل برگزاری جشن حمل شده  .  تازه شم از ارایه بسیاری از آمار و نمودارهای دیگه صرفنظر میکنم

من با قاطعیت میگم که باید قدرتمونو تو عدم تن دادن به برگزاری این جور سوسول بازی ها نشون بدیم . یعنی که چه ؟یه عده بیاند و بساطشونو تو خیابون پهن کنند و بگند ما اومدیم شنبه بازار . .. هه هه هه هه (چرا شما نمیخندید . واقعا خنده دار نیست؟ ). واسه همینه که میگم خانم منشی بنویسه که امسال جشن مشن نداریم . هرکی میخواد خوش باشه بره  ورازشت !یا بره کشن ! یا اگه زیادی داغ کرده بره سوسان !(راشم باز کردیم . سنگاشم جمع کردیم ). یا تو خونش خوش باشه . . خانم منشی اینم بنویس که اگه خوشی زد زیر دلمون این جشنو یه جور دیگه تو تاریخی دیگه علی القاعده  برگزار میکنیم .

تا یادم نرفته بگم . یه عده سوسول هم تو این مراسما جمع میشن و دو تا دوربین و سه تا واکمن و چهار تا روان نویس و برگه خبر برمیدارند و میاند برای ما تیتیر و لید بازی در میارند که بله ما خبرنگاریم . بعد تمام آنچه که ما یه چند ماه براش زحمت کشیدیم رو به اسم خودشون و یا به اسم فامیلاشون میچاپند تو روزنومه هاشون .هی هم چپ میرند و راست میرند میگند جشن فلان تو فلانجا برگزار شد یا میشه . که چی بشه ؟ برادرا  اینا خوبه ؟ چرا به عواقب کار فکر نمیکنید . اگه اینارو بنویسند و از این جنوگولک(وازه ای ایست از روم باستان که اولین بار توسط آنخ آتون استفاده شد) بازیها عکس بردارندکه فردا پس فردا پای توریست ها به این منطقه باز میشه و اونموقع است که وای دراز گوش بیار و باقالی بار کن . نذارید فرهنگ منحط وارد منطقه ما بشه . آبو از سرچشمه ببندید.ورود توریست به منطقه مثل ورود ..... به.... است(این تیکشو خودم قیچی کردم

تازه شم به اون دوستمون که  تو وبلاگش میخواد از این تصمیمون انتقاد کنه پیشاپیش میگم که نکن کاری که  با ما جنگت آیو !(اینم به زبان بابا طاهری گفتم )خود ایشون میدونه که اگه ما اراده کنیم تو یه گفتگوی ویژه خبری تموم پته هاشو میریزیم رو آب. اجالتا داشته باشید که نامبرده تا حالا تو دوتا آزمون یکی از مقاطع تحصیلات تکمیلی شرکت کرده و هر دوبار نمره نیاورده . البته اگه بازم به کاراش ادامه بده تو اون گفتگویی که گفتم اسم دانشگاشم خواهم گفت .

خانم منشی این تیکه رو که میخوام بگم با صدای بلند بنویس . منظورم اینه که بولدش کن . به بعضی هام هشدار میدم وسط دعوا نرخ تعیین نکنند . همین دیروز بود که یکی از اهالی پایین دست و بالا دستو که بخاطر مسایل امنیتی اسماشونو نمیتونم بگم  دیدم که متقاضی بودند این جشن مشن هارو ببرند تو محل خودشون . تازه خبرگزاری پلنگا نیوز و دو تا مجله محلی هم عکساشونو زدند . به این دوستان میگم برادرا نذارید تجربه جنگ خونین با اوبه تکرار بشه! برای من لباس محلی می پوشید و جلوی دوربین این روزنامه چی ها می ایستید که چی بشه .

آقایون میگند هفته اول ماه رجب باید جشن رغایب برگزار شه . حرف من اینه مگه این وحی منزله ببریمش هفته آخر رجب و یا اصلا ببریم هفته ماقبل رجب  . مهم اینه که تو ماه رجب باشه . یه عده مغرض هم دنبال ماهیگیری نباشند و تشکیک نکنند که اسمش چی باشه . اسمشو میذاریم جشن رغایب دو یا جشن شکرانه رغایب و یا ... خانم منشی اینم بنویس

اون صدای گوشی کیه ! نگفتم مگه گوشی هاتونو خاموش کنین ! ای وای مال خودمه . اس ام اس اومد . ببخشید . برای تنبیه خودمم که شده این اس ام اس رو با صدای بلند میخونم  . تا گوشیم تو جلسات روشن نمونه

بنفشه ،بنفشه به جویبار اومد

بنفشه، بنفشه جای چنار اومد

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 23:15  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

سالگشت حضرت آیت الله العظمی مفتی الشیعه موسوی

اواخر اردیبهشت ماه  با گذشت و گذار  در خیابان های حوالی  حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) در شهر مقدس قم  یکی از چیز هایی که بیشتر از همه جلب توجه میکند  بنر هایی بزرگ و پوستر هایی نصب گردیده در خیابانها و دیوارهای شهر است که مردم را برای شرکت در یک مراسم خاص دعوت میکند

مراسم اولین  سالگرد درگذشت عالم ربانی  و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد مفتی  الشیعه موسوی

همه این بنرهای بزرگ و پوستر ها با پس زمینه سیاه و با نقش اسلیمی در کنار عکس  حضرت ایت الله و به دو زبان عربی و فارسی منتشر و نصب گردیده است

زمان مراسم پنج شنبه ،بیست و نهم اردیبهشت ماه و بعد از نماز مغرب و عشا و مکان آنهم  در موسسه تحقیقاتی  امام محمد تقی علیه السلام  واقع در بلوار بهار ،کوچه هتل النبی ،کوچه مدرسه حجتیه  بود.در این مراسم روحانی آیات عظام علوی گرگانی و شبیری زنجانی و نیز نماینده آیت الله  سیستانی حضور داشتند و دکتر رفیعی به ایراد سخن پرداخت

. . در مورد این حضرت آیت الله مطالب زیادی در سایتها و حتی وبلاگ ها و  حتی در پایگاه اینترنتی وی وجود داشت اما هیچکدام راهنمای مناسبی برای آنچه که به دنبالش بودم  نبود . به هر حال   تا جاییکه سوابق مطلب نشان میدهد حضرت ایشان از نوادگان بزرگوار امامزاده سید حسین بوده است . جهت آشنایی بیشتر با شرح زندگی و آثار معظم له مروری بر زندگینامه ایشان  (به نقل از  سایت رسمی  وی)مورد اشاره قرار میگیرد. روحش شاد وراهش پر رهرو باد

«بسم الله الرحمن الرحيم»
سیری در زندگانی مرجع عاليقدر آيت الله العظمى سيد محمد مفتي الشيعه الموسوي (قدس سره)
حمد و سپاس خدايي را كه در بين علم و اهل آن مردان كاملي را خلق نمود و به فضل و كرم خود اهل فهم را به منتهاي اميدشان رسانده است. حكيمي كه جوهر قلم را بر خون شهيدان راهش برتري بخشیده و علم مقرون با عمل را نجات بخش انسانها قرار داده است.
علم و دانش از اموري است كه در اسلام به اهميت فراگيري آن سفارش زيادي شده است و با رجوع به آيات و روايات كه در تمجيد علم و مقام و منزلت علماء و اطاعت از آنها در اجراي احكام الهي آمده، به اهميت مقام عالمان ديني و امينان حدود الهی پي مي بريم.
امتياز ويژه و مهم مكتب فقهي اهل بيت اين است كه به علت پيوند مستحكم و استوار آن با سرچشمه وحي الهي از سويي، و گستردگي آن از سويي ديگر هنوز با گذشت قرنها در طول تاريخ، استمرار و پويايي و غناي عظيم آن محفوظ مانده و هيچ دوره‌اي از وجود عالم و متعلم خالي نبوده است وخدمات ارزنده اي از طلوع اسلام تا به امروز انجام داده و مي دهند. واين نكته در هيچ مكتب فقهي ديگري يافت نمي‌شود.
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 23:54  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

از پارک اجی تا شنبه بازار

نوروز امسال مانند نوروز هرسال نکاتی چند  و پند آموز و در عین حال قابل نقد را به دنبال داشت که  به ذکر چند بخش از این نکته ها اشاره میکنم

اول اینکه نمی دانم بگویم "شهر بر آب و شهرداری در خواب "نکته خوبی است یا نه؟  چرا که از مطلب قبلی ام در مورد دفن غیر بهداشتی و غیر اصولی و بیقید و بندو بدون رعایت ضوابط پسماند جامد شهری در نزدیکی های "زرینه کفا" حداقل دو سال میگذرد وانتظار این بود که  شهرداری نه به احترام مطلب ذکر شده بلکه به احترام شهروندانی که در این شهر تنفس میکنند و به احترام همه افرادی که چشمشان به آن منطقه باز میشود و به احترام افرادی که در آن منطقه باغ و بستان دارند  و حتی منزل مسکونی شان در مجاورت آن مکان قرار دارد در محل و شیوه دفن زباله ها تجدید نظر اساسی میکرد . کشیدن فنس  و حصار به دور این محوطه که کار سختی نیست که شهرداری از انجام ان عاجز باشد . ای کاش شهرداری کلور حداقل به اینترنت وصل بود !!

دوم بازهم در مورد شهرداری است .پارکی برافراشته بر"کربلا دشت " کلور که فعلا اسمی ندارد و بچه ها بواسطه اینکه این پارک در نزدیکی منزل مادر بزرگشان قرار دارد نام "پارک اجی" را بر آن نهاده اند. اگر گذارتان به این پارک افتاده باشد سنگفرشها و جداول بتنی را خواهید دید که در اثر فرسایش یکساله و شاید دوساله  و بر اثر باد و برف و یخبندان  مستهلک گردیده و رو به  پوکیده شدن و تخریب است . اصولا در شهر های بزرگ که تجربه احداث پارک در بلندی ها و ارتفاع را دارند و غالبا نام "بام شهر " را برآن مینهند مانند اراک و ارومیه و همدان و و حتی شهرهای کوچکتر مانند صوفیان  این کار را ابتدا با درختکاری  انبوه  و ایجاد جنگل های مصنوعی پی میگیرند و وقتی تا حد زیادی حفاظی امن برای پارک ایجاد کردند سپس نسبت به استقرار تاسیسات  پارکی اقدام مینمایند . نگاهی گذرا به بتنهای ساختمانی که قرار است در همان پارک احداث شود شاهد این مدعاست که در احداث و مکان یابی این ساختمان نظر مشاوران زبده شهرسازی اخذ و لحاظ نگردیده است . اشتباهی که در مکان یابی و استقرار پاسگاه انتظامی شاهرود در کلور و اشراف آن به منازل اطراف صورت گرفت به نوعی در احداث ساختمان در حال احداث این مجتمع تکرار خواهد شد.خلاصه اینکه "پارک اجی " افتتاح نشده  رو به تخریب است

گفتار در مورد شهرداری بسیار زیاد است اما انتقال دوستانه نکات  به دست اندرکاران امور شهری ارجح  است . امید آنکه نتیجه ای در خور حاصل آید.  سوم اگردر روز اولی که قبل از تحویل سال به زیارت امامزاده عبدالله  میرفتید با ضریح خالی شده و پاکیزه از پول ضریح مواجه میشدید و اگر سیزده بدر را اتفاقا در باغات  اطراف امامزاده بوده باشید و برای زیارت و اقامه نماز به امامزاده عبدالله تشریف برده باشید با ضریحی مواجه میشوید که به میزان بسیار زیادی اسکناسهای رنگارنگ  رادر خود جای داده است . بی شک شما هم با دیدن و مقایسه این دو صحنه از خود خواهید پرسید صندوقی که به برکت پول های اهدایی و از سر ارادت زوار  اینقدر زود پر میشود چرا طرحهای عمرانی امامزاده با این تاخیر چندین و چند ساله روبرست. انتظار اینست که اداره کل اوقاف این امامزاده را که باعث برکت منطقه شاهرود است و از طرفی در جوار آن منطقه نمونه گردشگری قرار گرفته است از حمایت بیشتری برخوردار کرده و کار عمرانی این امامزاده شریف را به اتمام برساند

 نکته چهارم ظهور  و تولد دوباره بازار هفتگی در منطقه شاهرود است که با اقبال عمومی  اهالی شاهرود مواجه شده است . اولین بازار هفتگی سالها پیش در مرکز بخش  و به نام "دو شنبه بازار" راه اندازی شد و اما به دلایلی که شاید سرما و یا شاید ادامه دار بودن اجرای طرح هادی در کلور بود بساط آن برچیده شد و مردم چیزی به نام بازار هفتگی را دیگر تجربه نکردند وبسیاری از همشهریان و هم منطقه ای ها اگر هم قصد حضور در بازار هفتگی را داشتند خود را به بازارهای شهرهای مجاور شمال کشور میرسانند .در زمان شهرداری یکی از بزرگواران  برای عدم تداخل  کار دوره گردها  با بازاریان کلور چندین مکان به عنوان محل استقرار کسبه سیار مشخص و تابلوهایی در این مکانها نصب گردید اما افاده نکرد و موضوع  کم و بیش با درگیری های گاه و بیگاه کسبه با دوره گردها ادامه یافت. تا اینکه طی یکی دو سال اخیر دوستانی که با کاروان پلاستیک  وبه طور بسیار منظم عازم منطقه شدند مسولان امر را به فکر راه اندازی مجدد این  بازار انداختند و اتفاقا در اولین گام با اقبال عمومی مواجه شد . تب و تاب این بازار بالا گرفت و عملا شنبه بازار کلور و چهارشنبه بازار شال وارد لیست و سیاهه بازارهای هفتگی فعال شد . این بازار اسم در کرده و اتفاقا از شهر های مجاور هم خریداران را به سمت خود کشانده و هم فروشنده ها را .

از درگیری های کسبه و بازاریان با دوره گردها هم خبری نیست . رقابتی سالم با بازاری به طول "اطرف " تا "داره". از ماهی تازه گرفته تا پارچه و پلاستیک و دانه و سبزی و سیفی و الی آخر

خوبی دیگر این بازار اینست که خیلی ها که خیلی کم همدیگر را میبنند در این بازار دیدارها را تازه میکنند . اگر قرار است عازم شهر و دیار خود شوید حتما طوری برنامه ریزی کنید که شنبه بازار و چهارشنبه بازار را ببینید و خرید کنید

البته تا دیر نشده اظهار امیدواری میکنم که بساط این بازار هفتگی همچنان پهن باشد و روزگار تعطیلی برخود نبیند

پنجمین نکته را در باب زمین و باغ و ملک ذکر میکنم . کاری به این ندارم که طرح تفصیلی کلور مربوط به چه سالیست و بازبینی  درآن صورت گرفته یا نه؟ اما در هرحال از این نکته نباید غافل ماند که خواسته یا ناخواسته کلور در حال پوست اندازی است این شهر بافت فرسوده خود را که زمانی نه چندان دور وجه غالب شهر بود به کنار نهاده و اغلب نقاط شهر ساخت و ساز را برگزیده اند . اتخاذ راهکاری مناسب که بافتهای فرسوده باقی مانده را نوسازی کرده و یا زمینهای خالی مخصوصا در خیابانهای اصلی در اولویت ساخت و ساز قرار میگرفتند قطعا باغات را از گزند نجات خواهد داد حتی اگر به قیمت پرداخت بهای تغییر کاربری صورت گیرد

ششمین و آخرین نکته نیز بازهم در باب شهرسازی است . این نکته  راکه میگویم  و اینهمه به آن تاکید میکنم از اینروست که فرصتی اکنون مهیاست و بی توجهی به آن فردای ما را با مشکل روبرو میسازد . لطفا یک آن چشمهایتان را ببندید و سی  سال  به قبل برگردید نه بیست سال هم کافیست !کلور و بافت آن چگونه بود ؟حالا بازهم چشمهایتان را ببندیدو بیست سال بعد راببینید . نه من  وهیچکس دیگر از فردایمان خبر نداریم اما روند فعلی رشد و ترقی به ما نشان میدهد که کلور مانند اکثر شهر ها ، شهری بزرگ با جمعیتی انبوه خواهد شد . چرا از همین الان فکر زیر ساخت های اساسی شهر نیستیم .  اولش چرا مجتمع اداری نمیسازیم .؟ مگر ما برای کمیته امداد و آبیاری و پست و بخشداری و گاز و دادگستری و... زمین در نظر نگرفته و برای بعضیشان اداره و ساختمان برپا نکرده ایم چه میشد اگر کمی بیشتر و یا کمتر  طی برنامه ده الی بیست ساله همه اینها را به صورت مجتمع در محلی مناسب  ودر کنار هم میدیدیم . این یک نکته کوچک از همه آنچه بود که باید رعایت کنیم و نمیکنیم .مانند همه شهرها.برخی شهرها به واسطه برخی چیزها معروف میشوند  وبه واسطه همان رشد میکنند . بیایید حداقل در مصرف برخی اعتبارات و هزینه ها ابتکار داشته باشیم تا دو نفر بیشتر به شهر مابیایند و درآمدی هم هرچند کوچک عاید بقالی سر کوچه ما و شما کنند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 21:47  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

مردم شال چشم انتظار اتصال به شبکه سراسری گاز هستند

آدم واقعا در انتخاب عنوان این مطلب می ماند .نمیداندخوشحال باشدویا ناراحت .از بالای بالا  از پشت بام نه !از بالای "سنگره کوه "نه.!بالا و بالاتر  که نگاه کنی شبیه لانه مورچه ها شده است یکی لوله بزرگی به دوش گرفته و کشان کشان میبرد . یکی  یک دستگاه بخاری نیک کالای  شانزده هزار  گرفته و دیگری را برای بردنش به مدد میخواند . آن یکی را ببین چه بدجور دنبال علمک و کنتور است . یکیشان هم که جلوی شرکت گاز ایستاده و منتظر مسول مربوطه است تا برگه هایش امضا شود .... خلاصه این گاز بدجور مردم را در آشفته ساخته و افکارشان را به خود مشغول کرده است. حالا مردم دودسته اند گاز دار وبی گاز ...

البته مردم بزودی همه شان یکدست میشوند  و همه شان گازدار . درست مثل تلفن. مگر همین چند سال قبل را یادمان نمیآید که تلفن قرعه کشی  میشد .  برای اینکه یک دو دقیقه با  تهران  یا گیلان صحبت کنیم میبایست چندین  ساعت در صف میایستادیم  و مشهدی قلندر با آن دستگاه مخصوص تلفنش که دست آخر اسباب بازی ما بچه ها شد فیش این شهر را با آن شهر متصل کندوحالا چه؟اصالت تکنولوژی همین است . در گذشته اگر قرار بود که حالی از کسی  بپرسیم این امر امکان پذیر نبود یا  دلمان رضایت نمیداد الا با  شب نشینی جانانه و یا "آفتابه دیمه نشینی ". ولی امروزه به مدد تکنولوژی پیشرفته از زیر لحاف گرفته تا بالای کوه تازه ترین و جدیدترین اخبار دست اول و آخر را با هم رد وبدل کرده و تازه اسباب انبساط خاطر همدیگر را با "اس ام اس "های جذاب فراهم میسازیم

تکنولوژی با همه سرعت وانفسای خود میآید و کاری ندارد که ما در جنوبی ترین نقطه استان اردبیل قایم شده ایم  ما را هم مانند بسیاری از نقاط جهان و کشور ر با خود همراه میسازد و میبرد . واقعا نمیدانم خوشحال باشیم  یا ناراحت !!

واقعا نمیدانم خوشحال باشیم  یا ناراحت !!

خوشحال از این بابت که فقط 5 درصد جمعیت شهری کشور به شبکه گاز سراسری وصل نیستند و ما برای نخستین بار در  این 5 درصد ها نیستیم . . خوشحال از این بابت که دیگر نفتکش زحمتکش شهرمان دیگر  لازم نیست کمرش زیر بار حمل یکباره  10 گالن نفت یعنی 200 لیتر خم شود و انچه که به عنوان نفت به ما تحویل میدهد مخلوطی از نفت و عرق جبین باشد . خوشحال از این بابت که اگر حالا قرار است بخوابیم بدون  استشمام بوی کشنده نفت میخوابیم . خوشحال از این که دیگر بارش برف و وزش شدیدترین بادها بخاری ما را به یک بمب انفجاری  یهویی تبدیل نمیکند  خوشحال از اینکه  نصفه شب برای پر کردن مخزن بخاری لازم نیست من و همشهریانم در سرما بلرزیم . خوشحال از اینکه همه جای خانه یکدست گرم است و برای  از خواب به آشپزخانه رفتن لازم نیست شال و کلاه کنیم . خوشحال از اینکه مادرانمان هم طعم گرما را میچشند . خوشحال از اینکه پدرانمان هم  لازم نیست در صف نفت و کوپنش بایستند . خوشحال از اینکه پیرمرد کشنی  دیگرلازم نیست  برای تعویض  کپسول گازش آنرا تا "لیجه سر "بکشاند و دست آخر دست خالی برگردد . خوشحال از اینکه دیگر همشهریان را به خاط  نفت و کپسول گاز رودروی هم نمبینم تا پدر و مادر و آبا و اجدادشان را جلوی چشم هم بیاورند . . خوشحالم بابت اینکه دیگر دخترکان و زنان و پسرکان نوجوان هم نفسی تازه میکنند  واز اینکه از بین آنهمه مرد نامحرم مجبور به کشیدن و حمل یک گالن نفت یا یک کپسول گاز باشند راحت میشوند . خوشحالم از این بابت که نان های  نانوایی هر بدی داشته باشد بوی نفت نمیدهد . حالا دیگر کوره اول  نصیب گونی های نان خشکی نمیشود ..گاز و آمدن گاز به شهر و دیار ما آنقدر ما را خوشحال کرده که در پوست خودمان نمیگنجیم. اما همه این خوشیها یک سری ترس و دلهره ها را به دنبال دارد . نکند آمدن گاز ما را از 74 درصد روستایی که از نعمت گاز بی بهره اند غافل کند . نمونه اش همین روستا های اطراف خودمان اند که در فاصله 5 تا 25 و 30 کیلومتری ما قرار دارند اما از نعمت گاز بی بهر ه اند . نکند این گاز ما را از زندگی آن نفتکش  و زحمتکشی که یک عمر بار تهیه نفتمان را کشید غافل کند . نکند گرمی بخاری چشمانمان را سنگین کند و از اینکه به همسایه دیوار به دیوارمان سر بزنیم و حال و احوالی بپرسیم  غافل بمانیم . نکند  تمام زجرهای گذشته  را به باد فراموشی بسپاریم. نکند لوله های بخاری همه هوش و هواسمان را به خود بگیرد و گرمای بخاری گازی ما را مبهوت خود سازد و فرصت طلایی چون زمستان و بهار و شب های نازش را  از یاد ببریم . وای نکند که برنج و گندم و عدسی های بو داده یا برشته خودمان را  روی شعله های گاز داغ کنیم . نکند حس شهرنشینی شب نشینی های نازمان را به خواب همیشگی ببرد . نکند روزی برسد که  همشهریانمان را نشناسیم و از امار نفوس و زنده ها و مرده هامان بی خبر بمانیم .

گاز امده تا به دادمان برسد . گاز دیر آمد اما آمدنش به این معنا نیست  که شومینه و بخاری و سه شعله و همه و همه ما  رامبهوت حیران خود سازد . نکند بوی رب داغمان ،بوی تنورهای گلی زیبایمان ،تنورک های (کیله)و آتش ها و هیزم هایش را فراموش کنیم . نکند حالا که بخاری های  نفتی را سر خیابان میگذاریم  تا نمکی با خود ببرد دلمان بیاید و کرسی  را هم همانجا بگذاریم . شیرهای آب  محله ها (خانی) را که یادتان هست جمع شد گفتیم  هنوز خیلی چیزها را داریم .نسل جدید  بجای میله گیوه بافی(تیه) موبایل و ام پی فور و از این جور چیزا بدست گرفت گفتیم ایرادی ندارد هنوز خیلی چیزها را داریم . برقمان که با کارخانه برق تا 12 شب و به همت مرد زحمتکش شهرمان(مرحوم خرسندی)  برقرار بود وگرد سوز و فانوس مددکار بقیه اوقاتمان بود هم رفت و به شبکه برق سراسری پیوستیم . با آمدن برق  بسیار راحت شدیم اما از شب های قصه و پر غصه پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها کم شد گفتیم خیلی چیز ها را هنوز داریم .دل به علا الدین و عالی نسب و... بسته بودیم که آنها هم جایشان را به آترا ها دادند . آبمان لوله کشی شد و گاه و. بیگاه به بهانه فشار کمش  راهی رودخانه (روبار) میشدیم و یا به همسایه پایین دستی مان سرک میکشیدیم  وهم کارمان را انجام میدادیم و هم حالی از او می پرسیدم . این هم  با فشار بالای آب و منبع کمکی از دست رفت . گاه وبیگاه به بهانه باغ  وراغ و گندم و میوه و علفزار به دشت و دمن میزدیم و آنجا همدیگر را میدیدم واما حالا کارمان به جایی رسیده که اگر فضولات  حیوانات  همسایه بالا دستی را روی پله های کوچه مان ببینیم دماغمان را میگیریم و تف به زمین میاندازیم  چه رسد به اینکه .... حالا به جای  اینکه لبنیاتمان را از  "فرمان "و" سعدی" و "تیمور" بگیریم   جلوی مغازه "مهنوش"  و بقیه سوپری ها صف میکشیم و از گرفتن یک پاکت بیشتر شیر  بالن به هوا میفرستیم که بله امروز یک پاکت شیر بیشتر نصیبمان شد .

نمیدانم تیتر یک مطلبم را چه بزنم .  گاه و بیگاه و دست برقضا که مطلب خبر یا گزارشات  درجه اول را با سه تیتتر تنظیم میکردم سردبیر مرکزی ایراد میگرفت  که سه تیتتره نزن ! و جالب اینکه وقتی مطلب را بروی سایت  میدیم همان سه تتیره بود . حالا هم همین قضیه است . این مطلبم باید چند تیتره باشد .

ای کاش گاه و بی گاه به یاد همه گذشته منقلی آتش کنیم و هیزمی بسوزانیم . ای کاش به یاد همه آنهایی که گاز ندارند و در چند کیلومتری شهرمان هستند آستین همت بالا بزنیم و در دیدارها و بازدیدهای مسولین استانی و کشوری صدای گویا ی هم زبانانمان شویم و اتصال ایشان به شبکه سراسری گاز را مطالبه کنیم. ای کاش  به یاد همه گذشته  یک چند چیز  از جمله "کرسی "و "منقل "و "ماشه" و"سیاه تابه"  و"سه لنگه" و .... را دور نیاندازیم . یادمان باشد همچنان  جیب دخترکان و پسرکان کوچکمان  را پر از عدس و برنج و گندم بو داده کنیم . نکند  ساختن کاکا و بافتن  "گوری" و "پاتانی" را فراموش کنیم .  یادمان باش برای کودکان تازه به دنیا امده همچنان "ششه شو"بگیریم و برای مادرش "ده شوری" برپا کنیم . گذشتگان ما پیکر بی جان همدیگر را میشستند و تشییع میکردند و برآن نماز میکردند .نکند جمع پرشور حاضر در گورستان  به اشنایان و فامیل محدود شود . . همه همزبانان و هم دیاران شاهرودی همیشه با هم بوده و خواهند بود ای کاش تکنولوزی نوین که بعد از سالها  راهی شهر و دیار  ما شده اسباب نزدیکی بیشتر ما بهم را فراهم سازدو به قول یکی از بزرگوران مصداق این بیت نباشیم که

"د صفای دویی نیزه چرا از هیچ لوجنی                        دکرا پوس شانی از جان کنه پوسه آچینی"

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 20:8  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

کلور ای...

کلور ای گهواره علم و ادب

کلور ای رویاترین تصویر شب

کلور ای تاج سرت رنگی چو خون

مبتلای نام تو نامش جنون

هم جنون نام تو در ذات من

 سبزی آفاق تو آیات  من

آنکه با عشق وصال تو غنو د

بخت والایش به رویاها ربود

کلور ای کلور جان عشق و قرار

کلور ای آب و گول و دشت و هزار

کلور ای آسمانر آبیه رنگ

سری سره ول و خیلی قشنگ

شاه رودان داری و باغات سبز

کوه چون سرو داری و اشعار نغز

دامن سبزت به کوههای سترگ

چادر مه گون تو خیلی بزرگ

رنگ گل بارد ز گل رخسار تو

بلبلان مست از می دیدار تو

هم پلنگا داری و رزه دلان

هم جیره روبار داری سره ولان

ام بمانه ای کلور بین امه

جان داری جان عزیزان چمه
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 23:32  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

شاهرود در اینترنت

یکی از دغدغه های اصلی  در معرفی  منطقه شاهرود  کمی تعداد سایت ها و وبلاگ های اطلاعرسانی در مورد این منطقه است . امروزه که اطلاعرسانی و گشت و گذارهای اینترنتی  اولین و ضروری ترین امورات روزمره است عقب ماندن  از این قافله خسران زیادی برای منطقه خوب ما بهمراه خواهد داشت . از فرصت استفاده کرده و از تمامی عزیزانی که به نوعی دل در گرو مهر و آیین این سرزمین اهورایی دارند و با گشایش وبلاگ یا سایت های اینترنتی به خیل کمک کنندگان به ترویج  توانایی ها و  زیبایی های منطقه شاهرود بپوسته اند تشکر و قدردانی مینمایم. در این نوشتار با سپاس قلبی از همه آنهایی که در این زمینه کار کرده و میکنند در صدد بوده ام تا حد امکان به معرفی سایت ها و گزیده های مطالبشان بپردازم  امیدورام با یاد آوری وبگاههای فراموش شده یا از قلم افتاده مجموعه اینجانب را کامل فرمایید

ضمنا یاد آوری میکنم که درج آدرس و توصیف وبلاگهای ذیل به معنای تایید کامل محتوای آنها  نمیباشد. همچنین از پیشاپیش  بابت عدم درج وبلاگ های شخصی  و نیز وبلاگ های غیر فعال عذر خواهی میکنم  

پایگاه تات شناسی ( http://tatha.fagig.com)

این پایگاه اولین و جامع ترین پایگاه رسمی و فعال در زمینه معرفی  زبان و ادبیات تات و ابعاد گسترده آنست .گفتمان تات شناسی ُ فرهنگ و تاریخ تاتُ کتابخانه تات و اجتماعات تات ازجمله بخشهای جذاب این پایگاه اینترنتی است

"محمد حسین شهریار و مساله  ملیت" آخرین مطلب این پایگاه است . همچنین این پایگاه  مقاله جذاب و جامعی از محسن مجاوری کلوری در مورد  بافتنی های سنتی شاهرود منتشر ساخته است  .

با آنکه عمر راه اندازی این پایگاه طولانی نیست اما توانسته با گردآوری  مطالب بسیار مهم واهتمام بر این امر  مجموعه خوبی را در این زمینه فراهم سازد

خوشه های زرینhttp://abrshahr.blofa.com/)

عبدالخالق پارساپور از جمله کسانی است که بسیار با حوصله و با تمرکز ویژه اخبار مربوط به  شاهرود  و مخصوصا کلور را پی گیری میکند . وی همچنین گهگاهی با انتشار عکس هایی مربوط به منطقه باعث انبساط خاطر خوانندگان میگردد . گرچند این وبگاه  مرکز جامع  ویا مرجع رسمی پخش اخبار مربوط به منطقه محسوب نمیگردد اما تلاش  مدیر آن در معرفی هر چه بیشتر منطقه ستودنی است.

پارساپور در پیوندهای روزانه خود وبلاگ خرسندی و کامران نجف زاده تا استقلال و همای مستان را به عنوان علاقه مندی های خود برگزیده است . اما در ستون پایین تر که آرشیو وبلاگ درج گردیده قدمت وبلاگ به خرداد ۸۶ و درج مطلبی با عنوان نگاهی به سابقه تاریخی و فرهنگی کلور نیز خودنمایی میکند

کلور    http://kolur.blogfa.com     

در اسفند ماه ۸۴ وبلاگ کلور  توسط مهدی جم پور راه اندازی شد . اما انتشار اولین مطلب  و سپس انتشار مطالب بعدی آن  با وقفه هایی کوتاه و بلند همراه بوده است. وبلاگ کلور  مقطعی  امیر منصور قدسی  را نیز  به عنوان مدیر خود معرفی و مطالبی را به نقل از ایشان منتشر ساخته است. گوناگونی مطالب یکی از ویژگی های این وبلاگ است اما رویکرد اصلی و اساسی آن در معرفی فرهنگ و زبان تاتی است . تعارض ها و اختلاف نظرها و دیدگاههای خوانندگان وبلاگ که گاه به تضاد هم کشیده میشود در قسمت نظرات وبلاگ دیده میشود .آخرین مطلب  وبلاگ کلور با عنوان" ردپای گرگ" توسط  مهدی جم پور و در مذمت  افرادی نوشته شده که تاتها را یهودی خوانده اند.

فرهنگُ ادبُ تاریخ ُهنرُ اشخاص و... از تقسیم بندی های موضوعی این وبلاگ  جذاب و خواندنی است

ماجلان-خلخال    http://majelan-khalkhal.blogfa.com/

علی محرابی کارشناس علوم اجتماعی- ارتباطات مدیر این وبلاگ است که با تمرکز بروی توانایی ها و زیبایی های روستای  ماجلان سعی در معرفی آن دارد

هر مطلب مندرج در این وبگاه به نوعی با ماجلان ارتباط دارد  وبعید است که مطالب متفرقه ای بتوان در این وبلاگ یافت . نگارنده وبلاگ اما پیوندهای خود را از میان انبوهی از علایق و دلخواسته هخا برگزیده که کمتر ارتباطی با ماجلان دارند . محرابی از ابتدای سال ۸۹  دانلود یک موسیقی ترکی را به خوانندگان تقدیم کرده و از آن تاریخ تاکنون مطلب یا پست جدیدی نداشته است .

آنهایی که ماجلان را از نزدیک دیده باشند و با طبیغت بکر منطقه آشنا باشند  دیدن این وبلاگ را از دست نداده ودانستن بیشتر در مورد  این روستا را در این وبلاگ دنبال خواهند کرد

دلم در هوای توست ماجلان        چشمم در نگاه توست ماجلان.............

تاتها   http://tat-ha.blogfa.com/

کمتر کسی را میتوان نام برد که با شاهرود و شاهرودی و تات و تاتی آشنا باشد اما نام دکتر علی عبدلی را نداند.مثل همیشه  اینبار هم علی عبدلی  با دست پر به فضای اینترنتی آمده و با وبلاگی آکنده از مطالب بکر به  این عرصه پا گذاشته است . وی احسن کلام و گزیده مقالات بزرگان تات پژوه را در این وبلاگ گرد آورده و مجموعه آنها را به زیور تحلیل ها و تحقیقات خود آراسته است. این وبلاگ مادر پایگاه تات شناسی است که توسط تات پژوه خبره و چیره دست آراسته و راه اندازی شده است .

 سایت اختصاصی منطقه شاهرود و شهر کلور      http://www.kolur.ir /

اولین نکته در مورد این سایت اینست که متاسفانه امتیاز خود شامل "هاست ودامین" خود را واگذار  میکند  انعکاس سی و شش مطلب و  عضو گیری ۱۷۹ نفره از بازدید کنندگان از جمله فعالیتهای انجام شده  این سایت است. صفحه اصلی این سایت تقریبا خالی از مطلب و عکس است اما با عضویت در این سایت  مطالبی در زمینه های جغرافیا ُزبان تاتی ُ گردشگریُ مقالات و. عکس های منطقه  قابل دسترسی خواهد بود

امیدواریم این سایت هم به روزهای خوب و پر بار خود برگردد

کرین      http://karinvillage.blogfa.com/  

روستای کرین در جنوب منطقه شاهرود واقع گردیده و جاذبه های  طبیعی زیبایی همچون آبشار شر شر چشمه جیبران و اماکن متبرکه ای مانند امامزاده های اسماعیل و ابراهیم و پیله امیر را دارد . برای آشنایی بیشتر با این روستای زیبا  میتوانید به وبلاگی که آقای وحید متولد سال ۱۳۷۱  در این مورد ساخته سر بزنید. از ویژگی های وبلاگ وحید با نام کرین لینک ثابت معرفی روستاست که تا اسفند ۹۰ ثابت خواهد ماند

تاتها و ایران    http://www.tat2000.blogfa.com/

سید علی موسوی گرچند از دیماه ۸۸ تاکنون مطلبی به مطالب وبلاگش با عنوان تاتها و ایران نیافزوده است اما در بازه زمانی آبان ۸۵ تا دیماه ۸۸ مطالب جامعی در مورد معرفی تاتهای ایران و بررسی ویژگی های خاص زبانی و فرهنگی شان پست کرده است

آخرین مطلبی که  این وبلاگ پست کرده است پراکنش تاتها در ایران و جهان است. برطبق این نوشته در ۹ استان کشورو ۵ کشور جهان علاوه بر ایران به زبان تاتی سخن میگویند

 روستای درو  http://neginshahrod.blogfa.com/

اولین روستا بعد و قبل از کلور از بالا به پایین واز پایین به بالا  درو است . من همیشه درو را با دوستان عزیز دوران نوجوانی ام ُبا زنانی با لباسهای محلی و مردانی زحمتکش میشناسم اما  اینکه این روستای زیبا توسط رها الماسی  در قالب یک "وبلاگ نگین شاهرود خلخال" نام گرفته باشد برایم جذاب و جالب و دیدنی است

شاید عمده ترین مشکل این وبلاگ که دسترسی به آنرا کمی مشکل ساخته نام  غیر متعارف آنست گرچند برازنده این روستای زیبا ودیدنی است .

رها الماسی در یکی از آخرین مطالب خود به معرفی "آبگرم معدنی روستای تیل " از منطقه شاهرود پرداخته است ضمن آنکه عکس هایی زیبا و دیدنی از طبیعت زیبای منطقه و روستا  را در معرض دید نهاده است. برای رها  آرزوی موفقیت داریم

گیلوان  http://www.gilavan.blogfa.com/

این روزها اگر یک ساعت مانده به افطار به برنامه نان و ماه شبکه یک نگاه کنید یک مجری توانا را میبینید که با چیره دستی خاصی چکیده هنر و توانایی مردم دیار شاهرود را به رخ میکشد

سید عباس سجادی شاعر ُترانه سرا وتهیه کننده و مجری برنامه های تلویزیونی است که با وجود دوری از زادگاهش به منطقه و  دیار و هموطنانش تعصب خاصی دارد . سجادی وبلاگ زیبایش را بانام گیلوان آراسته و آخرین مطلب ارسالی اش هم در مورد "واژه تات و تالشی در لغتنامه دهخدا" است .

وبلاگ گیلوان وقتی به انتهای صفحه نزدیک میشود عکسی بسیار زیبا از روستای دوست داشتنی گیلوان را به بازدید کنندگان اهدا میکند

کهل  http://kehel.blogfa.com/

محمد رضا روشنی مدیر این وبلاگ است که کلید اولیه راه اندازی را زده است و قالب زیبا اما با گرافیک بسیار سنگین را انتخاب کرده است . ما هم منتظر راه اندازی رسمی این وبلاگ هستیم

 در حالی وبگردی بنده به پایان میرسد که جای خالی وبلاگ های اطلاعرسانی یا معرفی برای بسیاری از روستاهای جذاب و جالب شاهرود احساس میشود . شما نامی از شال کرین لرد دیز اسبو اسکستان به عنوان روستاههای بزرگ و الکش  اندرق تازه کند جلال آباد دشت اندر طهارم دشت خانقاه علی آباد چملوگبین احمد آباد گلوزان فرج آباد صومعه رودبار شیخ علی لر و رکن آباد به عنوان روستاههای کوچک مشاهده نکردید . به امید روزی که هر روستای یاد شده حداقل یک وبلاگ  دارا باشد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 15:15  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

مسابقات فوتبال جام شهدای شاهرود را احیا کنید

این قصه را که برایتان مینویسم و به آن اشاره میکنم  شاید خاطره مشترک بسیاری از شاهرودیهایی باشد که الان هر کدامشان در گوشه ای از کشور پهناور ایران باشند و با خواندن سطور این مطلب جرقه هایی ار گذشته در ذهنشان زده شود .  و قطعا با رسیدن فصل تابستان و برچیده شدن نسبی بساط درس و مشق و مدرسه و حساب و کتاب  بی اختیار اگر تورقی به دفتر خاطرات گذشته شان بزنند و خواسته باشند یادی از گذشته  نه چندان دورشان بکنند  تیتتر اول این خاطرات و سر شیره آنها همین یادمانهای زیبایی خواهد بود که از آن یاد میکنم.

 از گذشته تاکنون ایام تابستان در منطقه زیبا  و دوست داشتنی شاهرود با  کار تاحدی طاقت فرسا در علف زار و دروی گندم و جو خرمنکوبی و چیدن محصولات باغی و سایر کارهایی از این دست همراه بوده  است اما هیچکدام از این ها باعث و دلیلی برای فراموشی تفریحات سالم و شاداب مانند شنا در رودخانه شاهرود و گردش های و شب نشینی ها و تفریحاتی  از این دست  نبوده است . سر شیره تفریحات منطقه ما در ایام تابستان مسابقات فوتبال جام شهدای شاهرود بوده که بعد از چند دوره برگزاری شاداب و پر جاذبه  به محاق فراموشی سپرده شد و بعد از ان هر چه جای آن امد نتوانسته آن شور و حال را برگرداند . برای تداعی شدن ان شور و حال  و برگشت و تجسم کاملتر گذشته به ذکر برخی از ابعاد زیبای ان ماجرا میپردازم .

یک زمین خاکی در  ابتدای ورودی کلوردرست بالاتر از سد(خشکه سل) و بالاتر از مزرعه گندم حاجی سراجی که از وسط آن میتوان هر ماشین ورودی به کلور را کاملا دید مخصوصا که در آن زمان جاده خاکی بود و و جالب آنکه  با عبور هر وسیله نقلیه مانند هواپیماههای غول پیکر که در اسمان ردی از خود بجای میگذارند آنهم یک رگه از خاک و گرد و غبار را  به هوا بلند میکرد که آثارش تا مدتها بر جا میماند و آثار دیگرش هم  بروی سر و لباس عابران و هر کس که در تیر رس بود نمایان میشد

زمینی ورزشی که به طور خداداذی یک طرفش سکویی خاکی است و میتوان برای تماشای فوتبال  دران مستقر شد . اما این  سکو برای استقرار بچه های کم سن وسالی مانند من که سیاه سوخته اند و از مضرات اشعه های  خورشید خبری ندارند خوب است ولی بشتر تماشاگران ترجیح میدهند همان طرف طولی زمین که جایی هم برای نشستن ندارد  ایستاده  فوتبال ایرانی راپشت به آفتاب سوزان تابستانی   تماشا کنند

میگویند مارادونا ، رونالدو ،پله ، ژرژ وآ و  یا حتی این کریس رونالدوی پرتغالی فوتبالشان را از چنین زمینهایی شروع کردند و با این اوصاف است که میتوان به آینده بازی این  فوتبالیستهایی که در این گرما  حتی بدون امکانات اولیه ای مانند یک کلمن آب خوردن  چنین مشتاقانه دنبال این توپ فوتبال  میدوند  امیدوار تر شد. شاید فردا روزی یکیشان از استقلال سردراورد و یکی شان از مقاومت شیراز .  در چنین زمینی که توصیف آن رفت خط کشی با گچ انجام میشود و متراژها با فدم پا گرفته میشود و برای آنکه بازیکنان بد عادت نشده و یا شاید برای جلوگیری از آسیب جدی جسمی همان تک و توک چمن کنار زمین هم در آیین پاکسازی زمین (سگه پیچینی)پاک میشود تا خیال همه راحت تر شود .تیم ها هم  هرکدام به فراخور استعداد اعضای تیم و یا علاقه تشکیل دهندگان نام های  متفاوتی بر گزیده اند . از ستاره سرخ درو گرفته تا میلاد و برق و مرصاد و وحدت و بهزیستی و امید  و شهدای شال و لرد و دیز و کرین و....

 

فصل نقل و انتقالات در این تورنمت چند جانبه و جذاب مشخص نیست و هر تیمی به فراخور نیاز امکان جذب بازیکن را دارد کما اینکه اگر بازیکن تیمی اواخر بازیها از تهران برسد اسمش در لیست قرار گرفته و میتواند  از فردا بدون صدور آی تی سی کارت وارد زمین شود . و جذاب تر آنکه اگر فردا روزی یکی از تیم ها حذف شد بازیکن بزرگش میتواند به مدد بقیه تیم ها بیاید و به اصطلاح ما بچه های تماشاچی دغلی کند

 یادم میاید در برخی از دوره ها حتی روستایی مانند اسبو هم جداگانه تیم داده بود و اسکستان و بقیه هم به مدد جوانان شهر نشینشان تیم های مستقل داده بودند و بالاخره تابستان بود و ایام تعطیلات و تمام بچه های شهر نشینی که اصالتا شاهرودی بودند برای تقویت روحیه هم که شده بود به شهر ودیار خود برگشته بودند

آمدنشان به سر زمین و رفتنشان از آنهم برای خودش عالمی داشت . از وانت گرفته تا مینی بوس و دوچرخه و برخی هم لابد با پای پیاده خلاصه هر جور شده خودشان را به زمین خاکی کلور میرساندند تا شاهد بازی تیم محبوبشان باشند

اعضای تیم ها وقتی به میان میدان میآمدند (مخصوصا در دوره های اول ) رنگین کمانی از لباسها  به نمایش در میآمد . یکی شورت ورزشی با جوراب عادی پایش بود و زیر پیرآهن خانگی به تن کرده بود دیگری پیرآهن ورزشی داشت اما از شورت ورزشی بی بهره بود و لاجرم شلوار کردی پوشیده بود . یکی از بس مجهز بود که زیر شورتش  مایوهای چسبان ورزشی پوشیده و مچ بند و ضربه گیر و  سایر ادوات پیشرفته فوتبالی را بهمراه  داشت و دیگری  هم گالش  آجدار را برای پوشیدن انتخاب کرده بود . با همه این  اوصاف شروع این مسابقات هم قصه طولانی و جالبی دارد  وقتی قرعه کشی تیمها انجام میشد برنامه مسلبقات  یا نوشته نشده بود و یا در اذهان مجریان جا میماند و همان روز مسابقه و یا روز قبلش معین میشد که کدام تیم با کدام تیم  دیگر مسابقه دارد و روی همین حساب بود که برای داور و کمک داور و و یا به اصطلاح خط نگه دار کمتر فکری میشد و یادم میآید که مسابقه تیم درو با یکی از تیم های  کلوری بود که تیم داوری تا قبل از بازی  مشخص نبود و بنده خدا مجریان دربه در دنبال یک داور وسط میگشتند  تا اینکه سرپرست  تیم یکی از روستاهای جنوبی  را به واسطه اینکه همیشه همراه تیمش حاضر است و از فوتبال سر در میآورد عازم میدان کردند تا داور وسط باشد. بنده خدا داور!!! . من با سن کم خود بجای آن داور نگون بخت میترسیدم و ترسم نیز کاملا بجا بود چرا که در یک صحنه به علت خطای شدید یکی از بازیکنان  یکی از دو تیم  داور تصمیم به اخراج وی گرفت و در کمال ناباوری وی به جای نشان دادن کارت قرمز به وی کارت قرمز را به دست بازیکن داد و از وی خواست زمین مسابقه را ترک کند .از این دست اتفاقات در این مسابقات بسیار زیاد بود . مثلا پرچم داور دوم و سوم  یا همان خط نگه دارها یک پیراهن رنگی بود که برحسب مقتضیات بالا و پایین  گرفته میشد .

در مسابقات فوتبالی که سالانه یکبار در کلور برگزار میشد از  الفاظی که افراد تیم برای همدیگر بکار برده و یا  همدیگر را با آن تشوشق میکردند  نمیتوان گذشت . برخی از این الفاظ واقعا جذاب و بجا بود مثلا وقتی یکی در آستانه دروازه حریف صاحب فرصتی جذاب و جالب میشد به یکباره از سوی چند نفر تشویق میشد که "یتیم آنوج "(آنوج در زبان تاتی اصطلاحی است برای چسباندن نان به تنور ). ویا زمانیکه بازیکن حریف  در نزدیکی دروازه صاحب موقعیتی میشد بازیکنان و بعضا تماشاگران با لفظ "آفکل پینه"(آفکل نانی که از خمیر ترشیده و تخمیر شده درست شده باشد ) دروازه بان را به  گرفتن شوت احتمالی حریف تحریک میکردند و همچنین الفاظ جذاب و جالب زیاد دیگر .

   از نکات جذاب و جالب  این مسابقات مسابقه بین دو تیم " میلاد " و " امید " بود . این دربی بسیار زیبا و با کلاس برگزار میشد و به قول دوستان جنگ حیثیتی "داره" و " اطرف" بود .  میلاد با بازیکنانی با تجربه و کار کشته و فوتبالی  مانند رامین و علی   روانبخش والی آخر و امید هم با با زیکنانی مانند کامران و مسعود و شاهرودی و یک دروازه بان کم نظیر به نام قهرمان و الی اخر ..

این بازی یک دربی و یا شهرآورد تمام عیار در منطقه و مخصوصا در کلور بود . برخی طرفداران میلاد هم با طبل و بالابان و غیره روی همان سکوی خاکی به تهییج و ترغیب بازیکنان و بقیه تماشاگران می پرداختند " میلاد بزن گول  میلاد  - ای شاد و شنگول میلا د – اشته گاو بزا میلادجان – هفت دت و ای زا میلاد جان – میلاد بزن گول  میلاد" اینها قسمتی از اشعار های تشویقی بود که برای تشویق تیمشان میخواندندو سر آخر یکی از این دو تیم میبرد ( فکر کنم تعداد بردهایشان مساوی بود)و به مصاف تیم بعدیدر فینال   میرفت و غالبا هم تیم بعدی شال بود ودر پیکار جنگ فینال غوغایی برپا میشد  و  این مسابقه دیگر از مساله رو کم کنی بین "اطرف" و" داره "در آمده و مسال حیثیتی شال و کلور بود

در این مسابقه جا برای سوزن انداختن نبود و بازار بوفه ایها که پفک و تخمه و  نوعی یخ به نام  "ایسکامو" را به فروش میرساندند داغ و داغ بود . از شال میآمدند و از کلور و روستاهای دیگر هم  همچنین .

آوازه این مسابقه حتی به خلخال هم میرسید و گاه و بیگاه از مسولین و ورزشکاران و فرهنگیان خلخال هم برای تماشای فینال مسابقات فوتبال جام شهدای شاهرود  میآمدند و چه بساطی ردیف میشد

اگر کلوریها  این مسابقه را میبردند  روزگار  بچه های شال را تا جام سال بعد سیاه میکردند و با انواع متلک ها و کری خوانی ها آزارشان میدادند و اگر شال مسابقه را میبرد با تمام وسایل نقلیه شان با سوت و کف و تشویق و شعار"بازم مثل همیشه شال برنده میشه " یک دور در کلور میزدند و بعد ادامه جشن راد ر شال دنبال میکردند

آنچه که من از جام شهدای شاهرود نوشتم با حذف تمامی حواشی آن و پرداختن به اصل موضوع در یک صفحه  خلاصه شد اما شما و ما میدانیم که این موضوعی نیست که  در این صفحه و چند صفحه و چند کتاب خلاصه شود  . اثرات سازنده و مهم برگزاری چنین مسابقاتی تحت لوای نام مقدسی که برای آن انتخاب کرده بودند و اثر آن در تقویت روح و روان و جسم جوانان پر شر و شور هم منطقه یمان از اولین اثرات این مسابقات بود . اگر این مسابقات احیا شود شاید خیلی از با مزه گی های  ایام گذشته تکرار نشود و شما وما دیگر آن لباسهای رنگین و داورهای از روی ناچاری و خط کشی های با گچ و و خیلی از این قبیل مسایل را نخواهید و نخواهیم دید  اما نکته مهم و اساسی اینست که این مسابقات احیا شود و انگیزه ای برای احیای آن وجود داشته باشد . بیایید قبول کنیم انواع جام های فوتسال که بعضا با انگیزه های سود مالی نیز صورت میپذیرد اقدامی در خور تقدیر و شایسته است اما  جایگزین مناسبی برای این مسابقات نبوده است .... شاید اگر آن قدم و تصمیم  زمین فوتبال کلور را ویران نمیکردو چند سال گرفتار ناهمگونی نمیشد هیچ دلیلی برای تعطیلی  این مسابقات زیبا نبود و امروزه یکی از جام های معتبر استان اردبیل  مسابقات جام شهدای شاهرود بود . به نظر اینجانب منطقه شاهرود استعداد ویزه ای در فوتبال دارد و فوتبال به نوعی با پوست و استخوان جوانان شاهرودی عجین شده است . اگر سری به سالنهای ورزشی دایر در  منطقه بزنیم همین مطلب تایید میگردد .

احیای مجدد مسابقات فوتبال جام شهدای شاهرود نه در گرو  اقدام مسولین بلکه در گرو همیاری و همنفسی نوجوانان و جوانان با استعداد شاهرودی است گرچند کمک های مسولین نیز به نوبه خود بسار مفید و سازنده خواهد بود . یا علی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 23:3  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

امشب لیله الرغایب عروس شبهای اسلامی است...

پیامبر مکرم اسلام (ص) فرموده است: هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودی خدا می‌شود، غضب الهی را از خود دور می‌کند و دری از درهای جهنم به روی او بسته می‌شود.

همچنین از رسول گرامی اسلام نقل است: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است.

همه زمانهای ماه رجب پرخیر و برکت هستند اما زمانهایی هستند که ارزش معنوی بیشتری داشته، بهتر می توان از آنها بهره مند شد. اولین شب جمعه که "لیلة الرغائب(شب آرزوها)" نامیده می شود، این ماه یکی از این فرصتهای طلایی است .

نماز

برای این شب عملی از رسول خدا (ص) ذکر شده که فضیلت بسیاری دارد:

در صورت امکان و بلامانع بودن، روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء 12 رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می‌شود و در هر رکعت، یک مرتبه سوره حمد، 3 مرتبه سوره قدر و 12 مرتبه سوره توحید خوانده شود و چون 12 رکعت به پایان رسید، 70 بار ذکر "اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود.

پس از آن در سجده 70 بار ذکر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائکة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، 70 بار ذکر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و 70 مرتبه ذکر "سبوح قدوس رب‌الملائکة والروح" گفته شود. در اینجا می‌توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست کرد.

دعای ماه مبارک رجب

این دعای کوتاه، اما پرمعنا، پس از نمازهای یومیه به صورت تعقیبات خوانده می‌شود و فضیلت بسیار دارد. اما این دعا:                                                     

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ                                                 

یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْر وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ یا مَنْ یُعْطِى الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ یا مَنْ یُعْطى مَنْ سَئَلَهُ یا مَنْ یُعْطى مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِیّاکَ جَمیعَ خَیْرِالدُّنْیا وَ جَمیعَ خَیْرِالاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّالدُّنْیا وَ شَرِّالاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوص ما اَعْطَیْتَ وَ زِدْنى مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ . یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ یا ذَاالنَّعْمآءِ وَالْجُودِ یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتى عَلَى النّارِ .

به نام خداوند بخشنده مهربان

اى که براى هر خیرى به او امید دارم و از خشمش در هر شرى ایمنى جویم. اى که عطاى بسیار در برابر طاعت اندک مى‌دهد. اى که عطا کنى به هرکه از تو خواهد. اى که عطا کنى به کسى که از تو نخواهد و نه تو را بشناسد. از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا کن به من به خاطر درخواستى که از تو کردم؛ همه خوبى دنیا و همه خوبى و خیر آخرت را و بردار از من به خاطر همان درخواستى که از تو کردم، همه شر دنیا و شر آخرت را. بیفزا بر من از فضلت اى بزرگوار . اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت و جود اى صاحب بخشش و عطا حرام کن محاسنم را بر آتش دوزخ.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 14:28  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

دور خیز رغایب برای ثبت در فهرست آثار معنوی ملی

رغایب پنجم  در سال ۸۹ در راه است و این رغایب با همه آنچه در گذشته داشته و دیده ایم تفاوت های اساسی دارد و ندیدن این تفاوت ها مارا از انچه به دنبال آن هستیم باز خواهد داشت . رغایب پنجم در سال ۸۹ اولین تفاوت عمده اش با گذشته در تثبیت ان است . امروز دیگر کسی را نمیتوان پیدا کرد که از حذف این جشنواره بومی حرفی به میان آورد و یاز از محدود کردن آن با دلخواسته های خود سخنی بگوید اما این جشنواره هم مانند همه جشنواره های مشابه حتی در سطح ملی و بین اللملی دستخوش برخی سلیقه های بعضا کج نیز میباشد که امید است به مرور زمان رفع گردد و راستی حاصل اید . رغایب امسال در حالی سر و شکل میگیرد که موج رسانه ای مثبتی بری حمایت از آن شکل گرفته و خبرگزاری ها و مطبوعات محلی و ملی و حتی رسانه صدا و سیما و نیز مستند سازان خصوصی آستین همت را بالا زده اند و برای پر بار تر کردن آن به مدد آمده اند و هر کس در این در تلاش است که با انعکاس سریعتر و گزینش گزارشی بهتر نقش برتری در انعکاس این جشنواره داشته باشد . از ویژگی های شاخص دیگر  رغایب ۸۹ خیل میهمانان داخلی و خارجی اند که علی رغم برخی محدویت های فیزیکی و امکانات رفاهی به سرزمین شاهرود پا خواهند گذاشت و چه چیزی میمون تر و مبارک تر و گزم تر از قدوم گرم این عزیزان .

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 13:19  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

مدیریت حلقه مفقوده کمک های مردمی در شاهرود

از سالهاي بسیار دور در بين مردم منطقه ما رسمي نانوشته  تاليف و تدوين شده بود كه بهترين و بارزترين آن در همياري و همكاري مردم ديار ما در انجام امور خير خواهانه و تمركز براي به سرانجام رساندن برخي امورات عام المنفعه بوده و است  . همه خوانندگان عزيز با ديدن اين مطلب بيدرنگ به ياد مساجد سه گانه كلور و  مسجد درو و يا امامزاده اسبو و يا امامزادگان عبدالله و حمزه (عليهما سلام )و يا بسياري از مساجد  در بسياري از مناطق جنوبي منطقه شاهرود ميافتند .

آنچه در اين بين حايز اهميت و توجه وافر بوده و منظور بنده نيز جلب توجه شما به اين مهم است كه همت و حميت مردمان ديار ما آنگاه كه خواسته اند هميشه و در همه حال كارساز بوده و كمتر مشكلي را در برابر خود ديده اند

بقیه در ادمه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:55  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

شاهراه ماسوله-خلخال وپل هایی نا تمام بر آرزوهای شاهرود

حدود سي و اندي سال قبل مسسولين كشور در درجه اول و مسولين استانهاي آذربايجانشرقي(استان اردبيل هنوز منفك نشده بود)و گيلان به فكر برقراري ارتباط ساده و بي دردسر و ارزان قيمت  اين دو استان برآمدندتا ضمن خارج ساختن بخش جنوبي استان اردبيل فعلي و بخش غربي استان گيلان از بن بست دروازه اي از استانهاي شمالي به شمالغرب كشور گشوده ودستيابي به عمق استانهاي شمالغرب  را براحتي فراهم سازد

اين تفكر پويا كه در پي احساس نياز تاريخي سرگشوده بود شهرك تاريخي ماسوله  از توابع شهرستان ماسوله را از طريق بخش شاهرود به شهرستان خلخال در استان اردبيل پيوند ميداد

مجموع فاصله خلخال تا ماسوله 53 كيلومتر است كه مقرر بود با اجراي كامل اين پروژه و گشايش هاي جديد فني و احداث پل ها و ساير اقدامات فني و عمراني طول آن به 33 كيلومتر كاهش مي يافت

اصل موضوع امري پسنديده  واز ديدگاه مردم منطقه بسيار ضروري بود . در اين بين علاوه بر همه مزيت هايي كه برشمرده خواهد شد چشم و دل مردم روستاههايي كه به واسطه عدم دسترسي به نقاط شهري  با وجود برخورداري از مواهب طبيعي بسيار زياد  روشن ميشد و اميدشان براي تحول در زندگي و معيشت پررنگ تر گرديد

اما امروز با گذشت حدود سي واندي سال  از زمان آغاز احداث پروژه مردم مناطق مربوط در استانهاي گيلان و اردبيل  هنوز چشم انتظار  قيچي شدن روبانهايي اند كه مقرر بود چندين و چند سال قبل بر پروژه بسته شود  اما انچه كه عايدشان شده است  جاده اي با نوسانات شديد عمراني است  به گونه اي كه  در محدوده اي از مسير  خود سنگلاخ و خاكي است ودر محدوده اي ديگر آسفالتي و صاف....

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 17:26  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

شاهرود طبیعت تمام

توضيح"مطلب زير با عنايت دوستان روزنامه همشهري در ويژه نامه گردشگري روزنامه به چاپ رسيده كه عينا آورده ميشود........."

شاهرودطبيعت تمام
.اردبيل‌‏‎ استان‌‏‎ جنوبي‌‏‎ منتهي‌اليه‌‏‎ در
كه‌‏‎ ميوه‌‏‎ باغ‌هاي‌‏‎ از‏‎ پوشيده‌‏‎ و‏‎ سرسبز‏‎ دره‌هاي‌‏‎ با‏‎ منطقه‌اي‌‏‎
جنوب‏‎ در‏‎ و‏‎ مي‌كند‏‎ استشمام‌‏‎ را‏‎ گيلان‌‏‎ پاك‌‏‎ هواي‌‏‎ خود‏‎ غرب‏‎ در‏‎
سه‌‏‎ شاهرود‏‎ پس‌‏‎ مي‌دهد ، ‏‎ پيوند‏‎ اردبيل‌‏‎ با‏‎ را‏‎ زنجان‌‏‎ خود‏‎
قزل‌‏‎ شاخه‌‏‎ شمالي‌ترين‌‏‎ شاهرود‏‎ استان‌ ، ‏‎ سه‌‏‎ بين‌‏‎ است‌‏‎ راهي‌‏‎
خود‏‎ مسير‏‎ در‏‎ و‏‎ مي‌كند‏‎ گذر‏‎ منطقه‌‏‎ اين‌‏‎ باختر‏‎ از‏‎ اوزن‌‏‎
قزل‌‏‎ به‌‏‎ پيوند‏‎ با‏‎ سپس‌‏‎ ;مي‌سازد‏‎ سيراب‏‎ را‏‎ دهات‌‏‎ و‏‎ روستاها‏‎
.مي‌سازد‏‎ را‏‎ رود‏‎ سفيد‏‎ اوزن‌ ، ‏‎
بر 7‏‎ بالغ‌‏‎ جمعيتي‌‏‎ با‏‎ دارد‏‎ نام‌‏‎ "Kolurكلور‏‎" بخش‌‏‎ مركز‏‎
.نفر‏‎ هزار‏‎

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 15:0  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

مطالب قدیمی‌تر