امروز شنبه بیست و پنجم خردادماه یکهزار و سیصد و نود و دو است . امروز تب و تابی که از مدتها پیش آغاز شده بود فروکش کرده و شهر مدیران منصب خود و گرداننندگان امور خود را شناخته است و نتایج بسیار زودتر از آنچه که فکرش را می کردیم به سمع و نظر ما رسیده است . برخی از ما را خوشحال و برخی از ما را تاحدی ناراحت کرده است چون نتیجه بدست آمده متناسب با خواسته و نظر قلبی ما نیست . اما با همه این موارد و فارغ از هر مرده باد و زنده باد ناظران و افرادی که خارج از گود به موارد نگاه می کنند انتظارات و موارد دیگری را مدنظر دارند . به نظر حالا که به ساحل آرامش رسیدیم و شهر ما هم مانند همه شهرها و روستاههای مملکت اسلامی مان مدیران شهری خود را شناخته است همه باید بهمدیگر برای ساختن شهری زیبا و امیدوار کمک کنیم . در این زمینه خوب است که هم آنان که برگزیده شده اند و چه آنان که نتوانسته اند به جرگه مدیران شهری شهرمان در آیند و هم آحاد مردم شهرمان با اهداف واحد و تعریف منافع خود در یک زمینه مشترک به فردایی بهتر بیاندیشند و در این زمینه گام بردارند . در این راستا همه آنان که از ایشان نام برده شد بایستی به برخی موارد در زمینه مدیریت شهری توجه اساسی داشته باشند . این یادداشت در صدد معرفی تعدادی از پیشنهادات به عزیزان شورای شهر کلور به عنوان مرکز بخش شاهرود است که امید است مورد توجه قرار گیرد .
1. قطعاً اعضای محترم شورای شهر می دانند که چه مسئولیت بزرگی را بر دوش گرفته اند . چه بسیار امیدورانی که رای خود را با هزاران امید و آرزو به نفع افراد برگزیده ثبت کرده و به صندوقها ریخته اند . بین آنچه که شعار داداه شده و آنچه که در واقعیت وجود دارد فاصله ای بسیار زیاد است که کنترل بسیاری از موارد از عهده اعضای شورای شهر خارج است ولی برای کوتاه کردن این فاصله باید کوشید . از اینرو ازهمه برگزیده گان شورای محترم شهر کلور درخواست می شود نامه مالک امیر المومنین (ع) به مالک اشتر را سرلوحه اعمال و کردار خود قرار دهند . این اولین و آخرین توصیه اخلاقی است که می توان به همه برگزیدان منتخبان شورای شهر ارائه نمود .
2. برخی و شاید همه اعضای محترم شهر شهرما برای اولین بار است که به کسوت عضویت در شورای شهر در میآیند . بهترین و مفیدترین کار در فاصله در نظر گرفته شده تا آغاز به کار شورای شهر جدید و پایان کار شورای شهر قبلی این است که اعضای محترم برگزیده با مداقه و مطالعه وظایف و اختیارات شوراها و موارد پیش بینی شده در قوانین و مقررات از تمام ظرفیت های خود برای اداره امور شهر بهره گیرند و تنها برجنبه یا جنبه هایی از آن تاکید نیورزیده و جنبه های دیگر مورد غفلت واقع شوند و تاکید بر کشف همه بخشهای مغفول و مجهول باعث اداره بهتر امورات شهر خواهد شد . بهترین تجربه در این زمینه تجربه همه اعضای محترم شوراهای قبلی و شهرداران قبلی است که تجربه ای رایگان و صد البته گرانبها را عرضه می دارد.
3. برگزاری فراخوانی برای اداره امور شهر اولین و بزرگترین کار شورای شهر جدید است . چه خوب است که شورای محترم شهر به اعلام فراخوان و درخواست رزومه از تمام افرادیکه ادعای اداره شهر را به عنوان شهردار دارند و افراد متقاضی در کنار افرادی که مدنظر تک تک اعضای شورای شهر است به وزن کشی پرداخته و از بین افراد برگزیده با بررسی برنامه های هر فرد برای اداره شهر پس از عبور از صافی ها و فیلتر های مختلف در نهایت یک نفر به عنوان شهردار معرفی گردد . قطعا کسی که ازچنین کانالی برای تصدی شهرداری معرفی می گردد ثبات در مدیریت و در آمد زایی برای نهاد عمومی غیر دولتی شهرداری و رتق و فتق امورات و سایر موارد مرتبط با فعالیت مدیریت شهری را سرلوحه امورات خود قرار خواهد داد . با چنین مهمی و تحقق این موضوع است که دست شورای شهر برای انتخاب شهردار جایگزین چندان خالی نخواهد ماند . اخذ برنامه برای اداره شهر از هر فرد متقاضی دست شورای شهر را برای ارائه برنامه های کارشناسی باز خواهد گذاشت . اخذ برنامه از شهرداربرای اداره امور شهر را از موضوعات اصلی و اساسی است که اداره شهر را از باری به هر جهت به صراط مستقیم برخواهد گرداند . با شهردار ضعیف شورای شهر قوی و کارآمد ضعیف جلوه خواهد کرد و در مقابل شهردار قوی ضعف های احتمالی شورا را نهان خواهد ساخت .
4. تعیین اولویت های شهر و اداره بهتر امورات شهر موضوعی است که نباید از آن غفلت کرد . چهار سال فرصت خدمت گذاری و نام ماندگاری که اعضای شورا برای خود دست و پا خواهند کرد مرهون شناسایی دقیق اولویت ها ست . اولویت از در و دیوار شهرمان می بارد و شناسایی این اولویت ها جزو وظایف اصلی شورای شهر است. برخی از این اولویت ها تا حدی آرمانگرایانه است اما به هر حال اولویت اند و باید برای رسیدن به آن باید تلاش کرد
5. شورای شهر ما پنج نفر است و با حضور در جمع دوستان و همکاران و همسالان خود نهایتاً جمعی بیست تا بیست و پنج نفری را تشکیل می دهند که ارائه خدمات مشاوره را بسیار محدود خواهد کرد . اما جمعیت اندیشمندان و صاحبان ذوق و هنر در اختیار شورای شهر کلور بسیار زیاد و گسترده است . از اینرو بر شورای شهر است تا با هم افزایی اندیشه ها و هموار کردن زمینه بهره گیری از آرا و اندیشه های همه صاحب نظران ارتقای هرچه بیشتر و بهتر شهر را فراهم فراهم سازند.
6. در زمانیکه برخی از شورای شهر در کمتر از دو تا سه ماه باقی مانده تا پایان کار خود به یکباره شش تا هفت طرح بزرگ شهری را آغاز کرده اند فارغ و صرف نظر از میزان تبلیغاتی بودن آن برای تداوم عمر شورای فعلی می توان به اثرات بزرگ آن در زندگی مردم و آسایش ایشان اشاره کرد . تا حالا که از هفت طرح بزرگ شروع شده سه تایش به بهره برداری رسیده است . در مقابل برخی شوراها منحل شده و برخی هم در بین راه بریده اند و از انتخاب یک شهردار برای اداره امور شهرشان عاجزند و الی آخر .... خوب است شورای شهر مانند یک دونده دوی ماراتن انرژی خود را طوری تقسیم کند که در تمام طول دوره خدمت گذاری انرژی کار و فعالیت داشته باشند .... و تو خود حدیث مفصل بخوان زاین مجمل ...
زمان ارسال این پست چند روز قبل از مشخص شدن نام اعضای محترم شورای شهر است . امیدواریم که اعضای منتخب شورای شهر با سعه صدر تمام انتقادات را به جان خریده و از ابتدا تا انتهای کارشان مردمدار و مردم مدار باشند . از صمیم قلب برای اعضای جدید شورای شهر توفیق روز افزون امید داریم . موید و منصور باشید.
پست بعدی: کار آفرینی به سبک شاهرود
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
از قدیمی ترین آواها و نواهای سرزمین شاهرود اطلاعی در دست نیست یا لااقل نگارنده از آن اطلاع ندارد اما شاید اولین آوای بعد از انقلاب در سرزمین شاهرود مربوط به آوای ماندگار هنرمند وزین "پور محسنی کلوری "است که با کمترین امکانات و به شیوه ای هنرمندانه اشعار زیبایی در رثای شهدای کلوری و با صدایی دلربا ضبط کرده بود . بعد از آن تا مدتها خبری از انتشار آوا یا نوایی به زبان تاتی نبود تا اینکه به یکباره کاستی که ابتدا نامی نداشت و سپس نام ونگاونگ برآن نهاده شد به اکثر خانه ها رسوخ پیدا کرد . این کاست که به زبان تاتی نبود اما با توجه به نزدیکی زبان تالشی و تاتی صدای سید هادی حمیدی تا عمق خانه ها نفوذ پیدا کرد . "آوایی جاندار و دقیقاً متناسب با فرهنگ حاکم بر سرزمین شاهرود و تالش.
شاید یکی از عمده دلایل محبوبیت و پذیرش این کاست در بین عامه این بود که بسیاری از شاهرودیها بسیاری از گذشته خود را در این کاست پیدا می کردند .و در عین حال ارتباط بسیار مستمر و گسترده ای بین مردمان این دو سرزمین وجود داشت و دارد؛تا جائیکه اصالت و آبا و اجداد سید هادی حمیدی از دهستان زیبای شال مطرح گشت . اما با همه این اوصاف و صرف نظر از این موضوعات نباید از هنر به یاد ماندنی و جاودان حمیدی نیز گذشت که با آهنگ سازی بسیار زیبای فریدون شهبازیان خود را در برهه ای به پای ثابت برنامه با کاروان شعر و موسیقی شبکه دو تلویزیون کشاند و سهیل محمودی نامدار را تحسین گوی خود کرد . 
"صبا گسکری بازاره ؛عمو کیله جان برن مکه استیخاره؛ عمو کیله جان"
آوای ماندگار سید هادی جاودانه شد و مطلع آهنگ ها و آواهای ماندگار دیگری شد اما به سبک و سیاق دیگر . در این بین جمشید حداد اولین هنرمندی بود که اشعار خود را با مضامین اجتماعی در قالب یک کاست ارایه کرد . این هنرمند شاعر نیر دقیقاً متناسب با سلیقه عامه مردم شاهرود سروده و اجرا کرده بود . و شاید رمز پذیرش عامه آن نیز در همین نهفته بود و از طرفی حداد با عمق وجود زندگی در شاهرود را درک کرده و با وجود خود همه فرهنگ ناب این سرزمین را درک کرده بود . . کاست این هنر مند دست به دست می شدو اشعار زیبایش دهان به دهان می چرخید . و وی هم با درک کاملی از این نیاز به ارائه کاست های دیگر اقدام کرد . حداد شاعر بخش هایی از هنر خود را به بهمن موذن زاده اهدا کرده بود و بهمن نیز در پاسخ مجموعه ای از اشعارش را به وی اهدا کرد .که توفیق استماع آن فراهم نگشته است .
"سری که هنجوره مان پیش گته یا بو واتن آتیه کو چه پیش خا با"
ترس بسنده کردن به همین وضعیت و عدم انتشار آوایی تازه همه گیر شده بود که یخ چندین ساله بازهم به دست توانای گروه هنری " زیرون " آب شد . گروه هنری زیرون متشکل است از سید رضا هاشمی نژاد و برادران (قربانعلی وشکور)و علیرضا رحیمی و اینبار باهمراهی سید اکبر محمودی
هسته اولیه گروه هنری زیرون یک گروه سرود با نام "سبکبالان عاشق" بود و با تداوم فعالیت ها این گروه هنری توانست سرآغاز بسیار مناسبی بر فعالیت های هنری در زمینه های مختلف از جمله آواهای تاتی بود به گونه ای که اولین مجموعه آواهای تاتی به نام این گروه هنری ثبت شد.. سی دی منتشر شده که با نام " لیله" معرفی و عرضه شده بود شامل 8 آهنگ و قطعه مختلف است.. شاید اگر امکانات کافی و حمایت های وافی برای تامین استودیوهای ضبط و فیلمبرداری پیشرفته و انواع اقدامات بعدی هنری در اختیار این گروه قرار می گرفت بی شک جایگاه آن در جایی فراتر از وضعیت فعلی بود .
"بلنده کویان سر گیرند زرجان پر ایور سبزه زاره چته سران نای ور"
این سی دی که با همراهی و هم نوایی تعدای از دختران جوان شاهرودی همراه گشته به زیور تصاویری و صحنه هایی زیبا از شاهرود آراسته شده است .
{به نظر می رسد حال که زمان مناسبی از تجربه اول گذشته و امکانات نیز تاحدی فراهم گردیده است این گروه با تجمیع تمام توان خود یادگار زیبایی نیز از خود برجای بگذارند.}
از آنجائیکه احترام به هنروهنرمند واجب و لازم است و فراهم کردن امکان دانلود کردن تناقض آشکار با این موضوع داردامکان قراردادن بخش یا بخش هایی از این سی دی برای دانلود و مشاهده میسر نگردید..
همشهریان شاهرودی هرگز خاطرات خدمات والای گروه هنری زیرون را به فراموشی نخواهد سپرد .
"آهای امانم لیله جان لیله لیله لیله بی ت ممانم لیله جان لیله لیله لیله"
اما این سرانجام کار نبود و با اینکه شواهد کافی وجود داشت که برخی بزرگان و صاحب نظران تات زبان به شعر سرایی و هنر نمایی در این زمینه پرداخته و می پردازند از جمله دانشمند عزیز جناب دکتر عبدلی اما هرگز آوایی از ایشان عرضه نگردید. در این میان برخی هنرمندان نیز چنین روالی داشته اند از جمله مرحوم غلامرضا یزدانی .
به هر حال در ادامه علی همدمی نیز دست به کار شد و مجموعه اشعار خود به زبان شیوای تاتی را عرضه کرد که مورد اقبال عمومی واقع شد . علی طبع شاعرانه را با قریحه تاتی در آمیخته و برای سنجش آرای عموم و نظرات مردمی به بازار عرضه نمود . همان کاری که بسیاری دیگر از شاعران هنرمند کلوری از جمله علی رضا حداد و جواد معراجی و بقیه ترجیح دادند اشعارشان را به صورت مکتوب داشته باشند تا آوا و همراه با آهنگ
گرچند آواهای نازنین تاتی را بیشتر در ایام سوگواری دهه محرم و از زبان هنر مندان تات زبان شنیده می شوداما اخیراً بلوتوثی از یکی از دوستان دریافت شد که اشعاری از شاعر توانای شالی دست به دست یا گوشی به گوشی می شد.. اشعاری از محمد کشاورز. با مضامینی اجتماعی....
پست بعدی: شکرانه سلامت
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
سال 1385 وقتی که بولدزر اداره کل راه و ترابری استان قصد داشت که به کار خود در تعریض جاده منتهی به ماسال از سمت گیلوان ادامه دهد به یکباره استخوان های فرسوده ،تعدای خنجر وشمشیر طلایی بیرون افتادو این سرآغازی شد برای یک دستآور بسیار مهم تاریخی و یک سرفصل جدید که دستآوردهای مهمی برای پژوهشگران باستانشناسی به همراه داشته و خواهد داشت .

گیلوان کجاست؟
پاسخ به این سوال زیاد سخت نیست . گیلوان از جمله روستاهای بخش شاهرود است که در ۶۵ کیلومتری جنوب شرقی خلخال قرار گرفته است. این روستااز شرق به استان سربز گیلان ،از جنوب به روستاهای علی آباد و ماجولان محدود است.گیلوان شال را در شرق خود دیده و از شمال به جنگلهای شهرستان ماسال و شاندرمن متصل میشود. این روستااز نوع کوهپایه ای بوده و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۰۸۰ متر است. متوسط بارندگی سالیانه آن ۷۳۲ میلیمتر گزارش شدهاست. مردم روستای گیلوان به زبان تاتی و نیز تالشی سخن میگویند.
براساس سرشماری سال ۱۳۷۵، روستای گیلوان ۲۰۴ نفر جمعیت ساکن داشته است که در سال ۱۳۸۵ به ۱۲۰ نفر کاهش یافته است. اما در فصل تابستان جمعیت روستا به 2000 نفر نیز افزایش مییابد.
اقتصاد روستای گیلوان بر پایه فعالیتهای زراعی، باغداری، دامداری و صنایع دستی استوار است. زراعت عمده روستا، کشت دیم است و گندم مهمترین محصول دیمی آن است.
توتون، ذرت، سیبزمینی، یونجه و لوبیا از دیگر محصولات زراعی روستاست. زردآلو، سیب، به و گلابی از محصولات باغی آن است. محصولات مهم دامی آن عبارتند از: گوشت تازه و انواع لبنیات، پرورش طیور خانگی.
مردم روستا به ویژه زنان، با بافت و تولید صنایع دستی مانند گلیم، جاجیم، شال و جوراب در بهبود وضعیت اقتصادی خانوار نقش مهمی ایفا میکنند.
معماری روستای گیلوان به دلیل استقرار در ناحیه کوهستانی، از دیگر روستاهای استان اردبیل متفاوت است. سقف خانهها گلی است و درهای ورودی و پنجرهها، برای جلوگیری از سرما کوچک انتخاب شدهاند. در ساخت خانههای قدیمی از مصالح بومی سنگ، ملات کاهگل و چوب استفاده شده است.
چشمانداز رودخانه پر آب گیلوان، ارتفاعات پیرامون روستا، جنگل های انبوه و سرسبز و هوای مهآلود، تصویری رویایی پیشا روی گردشگران روستای گیلوان ترسیم میکند.
مراتع سرسبز و مزارع طلایی گندم، گرداگرد روستای گیلوان را در برگرفتهاند. باغهای انبوه و پربار میوه از دیگر جاذبههای طبیعی این روستاست. مراتع زیبای روستا همانند گردنبند زیبایی روستا را در میان گرفتهاند و درختان میوه و مزارع گندم جاذبههای آن را دو چندان کردهاند.(همشهری آنلاین)
کشفیات گورستان تاریخی
دو گور مربوط به دوره عصر مفرغ جدید (حدود سال ۱۶۰۰ پیش از میلاد)،یک گور مربوط به عصر آهن (حدود سالهای ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ پیش از میلاد)،چهار گور مربوط به دوره هخامنشی،99 گور مربوط به عصر آهن (سالهای ۲۲۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد)
موضوع قابل توجه در گورهای عصر آهن تدفینهای دسته جمعی است که در گورهای این عصر بی نظیر است که این موضوع نشان از همان تداوم فرهنگی از عصر مفروغ جدید تا عصر آهن است.سازههای گورهای گیلوان از نوع سازههای چالهای است و تدفین اسکلتها به صورت چمباتهای انجام شدهاست. جهت سر این اسکلتها نشان دهنده این مطلب است که: اجسادی که در صبح دفن شدهاند سرشان به طرف شرق و آنهایی که در ظهر دفن شدهاند، سرشان به طرف جنوب بودهاست.
از اشیایی که همراه با اسکلتها به دست آمده میتوان به خنجر، سرنیزه و پیکان در گور مردان و سنجاق سینه، مهرههای تزئینی، پولک و... در گور زنان اشاره کرد.(تبیان)
اقدامی که به اغما رفت
در گیر و دار این کشفیات بود که انتظار می رفت گیلوان در بخش شاهرود به یک قطب باستان شناسی تبدیل شود و بهشتی جدید برای باستان شناسان و واله ها و عشاق این هنر به وجود آید . این پیشنهاد طی سالیان فراز و فرود داشت . و یکی از این بارها هم از زبان رییس سازمان میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری استان اردیل مطرح شد . روح الله احمدزاده در 26 شهریور ماه سال نود گفته بود"ین منطقه مستعد برای احداث پایگاه مطالعات باستانشناسی است که انتظار میرود با شکلگیری آن آثار باستانی و گورستانهای تاریخی این منطقه مورد ارزیابی و بررسی حقیقی قرار گیرد."
(لینک خبرhttp://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900626000875)
در دوره احمد زاده این پایگاه احداث نشد و لااقل نماد بیرونی از آن مشاهده نگردید . تقریبا موضوع فراموش شده بود که ندایی مدیرکل میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری اردبیل در کارگروه گردشگری خلخال حاضر شد وی در این کارگروه گفت"این منطقه دارای استعداد مطالعات باستانشناسی بسیاری است و مصمم هستیم سال آینده در این زمینه سرمایه گذاری کنیم.". در این خبر که مربوط به دهم اسفند ماه سال 1390 است مدیر کل محترم ازطرح مطالعاتی سایت باستانشناسی گیلوان در شهرستان خلخال خبر داد.
(لینک خبرhttp://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1547235).
اما با این اوصاف هیچ خبری حتی در سایت رسمی سازمان مزبور وجود ندارد و جستجوی نام گیلوان هیچ نتیجه ای در برندارد
در طول این مدت این گورستان گیلوان بیکار نمانده و توجه چندین پژوهشگر را به خود جلب کرد به طوریکه در سال 87 مقالات تهیه شده درباره این گورستان مقالات برتر همایش باستان شناسی کشور در بندرعباس شدند.
به هر حال مجموعه عکس ها و تصاویر تهیه شده از محل گورستان تاریخی گیلوان نشان میدهد که هیچ خبری از کاوش و کاوشگری و احداث پایگاه و یافتن جایگاه و اقدامات شایسته و سایر امورات مرتبط نیست .
شایسته نیست زمانی که از اعتبار و بودجه کافی بی بهره ایم بنا به قول دادن کرده و مردم و علاقه مندان را چشم براه بگذاریم و از طرفی دیگر شایسته هم نیست که گاه و بی گاه نه به اندازه یک فصل کاوشگری بلکه برای خوشآمد دل خودمان تیشه ای بر زمین بکوبیم و اگر چیزی یافت شد آنرا به پستوی موزه خانه ها منتقل کنیم .
قطعاً ظرفیت و جایگاه ویزه احداث پایگاه باستان شناسی گیلوان وجود دارد و این مهم با عنایت به سوابق و گذشته این منطقه ضروری و مهم است که انشاء الله برای تحقق آن گام های عملی برداشته خواهد شد. در این راستا دو نکته بسیار فوت و فوری برای محوطه باستان شناسی گیلوان به نظر می رسد
اول اینکه ؛لازم است سازمان متولی این کار در اولین گام نسبت به تعیین حریم این گورستان تاریخی اقدام نماید
و دوم و مهم تر اینکه نسبت به نظارت و پاسداشت این محوطه برای جلوگیری از هرگونه تعدی احتمالی اقدام اساسی نماید . استقرار پایگاه باستانشاسی بماند برای بعد.
مجموعه عکس ها در ادامه مطلب
پست بعدی ؛ موسسه خیریه عاشورا را دریابیم
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
تا چشم ها را باز می کنیم می بینیم شش سال گذشت به همین سادگی ؛ مگر می شود باور کرد . چه می شود کرد چه باورمان شود چه نه باید قبول کرد که شش سال از عمر وبلاگ گذاشت .در این مجال در تلاش خواهیم بود در جملاتی کوتاه که در حوصله خوانندگان بگنجد به شش سال در کنار هم بودن مروری کوتاه داشته باشیم .
شروع شد .
همه ماجرا از سال 85و وبا دستونشته های آوای شاهرود شروع شد و بعد از مهندسی مجدد و تعطیلی یکسال و نیمه وبلاگ جدید با نام شاهرود و با سیمای فعلی از آن سر برآورد .متنهای قبلی حذف و متنهای جدید ویرایش گردید و شد این چه که الان می بینید .
نظر بی نظر
اکثر خوانندگان وبلاگ ترجیح میدهند نظر ندهند و یا نظرات خصوصی بفرستند و برای مدیر وبلاگ هم هیچ چیزی کشنده تر از این نیست که از نظر خوانندگان بی اطلاع باشد . به هر حال اگر تعداد بازدیکنندگان به تعداد همین نظر دهندگان باشد کفایت می کند “.خدا بده برکت.”
خاطره خوب
یکی از خاطرات بسیار زیبا در طول زمان وبلاگ نویسی مربوط به تماس بزرگواری از تهران با تلفن همراهم بود . وی با وسواس بسیار زیادی تمام مطالب وبلاگ از ابتدا تا انتها را خوانده بود و اغلاط املایی و انشایی و نکات آیین نگارش را یادداشت کرده و به ترتیب برای رفع، آنرا برایم می خواند و اصرار داشت که در اسرع وقت نسبت به رفع آن اقدام کنم . نکته سنجی این بزرگوار همیشه در یاد می ماند
خاطره بد
شاید بدترین خاطره مربوط به حذف یکباره مطلبی طنز گونه مربوط به فضای شاهرود در سال 1420 است که بی هیچ دلیل خاصی گم شد و از آن روز هر مطلبی در اینخصوص نگاشته می شود مانند مطلب قبلی به دل نمی نشیند .
منشور نگارش
در نگارش مطالب وبلاگ هر مطلب از فاصله پست مطلب قبلی تا پست جدید مطالعه و ویرایش می شود . سعی می شود حرمت افراد و اشخاص در آن رعایت گردد و تا حد امکان متکی به آمار و ارقام مستند باشد . از ارسال اخبار غیر موثق و مطالب احساسی پرهیز شود و انتقادات به حق صاحبان دیدگاه در اصلاح مطالب مدنظر قرار گیرد.
پاسخ؛ شاید وقتی دیگر
هیچ تصمیمی برای پاسخ گویی به اظهار نظرها وجود ندارد . برخی از دوستان لطف ویژه دارند که در ملاقات های حضوری و یا با ارسال ایمیل( در صورت درج) از زحمت و ابراز لطفشان تشکر می شود . به هر حال از فرصت استفاده کرده و از ابراز لطف و عنایت تمامی دوستان و خوانندگان وبلاگ که زحمت کشیده و به صورت خصوصی و یا عمومی نسبت به درج نظرتشان اقدام می کنند تقدیر و تشکر می گردد.
بخش هایی که حذف می شوند
می توان گفت در شروع دوره جدید فعالیت وبلاگ هیچ بخشی از وبلاگ حذف نخواهد شد
بخشهایی که اضافه می شود
از وبلاگ دیگران ،صندوقچه ومطالب میهمان جزو زیر بخش های جدید این وبلاگ خواهد بود در اولی برخی پست های برگزیده وبلاگ نویسان شاهرودی با ذکر منبع درج خواهد شد . در دومی صرفاً به انعکاس عکس ها و اسنادی از تاریخ گذشته شاهرود اقدام می شود و در نهایت مطالب میهمان اختصاص به انعکاس آرا و اندیشه ها و مطالب صاحبان فکر و قلم شاهرود که تمایل به ارسال مطالبشان داشته باشد دارد.
مطالب میهمان
به مقتضای زمان و در جهت ترغیب بیشتر خوانندگان استانها و شهر های دیگر به مشاهده و مراجعه به وبلاگ ناگزیر به انتشار برخی مطالب خارج از حوزه شاهرود می باشیم. این مطالب به عنوان مطالب میهمان درج میگردد . با اینکه از پست های وبلاگ حذف نمی شوند .
انتقاد به جا
انتقادی که مدیریت وبلاگ متوجه آن است حجم کمتر مطالب اختصاصی به سایر روستاها و دهستانهای شاهرود است که در جهت رفع آن کوشش خواهد شد
همه مطلب درج می شود
تمایلی به تعدد وکثرت کلیک های انجام شده روی وبلاگ با روشهایی مانند درج مطلب در ادامه و... وجود ندارد و این اصلاً جزو آرزوها و خواسته ها نیست بر همین اساس تلاش می شود تا جایی که امکان دارد از انعکاس مطالب در بخش ادامه مطالب پرهیز شود مگر اینکه حداقل شش ماه وبیشتر ازتاریخ درج آن گذشته باشد .
سایت خواهیم شد
برنامه میان مدت وبلاگ این است که به سایت تبدیل شود . اما در هر صورت این وبلاگ به فعالیت خود در همین چارچوب ادامه خواهد داد.
پاسخ خوانندگان
برخی دوستان نسبت به ابراز لطف مبادرت ورزیده و برخی انگشت شمار هم به زبان دیگر سخن می گویند اما در هر حال از همه آنان که قدم رنجه کرده و به وبلاگ سر می زنند تشکر کرده ودستشان را به رسم ادب می بوسیم
دلایل عدم درج لینک
به برخی دلایل خود ساخته هیچ وبلاگی را تاکنون لینک نکرده ایم اما برای معرفی وبلاگ هایی که نه به اسم منطقه و روستاههای آن بلکه در راستای معرفی این منطقه گام برمی دارند گامهایی به روش دیگر و تاحدی بدیع برداشته ایم که هم تکمیل خواهد شد و هم تجدید. همچنین به زودی در قالبی جدید وبلاگ نویسان شاهرودی را معرفی می کنیم
چشم به راه
وبلاگ شاهرود هیچ ادعایی در مورد پوشش تمام وقایع فرهنگی و اجتماعی شاهرود ندارد و آنچه بر صفحه کلید کامپیوتر می تراود صرفاً دغدغه ذهنی و دلنوشته های نویسنده وبلاگ است . از اینرو دست کلیه صاحبان نظر و اندیشه را برای هدایت درست و صحیح وبلاگ و تمرکز و تسلط آن بر مطالب اصلی می فشارد . امید که برآورده شود. در پایان شعری که در اولین پست این وبلاگ درج شده را دوباره ذکر می کنیم.
هرکه ما را یاد کـــــــرد ایزد مــر او را یاد باد
هرکه مارا خــــوار کرد از عمــر برخوردار باد
هر که در راه ما خــــــاری فکند از دشمنی
هر گلی از باغ وصلش بشــکفد بی خار باد
پست بعدی :چهره ها با اشک زیبا می شود
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
پست اضطراری
در و رمز و رازش مانده ایم . هرسال و هر سال باید بلایی اینچنینی نازل شود و تا مدت ها ما را در تعجب و بهت فرو برد و بعد از مدتی همه آن داد و قال ها بخوابد و ما هم بشویم همان آدم گذشته و آب از آب تکان نخورد و این دور با تکرار حادثه ای جانکاه دوباره تکرار می شود . قصه با گر گرفتن بخاری یک دبستان در یک روستایی کوچک در پیرانشهر اتفاق افتاد و دوباه آنروز صدای آژیر آمبولانس ها گوشخراش شد . دوستی که با ما در حال صحبت بود سقوط هواپیما را یاد آوری کرد و نظر داد که چنین اتفاقی تکرار شده باشد! . هنوز دومین سالگرد سقوط مرگبار گذشته نشده است و تکرار چنین فاجعه ای مو را به تن آدم سیخ می کرد . حدود نیم ساعت بعد بود که همان دوست تماس گرفت و از آتش گرفتن یک کلاس درس در" شین آباد پیرانشهر" خبر داد . آنهایی که معلمند و یا آنهایی که یک یا چند دختر دبستان رو در خانه و یا در فامیل دارند خوب می فهمند که آتش گرفتن دخترکان دبستانی یعنی چه ؟ عمق فاجعه بسیار زیاد و ضایعه درد ناک است وانتشار اولین تصاویر از این دانش آموزان زنگ خطر را به صدا در میآورد برای همه اولیا و برای همه دانش آموزان و صد البته برای همه معلمان . کاری به رسم و رسوم دنیا نداریم که در افتادن هواپیما خلبان مقصر است و در آتش سوزی مدرسه ؛ معلم
دل نگرانی ما از مدرسه و مدرسه هایی است که در منطقه شاهرود و تمام مناطق ایران با بخاری نفتی گرم می شوند . تصورش را بکنید بچه ای که فاصله زیادی از خانه تا مدرسه را با کمترین امکانات گرما زا از جمله کابشن و دستکش مناسب طی کرده و در بدو ورود باید منتظر بماند تا بابای مدرسه از راه برسد و بخاری ها را روشن کند . و در این مسیر است که وی نفت بخاری ها را باز کرده تا به مقدار کافی به بخاری ورود پیدا کند و آنگاه است که با میله ای که سرش را پارچه بندی کرده اتاق به اتاق بچرخد تابه جان بخاری ها آتش اندازد . و چون اول صبح است و تمام بخاری ها از دیروز عصر خاموش مانده اند باید با شدت بیشتری نفت را روانه مخزن کرد تا دست های کوچک دخترکان و پسرکان توان و نای نوشتن و قلم به دست گرفتن را داشته باشد . و خطر از همین جا آغاز می شود . نمی شود روی صندلی نشست ؛ هوا بس ناجوانمردانه سرد است ، اصلا آدم به این صندلی می چسبد . مثل اینکه یخ را از یخدان یخچال برداشته اید . پس باید کاری کرد . تنها راهش اینست که دور بخاری جمع شوند و دستهای کوچکشان را به کور سوهای تروایده از بخاری نفتی بگیرند . تازه اگر بخاری زمانی که جمع می شد (بهار امسال) و یا زمانی که برپا می شد به اندازه کافی تمیز شده باشد و تک تک آنها عیب یابی گشته باشند .
نگرانیم ! نگران همه دست های کوچک دخترکان و پسرکانی که پدرشان با سیلی صورت را سرخ نگه می دارد و تمام دسترنج چندین و چند ساله اش یک یا چند کودک 10 تا 12 ساله است .
نگرانیم برای آن کودک که دغدغه ذهنی اش بجای دارا و سارا و کوکب خانم و و دهقان فداکار دست های یخ زده اش است و بخار دهانش تنها گرمابخش دستانش.
نگرانیم برای آن سریدار بیچاره ای که زورش به این بخاری های زهوار در رفته نمی رسد و باید تمام هم و غمش را در نزدیک نشدن کودکان به این بخاری ها خلاصه کند
نگرانیم برای معلم درمانده ای که بعد از سال ها تلاش و دربه در دنبال کار گشتن حالا که معلم مدرسه شده، باید مراقب بخاری مدرسه هم باشد وبجای تمرکز به درس و کتاب و تدریس باید شرمنده نگاههای گرم از تن ها و بدنهایی سرد باشد .
نگرانیم برای همه روستا و همه شهر و همه بخش و همه استان که دیگر توان نگاه کردن در چهره های معصوم و گر گرفته و تکیده و پوست های جمع شده و نفس های به شماره افتاده این کودکان را ندارد .
در حالیکه هم سن و سالان این دانش آموزان در شهرهای بزرگ و بزرگ تر روانه مدارس آنچنانی اند و با نام غیر انتفاعی و نمونه مردمی و غیره از انواع نعمات بهره مندند و اوقات خالی شان را یا در کلاس موسیقی اند و یا زبان خارجه می خوانند و یا در استخر به شنا و تفریح می پردازند این کودکان مجبورند در مدرسه ای اینچنینی از گرم کردن تن خودشان عاجز باشند و به بخاری نفتی پناه برند و گردش و تفریح و فوق برنامه را زمانی درک کنند که به همت والاشان به جایی برسند و از آن آبادی و یا روستا بیرون آیند و همسالان خود را ببینند .
حادثه شین آباد با همه تلخی هایش و باهمه اشک هایی که در چشمها جمع کرد و همه بغض هایی که ترکاند و همه ناراحتی هایی که برای همه مردم داشت یک درس بزرگ و آموزنده نیز برای شاهرودیها و اهالی آن مخصوصاً در روستاهایی مانند شال و لرد و کرین و... بهمراه دارد و آن اینکه بچه ها باید بیشتر از اینها مراقب خودشان باشند و مهارتهای مرتبط را دریافت دارند ؛معلمان بایستی دانش و مهارت حفاظت از جان دانش آموزان را فراگیرند و بدانند که در این راه فقط داشتن روحیه ایثار کافی نیست و در نهایت اولیا ء هم با حس مسوولیت پذیری پیشگیری را مقدم بر درمان دانسته و نسبت به سرکشی و نظارت و حتی تامین امکانات مدارس مخصوصاً در سطوح ابتدایی و علی الخصوص امکانات گرمایشی و تامین استاندردترین ها همت گمارند چه تامین امکاناتی با هزینه ای چند ده هزار تومانی براحتی قابل حل است اما رفع عواقب ناشی از چنین حوادثی تقریباً هرگز .در مورد درس این حادثه برای مسولین هم چیزی ندارم بگویم
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
سرچشمه
در تمام جوامع انسانی بزرگداشت شخصیتها و نکوداشت نام، خاطره و جایگاه آنها یکی از وظایف اخلاقی، اجتماعی و ملی به شمار میآید. رهبران بزرگ سیاسی، پیشگامان استقلال و یا شخصیتهای دینی، ورزشکاران و هنرمندان از جمله افرادی هستند که برای تقدیر و تشکر از تلاشهای آنها اسامی اینگونه انسانها روی مراکز علمی، خیابانها، میادین و سایر مکانهای کوچک و بزرگ گذاشته میشود.
در کشور ما نیز از دیرباز تا کنون نام مقدس ائمه اطهار، شخصیتهای دینی و مذهبی، هنرمندان، ورزشکاران، دانشمندان و سایر مشاهیر برای شناسایی و نامگذاری مراکز یاد شده مورد استفاده قرار میگیرد. اما مساله ای که وجود دارد این است که تکرار و تعدد استفاده از اسامی انسانهای یاد شده نه تنها موجب گرامیداشت آنها نمیشود بلکه در بسیاری از موارد از نگاه رفتارشناسی گونه ای از کاهش جایگاه و شوکت این عزیزان را در پی خواهد داشت و از طرفی دیگر این نام گذاری ها باید متناسب با شرایط و ویژگی های محیطی هر شهر و اجتماعی جداگانه و به صورت مجزا مدنظر قرار گیرد . از اینرو برخی شخصیت های بین المللی و مشاهیر بزرگ توانسته اند در اکثر شهرها نام خیابان یا محلی را از آن خود کنند از جمله مرحوم غلامرضا تختی از میان ورزشکاران،یا حافظ و سعدی از بین شعرا و یا شهید مطهری و شهید بهشتی از بین شهدا و الی آخر.
در این بین آنچه که اهمیت ویژه ای برخوردار است که این نامگذاری بسیاری از شخصیت ها و یا حتی وقایع تاریخی را در ذهن ها زنده نگه داشته و باعث کنکاش همیشگی اذهان مخصوصا نسل جدید در این مورد خواهد شد . از اینرو مساله نامگذاری خیابانها و اماکن به نام افراد و اشخاص و مشاهیر و معروف از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و مساله ای ساده و روزمره نیست . همانگونه که باید مراقب بود که مبادا نام مبارک و متبرکی با انتخاب نابجا مورد توهین قرار گیرد همانگونه باید با مراقب بود که با انتخاب خوب و بجا باعث زنده نگه داشتن تاریخ کهن و حتی الامکان شفاهی ملت شد .
سابقه موضوع
کلید نام گذاری اماکن و ورزشگاهها به نام ورزشکاران از مدتها قبل زده شده است و پر تب وتاب ترین این نام گذاری ها هم مربوط به جهان پهلوان تختی است که در هر شهر و کوی و برزنی حداقل یک ورزشگاه ،سالن و یا خیابان را به نام خود اختصاص داده است .در این مجال فرصت اینکه به این موضوع بپردازیم که چه چیزی باعث شده است که غلامرضا تختی، تختی شود نیست بلکه بیشتر به این بخش پرداخته شود که آنهایی که باید قدر تختی و تختی ها را بدانند خوب فهمیده و موضوع را درک کرده اند . این موضوع زمانی مهم می نماید که در دوره معاصر نیز قبل از آنکه شخص قهرمان رخ در نقاب خاک درکشد این مهم تحقق یافته و برای تقدیر و تشکر از وی و آنچه که بوده و هست خیابان ،ورزشگاه و یا مکانی به نام وی نامگذاری شود . به نمونه های زیر توجه کنید :
- در اردبیل در سال 1385 یک سالن ورزشی به نام حسین رضا زاده نام گذاری شد. این سالن 6 هزار نفره 12 هزار متر مربع وسعت داشته و دارای 4 گالری است .
- در اردبیل استادیوم ورزشی 20 هزار نفره در 42 هکتار مساحت به نام علی دایی ساخته شد . این مجموعه از سال 76 در حال احداث بوده و چهار سال بعد به بهره برداری رسید
- در تهران و در منطقه بیست این شهر یک میدان به نام پر افتخارترین المپیکی ایران نامگذاری شد ؛هادی ساعی
- در تهران خانه کشتی منطقه یک به نام منصور برزگر مربی برجسته کشتی نام گذاری شد.
... و در صادقیه خانه کشتی به نام برادران خادم، در کرج خانه کشتی به نام علیرضا دبیر، در نقده ورزشگاه این شهر به نام محمد اوراز، درآمل خانه کشتی به نام قاسم رضایی، درتهران یکی از میادین به نام محمد بنا، در شیراز یک ورزشگاه به نام امید رضایی نام گذاری شد و در بسیاری از شهرهای دیگر از جمله جویبار و قائم شهر و ملایر و در این مهم با نصب سردیس و تندیس ورزشکاران به نام شهر این مهم تکرار شد. در شهر و دیار ما اما با وجود اینکه با حرکتی شایسته از قهرمان نامدار شهرمان تجلیل شد اما همچنان جای خالی یک تجلیل در خور از امیر ساسان ساسانی خالیست . یک جای خالی بزرگ که تنها به دست شورای اسلامی شهر کلور باز می شود و نمونه آن در بسیاری از شهرها و استانهای کشور به کرات تکرار شده است . در مورد جای خالی نامداران شاهرودی و اسامی ایشان در خیابانهای کلور قبلاً نوشته شده است . اما این مطلب در خصوص پاسداشت یکی از نام آوران ودلاور مردان شاهرودی است که توانسته به جایگاه و پایگاه بزرگ جهانی دست یابد و در عین حال با اخلاق و نجابت مثال زدنی محبوب باشد.
غربت نامداران شاهرودی در خیابانها
اگر این مطلب حمل بر نق زدن و ایراد گرفتن نباشد انتقادی به نظر بجا به عملکرد شورای نامگذاری خیابانها و کوچه های شهر و دیارمان است که قبلا نیز در یک پست جداگانه به آن پرداخته شده است . بزرگان ،شعراو عرفا و علمای شهر ودیارمان کم نیستند اما متاسفانه از نامگذاری کوچه ها و خیابانها به نام مبارک ایشان غفلت شده است . به نظر حتی اگر افراد خاصی دارای توانایی های خاص بوده و برای اولین بار توانسته اند شهر و دیار ما رابه توانایی های خاصی برسانند بجا و بحق است که نامشان برای همیشه در تاریخ ثبت شود . به فرض مثال اگر کوچه منتهی به منزل موذن معروف و فقید شهرمان ، به نام ایشان و یا نامی مثل موذن ویا ترکیبات آن نامگذاری شود و همچنین درخصوص بزرگواری که سالها تامین کننده نور منازل همشهریان بوده و نورکوی و برزن شهر را تامین کرد و یا کسی که خالصانه سالها جابجایی اهالی و امورات حمل و نقل شان را برعهده داشت و یا کسی که با مداحی شیرینش گرمابخش محافل عزاداری شهرمان بود ویا آسیابان زحمت کش دیارمان ودهها یای دیگر که خوشبختانه کوی و برزن باندازه تعداد همه آنها وجود دارد.
موضوع اصلی دیگر در این بین کم توجهی صورت گرفته به شالوده های تاریخی و بافت قدیمی شهر در نام گذاری هاست . اسامی مانند نسترن و زنبق و شنبلیله و لاله و ... زیباترند یا اسامی مانند روبار(رودخانه)،واران(باران)،زیرون و....
در این بین گرچند نمی توان از افرادی که نامشان زیبنده کوچه ها و خیابانهای ماست نام برد چرا که نام بردن اسامی اجحاف در حق آنانی خواهد بود که از قلم می افتندبا اینحال می توان افراد محق بسیاری یافت که شورای نامگذاری می توانست و می تواند در این زمینه موفق تر عمل کند . به طور مثال وقتی بعد از گذشت یک عمر شهر و دیارما به شبکه سراسری گاز پیوست به جا و بحق بود برای تقدیر از آنان که در تمام مدت گذشته با هزاران مکافات نفت شهرمان را تامین کرده بودند دست به کار شویم و یک کوچه یا یک ایستگاه تقلیل فشار و یا چیزی مشابه را به نام ایشان نامگذاری کنیم
خوشبختانه شورای نامگذاری شهر کلور از اسامی شهدای معظم شهر برای نام گذاری کوچه ها و خیابانها بهره برده است که اقدامی بسیار زیبا و ستودنی است و به نظر اکنون زمان مناسبی برای بهره مندی از نام مشاهیر و خدمت گذاران شهر در این زمینه است.یکی از افرادیکه بهترین موقع برای نامگذاری یک حیابان و یا یک مکان مناسب ورزشی به نام ایشان است دکتر امیر ساسان ساسانی است که از فرصت استفاده کرده و به معرفی ایشان می پردازیم .
تذکر این نکته لازم است که شاید شخص دکتر امیر ساسان با این امر موافق نباشد .و حتی برای عدم تحقق آن بکوشد .چه وی نیازی به این موضوع ندارد اما مرام سپاسگذاری و تشکر ایجاب می کند که به پاس همه زحمات و نام آوریهای وی حداقل نام وی بر خیابان و یا ورزشگاهی مناسب نهاده شود.
دکتر رامین امیر ساسان کیست؟
دکتر رامین امیر ساسان 45 ساله که هم اکنون با درجه دانشیاری در دانشگاه تبریز مشغول فعالیت های آموزشی و پژوهشی می باشد مدارک دکتری، کارشناسی ارشد وکارشناسی خود را از دانشگاه تهران اخذ کرده و ترجمه 4 عنوان کتاب، اجرای 2طرح پژوهشی، ارایه 8 مقاله در مجلات ISI و 12 مقاله علمی پژوهشی در کارنامه خود دارد. وی علاوه بر این به عنوان مدیر گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه تبریز، رییس کمیته تخصصی تغذیه ورزشی انیستیتو بین المللی کشتی، مدیر و مربی تغذیه و ریکاوری تیمهای کشتی آزاد و فرنگی از سال 1383 تاکنون، عضو بورد تخصصی تغذیه ورزشی آکادمی ملی المپیک، مدیر تغذیه تیم های ملی کشتی والیبال و ژیمناستیک، نیز فعالیت داشته و شرکت در 10 دوره مسابقات جهانی و 6 دوره جام جهانی کشتی فرنگی و آزاد، حضور در دو دوره المپیک آسیایی و دو دوره المپیک جهانی را نیز در کارنامه فعالیت های ورزشی خود دارد.
در آخرین المپیک که در سال 2012 در لندن برگزار شد با توجه به محدود بودن ظرفيت كاروان كادر پزشكي، دکتر امیر ساسان به عنوان پزشك، فيزيوتراپ، ماساژور، روان شناس و كارشناس تغذيه، تمام المپيكيها را زير نظر داشت.
در این المپیک بود که دکنر امیر ساسان رئیس کمیته تغذیه انستیتو بین المللی کشتی به عنوان مسئول تغذیه، مشاور رژیم غذایی و مصرف مکمل و همچنین کاهش وزن ورزشکاران کاروان ورزشی ایران در دهکده المپیک لندن معرفی شد
بدین ترتیب امیرساسان علاوه بر مسئولیت اصلی خود یعنی سر وزن رساندن، بازسازی و ریکاوری بین مسابقات کشتی گیران باید به عنوان مشاوره تغذیه، مصرف مکمل و در صورت لزوم کاهش وزن سایر ورزشکاران المپیکی نیز در کنار آنان حضور داشته باشد. و جالب آنکه المپیک 2012 با همت والای همه ورزشکاران و صد البته حضور مثال زدنی دکتر امیر ساسان به پر افتخارترین المپیک تاریخ ایران تبدیل شد
گفتنی است "راهنمای تغذیه برای ورزشکاران در دهکده المپیک" نیز به همت امیرساسان تهیه شد که از طرف فدراسیون پزشکی ورزشی در محل دهکده المپیک لندن بین ورزشکاران توزیع شود.
ماجرا از آنجا آغاز شد که محمدرضا یزدانی خرم رئیس سابق فدراسیون کشتی که ریاست ورزش اول را به عهده گرفت حضور دکتر تغذیه، دکتر بدنساز و... را در اردوی تیمهای ملی الزامی کرد، به همین دلیل دکتر رامین امیر ساسان در بخش تغذیه فعالیت خود را آغاز کرد و تاثیر بسزایی در موفقیت کشتیگیران داشت و حتی در کاهش وزن و ریکاوری بعد از تمرین و مسابقه آنها تاثیرگذار بوده است.
دکتر امیر ساسان علاوه بر این مدرس رسمی فدراسیون بین المللی کشتی (فیلا ) است بر این اساس وی در کلاسها و دوره های مختلفی که برگزار می شود به تدریس می پردازد در یکی از این دوره ها وی در آذرماه 90 در شهر رم ایتالیا در مورد مسائلی همچون تغذیه کشتیگیران به تدریس پرداخت.
همچنین فدراسیون جهانی کشتی وقتی مدرسان کلاس بین المللی مربیگری کشتی آزاد سال 2012 میلادی را معرفی کرد در این لیست منصور برزگر از ایران، یوری شاهمرادف و بوایسیار سایتی اف از روسیه، الکساندر لیپولد از آلمان، گالداوادزه از گرجستان، استفان قازاریان از ارمنستان و لافون از فرانسه مدرسان دورههای عملی این کلینک بودند ومیشل دوسون دبیرکل فرانسوی فیلا، دکتر بهمن میرزایی، دکتر رامین امیر ساسان، دکتر صالحی و عزیز اله اطاعتی از ایران و پروفسور تنومن از آلمان نیز از مدرسان کلاسهای تئوری این دوره اعلام شدند.

نقش دکتر امیر ساسان در کسب بزرگترین موفقیت المپیکی تاریخ ایران
آیا به آمار دوپینگی ها در ورزشی مانند فوتبال توجه کرده اید ؟ آیا می دانید مدال یکی از کشتی گیران جهانی را در یک دهه قبل به علت دوپینگ پس گرفتند ؟ و آیا توجه کرده اید که تیم وزنه برداری ایران در چند مقطع خطر تعلیق را به واسطه دوپینگ وزنه برداران بیخ گوش خود احساس کرده و تا نه نفر از اعضای تیم هم محروم شده اند ؟ . همه اینها را کنار هم بگذاریم به اهمیت حضور مربی تغذیه در کنار تیم پی می بریم مخصوصا اینکه مدیر تغذیه باید یک کاروان را مدیریت کرده و در طول دوران مربی گری اش حتی یک نفر هم به عنوان شخص مشکل دار بروز ننماید .
پر افتخارترین المپیک ایران در حالی رقم خورد که شیرینی این پیروزی و زحمات چند ساله مربیان و ورزشکاران می توانست با استخراج نتیجه مثبت دوپینگ برای لا اقل یک نفر ورزشکار حتی مدال نگرفته به یک افتضاخ بزرگ کشیده شود اما بی شک اولین و بزرگترین نقش در عدم تحقق این موضوع مربوط به دکتر امیر ساسان است . وی علاوه بر نقش حیاتی و مهم برشمرده وظایف اساسی دیگری نیز برعهده داشته که جایگاه مرجع بودن وی را برجسته تر می نماید .
طی 6 سالی که دکتر رامین امیر ساسان، دانشیار گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه تبریز به کادر فنی کشتی آزاد و فرنگی در بخش تغذیه، ریکاوری و کنترل وزن اضافه شده است در طی این مدت با برنامهریزی خوب و علمی وی تحول بزرگی در فدراسیون کشتی رخ داده و دیگر کشتیگیران با مشکلی چون اضافه وزن و سر وزن نرسیدن برای شرکت در مسابقات مهم و حساس روبرو نبودند و شرایط خوبی برای آزادکاران و فرنگی کاران از لحاظ کنترل وزن که مشکل همیشگی کشتیگیران بود، فراهم شده است.
آخرین اظهار نظر دکتر امیر ساسان؛
مربی تغذیه و ریکاوری تیمهای ملی کشتی آزاد و فرنگی می گوید: علم زمانی در ورزش نهادینه میشود که مشاوران علمی نیز همانند مربیان کادر فنی از جایگاه حقوقی برخوردار باشند و فقط زمان کار به حضور آنها احساس نیاز نشود.
دکتر رامین امیر ساسان در گفتوگو با خبرنگار علم ورزش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان این که علم زمانی در ورزش ایران نهادینه میشود که نقش و جایگاه مشاورین علمی در فدراسیونها تعریف شده باشد، تصریح کرد: اگر هر فدراسیونی دارای کمیته علمی مجزا که متشکل از متخصصان تغذیه، روانشناسی، فیزیوتراپ، ماساژور آسیب شناس و غیره باشد و آن کمیته همانند سایر کمیتهها از جایگاه حقوقی برخوردار باشد، بدون شک در این صورت میتوان علم را به معنای واقعی در ورزش نهادینه کرد و برای المپیک بعدی برنامهریزی اصولی و درستی انجام داد. این در حالی است که در برهه کنونی جایگاه متخصصان در فدراسیونها به صورت سلیقهای است و از جایگاه مشخصی برخوردار نیستند.
وی افزود: جایگاه متخصصان و مشاورین علمی در ورزش ایران فقط زمان برگزاری اردوهای آماده سازی و مسابقات حساس و مهم است. در حقیقت به اندازه مسئولیت و وظیفهای که بر روی دوش آنها گذاشته میشود زمان تقسیم غنایم (حقوق و پاداش) توجه خاصی به آنها نمیشود و همانند مربیان از جایگاه حقوقی خاصی برخوردار نیستند.
عضو هیات علمی دانشگاه تبریز با تاکید بر این نکته که هنوز ضرورت استفاده از مشاورین علمی در فدراسیونها احساس نشده است، گفت: در المپیک امسال کسانی به عنوان کادر پزشکی در قالب پزشک یا فیزیوتراپ راهی مسابقات شده بودند که ورزشکاران هیچ شناختی از آنها نداشتند و به راحتی نمی توانستند با آنها ارتباط برقرار کنند، در حالی که اگر نفرات اعزامی از سالها قبل در کنار تیمهای المپیکی بودند شرایط بهتری از لحاظ برقراری ارتباط با ورزشکاران داشتند.
امیر ساسان ادامه داد: هیچ فدراسیونی با مشاورین علمی به صورت رسمی قرارداد منعقد نمیکند و فقط زمان احساس نیاز به آن مشاور ظرف مدت یک یا دو ماه نزدیک مسابقات از وجود وی استفاده میکنند و پس از پایان مسابقات دیگر تکلیف آن مشاور برای ادامه همکاری مشخص نیست. هر چند نیاز به استفاده از مشاورین علمی در برهه کنونی در تمام فدراسیونها احساس شده است، اما متاسفانه نیاز فقط در قالب پزشک و فیزیوتراپ خلاصه شده و سایر تخصصها گمنام ماندهاند، به طوری که در المپیک امسال نیز دیدیم کادر پزشکی اعزامی فقط پزشک و فیزیوتراپ بودند در حالی که نبود متخصصان تغذیه و روانشناس کاملا احساس میشد.
وی خاطر نشان کرد: فدراسیون پزشکی درست است در تمام زمینههای علمی متخصص دارد، اما چند درصد از فدراسیونها و تیمهای ملی از متخصصان تغذیه، روانشناسی و طب ورزشی فدراسیون استفاده میکنند؟ در حقیقت چون متخصصان همانند مربیان دارای جایگاه مشخصی از لحاظ بعد حقوقی ندارند و حمایت مالی نمیشوند انگیزهای نیز برای همکاری با فدراسیونها ندارند، لذا تصور میکنم با این وضعیت هیچ وقت نتوانیم علم را در ورزش نهادینه کنیم.
امیر ساسان گفت: این که یک متخصص بخواهد چند رشته را تحت پوشش قرار دهد، به طور قطع عملکرد موفقی نخواهیم داشت. زمانی میتوانیم به تمام رشتهها نگاه علمی داشته باشیم که هر فدراسیونی از متخصص مجزای آن رشته برخوردار باشد نه این که متخصص تغذیه کشتی بخواهد برای رشته والیبال یا وزنهبرداری نیز نسخه یکسانی از لحاظ تغذیه تجویز کند.
مربی تغذیه ریکاوری تیمهای کشتی آزاد و فرنگی در پایان با اشاره به این که دیگر انگیزهای برای ادامه همکاری با فدراسیون کشتی را ندارد، تاکید کرد: به رغم این که در المپیک بیشترین بار سنگین کار بر دوش من بود و انتظار کسب مدال از جانب من بیشتر از کادر فنی بود، اما از زمان ریاست حجت الله خطیب تاکنون نه قراردادی با من بسته شده و نه حقوقی دریافت کردهام و این مساله سبب شده تا دیگر انگیزهای برای ادامه همکاری با فدراسیون کشتی نداشته باشم.
برای دیدن مجموعه عکس ها و اشنایی با فعالیت های دکتر امیر ساسان به ادامه مطلب مراجعه کنید
موضوعات مرتبط: عکس ، همراه با شاهرود
ادامه مطلب
خسته نباشید آقای شهردار!
انصاف حکم میکند که به کسی که بعد از چندین و چند سال خدمت صادقانه پست خود را واگذار کرده و توفیق خدمت به خلق الله را در جایی دیگر دنبال میکند خسته نباشید گفته و از خدمات و زحمات وی تقدیر و تشکر شایسته گردد . قبل از آنکه وارد نوشتار گردم ارایه این توضیح را لازم می دانم که آنچه که به عنوان انتقاد در مطلب قبلی از مدیران شهری مطرح گردید متوجه شخص خاصی نبوده و در درجه دوم به نظر؛ زمان مناسبی برای مطرح کردن آن نبود . از اینرو بر خود لازم می دانم که با برشمردن تعدادی از خدمات و زحمات شهردار کلور در طول زمان تصدی این مسولیت و از باب" من لم یشکرالمنعم من المخلوقین لم یشکر الله عزوجل" تقدیری شایسته از ایشان داشته باشیم.
خداحافظ آقای شهردار .
از بدو ورود تابلوی زیبایی که کلور را مهد زبان ایران باستان معرفی میکند از میهمانان استقبال میکند. بلوار ورودی کلور به اندازه کافی توسعه داده شده است . پمپ بنزین آرزوی دیرینه مردم کلور بود . جای قبلی اش یک تپه بود با تابلوی احداث راهدارخانه و حال پمپ بنزین و در کنار آن جایگاه سوخت گیری cng قرار گرفته است . پایینتر گردنه و یا پیچی بسیار ناجور ورود به کلور را سخت کرده بود اما امروز همان مسیر گردنه ای و تنگ به مسیری دو طرفه تبدیل شده است . بازهم پایینتر تمامی کوچه ها و خیابانها نام گذاری شده ولازم نیست برای یافتن یک آدرس حتی در پس کوچه های شهر سردرگم بمانی .حتی در اقدامی زیباتر تمامی منازل پلاک کوبی شده و دارای کد پستی اند . به میدان ورودی شهر که میرسیم نمادی زیبا شبیه میدان آزادی تهران در آن قرار گرفته است . آن عظمت و هیبت را ندارد ولی حداقلش اینست که بعد از چندین بار دایر کردن و برچیدن تکلیف نهایی این میدان مشخص شده است . تابلوی ترمینال مسافربری هم از دور پیداست . می توان به سازماندهی پایانه مسافربری و راه اندازی حمل و نقل درون شهری و برون شهری امیدوار بود . کلیدش که زده شده است . نماد زیبایی در میدان محمدی کلور هم نصب گردیده است . زیباست. در بین راه اگر کسی احساس خستگی کرد می تواند در بوستان جوار امامزاده سقسین کلور دمی استراحت کند . و یا اگر تصمیم به ماندن و بیتوته شبانه داشته باشد میتواند در مهمانسرای شهرداری استراحت کند . از زمانهای دور تا کنون شهر کلور فاقد چنین جایی بوده و از اسکان شبانه میهمانان خود عاجز بوده و الحمدالله این نقیصه به شکلی زیبا و آبرومندانه رفع شده است . در کنار همین مهمانسرا سالن اجتماعاتی راه اندازی شده که لازمه هر شهریست . جلوتر اگر بیایی از دور ساختمانی نیمه کاره راکه در کربلا دشت در حال احداث است می بینی . "مجتمع فرهنگی – هنریگ . در کنارش با مکان یابی زیبا و هنرمندانه پارکی شکل گرفته است به نام پارک فدک یا پارک " اجی"
از جلوی هر خانه ای که رد شوی صدای فس فس استفاده از انشعاب گاز به گوش می سد و این نوید دهنده نجات مردم از صفهای طولانی کپسول گاز و حمل و نقل آنست و رهایی از صف نفت و بوی آن.
در نمایی دیگر شهر پوست انداخته . طرح تفصیلی شهر به تصویب رسیده و مطالعات بافت فرسوده آن انجام شده است .بافت های فرسوده به سرعت در حال جایگزینی است و ساختمان های شیک و محکم در حال ساخته شدن . برخی خیابنهایی را که فکرش را هم نمی کردیم باز شده و تردد در آنها جریان دارد .
امامزاده عبدالله کلور منطقه ویژه گردشگری شده است و هرساله چندین و چند نفر میهمان و گردشگر و زایر را به خود جذب میکند . در همین امامز اده عبدالله آبشاری زیبا با سیصد و سی پله در حال ساخت است . مقدمات خرید حمام های دو گانه کلور و اضافه شدن آن به مواریث فرهنگی فراهم شده است . دیوار کشی حاشیه رودخانه شاهرود در حال انجام است . مسیر دستیابی به امامزاده گسترده شده و پارکینگی مناسب در انتهای این مسیر احداث شده است . چارچوب ساختمان موزه کلور احداث شده است . کلور تحت پوشش کامل شبکه های دیجیتال صدا وسیما قرار گرفته و همچنین پوشش کامل خطوط تلفن همراه در آن برقرار است .و دهها نعمت و فعالیت دیگر که شاید بعضی از آنها به طور مستقیم مدیریت شهری کلور احداث نشده باشد اما هیچکس را یارای انکار نقش ایشان نیست .اینها گوشه ای بود از آنچه با چند دقیقه تفکر درباره کلور و اتفاقاتی که در همین چند ساله در آن ا فتاده است به ذهن خطور میکند .
حال با برشمردن این خدمات و در نظر گرفتن قلت اعتبارات و کثرت معضلات جا د ارد به مجموعه مدیریت شهری خسته نباشید گفته و سلامتی و دوام توفیقاتشان را از حضرت حق مسئلت نمود
شهردار کلور که بود ؟
جوانی 43 ساله که کارش را ابتدا با معلمی آغاز کرد . لیسانس تربیت بدنی را اخذ کرد و با ادامه دادن تحصیلات موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه گیلان شد . وی که کاملا شرایط برای ادامه تحصیل را داشت ترجیح داد که با ورود به انتخابات شورا های اسلامی به عنوان منتخب مردم به عضویت این شورا درآید .
وحید کنعانی که نام مستعار و عمومی رامین را دارد و مردم کلور او را بیشتر به همین نام می شناسند در اولین دوره تشکیل شورای عالی استانها به عنوان نماینده استان اردبیل به این شورا راه یافت و ریاست کمسیون کشاورزی این شورا را برعهده داشت .او که سابقه مسوولیت نمایندگی تربیت بدنی و مسوولیت انجمن نمایش را در کارنامه خود داشت در دوره مسوولیتش بیشترین نقش را در توسعه هنر نمایشی در منطقه ایفا کرد به طوریکه گروه های نمایشی کلور در دوره ایشان در جشنواره های ملی زیادی حضور یافته و موفق به کسب رتبه های مناسب نیز گردیدند .
از موفقیت های ایشان همچنین می توان به برگزاری چندین دوره ای جام شهدای شاهرود (مسابقات فوتبال) اشاره کرد که در زمان تصدی مسولیت نمایندگی تربیت بدنی برگزار می کرد و خاطره آن از ذهن ها پاک نمی شود
حاج وحید کنعانی چهارمین شهردار کلوری است که بعد از کریم اصلانی ،حسین ساده روح و سید علی اسحاقی به این مسولیت رسیده است.
وی نقش تاثیر گذار و جایگاهی مناسب برای استان اردبیل در شورای عالی استانها فراهم کرده و منشا خدمات زیادی از این حیث گردید. آنچه که باعث ماندگاری دوره مسولیت وی در اذهان گردیده بیشتر حس هم دردی و هم سخنی با مردم و خدمت صادقانه بوده است.
متن و حاشیه یک انتقاد ؛
از مدت ها قبل مقرر بود به عنوان مجری دوره های متنوع آموزشی مدیریت شهری طی نامه ای برخی دغدغه های حوزه شهری با مدیران شهری در میان گذاشته شود و مدیریت شهری طبق تعریف یعنی همه آنها که در شورا مشغولند و منتخب ایشان به عنوان شهردار.
مرز بین انتقاد مشفقانه و چنگال کشیدن بر سر و صورت طرف مقابل را در نظر گرفته و با کمال احترام طی مرقومه ای ده صفحه ای که بعدا تا دو صفحه تقلیل یافت برخی مطالب را باایشان در میان گذاشتیم . اما به احترام همه الطاف و زحمات مشفقانه و دوستی های بی حد و حصر و محبوبیت شهردارمحترم این مطلب را از پست های وبلاگ حذف کردم . از اینرو ضمن تشکر از ظرفیت بسیار بالای مدیران شهری از حسن نظرشان در خصوص پذیرش برخی کاستی ها تشکر می کنیم.
تقدیم به شهردار؛
بیا بیا
بیا و بگشای این در بسته را.
بیا و بنگر این شهر خسته را
آری قلب من
پر جمعیت ترین شهر جهان است
و لیک شهرداری ندارد
....تو بیا کلید دار این دروازه شو![1]
متن خداحافظی
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف، فهیم و دوست داشتنی شهر کلور
سلام علیکم
اینک که با اتکال به خداوند متعال و پس از یک دوره پنج سال و ده ماه و چند روز در خدمت به مردم فهیم، خونگرم،با محبت،صادق،با وفا و قدر شناس شهر کلور ، مسئولیت شهرداری را به عزیز دیگری واگذار مینمایم و برخود و اجب می دانم که شکر نعمت خدمتگذاری به مردم و توفیق همکاری با شما را بجای آورده و از محبت،لطف و عنایت و همدلی و صدق و صفایتان تقدیر و تشکر نمایم.
(آنچه که انجام شده و پروژه های زیرساختی و ماندگاری که در طول این دوره به افتتاح رسیده و مزایای آن سالها برای مرم باقی می ماند نتیجه همبستگی، وحدت،همدلی،تلاش و اخلاص شما عزیزان بوده)و از همه کاستی ها و ضعف هاو نارسایی ها و دلخوری های موقتی که در ذات کار اجرایی و مدیریتی نهفته است طلب عفو و بخشش نمایم.
امید دارم که از برکت دعای خیر شما پاکان و مردم شریف منطقه شاهرود خصوصا شهر کلور تداوم توفیق خدمت مخلصانه به بندگان خدا نصیبم شده و موجبات مغفرت و رحمت خداوند برایم فراهم گردد.
از همه عزیزان عذرخواهی نموده و توفیق همگان را در راه خدمت به اسلام عزیز و مردم خوب و دوست داشتنی کلور خواهانم و در هر کجا باشم رهین عنایات پروردگار و محبت شما خوبان خواهم بود.
با احترام
وحید کنعانی کلور
...و سخن پایانی
شهردار یک نفر است و شهروندان چندین و چند هزار نفر . شهردار یک نفر است و یک فکر و شهروندان هزاران نفرند با هزاران طرز فکر. شهردار یک نفر است با یک خانواده و دهها مشکل و شهروندان هزاران خانواده اند و دهها برابر بیشتر مشکل . خوبی هایشان در پس پرده می ماند و آنچه ما به عنوان شهروندان در آن دقت می کنیم کاستی هاست....... . به احترام خدمات صادقانه شهردار کلور و همکاران زحمتکش می ایستیم و دست می زنیم...
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
سند مکتوبی از سابقه استقرار بخشداری در منطقه شاهرود در دست نیست و یا اینکه اولین بخشدار شاهرود که بوده و یا از چه زمانی این منطقه را به این اسم خوانده اند و اطلاعاتی از این دست . اما آنچه که مشخص گردیده این است که بخشداری شاهرود در سال 1321 در این بخش مستقر گردیده و با احتساب تفاوت آن با سالی که در آن به سر می بریم متوجه می شویم که امسال هفتادمین سالروز استقرار بخشداری در شاهرود است. گرچند سابقه تاریخی شهر و دیار ما به سالهای قبل از اسلام بر می گردد اما اگر مبنا را استقرار بخشداری در این منطقه قرار دهیم امسال باید شمع کیک هفتاد سالگی مان را فوت کنیم .
اینجا شاهرود است؛ 
در منتهی الیه جنوبی استان اردبیل ، در پیوندگاه کوه و جنگل ، آنجا که جبروت کوه مقهور پاکی و صفای یک برگ سبز می گردد و آنجا که کوه به احترام صفای هوا یکپارچه قد می شود و می ایستدجایی که صفا در اشک پاک جاری زمین بر دل دامنه ها معنا می شود و آنگاه که ابرهای دژم در برابر لطافت پاک بندگان خاص خدا به کرنش درمیآیند گستره ای وجود دارد به نام شاهرود . عده ای شاه رود می خوانندش و عده ای دیگر شالرود . از روستایی زیبا با مردمانی مهربان و طبیعتی بکر به نام اسکستان پا می گیرد و به اسبو و سپس به سرزمین بهشتی ییلاقات سرسبز و علفزارهای سرسبز و موطن اما مزاده حمزه (ع) ،درو،می رسد . با عبور از مرکز منطقه روستاهای بسیار زیبای لرد ،شال ،کرین و... رخ می نمایند وبه سرزمین شاد و شاداب طهارم دشت وکهل ختم می شود و آنگاه اختتامیه این سمفونی زیبا و شنیدنی به سرزمین گل و سبزه یعنی گیلان ختم میگردد
"ین"ها در شاهرود ؛
اطلاع از" ین " های شاهرود چون هیچ تاریخ مکتوبی در اینخصوص وجود ندارد عملا امکان ناپذیر می نماید اما به برخی از " ین " های بخش شاهرود می توان اشاره کرد. اولین بخشدار بخش شاهرود بعد از انقلاب مهندس نظری بود که در حدود یکسال مسولیت بخشداری شاهرود را برعهده داشته است . بعد از ایشان هم مسولیت بخشداری برعهده مصطفی قویدل بوده است . با سابقه ترین کارمند عضو دولت در بخشداری شاهرود "حسین فراری" است و بعد از او هم " کاشف لاسانی " به عنوان با سابقه ترین عضو دولت در منطقه محسوب می گردد. البته به این لیست " پور عزت" درو راهم باید اضافه کرد. در بررسی سابقه استقرار ادارت و ارگانهای دولتی در این منطقه مشخص می شود که اولین اداره و یا ارگان دولت نهاد در منطقه، ژاندارمری سابق و نیروی انتظامی فعلی بوده که حدود شش سال قبل از استقرار بخشداری یعنی در سال 1315 در منطقه مستقر شده است و آخرین آن هم اداره گاز بوده است که در سال 1389 در کلور استقرار یافته است . مرکز بخش شاهرود روستای کلور بوده که در سال 1372 از روستا به نقطه شهری تغییر یافته است . اولین بانک دولتی منطقه بانک صادرات بوده که در سال 1363 در کلور راه اندازی شده و بعد از آنهم بانک کشاورزی در سال 1368 در ساختمانی استیجاری به بهره برداری رسید از قدیمی ترین ادارات غیر رسمی کلور ثبت احوال منطقه بوده که در ساختمان بخشداری مستقر بوده است . از کم نیرو ترین ادارات منطقه هم می توان به اداره آبیاری منطقه اشاره کرد که مسولیت آن برعهده رجب ایمانی است و از پر نیرو ترین ادارات دولتی منطقه هم کمیته امداد امام خمینی(ر ه) است. سابقه بسیاری از موارد در تاریخ شفاهی مردمان این دیار ضبط شده است مانند سابقه را اندازی اولین مدرسه و یا سابقه ورود اولین وسیله نقلیه موتوری و.....
"شاهرود" یا " امامرود "؛
بخش شاهرود از جمله معدود بخش ها ، مناطق و شهرهایی است که در حوادث بعد از انقلاب نامش دچار تغییر و تحول شد . با این تفاوت که این تغییر نام منطقه از " شاهرود " به " امام رود " در هیچ مرجع رسمی ثبت نشده بود . با اینحال بسیاری از ادارت و سازمانها و ارگانها این منطقه را به اسم جدیدش می خواندند و حتی در مکاتبات رسمی از این اسم استفاده می شد تا اینکه در سال 1379 با استعلامی که توسط بخشدار وقت از وزارت کشور انجام شد این وزارتخانه اعلام کرد نام رسمی این منطقه شاهرود است و هیچ سندی دال بر تغییر نام منطقه در وزارت کشور به ثبت نرسیده است و بدین ترتیب مجددا نام "امام رود " به " شاه رود " تغییر یافت.
همراهی با انقلاب؛
مردم این منطقه مردمانی دیندار و در عین حال همراه انقلابند . تقدیم دهها شهید و جانباز و آزاده برای دفاع از انقلاب و حدود و ثغور آن سند این ادعا است .تقدیم شهدا و جانبازان و حضور مردمان منطقه در جبهه جنگ و جهاد از هر قشر و رده سنی حاکی از ارادت ویژه مردمان منطقه به انقلاب است.به گونه ای که مردم مرکز این بخش به تنهایی 38 شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده اند .تقیریبا هیچ روستای منطقه وجود ندارد که شهید یا ایثارگر نداشته باشد . اولین شهید منطقه ی خلخال نیز ،شهید هاشم اصلانی،از این منطقه می باشد . پر افتخارترین خاندان برای تقدیم شهید نیز با نام محمودی و با تقدیم شش شهید از این منطقه می باشند .ضمن آنکه افتخار بیشترین تعداد شهید روحانی نیز از آن همین منطقه است
روستاهای شاهرود ؛ 
منطقه شاهرود از 33 روستا و آبادی تات زبان و ترک زبان تشکیل شده است .
اسکستان ،درو ،دیلمده،اسبو،کرین،لرد،تیل ،میانرودان،فرج آباد ،عزیز آباد،ماجولان ،گیلوان ،دیز،گلوزان،خولار گیلوان،قشلاق دیز،کهل ،الکش،صومعه رودبار،علی آباد،کهل دشت،چملوگبین،خانقاه گیلوان،دشت اندر،گندم آباد ،جلال آباد،احمد آباد،شیخ علیلر،تازه کند ،اندرق، رکن آباد ،طهارم دشت روستاهای منطقه شاهرود است . منطقه شاهرود به سه دهستان اصلی تقسیم می شود.
دهستان پلنگا که براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۵۰۶۷ نفر (۱۲۰۲ خانوار) است
دهستان شال که براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۴۳۹۰ نفر (۱۱۵۳ خانوار) است
و در نهایت دهستان شاهرود براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۸۶۴ نفر (۵۷۴ خانوار) بودهاست. (ویکی پدیا)
مرکزبخش شاهرود؛
کلور،مرکز بخش شاهرود شهری است که در ۳۰ کیلومتری جنوب خلخال و مرکز بخش شاهرود و در دامنه غربی رشته کوه تالش و شرق کوه پلنگا قرار دارد. ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۱۵۵۰ متر است و آب وهوای آن در تابستان معتدل و در زمستان سرد میباشد. جمعیت شهرکلور بر اساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن در حدود 2380 نفر است تمامی مردم کلور به زبان تاتی تکلم می کنند
مناطقی از بخش شاهرود که هنوز به زبان تاتی تکلم می کنند عبارتند از: کلور و روستا هایی از قبیل: درو، اسبو ،شال ، اسکستان ، لرد ، کرین ، کرنق ، دیز، گیلوان ، طارم دشت و تیل آبگرم معدنی تیل...).
این شهر دارای محلههایی همچون دار ، اطرو ، کشن ، کلی ، شانه مله ، قلا ، پلنگا وآخوند مله میباشد و با توجه به قراین تاریخی قدمت آن به دوره قبل از اسلام بر می گردد.
تاتی میراثی کهن:
ساکنین بخش شاهرود وارث و پاسدار واپسین نشانه های یکی از گویش های زبانهای کهن ایرانی یعنی زبان آذری هستند که امروزه گویش تاتی نامیده می شود . این گویش در مرکز بخش شاهرود – کلور – و تعدادی از روستاهای تابعه هم اکنون گویشوران زیادی دارد . هر چند به علت ارتباط با مناطق ترک زبان اکثریت ساکنین این مناطق به زبان ترکی به عنوان زبان دوم آشنایی کافی دارند اما ابزار برقراری ارتباط بین آنها از طریق زبان تاتی است
درباره پیشینه تاریخی گویش تاتی و همچنین در این مورد که آیا تاتی گویش است یا زبان ، نظرات متفاوتی ارائه شده است . اما مطابق نظر عبدلی ، آنچنان که از پژوهشهای بعمل آمده توسط محققین روسی و ایرانی بر می آید ، تاتی همراه یار دیرین خود یعنی گویش تالشی که در مناطق وسیعی از استان گیلان بدان تکلم می شود بازمانده زبان کهن آذری است که روزگاری کل منطقه آذربایجان ، قزوین و گیلان به این زبان صحبت می کرده اند.(محقق:سید اکبر یحیی زاده)
جاذبه های تاریخی و گردشگری ؛
شاهرود دارای مکانهای تفریحی وگردشی فراوانی است از جمله: منطقه گردشگری امامزاده عبدالله، چشمه ورازشت، آبشار سجن، امامزاده سیدحسین، زرده گل ایمازده(امامزاده گل زرد)، خرس امانه خل(یک غار)، داره مچد(مسجد دارا) و طبیعت (دره شاهرود)آبشار نره گره(در روستای اسبو)غاریخی ماجلان(روستای ماجلان)چشمه سفید آب.آبگرم (روستای تیل)،ییلاقات روستای درو،باقی مانده های کاروانسرای شاه عباسی،قلعه دیز،جاده زیبای شال به اسالم،ییلاقات روستای دیلمده، باغات سرسبز لرد و کرین و...
شهرستان شدنم آرزوست؛
آرزوی دیرینه مزدم منطقه شاهرود مستقل شدن و تبدیل شدن به یک شهرستان است با اینکه به برکت نظام مقدس اسلامی اتفاقات مبارک و میمون بسیاری به واسطه طرحها و پروژه های عمرانی در چهره منطقه افتاده است اما دیده شدن منطقه و فراهم شدن امکان رشد و توسعه در بستر یک شهرستان این خواسته را به یک خواست عمومی تبدیل کرده است .
سوغات عمده؛
امکان ندارد قدم به سرزمین شاهرود بگذارید و درباره غذا های بومی و محلی و سوغات های شیرینش چیزی نشنوید شیرینی نان زرین و طراوت نان خشکه وا ذر کنار گردو و عسل طبیعی دامنه های سوسان و ورگه دره خوراکی هایی کم نظیر را فراهم می کند . اگر میهمان منطقه شاهرود شده باشید کجاجی و یتیمه خورشت وبرداب و شورطی و سیر داغ را بر سر سفره خواهید دید.
یادتان باشد موقع رفتن پاپوشی کم نظیر به نام پاتانی را به همراه ببرید و گیوه هایی دست بافت به نام "گوری" را حنمت در لیست سوغاتی های خود بگنجانید.
لباس محلی لرد و کرین و شال های با کیفیت وبافته شده از پشم را زیور دخترکان خود کرده و کلاه و کت و شلواری زمستانی و خاص را برای خود برگزینید

موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
شب پنج شنبه آنهایی که در امام زاد ه عبدالله کلور بودند حوالی ساعت بیست و دوی شب شی نورانی را در آسمان روستای درو مشاهده کردند که تاحد بسیار زیادی باعث تعجب شان گردید . تماس فوری با برخی از آشنایان در روستای درو حکایت از رصد این پدیده نادر توسط اهالی آنجا میکرد.
این شی نورانی ابتدا به صورت یک نور چراغ قوه از نوع گازی بود که رفته رفته بر ابعاد آن اضافه شد و به یکباره با انفجار آن دو حباب بسیار بزرگ گازی به رنگ شیری کل آسمان را فراگرفت و در نهایت بعد از گذشت بیست دقیقه ناپدید شد . گمانه زنی ها در خصوص این نور و کم و کیف آن ادامه داشت و انواع نظرات مطرح بود . جامع ترین مطلب در اینخصوص را امروز سایت عصر ایران بر خروجی خود قرار داده بود که عین مطلب برای اطلاع بیشتر عزیزان مشاهده کننده در ذیل درج میگردد.

حوالی ساعت 10 شب مشاهده همزمان یک شیء نورانی بزرگ در آسمان برخی نقاط کشور باعث ایجاد شایعاتی در این خصوص شد.
پدافند غیر عامل: مانور داشتیم
در این باره اخبار متعددی منتشر شد . از جمله روابط عمومی ستاد پدافند غیرعامل کشور اعلام کرد که شب گذشته با هدف ارزیابی آمادگی واحدهای پدافندی کشور رزمایشی سراسری با عنوان طلوع فجر برگزار و با موفقیت کامل انجام شد.
این ستاد افزود: رزمایش مذکور که بدون اطلاع قبلی واحدهای پدافندی انجام شد ، با عکس العمل بموقع و مناسب کلیه واحدها مواجه گردید و با موفقیت کامل به پایان رسید.
کار کار روس ها و "توپول" شان است
این در حالیست که شبکه آمریکایی ان بی سی ، شیء نورانی دیده شده را مربوط به آزمایش موشک بالستیک قاره پیمای روسیه اعلام کرده است .
همچنین وزارت دفاع روسیه اعلام کرد که روسیه در ساعت 21:39 پنجشنبه 7 ژوئن به وقت مسکو (22:09 پنجشنبه 18 خرداد به وقت ایران) موشک بالستیک قارهای جدیدی از سری TOPOL-M را با نام RS-12M از جنوب این کشور شلیک کرده و موشک با موفقیت در هدف موردنظر واقع در خاک قزاقستان فرود آمده است.
سخنگوی وزارت دفاع روسیه اعلام کرد پرتاب آزمایشی موشک بالستیک قاره پیمای توپول که شامگاه پنجشنبه از پایگاه فضایی کاپوستین یار، در منطقه آستراخان صورت گرفت ، با موفقیت انجام شد.
وادیم کووال ، سخنگوی امور نیروهای بالستیک راهبردی وزارت دفاع روسیه گفت یکی از واحدهای نیروهای بالستیک راهبردی روسیه ، موشک آر.اس-12 ام توپول RS-12M Topol را از پایگاه فضایی کاپوستین یار در منطقه آستراخان پرتاب کردند. این موشک ساعت بیست و یک و سی و نه دقیقه به وقت مسکو پرتاب شد که این پرتاب آزمایشی با موفقیت همراه بود.
وی افزود کلاهک این موشک هدف خود را که در پایگاه ساری شاگان در قزاقستان قرار داشت ، نابود کرد.
به گزارش خبرگزاری ریانووستی از مسکو ، موشک آر.اس-دوازده ام توپول با وزنی بالغ بر چهل و پنج هزار و یکصد کیلوگرم ، بیش از ده هزار کیلومتر برد دارد. این موشک همچنین می تواند مجهز به یک کلاهک هسته ای پانصد و پنجاه کیلویی شود.
موشک های بالستیک قادرند با اوج گرفتن و ورود به ورای جو زمین ، اهداف دور دست را مورد اصابت قرار دهند. این موشک ها چند مرحله ای هستند و جدا شدن کلاهک از مخزن سوخت آنها می تواند صحنه های انفجارگونه و نورانی ایجاد کند.
سوابقی نه بدین وسعت
مشابه این پدیده در خرداد 1386 در آسمان کشور نیز دیده شده بود. در آن شب، بخشی از سوخت مرحله دوم یکی از موشکهای فضایی بر فراز آسمان خاورمیانه منتشر شد و ابر مثلثیشکل درخشانی را پدید آورد که پس از غروب آفتاب دیده شد.
در آذر 1388 نیز مارپیچ نورانی عجیبی در آسمان نروژ دیده شد که دلیل آن، نقص فنی در آزمایش موشکی بالستیک بود که از یک زیردریایی اتمی روسیه در اقیانوس منجمد شمالی شلیک شده بود.
خبری از بهبهان: سقوط !
در همین حال از بهبهان خبر می رسد یک شی ء نورانی در این شهر سقوط کرده است.
با وجود اینکه اهالی بهبهان از سقوط یک هواپیما در این شهر خبر می دهند، فرماندار این شهرستان بدون تائید یا رد خبر تنها به گفتن "سقوط یک شی نورانی" بسنده کرد.
در همین خصوص فرماندار بهبهان در گفتگو با مهر با بیان اینکه این مورد تنها شایعه است و هنوز نمی توان آن را تائید یا رد کرد عنوان کرد: شنیده می شود چیزی شبیه یک شی نورانی در این شهر سقوط کرده است.
فرهاد باذلی محبوب افزود: دو منطقه به عنوان محل سقوط این شی نورانی اعلام شده است، یکی از در بخش تشان بهبهان و دیگری در اطراف جاده آغاجاری. به همین دلیل گروه های تجسس در حال بررسی موضوع هستند.
وی تصریح کرد: افرادی از سپاه و پدافند هوایی در حال جستجو در این خصوص هسستند و به زودی خبر دقیق در این خصوص منتشر می شود.
شهرستان بهبهان یکی از شهرهای استان خوزستان است که همرز با استان کهگلویه و بویراحمد قرار دارد. این شهر سه ساعت با اهواز فاصله دارد.
با توجه به این که گمان قوی بر این است که نور مشاهده شده مربوط به موشک روسی بود ، احتمالاً مساله سقوط در بهبهان نیز منتفی است.
وسعت پدیده
این پدیده در کشورهای منطقه از جمله ایران، آذربایجان، سوریه، ارمنستان، لبنان، قزاقستان، و در سرزمین های اشغالی مشاهده و توسط مردم و نهادهای امنیتی در این کشورها گزارش شد.
ابتدا یک شبکه تلویزیون لبنان (LBCI) خبری را در این زمینه منتشر کرد و در آن به نقل از دانشمندان نقل کرد که این پدیده احتمالا بخاطر انفجار یک شهاب سنگ می تواند باشد. هر چند که این شبکه این نظریه را فقط در حد گمانه زنی مطرح کرد و آن را قطعی ندانست.
وحشت در اسرائیل
لحظاتی بعد منابع خبری اسرائیلی نیز گزارش دادند که از نقاط مختلف سرزمین های اشغالی با پلیس تماس گرفته می شود و گزارش هایی درباره مشاهده اشیای نورانی در آسمان مخابره می شوند.
در همین حال، مشاهده و مخابره چنین پدیده و خبری همزمان با فضاسازی های رسانه های غرب درباره جنگ احتمالی اسرائیل با ایران موجی از هراس را نزد ساکنان سرزمین های اشغالی حکمفرما کرده بود. گواه این مدعا افزایش تعداد تماس های توام با نگرانی با پلیس بود.
"یگال پت ال"، رئیس انجمن نجوم اسرائیل درباره اینکه این پدیده مربوط به انفجار شهاب سنگ باشد ابراز تردید کرد و گفت که این شیئ نورانی نمی تواند شهاب سنگ باشد.
اظهار نظر وی در حالی بود که اخباری از "گدرا" و "گیواتیم" (واقع در بخش شرقی تل آویو) هم مبنی بر مشاهده اشیای نورانی در آسمان مخابره شدند.
اخباری زمان مشاهده اشیای نورانی در آسمان در سرزمین های اشغالی را حدود 8:45 دقیقه تا 9 شب اعلام کردند. برخی گمانه زنی ها در منابع اسرائیلی از جمله یدیعوت آحارونوت، نزدیک شدن این اشیاء حتی تا 80 کیلومتری سطح زمین را نیز مطرح کردند.
یک فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی در بخش های شمالی نیز هر گونه عملیات ارتش را در این مناطق رد کرد و از اینکه این موضوع مرتبط به نیروهای هوایی ارتش اسرائیل باشد ابراز بی اطلاعی کرد.
اما موج فزاینده که در میان آن اخبار رسمی به چشم نمی خورد حاکی از رویت این اشیای در کشورهای دیگر داشت، که از جمله آنها می توان به ارمنستان، آذربایجان، بخش های شمالی لبنان، البقاع، مرز بین ترکیه و سوریه، قزاقستان، قبرس و اردن اشاره کرد.
یدیعوت آحارونوت به نقل از رئیس انجمن نجوم اسرائیل نوشت: این احتمالا یک تست موشکی بوده است. موشک احتمالا از کنترل خارج شده و باقیمانده ها و سوخت آن همان چیزی بوده اند که مردم آنها را دیده اند. این موشک تا ارتفاع 200-300 کیلومتری رسیده و به این علت از مکان های مختلف قابل مشاهده بوده است.
یک توضیح علمی
اسدالله قمری نژاد - دبیر اجرایی کمیته آماتوری انجمن نجوم ایران در گفتگو با مهر با بیان اینکه وجود این شی نورانی احتمالا ناشی از سوخت مخزن موشکها است، یادآور شد: زمانی که سوخت مخزن موشکی در فضا نشت می کند و وارد جو زمین می شود می سوزد و به صورت شی نورانی مخروطی شکل دیده می شود.
محمد رحیمی - عضو هیأت علمی دبیران شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران نیز به مهر اعلام کرد: احتمال می رود این پدیده ناشی از فعالیت های فضایی و پرتاب موشک به فضا باشد.
چند پرسش
برغم همه خبرهای منتشره ، سوال اینجاست که آیا واقعاً یک موشک بالستیک می تواند چنان انرژی مهیبی آزاد کند و چنان نور گسترده ای ایجاد نماید که از آسیانه میانه و ایران گرفته تا سوریه و لبنان و سرزمین های اشغالی قابل رویت باشد؟!
چرا موشک های بالستیک قبلی در وسعتی بدین بزرگی دیده نشده اند؟
آیا آنچه رخ داد ،یک پدیده فضایی خارق العاده بوده است؟ اگر این گونه است علت سکوت مراکز علمی جهان تا بدین لحظه چیست؟
آیا برخوردی بین آمریکا و روسیه پیش آمده است که یک طرف با ادعای پرتاب موشک بالستیک و دیگری با سکوت ، آن را لاپوشانی می کنند؟
آیا روس ها یک دستاورد بزرگ نظامی داشته اند و آمریکا هنوز در حال بررسی آن است؟
آیا همان طور که روس ها گفته اند کل ماجرا فقط مربوط به همان موشک "توپول" است و نباید قضیه را خیلی پیچیده دید؟
در این میان ، ماجرای ادعای سازمان پدافند غیرعامل ایران چیست؟ آیا کسی می تواند باور می کند که همه ماجرا ، یک مانور - آن هم غیر نظامی - بوده و باعث شده است آن نور عجیب در آسیای میانه و خاورمیانه دیده شود؟
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
سالهای نه چندان دور را نسل ما کم و بیش به یاد میآورند و نسل بعد از ما دنبال ابزارهای مفید برای انتقال و دریلفت پیام ها و نشانه های لازم از این انتقال اند . از اینرو هرچقدر این پیام ها واضح تر و گویا تر و مفیدتر باشند کار انتقال پیام راحت تر و بهتر خواهد بود . یکی از این ابزارها که اثرات خوبی برای انتقال پیام عزیز بودن خاطرات آن سالها دارد قبور شهداست . . اینکه کوچه ها و خیابانهای شهرمان را به نام زیبای شهدا زینت میدهیم و اینکه همایش میگذاریم و بنر می زینیم و مجسمه شان را می سازیم کاری پسندیه است اما در کنار همه این امورات نمی توان شاهد بی احترامی به قبور شهدا بود و انتظار داشت که این قبور پیام رسان سالهای حماسه و دفاع باشند.

هر از چند گاهی برخی اخبار از بی احترامی به قبور شهدا می پیچد و صد البته انتظار نداشتیم که دامنه این کم احترامی به شهر و دیار ماهم برسد . همه اذعان داریم که قبور قبلی و حصارهای ساخته شده و حلبی ها و شیروانی ها و رنگهای پریده و ... غیره هیچکدام در شان شهدا نبود ولی قطعا با یک بازدید ساده به این نتیجه خواهیم رسید که آنچه که امروز به عنوان طرح ساماندهی قبور شهدا در امامزاده عبدالله کلور اجرا شده است کم احترامی و کم لطفی سازمان متولی این امورات به قبور شهداست . سنگهای کناره خیلی از قبور کنده شده و برخی از جاهها به طرز ناجوری نشست کرده است . قبرها طوری طراحی شده اند که به سکویی برای استراحت و نفس چاق کردن برخی گردشگران و زوار تبدیل شده است . نه از زیبا شناسی هنری خبری است و نه از هنر و معماری معاصر .

آنها که شب عملیات فرا می رسید و گاه انتخاب خط شکنان بود هیچگاه پا پس نمی کشیدند .هر قدم به قدم مجنون و بازی دراز و ....بوی آنها را میدهد . هیچکدامشان حاضر و راضی به این کارها نیستند و انتظاری هم از ما ندارند اما خود ما برای رعایت صورت قضیه هم که شده چه کرد ایم.
فانوسه چرا آگیر بدا نور بکره
بدا ظلمات شو کور بکره
دخانه پپولویان پر بگیرند
فانوسه چرا دور سنگر بگیرند
دوستان و عزیزان سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران نیک میدانند که قبور شهدا و ساماندهی آن موردی نیست که براحتی بتوان به هر پیمانکاری سپرده شود از اینرو دقت در انتخاب مجری این گونه طرحها از هر اقدام دیگری واجب تر است.
قبور شهدا به عنوان افرادیکه جان خود را فدای آسایش و آرامش افراد آن کشور کرده اند از جایگاه ویژه ای برخوردار است و کمتر کسی معترض و منتقد این توجه ویژه است . نمونه این توجه را در جمهوری خود مختار نخجوان و یا لبنان به خوبی اجرا کرده اند . در کشور ما هم در برخی از شهر ها و روستاها طرحهای زیبایی اجرا کرده اند . نمونه اش هم در روستای "گورچین قلعه" ارومیه است. که طرحی زیبا با حس زیباشناسی به اجرا درآمده است.محیطی زیبا و وسیع که همه امکانات را برای گذراندن یک عصر پنج شنبه خوب با شهدا و قرائت ادعیه متناسب فراهم کرده است .

بجا و شایسته بود که قبور شهدای گرانقدری که در منطقه نمونه گردشگری امامزاده عبدالله کلور مدفونند با دقت و ظرافت و حداقل با استحکام مناسب تری ساخته و ترمیم گردد
مجددا به روح و روان پاک شهدای گرانقدر از صدر اسلام درود می فرستیم . راهشان پر رهرو باد
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
اواخر تعطیلات نوروز 91 مقارن شد با پخش مستندی که از مدتها قبل صحبت تولید و پخش آن بر سر زبانها بود . مستندی به نام "تات نشینان دره شاهرود"
این مستند که با تلاش برخی صاحب نظران و زحمت کشان خارج از منطقه وبرخی دیگر از هم ولایتی ها تهیه و تولید شده بود از شبکه پنج سیما(شبکه استانی اردبیل ) به نمایش درآمد . ما هم مانند همه شاهرودیها و تات زبانان خوشحال و خرسند شدیم که بالاخره منطقه و زبان ما هم در استان و سیمای آن دیده شد و چهل دقیقه ای از وقت شبکه استانی به معرفی منطقه شاهرود و تات نشینان ساکن در آن پرداخته شد .نگاه اول خوشحال کننده بود . اما در برابر آنچه که باید باشد ما در برابر یک واهمه قرار میگیریم که نکند شبکه سراسری با بد سلیقگی این مستند را انتخاب کرده و در نوبت پخش از یکی از شبکه های سراسری قرار دهد .چرا که به نظر نقاط ضعف این مستند بسیار فراتر از نقاط قوت آن بود . البته که برای شروع و دست گرمی بد نبوده و نیست اما به عنوان مجموعه ای که نمایشگر همه آنچه که تات نشینان دره شاهرود به آن شهره اند دارای ضعف های ساختاری و محتوایی است. از جمله انتقاداتی که میتوان به این مستند وارد ساخت مواردی برشمرده شده است که امیدوارم در ساخت مجموعه های بعدی مد نظر قرار گیرد
1. سردرگمی در محتوا یابی
مستند در مرز بین معرفی زبان تاتی و آداب و رسوم و جاذبه ها وسنن ونقاط دیدنی و دهها موضوع دیگر سردرگم مانده بود . نمی دانست زبان تاتی را معرفی کند یا از ساختار قدیمی ساختمانهای شاهرود بگوید . از زن و مرد تلاشگر لردی بگوید یا تک گریزی به عروسی منطقه شاهرود بزند . تلاشی البته ناکام در معرفی ناقص مردم منطقه داشت و صد البته اگر صحبتهای بهمن موذن زاده را اگر از آن قیچی کنیم این مستند در معرفی تات نشینان دره شاهرود چیز زیادی برای گفتن نداشت . کارگردان مجموعه خود را اسیر حوادث زمینی کرده و از بالا به قضیه ننگریسته بود . ایکاش میشد که قبل از تصمیم به ساخت چنین مستندی و یا اصلا پرداختن به این موضوع به اندازه کافی با صاحب نظران تات شناسی مانند استاد عبدلی ،استاد سبزعلی پور ،و مشاهیرو شاعران و عارفان و علمای منطقه همنشین و هم صحبت میگشت . قطعا دستاورد وی در این صورت چیزی فراتر از یک مستند ساده بود .
این مستند نه از تاریخ و گذشته تات زبان چیزی به میان میآورد و نه از حال و آینده آن . از گستره جغرافیایی و پراکندگی آن در سطح ایران هم خود را محدود به کشیدن چند خط قرمز به دور چند منطقه می کند و در معرفی آن عاجز می ماند .
این چند پارگی در پیوند همه آنچه که در منطقه وجود دارد به وضوح بیشتری دیده میشود . وحلقه ارتباطی که دست اندرکاران درصدد ایاد بین بخش های مختلف اند عملا ایجاد نمی گردد
جور جای خالی چنین مستندهایی تا کنون برعهده کتابهایی مدون و صد البته پر بار بوده که به همت برخی صاحب نظران شایسته شاهرودی شکل گرفته است
2.غیبت های اساسی
در مستند "تات نشینان دره شاهرود" نه شما جاذبه های طبیعی منطقه را دل سیر می بینید نه سوغات منطقه را . نه از بافتنی ها و نوع پوشش خاص منطقه سخنی به میان میآید و نه از غذاهای خاص محلی .و دهها نه دیگر.
آبشار نره گر اسبو ،ارتفاعات زیبای درو،ورازشت،نمای پلکانی لرد،سجن،پلنگا،غارهای منطقه ،راههای ارتباطی ،جاده رویایی شال به اسالم ، زیارتگاهها وبسیاری دیگر از جمله مواردیست که جای خالی آن در این مستند به چشم می خورد.
اصرار عجیب مستند به معرفی تات نشینان دره شاهرود به یک عده جمعیتی که صبح یک گله گوسفند را راهی کوه کرده و از دار دنیا فقط یک جشن رغایب دارد نیز در جای خود جالب به نظر می رسد. این مستند حتی از ثبت یک تصویر بسته از دره شاهرود از ارتفاعی بالاتر عاجز مانده است .
جای خالی جمشید حداد و شعرهایش را مطلبی تکراری پر کرده که از درد پا می گوید . حالا باید صد آیه و کتاب بدست بگیریم و به زمان و زمین قسم بخوریم که این مستندی که ساخته اند ما نیستیم و یا حداقل این مستند همه آنچه که ما هستیم نیست.
مستند ساخته شده می گوید ماشین و تکنولوژی به شاهرود راه نیافته ومردمان شاهرود هنوز مردمانی اند که با اسب و استر عروس می برند وبا تاکید چند باره بر این نکته که به علت عدم ارتباط با سایر نقاط رسومات آن از گزند تغییر مصون مانده است .این گمان تقویت نیز میشود. در حالیکه زندگی مردمان منطقه چیزی در حد و حدود همه شهرنشینان ایران زمین است و آنچه که به عنوان جشن عروسی به نمایش درآمد نمایی از گذشته ماست که صد البته همه دوست داریم که احیا شود ولی دوست داشتن ما با آنچه که واقعا اتفاق می افتد فاصله دارد.
ازاین دیدگاه مردمان تات نشین مردمانی فرسوده اند . این تصویر سازی در حالی صورت میگیرد که حتی یک تصویر از نمای شهر کلور و خیابانهای آن و حتی دهستان شال و کرین و لرد به نمایش در نمی آید . به نظر می رسد بازهم با طناب دیگران به چاه افتاده ایم
از غیبتهای دیگری که در این مستند به چشم میخورد غیبت موسیقی منطقه است . کجای موسیقی سریال شهریار با این مستند و فرهنگ مردم منطقه تناسب داشت که دست اندر کاران با کج سلیقگی تشخیص دادند که این موسیقی باید برای این مستند انتخاب شود .
ای کاش تجربه اینچنینی که جزو اولین ها در گروه فرهنگی – اجتماعی است به تجربیات مستندی که در خصوص برخی شهرها و استانها و فرهنگها تهیه و تولید شده است در هم آمیخته میگشت . پای پیر زنان وپیرمردان سالخورده که تاریخ شفاهی منطقه اند به میان کشیده میشد و سندی واقعا مستند برای آیندگان به یادگار گذاشته می شد.
پیشنهاد میشود خود دوستان منطقه که هیچ چیزی در این زمینه کم ندارند و از تدوینگر تا کارگردان و تا تهیه کننده اش را در چنته دارند آستین همت را بالا بزنند و در قالب یک مستند سریالی به معرفی جامع تات نشینان دره شاهرود بپردازند . هنرمندان وزینی مانند هاشمی نژاد و سجادی وکشاورز ،رحیمی،شاد خاطر ، عاشوری در کنار پژوهشگران و اساتیدی چون عبدلی و موذن زاده وسبزعلی پور و ...
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
مجلس شورای اسلامی بواسطه اینکه نمایندگانی از سراسر کشور را در خود جای داده است ومرکز ومقر تصمیم گیری ها و قانونگذاری هاست از اهمیت فوق العاده ای در ترکیب بندی قوای نظام اسلامی برخوردار است . و با تاکید بر این اثر گذاری ویژه است که حضرت امام خمینی (ره)جمله زیبا و معروف مجلس در راس امور است را در شان مجلس شورای اسلامی فرموده است.
انتخابات مجلس در شهرستان خلخال در ادوار مختلف فراز و نشیب هایی داشته است
وقایعی که مرور بر آن هر چند کوتاه و گذرا جذاب و جالب خواهد بود
بخش شاهرود هم بواسطه اینکه تابع حوزه انتخابیه خلخال می باشد قطعا این اهمیت و پی گیری را در دل این شهرستان دنبال کرده و وقایع انتخاباتی این شهرستان را پیگیر خواهد بود . در این مطلب خلاصه ای از وقایع انتخاباتی مجلس شورای اسلامی از ابتدا تا کنون را با هم مرور خواهیم کرد . با تذکر این نکته که مطالب موجود در مورد انتخاباتهای گذشته مخصوصا اول تا ششم شورای اسلامی بسیار محدود است و دست یابی به آن مشکل و سخت.
انتخابات دور اول مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه خلخال با در گیری های خاص اوایل انقلاب همراه بود به طوریکه به استناد برخی اسناد موجود در مرکز اسناد انقلاب اسلامی برخی معترضین به نتیجه انتخابات اقدام به گروگان گرفتن فرماندار و عوامل اجرایی انتخابات در فرمانداری کردند .این انتخابات در 24 اسفند ماه 1358 برگزار شد و اولین جلسه مجلس شورای اسلامی ایران در 7 خرداد 1359 تشکیل شد
در زمان این انتخابات حوزه انتخابیه خلخال در استان آذربایجان شرقی لحاظ می گردید. در این استان و در دور اول 18 نماینده عازم مجلس شورای اسلامی شدند که از جمله معروفترین آنها سید حسین موسوی تبریزی – محمد مجتهد شبستری و سید فخرالدین موسوی ننه کران بودند
از حوره خلخال هم غفور صادق خلخالی فرزند یداله متولد 1310 به مجلس راه یافت . خلخالی در این انتخابات 27718 رای کسب کرد که 30/56 در صد کل آرای ماخوذه بود. غفورخلخالی به تاسی از خلخالی معروف (نماینده مردم قم در همان مجلس) جنب و جوش زیادی در مجلس داشت که مروری بر برخی مشروح مذاکرات مجلس نشان دهنده این مطلب است . البته خلخالی با چند دور غیبت در مجلس پنجم هم جزو کاندیداهای ورود به مجلس قرار گرفت اما موفق به کسب آرا نگردید . آنچه غفور صادق خلخالی را بر سر زبان ها انداخت و همچنان او را در اذهان نگه داشته هم نامی وی با خلخالی معروف است
پرونده انتخابات دور دوم تا پنجم مجلس شورای اسلامی در انحصار سیدی روحانی از اهالی روستای کزج هشتجین بود . سید مطهر کاظمی فرزند سید رضا متولد 1326 بود که در ادوار یاد شده نماینده خلخال در مجلس شورای اسلامی شد .
انتخابات پنجم مجلس اولین انتخاباتی بود که استان اردبیل از استان آذربایجان شرقی منفک شد و حوزه انتخابیه خلخال هم برای اولین بار در این حوزه زیر بار آزمون رفت . انتخابات این دوره از مجلس در 18 اسفند سال 1374 برگزار شدواین استان 5 نماینده شامل پیرنعمتی ،قضایی، نوری زاده، ننه کران و سید مطهر کاظمی را راهی مجلس کرد
سید مطهر کاظمی که دفتر ثبت ازدواج و طلاق نیز داشت و امروزه عنوان "مرحوم" نیز به پیشوند نامش افزوده شده است در مجلس پنجم موفق به کسب 59020 رای یعنی 90/42 در صد آرا شد .
مرحوم سید مطهر کاظمی روحانی سیدی بود که چهار دوره نماینده مردم خلخال در مجلس شورا ی اسلامی شد
اما انتخابات پر حدیث مجلس ششم بحث مفصل تری دارد . این انتخابات در فضای به شدت دو قطبی سال 87 برگزار شد . این انتخابات در 29 بهمن 1387 برگزار شد و در 7 خرداد 1379 اولین جلسه آن تشکیل شد .این فضای دوقطبی در انتخابات خلخال نیز مشهود بود . در نتایج اولیه اعلام شده دکتر خاکنژاد با 269 رای بیشتر نسبت به سید مطهر کاظمی منتخب مردم اعلام شد اما در مورخه 18/1/79 شورای نگهبان با ابطال 21 صندوق رای به ورود سید مطهر کاظمی به مجلس شورای اسلامی داد. موضوعی که خلخال را دستخوش حوادث و شلوغی بسیار کرد
موضوع به همین جا ختم نشد و مجلس ششم شورای اسلامی در روز چهارشنبه 26 مرداد ماه 1379 مطابق با 15 جمادی الاول 1421ه.ق برای بررسی اعتبار نامه منتخب اعلامی وارد شور شد و در نهایت اعتبار نامه وی را رد کرد
حسن رمضانپور مخبر کمیسیون پنج تحقیق بود که نظر مخالف این کمیسیون و شعبه پنجم رسیدگی به اعتبار نامه ها را با 7 رای مخالف ،4 رای موافق و 3 رای ممتنع اعلام کرد . سید مطهر کاظمی هم در جریان دفاع از خود و اعتبار نامه اش خطاب به نمایندگان گفت
"این کاخ که می بینی گاه از تو گاه از من
جاوید نخواهد ماند خواه از تو خواه از من"
اعتبار نامه سید مطهر کاظمی زمانی که مهدی کروبی مجلس را ترک کرده و ریاست جلسه بر عهده سید محمد رضا خاتمی بود به رای گذاشته شد از مجموع 225 رای به گلدان ریخته شده 138 رای کبود ،75 رای سفید و 22 رای هم زرد بیرون آمد . بنابر این سید مطهر کاظمی از ورود به مجلس ششم بازماند . موضوعی که خود وی چنین تعبیری از آن داشت که
"گنه کرد در افغانستان مسگری به خلخال گردن زدند سیدی"
انتخابات حوزه انتخابیه خلخال از جمله حوزه هایی بود که به میاندوره ای کشیده شد. از یک طرف خاک نژاد از صحنه کنار رفته بود و از سوی دیگر سید مطهر کاظمی .بنابراین چاره کار در برگزاری انتخابات میاندوره ای با کاندیداها و داوطلبانی جدید بود.
به هر حال انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابه خلخال برای اولین بار به میاندوره ای کشیده شد.انتخاباتی که در نتیجه آن اولین ها برای این منطقه رقم خورد .وآن انتخاب شدن اولین نماینده زن از این حوزه انتخابیه و ورود وی به مجلس شورای اسلامی بود .مهر انگیز مروتی متولد سال 1341 آموزشیار نهضت سواد آموزی و مدیر کانون بانوان فرمانداری خلخال بود که با حمایت یکی از قطبهای سیاسی مطرح در آن دوره وارد مجلس ششم شورای اسلامی شد . و به عضویت کمیسیون بهداشت مجلس درآمد
خانم مهر انگیزدر انتخابات مجلس هفتم هم توانست با کسب اعتماد مردم خلخال در 9 اسفند ماه 1382 به مجلس شورای اسلامی وارد گردد
در انتخابات مجلس شورای اسلامی با شمارگان هشت مهرانگیز مروتی نتوانست جزو منتخبین وارد شده به مجلس باشد. بلکه اینبار یک پزشک به نام دکتر خالقی وارد مجلس هشتم گشت .دکتر بشیر خالقی متولد سال 1328 خلخال و دانش آموخته دکترای تخصصی کودکان از دانشگاه شهید بهشتی بود .
در ادوار مختلف انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه خلخال افرادی از منطقه شاهرود نیز جزو داوطلبان بوده اند.افرادی مانند اعلایی،جعفری وسیدی روحانی از شال از آن جمله اند که به علت فقدان اطلاعات کافی از کم و کیف حضور ایشان وآرا کسب شده صرف نظر می نماید
حال انتخابات مجلس شورای اسلامی به ایستگاه نهم رسیده است و صندلی های سبز ساختمان بهارستان چشم انتظار حضور فرد منتخب از حوزه انتخابیه خلخال می باشد . امید آنکه مردم همیشه در صحنه خلخال و منطقه شاهرود با حضور پرشور انتخاب اصلح را انجام داده و راهی مجلس شورای اسلامی نمایند . انشاءالله
منابع:
سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی
سایت مجلس شورای اسلامی
سایت مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
عزیزترین کسان خود را در کمال ناباوری به خاک می سپاریم ودر حالیکه اشک ریزان و دل پرشیانیم به او قول می دهیم که هر کاری که برای آرامش روحش لازم باشد انجام دهیم . فارغ از اینکه از ابتدایی ترین اقدامات برای احترام و تکریم ایشان سرباز می زنیم . این ماجرای دردناک از آنجا آغاز می شود که هیچکدام ما از اعمال همدیگر اطلاع نداریم وبا نگاه به نیمه پر لیوان چه بسیار افراد مومن و خداپرستی که تا دیروز بین ما بودند و امروز اسیر خاکند . و ما به همه آنها هر جور که دلمان میخواهد رفتار میکنیم . شاید همین مرحومه یا مرحوم اگر زبان داشته و سر برآورد از ما گله مند شود که چرا حیوانات نجس و ناپاکیزه به این راحتی از روی قبور ما عبور میکنند . یا چرا گوسفندان خود را برای چرا به قبور ما روانه میکنید و یا اصلا چرا قبور ما را اینهمه بی در و پیکر رها کرده اید . ما مگر تا دیروز تاج سر شما نبودیم . چه شد آن گریه ها و کجا رفت آن عزیزعزیز گفتنها . در پاسخ چیزی برای گفتن نخواهیم داشت.
اینجانب دانش اکمل دینی ندارم اما با دانش اقل خود میدانم و درک کرده ام که آنچه که بر قبور مومنین و مومنات و مسلمین و مسلمات در قبور منطقه ما علی الخصوص قبرستان " کوله دیمه " میگذرد با آیین متعالی اسلام هم خوانی و سنخیت ندارد
اسلام دین علم و معرفت و نخستین آیات آن پیامبر گرامی «صلی الله علیه و آله وسلم» را به خواندن فرمان میدهد. این فرمان انسان را بسوی اهدافی روشن و آیندهی روشن تر از آن نوید میدهد. اسلام از نخستین روز طلوع مبارکش خواسته که اعمال و حرکات انسان را معیاری و ضابطه مند بسازد و او را متوجه اهدافی روشن کند. از این روی برای انسانها قالبهای عبادت و بندگی را معین داشته و مسیر تقرب و نزدیک شدن به پروردگار را روشن نموده است ویکی از زیباترین و آرام بخش ترین این زیارتها زیارت اهل قبور است . زیارت اهل قبوری که حیوانات را بروی قبور نبینی و آنگاه که قصد فاتحه کردی فضولات حیوانات را بروی قبور نبینی.:« زوروا القبور فإنها تذكركم الآخرهی». <<به قبرستان ها سر بزنید، که شما را به یاد آخرت می اندازد». زیارت اهل قبور ما را از بسیاری از پلشتی های دنیای خاکی از جمله دروغ و غیبت و حسد و آزمندی نجات خواهد داد.هدف از رفتن به زیارت و دیدار از قبرستان آن است که انسان از سرنوشت گذشتگان پند گرفته سلوک و اعمال خود رامورد بررسی وبازنگری قراربدهد. باتوجه به آخرت هرعملی رابه امید دریافت پاداشی انجام دهد. با دیدارازقبرستان وبیادآوردن وحشت قبرو بازجویی شدید ماموران اللهی دلش نرم شود وباچشمانی مملوازاشک ندامت درمحراب توبه واستغفاربنشیند وزندگی وحیات آرام وخداپسندانه ای را آغاز نماید.
حال اصل مطلب اینجاست دین اسلام که به این ظرافت اهمیت زیارت اهل قبور را برشمرده مگر می شود برای رعایت حق مردگان آداب و مقرارتی خاص وضع نکرده باشد . از رسول گرامی اسلام (ص) منقول است :«لأن يجلس أحدكم على جمرة فتحرق ثيابه فتخلص إلى جلده خير له من أن يجلس على قبر »
«اگریکی ازشما بالای شعله ی آتش بنشیند و جامه اش رابسوزاند وبر جسمش اثرکند ،برایش بهتر ازآن است که ب رقبر بنشیند.»
كميل(ر ه) فرزند زياد می گوید که على بن أبى طالب(علیه السلام) را همراهی می کردم و ایشان در بلندی کوهی قرار گرفتند و به طرف قبرستانی رو نمودند فرمودند:«ای اهل قبرستان، و ای اهل بلاها و خانه های مخوف نزد شما چه خبر است؟! اما اخباری که نزد ماست این است که مال ها تقسیم، فرزندان یتیم و همسران تبدیل گردیدند! این است اخبار ما و نزد شما چه خبر است؟ سپس به طرف من رخ نموده گفتند: ای كميل اگراجازه جواب را میداشتند حتما میگفتند که بهترین توشه تقوا است. سپس به گریه افتاده وفرمودند: ياكميل«قبرصندوق عمل است واین حقیقت هنگام مرگ روشن میشود»
ترديدي نيست كه انسان مسلمان، جايگاهي دارد بلند، ارزشمند و با كرامت. مال و جان و عرض او محترم است. هيچ كس، حق ندارد به كرامت وي، خدشه اي وارد سازد.
از نظر اسلام، بي احترامي و اهانت به مومن، حرام و در حكم محاربه با خداست0.
از روايات استفاده مي شود، همان طور كه مومن در زمان حيات محترم است و كسي نمي تواند به وي بي احترامي روا دارد، پس از مرگ نيز، چنين است. مرده مسلمان، ماننده زنده اوست، با مرگ، قداست، احترام و تكريمي كه انسان در اثر ايمان به خدا پيدا كرده، زايل نمي شود و جسد وي، بايد با تكريم و احترام و بدون كوچكترين اهانت و بي احترامي دفن شود. بالاتر از اين، (قبر) انسان مومن نيزمحترم است. اگر اقدامي موجب هتك حرمت قبر مومن و يا بي احترامي به وي تلقي شود، حرام خواهد بود. حرمت نبش قبر و مسائل مختلفي كه در باب تدفين و غسل و كفن و مراسم پس از مرگ بيان شده، همه و همه، بيانگر اين اصل است كه مرده مسلمان، به سان زنده آن حرمت دارد.پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد:
(كسر عظم المومن ميتاً مثل كسره حياً)
شكستن استخوان مرده مومن همچون شكستن استخوان اوست در حال حيات.
از طرفی دیگر بی توجهی به مسلمات کفن ودفن میت مانند تشخیص درست جهت قبله نیز در قبرستانهای ما جای بحث دارد
از برخی از موضوعات در عجب می مانیم که مگر یک قبرستان کوچک مانند امامزاده عبدالله یا " کوله دیمه" مگر میتوانند چند قبله داشته باشند . موضوع سختی نیست اگر از بلندی پلنگا به قبرستان نگاه کنید جهت و سمت وسوی هیچ قبری را با دیگری یکسان نمی بینید . در قبرستان کوله دیمه وضعیت بخاطر تپه ای بودن آن بدتر هم است
بزرگواران ،این موضوع ساده است اما به این سادگی از کنار آن نگذرید و با مشاورت علمای اعلام و فقها به حل آن مبادرت ورزید
اول اینکه :چرا برای قبرستانی که عزیزترین کسان خود را به آن سپرده اید و برای آرامستانی که اصولا باید مامن و ارامشگاه عزیزانمان باشد چنین ناآرامی فراهم کرده ایم . چرا باید قبرستان مسلیمین محل گشت و گذار انواع حیوانت اهلی و وحشی باشد .موضوعی که با یک حصار کشی ساده تا حد بسیار زیادی مرتفع خواهد شد
دوم اینکه : در همه جای دنیا ساماندهی قبور و آرامستانها تحت قیومیت سازمان معظم شهرداری است . چگونه است که شهرداری شهر ما از این مقوله غافل است و احساس تکلیفی در اینخصوص نمیکند . برادرم اگر اعتبار مالی نداری اعتبار معنوی که داری .ازکدامین وارث مرحوم یا مرحومه برای ساماندهی قبر عزیزش کمک خواسته شده و سرباز زده اند. جالب آنکه بسیاری از ماها که سنمان به حدی میرسد که احساس رفتن به دیار باقی به مادست میدهد در عین تنگدستی مبلغی یا باغ یا خانه ای را برای دفن و کفن خود کنار میگذاریم
سوم اینکه:چرا زمین های اطراف آرامستانها تعیین تکلیف نمیگردند و اگر وقف نامه ای موجود نیست چشم طمع از آن برنمیکنیم و چرا اصرار داریم که بنده ای از بندگان خدا خیلی راحت از زمین خود چشم پوشی کند و سند شش دانگ زمینش را به نام قبرستانمان کند .
چهارم اینکه دیگر افراد بزرگوار وارد به امورات کفن و دفن و حل موضوع به سلسله باری به هر جهت اتمام یافته و نه از قبرکن خبری است و نه از غسل دهنده .گرچند هنوز بزرگوارانی در این زمینه پیش دستی میکنند اما یادمان باشد که این مساله هم نیازمند ساماندهی است
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
دهه اول محرم 1433 هم آمد ورفت و صد البته مانند همه محرم های دیگر نکات جالب و قابل توجهی را در پی داشت . رجوع به برخی دست نوشته های ایام محرم امسال سعی میکنم که برخی از این نکات را بازگو کنم
*هنرمندانی برای همه فصول
کمتر دیاری مانند منطقه ما از وجود جوانانی برومند بهره مند است که در تر و خشک و غم و شادی همراه مردم باشند و از طرفی دیگر هیچ چشمداشتی هم نداشته باشند . . هنرمندان وزینی که فارغ از هر گونه تمایلات بسیاری از خاطرات شیرین را برای کودکان و نو جوانان و بزرگان دیار ما رقم میزنند . در شادی ها تئاتر و طنز اجرا میکنند و در غمها تعزیه و مرثیه.برای خندان مردم شکلک در میآورند و برای گریاندشان کوه غم میشوند . به زبان مادریشان پایبندند وزمان اجرا در پستو نمی شنینند . . به چشم خود میدیدم زنجیر زنان و سیزه زنانی که با شنیدن غم نامه های رقیه (س) و زینب (س) که به زبان تاتی بیان میشد اشکشان سرازیر بود و گاه شانه هایشان از صدای هق هق به بالا و پایین تکان میخورد . و چه اجری بالاتر از اینکه در رثای حضرت امام حسین (ع) و توصیف صحنه کربلا اشکها را جاری کنی
سخن از هنرمندانی مانند برادران عاشوری ،رحیمی ،کلوری، هاشمی نژاد ،خیاطی پورو... است که مخلصانه قدم پیش گذاشته و در این راه می کوشند. محرم امسال هم مانند چند محرم پیشین به زیور هنر این عزیزان آراسته بود
*خیری که به جایش نشست
همیشه دغدغه اینرا داشتم که کمک های مردمی در منطقه ما مدیریت نمی شود و حتی در مطلبی به این مهم پرداخته بودم. مردم منطقه ما خیر و نوعدوستند . اما اینکه این نوعدوستی و پتانسیل به درستی هدایت شود خلایی بود که امسال تا حدی پوشش داده شد . در منطقه ما کم نیستند افرادیکه برای درمان انواع بیماریهای خود محتاج حمایت باشند . چه بسا بیماریهای کوچک بواسطه عدم تمکن مالی در درمان به موقع، به دردی لا علاج تبدیل شود . و خدارا شکر که جوانانی برومند به نام نامی عاشورا علم حمایت از این بیماران را برافراشتند . امید داریم که این موسسه به مصداق مثل " ماهی و ماهی گیری" اقدام اساسی در جهت تامین برخی لوازم پزشکی و کلینکی ضروری و نیز تامین هزینه های عملهای جراحی فوری نیازمندان را فراهم سازدو اطمینان داشته باشند یاری خدا و کمک های مردم با ایشان خواهد بود
*حضور و غیبت صدای ماندگار
همه ما دلمان تنگ شده بود . انواع اسم ها را برایش گذاشته بودند ولی همین چند سالی که نبود همه برایش می پرسیدند . . وجودش لازم بود و هست . یک تمام کننده تمام عیار و در عین حال زیبا . "سید مجید " را می گویم . در پایان برخی مرثیه ها برای پیوند آن به مرثیه بعدی لازم بود و هست که صدای بسیار زیبا و ماندگاری ختم مرثیه قبلی و شروع بعدی را به اطلاع عموم برساند و چه زیبا ست این آوا.چند سالی بود که نبود و امسال بعد از چند سال عشق حسین (ع) به او توان داد که دوباره به صحنه بیاید
البته در کنار این حضور شیرین، محرم امسال یک غایب داشت و آنهم غیبت آوای گرم مداح اهل بیت " مشهدی خیرالله" بود . البته غیبت "مشهدی اجانقه هادی پور" هم به چشم میآمد . در هر حال برای هردوی این عزیزان در هر کجا که هستند سلامتی و عمر پر برکت آرزومندیم
*سنتهایی که احیا شد
محرم در کلور و برخی روستاهای منطقه ما برخی ویژگی های خاص دارد که طی چندین سال گذشته برخی از آنها به باد فراموشی سپرده شده بود . از جمله این مراسم های خاص احسان شب سوم می باشد . در این شب برخی از مردم با تهیه و تدارک شام سینی های غذا را به مسجد روانه کرده تا زمینه اطعام حاضرین در مسجد فراهم گردد . این سنت در سالیان گذشته تا حدی کمرنگ شده بود ولی امسال احیا گشت و امیدواریم که تداوم داشته باشد . از جمله رسوم دیگری که جرقه های احیای آن زده شد مراسم زیبا و اثر گذار تغریه است که مقارن با ظهر عاشورا برگزار میشد و با یاد و درود و فاتحه به روح و روان مرحومان"سید عزیزآقا قریشی،حاج میر عبدالباقی قریشی،میرزاجان طهمورثی،حاج مشکات اخوان،اسماعیل فایقی و سایرینی که اسیر خاکند و با آرزوی سلامتی برای "سید محمود احدزاده،حاج امراه دلاوری،قدرت شعبانی،محمد حسین شعبانی ،سید علی آقا یعقوبی" و با عرض پوزش از همه آنان که ذکر نامشان را فراموش کرده ام الحمد الله امسال جرقه های احیای آن زده شد
*محوریت "قره گیزا" مسجد
مسجدحضرت ولیعصر(عج)موسوم به " قره گیزا مسجد " در مراسمات محرم از دیر باز نقش محوری داشته است . نوشتن در این باب مستلزم تکمیل زنجیره اطلاعات و تدبر بیشتر است . اما آنچه امسال این نقش برجسته را نمایان تر کرده بود پیشقدمی و نیز محوریت این مسجد در بحث های همگرایانه بود که با همکاری مناسب و مرافقت دوستانه "میران مسجد"و مسجد باب الحوایج(ع)موسوم به "داره مسجد" رنگ و بویی خاص گرفته بود .
*مدیریت جوانان
اینان که شال بر سر پیچیده و به عنوان بزرگتران دسته ها و مساجد امر و نهی میکنند بسان ناظمان مدرسه اند که وجودشان از هر چیز واجب لازمتر است .از ویژگی های مراسمات امسال ورود دسته ای جوان پر شور و انرژی به این مدیریت ها بود . آنان که از گذشته مانده و زحمت کشیده اند خوب میدانند بهترین کمک و یارشان در این مراسمات بهره گیری از پتاسنیل همین جوان است . البته که جوانان خوش ذوق و انقاد پذیر و در عین حال همگرا به موقع به صحنه آمدند و بسیاری از لطافت ها رقم زدند . دیگر بر سر اینکه چه کسی بخواند و چه کسی نخواند دعوا نمیشد و یا لااقل دعوا به عموم کشیده نمیشد . دیگر یک دسته به سمت شرق و یک دسته به سمت غرب نمی رفت . دیگر مساله اساسی محرم "حسین " بود نه چیز دیگر . و این موضوعات و بسیاری از مواردی که برشمرده نشد از محسنات ورود جوان و مدیریت ایشان بود.
محرم امسال قطعا شاخصه هاو ویژگی های زیاد دیگری هم داشته که از دید پنهان مانده و یا مجال اشاره به آنها نبوده است . اشک های با شعر و شعوری که مردم ریختند ،تفکراتی که در اعمال گذشته و حال خود داشتند ،نذر و نیاز هایی که برای اصلاح امورات خود انجام دادند و بسیاری دیگر از این دست که برای دیدنشان چشم دل نیاز است . امید که از پیرو ان راستین شهدای کربلا باشیم
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ویکی پدیا دانشنامه ای است همگانی و آزاد؛ بدین معنی که همه میتوانند به نوشتن و ویرایش نوشتارهای موجود در آن بپردازند.
ویکیپدیا یک پروژه مشارکتپذیر است که کاربران آن از سراسر جهان است. از زمان تولد ویکیپدیا تاکنون رشد بسیار سریعی داشته و بزرگترین وبگاه دانشنامهای با بیش از ۸۰ میلیون بازدید کننده در ماه است و بیش از ۹۰٬۰۰۰ کاربر فعال دارد که بر روی بیش از ۱۸٬۰۰۰٬۰۰۰ مقاله به ۲۷۰ زبان کار میکنند. تاکنون در ویکیپدیای فارسی ۱۶۳٬۶۶۸ مقاله وجود دارد و هر روز هزاران کاربر از این دانشنامه بازدید میکنند.(به نقل از سایت ویکی پدیا).
اگر پشت دستگاه رایانه خود قرار داشته باشید حتما تمایل دارید ببینید که سایتی با این قابلیت ها درباره منطقه شاهرود و شهر کلور چه مطالبی به بینندگان خود عرضه میکند . یعنی اگر قرار باشد یک نفر برای اولین بار نام و عنوان کلور را در این سایت جستجو کند با چه مطالبی برخورد خواهد کرد . متاسفانه مطلب درج شده در این سایت در مورد کلور بسیار سخیف و بیشتر به هجو و هزل شبیه بود تا یک مطلب ساده و گویا . از اینرو قبل از اینکه به اصلاح این مطلب مبادرت کنم عین مطلب را کپی گرفته و در این پست وبلاگ قرار دادم .
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب

زیر باد سرد کولر نشسته ایم و چشم در چشم هم دوخته ایم . از دو نسل متفاوتیم اما بواسطه مسولیت مشترک در امری خیر و صلاح در بیست و پنجم مرداد ماه توفیق این به من دست داده است که چند ساعتی را در خدمتش باشم . چهره اش نشان نمی دهد که بار اسارت شش ساله را پشت چین های صورتش پنهان کرده باشد . . اهل شوخی است و مزاح . خودش میگوید اگر مزاح نباشد روزگار طی نمی شود . کمتر تمایل دارد از عراق و از اسارت و از سلولهای تنگ و تاریک بعثی بگوید . به حرفش میگیرم . صحبت کردن با او ارزش فراوانی دارد از هم بندیهای و هم رزمان نزدیک مرحوم ابوترابی فرد است . چشمانم را می بندم و تصور میکنم که چگونه میشود صبجانه ن،هار و یا شام را طی شش سال فقط با یک استکان مخلوط برنج و عدس طی کرد . چشمانم را میبندم و همه گذشته را جلوی چشمم مرور میکنم .
"سلام ای جنگجویان دلاور
نهنگانی به خاک و خون شناور"
از آن واقعه بیست و اندی سال می گذرد . شهر و دیار ما مانند همه شهرها و دیارهای دیگر رنگ و بوی بهشتی گرفته بود . هر دو هفته و سه هفته یکبار یکی از جوانان برومندی که تا دیروز در میان خودمان بود در لفافه پرچم خوش رنگ ایران بروی دوش شهروندان قرار میگرفت و به سویی تشییع میگردید. وتا مدتها فضای شهر عطر آگین و به اصطلاح شهادتی می ماند . این پرچم و این تابوت و این بو و این فضا عده دیگری را تشویق میکرد تا لباس رزم بر تن کنند و و عازم جبهه جنگ شوند .
خیلی ها که می شناختیمشان و خیلی ها که با ما نان و نمک میخوردند خیلی زود بار سفر بربسته و عازم دیاری میشدند که سودای دفاع از کیان و مرز و بوم سکه رایجش بود و معامله اش از جنس نور بود . در این میان قسمت های هر کس جور و جنس دیگری بود . یکی را شهادت میدادند و یکی را اسارت و صد البته اسمش اسارت بود و معنایش آزادگی و دیگری را مفقود الجسدی نصیب بود .و دیگری را برات اهدای عضو میدادند
شهادت متاعی گرانبها بود که عایدی و نصیب برخی خاصان روزگار بود و همنشین من چه دقیق میگوید که بهشت رفتن با شهادت لیاقتی خاص می خواهد که نصیب هر کسی نمی گردد (ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاءعند ربهم یرزقون)
آزادگی معنایی است والا که در جنگ هشت ساله حق علیه باطل به خوبی و زیبایی معنا شد و شهر و دیار ما نیز از این امر مستتثنی نبود . موضوع ابتدا با یک شایعه و خبر ناقص شکل می گرفت .جوانی غیورو سرافراز بر حسب مقتضات جنگ و مصالح آن به اسارت دشمن در امده است . تا تکذیب و تایید این شایعه ماهها فاصله بود و از برخی نامه میامد و از برخی هیچ . میگفتند شهید شده است و دیگری را موید سخنانشان میآوردند که با هم بودند و حالا باهم نیستند .
" شهادت برترین معراج عشق است
گهش پرواز عشق از جبرییل برتر"
از برخی که نامه ای میآمد خبرش تا چند محله آنطرف تر و بعد از مدتی در کل شهر می پیچید که فلانی نامه داده . و چه زیبا سر فصل و سر نوشته تمام نامه ها دعا برای سلامتی امام عزیز بود همانطور که در وصیت نامه شهدا اولین و آخرین دعا سلامتی امام عزیز و تعجیل در فرج امام زمان (عج ) بود
سال ها گذشت و تا اینکه زمزمه آزادی اسرا که نام پر افتخار و نشان زیبای آزادگان را نصیب خود کرده بودند در شهر ها پیچید . آزاد گان میآیند
سهم دیا رما نیز از بین این سرو قامتان و اسوه های مقاومت کم نبود . کام مردم که سالها با مشایعت و تشییع پیکرهای بی جان هموطنان تلخ شده بوذد شیرین گشت و آمدن جگر گوشه هایشان مرهمی بود بر زخم هایشان .
حمیدی ،همنشین امروز من از آن دوران یادگارهایی جالب دارد که درد دایم معده تا ترکش های به یادگار مانده در پشت و شانه اش و من از این همه یادگار فقط لبخند زیبایش را میبینم و دانشی افزونی که خودش میگوید از بقیه اسرا یاد گرفته است .
موعد دیدارمان کاملا پیش بینی نشده و بدون قرار قبلی است و این امر روزهایی را به یادم میآورد که سرزمین ما پر از شور و شادی بود
آزادگان به مهد دلیران خوش آمدید
نام آوران به شهر شهیدان خوش آمدید
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
خبر بسیار ساده بود و در عین حال باور نکردنی ! در مطلب قبلی ام از یک خواب و غفلت تاریخی گفتم که همچنان ما را در بگرفته تا چوب حراج بر داشته هایمان زده شود و ما مات و مبهوت قدرت ساحری عده ای جاعل و در عین حال به اصطلاح زرنگ قرار گیریم . انتظار نبود در قبال برپایی جشنواره رغایب در یک شهرستانک کوچک در مسیر اردبیل - تبریز غوغا به پا شود . تنها احساس وظیفه ای بود که به دوستان و عزیزان دست اندر کار هشدار داده شود که اگر درد شما چمن نتراشیده باغات است درد دیگران چشم درنده و دستهای آلوده و صد البته فرصت طلب آماده بهره گیری از این موقعیت است .
اما اینبار بسیار شوکه کننده بود . "زبان تاتی " در فهرست میراث ناملموس ایران ثبت میشود اما به نام کجا وچگونه ؟
برای دوستان محققی که صفحات بسیار در اینخصوص تحقیق و مکاشفه کرده و وقت بسیار در این راه نهاده اند موضوع بسیار دردناک خواهد بود که رییس سازمان میراث فرهنگی ُگردشگری و صنایع دستی استان آذربایجان شرقی از ارایه این زبان جهت ثبت در آثار ناملموس به نالم روستای ۱۲۰ نفره کربنگان ورزقان خبر دهد و در حالیکه در فاصله کمتر از ۳۰۰ کیلومتری اش منطقه ای به این زبان تکلم میکنند و حتی فکرش را نمیکنند که زبانشان به نام یکی دیگر ثبت شود
برادرمان جناب آقای محمدی عزیز (مدیر مربوطه ُمصاحبه کننده) با این آب و تابی که از درج زبان تاتی در فهرست آثار ملی سخن رانده بعید می نماید از اینکه در منطقه ما نه یک روستای ۱۲۰ نفره بلکه یک شهر با چندین و چند پارچه آبادی و روستا به این زبان سخن میگویند بی اطلاع باشد . البته انتظاری بیشتر نمی رود . وقتی که خود ما خوابیم و یا خودمان را به خواب زده ایم از دیگرانی که بیدارند و از هرچیز کوچکشان کوهی برای استفاده های بعدی میسازند نمی شود انتظار بیشتری داشت
انتظار به حق اینست در قدم اول آنان که در این زمینه تحقیقات موسع و منسجم و در عین حال مستدل داشته اند برخاسته و از این اتفاق جلوگیری کرده و یا این اتفاق را به مسیر خود بازگردانند
دوم از مسولین و متولیان امر از امام جمعه محترم خلخالُ فرماندار عزیزُبخشدار محترم تا شهردار و شورای محترم شهرکلور ونیز تک تک آحاد انتظار دارد با مکاتبه و مراوده و مذاکره جلوی این موضوع که میراث کهن شان به نام یک منطقه از تبریز ثبت شود جلوگیری کنند
ودر نهایت از نماینده محترم مردم منطقه خلخال در مجلس شورای اسلامی انتظار میرود که یکبار دیگر همراهی و مرافقت خود را با مردم نشان داده و از این اتفاق نا مبارک جلوگیری کنند . انشا الله
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
این مطلب توهین و تهمت و هجو هیچ فرد یا ارگان خاصی نیست . فقط تلنگریست به خود ما که فرهنگ احیا شده رغایب را با دست خودمان خفه نسازیم . متن زیر از نوار ضبط شده یک جلسه سری پیاده شده و امروز بروی خط ویژه خبری خبرگزاری "پلنگا نیوز "ُ"روبار پرس"ُ"چپی چیسک آنلاین" و تعدادی دیگر قرار گرفته است.
برادرا گوش کنن ! خواهرایی هم که تو جمع هستند گوش بفرمایند . اگه هم اتفاقا خواستید متن مصوبات و مباحثات جلسات مار و یه جایی نقل قول کنید مجازید . اصلا حالا که اینطور شد اولین مصوبه مون همینه که کل آنچیزی که اینجا گفته میشه باید نقل قول بشه بدون کم و کاست بین مردم جار زده بشه و همه (کل یوم) از اون مطلع شند. اولش بذار ببینم تو جمعمون غیر تات هم داریم یانه ؟ آره اونی که اون گوشه نشسته ! حیف حیف !که این فارسی دست و بالمونو بسته وگرنه چنان سخنرانی آتشینی میکردیم که دیگه هیشکی (منظورم همون هیچ کس بود ) نتونه از جاش جم بخوره !
تازه گی ها تو دیار شاهرود باب شده که عده ای بدون هماهنگی و بدون برگزاری جلسات اینچنینی به برگزاری انواع و اقسام مراسم ها و جشن ها دست میزنند و دست آخر برای اینکه کار ناموجه خودشونو توجیه کنن یه برنامه سخنرانی برای ادم های سرشناس و موجهی چون بنده میذارند . غافل ار اینکه بابا زرشک ! ما دیگه با این چیزا گو ل نمیخوریم . اصلا خانم منشی همین الان دومین مصوبه مون یادداشت کن . بنویس اینجانب به عنوان مدیر کل امور مراسمات و جشنها و عرادری ها دیگه گول نخواهم خورد . اینم گفته باشم اگه حالا تو اون مراسم افرادی اومدند که فردا برای آینده منطقه مون بشه ازشون استفاده کرد و کسی دیگه ای نبود که سخنرانی کنه . من قبول خواهم کرد . برادرا و خواهرا ! یادداشت کنین بعدا نگید تند تند گفتی نتونستیم بنویسیم . . خانم نوشتی؟
داشتم میگفتم . هر جوجه ذاغارتی!(اینو همین الان اختراعش کردم) به خودش اجازه میده بدون اینکه چنین جلسات قشنگ و پر مغز و معنایی برپا شه به نام مراسم های خودجوش ، وقت ارزشمند مردم رو بی خود و بی جهت بگیره .! بزن اون دست قشنگه رو !
من اجازه نمیدم .(خانم کاتب ! خانم منشی که نمی تونم از شدت عصبانیت اسمتو بر زبون بیارم اینو مصوبه ش کن ! یه لیوان آب برام بریز شاید تونستم ادامه بدم !)
منظور من مراسم خاصی نیست . همه مراسم های عزاداری و جشن ها را میگم . آخه یعنی که چی بشه یه عده قلیل سی چهل هزار نفری پا میشند و بدون توجه به اینکه ما علفامون چیده باشیم یا نه؟ ، تمهیدات لازم را اندیشیده باشیم یا نه ؟ و هزار تا آره ونه دیگه ! وارد باغات مردم میشند و جشن میگیرند . برادر من !خواهرمن! خودجوشی هم اندازه ای داره . چرا وقتی که هیچکدوم از زیر ساخت های برپایی یه مراسم فراهم نیست بار و بندیلتونو بر میدارید و میاید کلور که چی بشه !
خانم منشی بنویس: (بار و بندیلو ببند اینجا دیگه جای تو نیست !). اخه چرا این عزیزان نباید این ترانه محسن یگانه رو نشنیده باشند و منتظر اعلام مراسم از طرف ما نباشند .
نمونه دیگه بی توجهی یا شاید غفلت از این مهم، امتحانات بر و بچز (کنکوری ها) است . من طبق برررسی های بسیار دقیقی که داشتم و حتی از آمار سایتها و مشاهدات زمینی و هوایی و ماهواره های جدیدالارسالی (همونا که تازه پرتابش کردیمو میگم ) هم تو بررسیم استفاده کردم وبه این نتیجه رسیدم که علت اصلی افت شدید قبولی هامون تو آزمون های کنکور در 6 سال اخیر برگزاری بعضی مراسم ها است .خانم منشی شاهده که که ما امسال تو آزمون دکترا حتی بیر نفر(یعنی یک نفر ) هم تو آزمون دکترا قبولی نداشته ایم . یا تعداد قبولی هامون تو آزمون ارشد بسیار پایینه . چرا ؟ برای اینکه برای بچه دیگه هوش و هواسی نمی مونه که !
چرا زحمات شبانه روزی پدران و مادران غمدیده را نادیده میگیرید و برای یک روز خوشگذرانی خودتان اونا رو خراب میکنید . " نبینی باغبان چون گل بکارد...."
من واقعا از این موضوع دلگیرم (خانم منشی این تیکه رو ننویس ).
طبق آماری که همین الان اداره استخبارات و استخراجات برای بنده تهیه کرده اند در 6 جشن گذشته مجموعا 23 تانکر آب در سرویس های گلاب به روتون استفاده شده . در همین مدت به استناد همین آمار که نموداراش موجوده 4 کمپرسی آشغال ازمحل برگزاری جشن حمل شده . تازه شم از ارایه بسیاری از آمار و نمودارهای دیگه صرفنظر میکنم
من با قاطعیت میگم که باید قدرتمونو تو عدم تن دادن به برگزاری این جور سوسول بازی ها نشون بدیم . یعنی که چه ؟یه عده بیاند و بساطشونو تو خیابون پهن کنند و بگند ما اومدیم شنبه بازار . .. هه هه هه هه (چرا شما نمیخندید . واقعا خنده دار نیست؟ ). واسه همینه که میگم خانم منشی بنویسه که امسال جشن مشن نداریم . هرکی میخواد خوش باشه بره ورازشت !یا بره کشن ! یا اگه زیادی داغ کرده بره سوسان !(راشم باز کردیم . سنگاشم جمع کردیم ). یا تو خونش خوش باشه . . خانم منشی اینم بنویس که اگه خوشی زد زیر دلمون این جشنو یه جور دیگه تو تاریخی دیگه علی القاعده برگزار میکنیم .
تا یادم نرفته بگم . یه عده سوسول هم تو این مراسما جمع میشن و دو تا دوربین و سه تا واکمن و چهار تا روان نویس و برگه خبر برمیدارند و میاند برای ما تیتیر و لید بازی در میارند که بله ما خبرنگاریم . بعد تمام آنچه که ما یه چند ماه براش زحمت کشیدیم رو به اسم خودشون و یا به اسم فامیلاشون میچاپند تو روزنومه هاشون .هی هم چپ میرند و راست میرند میگند جشن فلان تو فلانجا برگزار شد یا میشه . که چی بشه ؟ برادرا اینا خوبه ؟ چرا به عواقب کار فکر نمیکنید . اگه اینارو بنویسند و از این جنوگولک(وازه ای ایست از روم باستان که اولین بار توسط آنخ آتون استفاده شد) بازیها عکس بردارندکه فردا پس فردا پای توریست ها به این منطقه باز میشه و اونموقع است که وای دراز گوش بیار و باقالی بار کن . نذارید فرهنگ منحط وارد منطقه ما بشه . آبو از سرچشمه ببندید.ورود توریست به منطقه مثل ورود ..... به.... است(این تیکشو خودم قیچی کردم
تازه شم به اون دوستمون که تو وبلاگش میخواد از این تصمیمون انتقاد کنه پیشاپیش میگم که نکن کاری که با ما جنگت آیو !(اینم به زبان بابا طاهری گفتم )خود ایشون میدونه که اگه ما اراده کنیم تو یه گفتگوی ویژه خبری تموم پته هاشو میریزیم رو آب. اجالتا داشته باشید که نامبرده تا حالا تو دوتا آزمون یکی از مقاطع تحصیلات تکمیلی شرکت کرده و هر دوبار نمره نیاورده . البته اگه بازم به کاراش ادامه بده تو اون گفتگویی که گفتم اسم دانشگاشم خواهم گفت .
خانم منشی این تیکه رو که میخوام بگم با صدای بلند بنویس . منظورم اینه که بولدش کن . به بعضی هام هشدار میدم وسط دعوا نرخ تعیین نکنند . همین دیروز بود که یکی از اهالی پایین دست و بالا دستو که بخاطر مسایل امنیتی اسماشونو نمیتونم بگم دیدم که متقاضی بودند این جشن مشن هارو ببرند تو محل خودشون . تازه خبرگزاری پلنگا نیوز و دو تا مجله محلی هم عکساشونو زدند . به این دوستان میگم برادرا نذارید تجربه جنگ خونین با اوبه تکرار بشه! برای من لباس محلی می پوشید و جلوی دوربین این روزنامه چی ها می ایستید که چی بشه .
آقایون میگند هفته اول ماه رجب باید جشن رغایب برگزار شه . حرف من اینه مگه این وحی منزله ببریمش هفته آخر رجب و یا اصلا ببریم هفته ماقبل رجب . مهم اینه که تو ماه رجب باشه . یه عده مغرض هم دنبال ماهیگیری نباشند و تشکیک نکنند که اسمش چی باشه . اسمشو میذاریم جشن رغایب دو یا جشن شکرانه رغایب و یا ... خانم منشی اینم بنویس
اون صدای گوشی کیه ! نگفتم مگه گوشی هاتونو خاموش کنین ! ای وای مال خودمه . اس ام اس اومد . ببخشید . برای تنبیه خودمم که شده این اس ام اس رو با صدای بلند میخونم . تا گوشیم تو جلسات روشن نمونه
بنفشه ،بنفشه به جویبار اومد
بنفشه، بنفشه جای چنار اومد
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
اواخر اردیبهشت ماه با گذشت و گذار در خیابان های حوالی حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) در شهر مقدس قم یکی از چیز هایی که بیشتر از همه جلب توجه میکند بنر هایی بزرگ و پوستر هایی نصب گردیده در خیابانها و دیوارهای شهر است که مردم را برای شرکت در یک مراسم خاص دعوت میکند
مراسم اولین سالگرد درگذشت عالم ربانی و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد مفتی الشیعه موسوی
همه این بنرهای بزرگ و پوستر ها با پس زمینه سیاه و با نقش اسلیمی در کنار عکس حضرت ایت الله و به دو زبان عربی و فارسی منتشر و نصب گردیده است
زمان مراسم پنج شنبه ،بیست و نهم اردیبهشت ماه و بعد از نماز مغرب و عشا و مکان آنهم در موسسه تحقیقاتی امام محمد تقی علیه السلام واقع در بلوار بهار ،کوچه هتل النبی ،کوچه مدرسه حجتیه بود.در این مراسم روحانی آیات عظام علوی گرگانی و شبیری زنجانی و نیز نماینده آیت الله سیستانی حضور داشتند و دکتر رفیعی به ایراد سخن پرداخت
. . در مورد این حضرت آیت الله مطالب زیادی در سایتها و حتی وبلاگ ها و حتی در پایگاه اینترنتی وی وجود داشت اما هیچکدام راهنمای مناسبی برای آنچه که به دنبالش بودم نبود . به هر حال تا جاییکه سوابق مطلب نشان میدهد حضرت ایشان از نوادگان بزرگوار امامزاده سید حسین بوده است . جهت آشنایی بیشتر با شرح زندگی و آثار معظم له مروری بر زندگینامه ایشان (به نقل از سایت رسمی وی)مورد اشاره قرار میگیرد
. روحش شاد وراهش پر رهرو باد
علم و دانش از اموري است كه در اسلام به اهميت فراگيري آن سفارش زيادي شده است و با رجوع به آيات و روايات كه در تمجيد علم و مقام و منزلت علماء و اطاعت از آنها در اجراي احكام الهي آمده، به اهميت مقام عالمان ديني و امينان حدود الهی پي مي بريم.
امتياز ويژه و مهم مكتب فقهي اهل بيت اين است كه به علت پيوند مستحكم و استوار آن با سرچشمه وحي الهي از سويي، و گستردگي آن از سويي ديگر هنوز با گذشت قرنها در طول تاريخ، استمرار و پويايي و غناي عظيم آن محفوظ مانده و هيچ دورهاي از وجود عالم و متعلم خالي نبوده است وخدمات ارزنده اي از طلوع اسلام تا به امروز انجام داده و مي دهند. واين نكته در هيچ مكتب فقهي ديگري يافت نميشود.
بقیه در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
نوروز امسال مانند نوروز هرسال نکاتی چند و پند آموز و در عین حال قابل نقد را به دنبال داشت که به ذکر چند بخش از این نکته ها اشاره میکنم
اول اینکه نمی دانم بگویم "شهر بر آب و شهرداری در خواب "نکته خوبی است یا نه؟ چرا که از مطلب قبلی ام در مورد دفن غیر بهداشتی و غیر اصولی و بیقید و بندو بدون رعایت ضوابط پسماند جامد شهری در نزدیکی های "زرینه کفا" حداقل دو سال میگذرد وانتظار این بود که شهرداری نه به احترام مطلب ذکر شده بلکه به احترام شهروندانی که در این شهر تنفس میکنند و به احترام همه افرادی که چشمشان به آن منطقه باز میشود و به احترام افرادی که در آن منطقه باغ و بستان دارند و حتی منزل مسکونی شان در مجاورت آن مکان قرار دارد در محل و شیوه دفن زباله ها تجدید نظر اساسی میکرد . کشیدن فنس و حصار به دور این محوطه که کار سختی نیست که شهرداری از انجام ان عاجز باشد . ای کاش شهرداری کلور حداقل به اینترنت وصل بود !!
دوم بازهم در مورد شهرداری است .پارکی برافراشته بر"کربلا دشت " کلور که فعلا اسمی ندارد و بچه ها بواسطه اینکه این پارک در نزدیکی منزل مادر بزرگشان قرار دارد نام "پارک اجی" را بر آن نهاده اند. اگر گذارتان به این پارک افتاده باشد سنگفرشها و جداول بتنی را خواهید دید که در اثر فرسایش یکساله و شاید دوساله و بر اثر باد و برف و یخبندان مستهلک گردیده و رو به پوکیده شدن و تخریب است . اصولا در شهر های بزرگ که تجربه احداث پارک در بلندی ها و ارتفاع را دارند و غالبا نام "بام شهر " را برآن مینهند مانند اراک و ارومیه و همدان و و حتی شهرهای کوچکتر مانند صوفیان این کار را ابتدا با درختکاری انبوه و ایجاد جنگل های مصنوعی پی میگیرند و وقتی تا حد زیادی حفاظی امن برای پارک ایجاد کردند سپس نسبت به استقرار تاسیسات پارکی اقدام مینمایند . نگاهی گذرا به بتنهای ساختمانی که قرار است در همان پارک احداث شود شاهد این مدعاست که در احداث و مکان یابی این ساختمان نظر مشاوران زبده شهرسازی اخذ و لحاظ نگردیده است . اشتباهی که در مکان یابی و استقرار پاسگاه انتظامی شاهرود در کلور و اشراف آن به منازل اطراف صورت گرفت به نوعی در احداث ساختمان در حال احداث این مجتمع تکرار خواهد شد.خلاصه اینکه "پارک اجی " افتتاح نشده رو به تخریب است
گفتار در مورد شهرداری بسیار زیاد است اما انتقال دوستانه نکات به دست اندرکاران امور شهری ارجح است . امید آنکه نتیجه ای در خور حاصل آید. سوم اگردر روز اولی که قبل از تحویل سال به زیارت امامزاده عبدالله میرفتید با ضریح خالی شده و پاکیزه از پول ضریح مواجه میشدید و اگر سیزده بدر را اتفاقا در باغات اطراف امامزاده بوده باشید و برای زیارت و اقامه نماز به امامزاده عبدالله تشریف برده باشید با ضریحی مواجه میشوید که به میزان بسیار زیادی اسکناسهای رنگارنگ رادر خود جای داده است . بی شک شما هم با دیدن و مقایسه این دو صحنه از خود خواهید پرسید صندوقی که به برکت پول های اهدایی و از سر ارادت زوار اینقدر زود پر میشود چرا طرحهای عمرانی امامزاده با این تاخیر چندین و چند ساله روبرست. انتظار اینست که اداره کل اوقاف این امامزاده را که باعث برکت منطقه شاهرود است و از طرفی در جوار آن منطقه نمونه گردشگری قرار گرفته است از حمایت بیشتری برخوردار کرده و کار عمرانی این امامزاده شریف را به اتمام برساند
نکته چهارم ظهور و تولد دوباره بازار هفتگی در منطقه شاهرود است که با اقبال عمومی اهالی شاهرود مواجه شده است . اولین بازار هفتگی سالها پیش در مرکز بخش و به نام "دو شنبه بازار" راه اندازی شد و اما به دلایلی که شاید سرما و یا شاید ادامه دار بودن اجرای طرح هادی در کلور بود بساط آن برچیده شد و مردم چیزی به نام بازار هفتگی را دیگر تجربه نکردند وبسیاری از همشهریان و هم منطقه ای ها اگر هم قصد حضور در بازار هفتگی را داشتند خود را به بازارهای شهرهای مجاور شمال کشور میرسانند .در زمان شهرداری یکی از بزرگواران برای عدم تداخل کار دوره گردها با بازاریان کلور چندین مکان به عنوان محل استقرار کسبه سیار مشخص و تابلوهایی در این مکانها نصب گردید اما افاده نکرد و موضوع کم و بیش با درگیری های گاه و بیگاه کسبه با دوره گردها ادامه یافت. تا اینکه طی یکی دو سال اخیر دوستانی که با کاروان پلاستیک وبه طور بسیار منظم عازم منطقه شدند مسولان امر را به فکر راه اندازی مجدد این بازار انداختند و اتفاقا در اولین گام با اقبال عمومی مواجه شد . تب و تاب این بازار بالا گرفت و عملا شنبه بازار کلور و چهارشنبه بازار شال وارد لیست و سیاهه بازارهای هفتگی فعال شد . این بازار اسم در کرده و اتفاقا از شهر های مجاور هم خریداران را به سمت خود کشانده و هم فروشنده ها را .
از درگیری های کسبه و بازاریان با دوره گردها هم خبری نیست . رقابتی سالم با بازاری به طول "اطرف " تا "داره". از ماهی تازه گرفته تا پارچه و پلاستیک و دانه و سبزی و سیفی و الی آخر
خوبی دیگر این بازار اینست که خیلی ها که خیلی کم همدیگر را میبنند در این بازار دیدارها را تازه میکنند . اگر قرار است عازم شهر و دیار خود شوید حتما طوری برنامه ریزی کنید که شنبه بازار و چهارشنبه بازار را ببینید و خرید کنید
البته تا دیر نشده اظهار امیدواری میکنم که بساط این بازار هفتگی همچنان پهن باشد و روزگار تعطیلی برخود نبیند
پنجمین نکته را در باب زمین و باغ و ملک ذکر میکنم . کاری به این ندارم که طرح تفصیلی کلور مربوط به چه سالیست و بازبینی درآن صورت گرفته یا نه؟ اما در هرحال از این نکته نباید غافل ماند که خواسته یا ناخواسته کلور در حال پوست اندازی است این شهر بافت فرسوده خود را که زمانی نه چندان دور وجه غالب شهر بود به کنار نهاده و اغلب نقاط شهر ساخت و ساز را برگزیده اند . اتخاذ راهکاری مناسب که بافتهای فرسوده باقی مانده را نوسازی کرده و یا زمینهای خالی مخصوصا در خیابانهای اصلی در اولویت ساخت و ساز قرار میگرفتند قطعا باغات را از گزند نجات خواهد داد حتی اگر به قیمت پرداخت بهای تغییر کاربری صورت گیرد
ششمین و آخرین نکته نیز بازهم در باب شهرسازی است . این نکته راکه میگویم و اینهمه به آن تاکید میکنم از اینروست که فرصتی اکنون مهیاست و بی توجهی به آن فردای ما را با مشکل روبرو میسازد . لطفا یک آن چشمهایتان را ببندید و سی سال به قبل برگردید نه بیست سال هم کافیست !کلور و بافت آن چگونه بود ؟حالا بازهم چشمهایتان را ببندیدو بیست سال بعد راببینید . نه من وهیچکس دیگر از فردایمان خبر نداریم اما روند فعلی رشد و ترقی به ما نشان میدهد که کلور مانند اکثر شهر ها ، شهری بزرگ با جمعیتی انبوه خواهد شد . چرا از همین الان فکر زیر ساخت های اساسی شهر نیستیم . اولش چرا مجتمع اداری نمیسازیم .؟ مگر ما برای کمیته امداد و آبیاری و پست و بخشداری و گاز و دادگستری و... زمین در نظر نگرفته و برای بعضیشان اداره و ساختمان برپا نکرده ایم چه میشد اگر کمی بیشتر و یا کمتر طی برنامه ده الی بیست ساله همه اینها را به صورت مجتمع در محلی مناسب ودر کنار هم میدیدیم . این یک نکته کوچک از همه آنچه بود که باید رعایت کنیم و نمیکنیم .مانند همه شهرها.برخی شهرها به واسطه برخی چیزها معروف میشوند وبه واسطه همان رشد میکنند . بیایید حداقل در مصرف برخی اعتبارات و هزینه ها ابتکار داشته باشیم تا دو نفر بیشتر به شهر مابیایند و درآمدی هم هرچند کوچک عاید بقالی سر کوچه ما و شما کنند .
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
آدم واقعا در انتخاب عنوان این مطلب می ماند .نمیداندخوشحال باشدویا ناراحت .از بالای بالا از پشت بام نه !از بالای "سنگره کوه "نه.!بالا و بالاتر که نگاه کنی شبیه لانه مورچه ها شده است یکی لوله بزرگی به دوش گرفته و کشان کشان میبرد . یکی یک دستگاه بخاری نیک کالای شانزده هزار گرفته و دیگری را برای بردنش به مدد میخواند . آن یکی را ببین چه بدجور دنبال علمک و کنتور است . یکیشان هم که جلوی شرکت گاز ایستاده و منتظر مسول مربوطه است تا برگه هایش امضا شود .... خلاصه این گاز بدجور مردم را در آشفته ساخته و افکارشان را به خود مشغول کرده است. حالا مردم دودسته اند گاز دار وبی گاز ...
البته مردم بزودی همه شان یکدست میشوند و همه شان گازدار . درست مثل تلفن. مگر همین چند سال قبل را یادمان نمیآید که تلفن قرعه کشی میشد . برای اینکه یک دو دقیقه با تهران یا گیلان صحبت کنیم میبایست چندین ساعت در صف میایستادیم و مشهدی قلندر با آن دستگاه مخصوص تلفنش که دست آخر اسباب بازی ما بچه ها شد فیش این شهر را با آن شهر متصل کندوحالا چه؟اصالت تکنولوژی همین است . در گذشته اگر قرار بود که حالی از کسی بپرسیم این امر امکان پذیر نبود یا دلمان رضایت نمیداد الا با شب نشینی جانانه و یا "آفتابه دیمه نشینی ". ولی امروزه به مدد تکنولوژی پیشرفته از زیر لحاف گرفته تا بالای کوه تازه ترین و جدیدترین اخبار دست اول و آخر را با هم رد وبدل کرده و تازه اسباب انبساط خاطر همدیگر را با "اس ام اس "های جذاب فراهم میسازیم
تکنولوژی با همه سرعت وانفسای خود میآید و کاری ندارد که ما در جنوبی ترین نقطه استان اردبیل قایم شده ایم ما را هم مانند بسیاری از نقاط جهان و کشور ر با خود همراه میسازد و میبرد . واقعا نمیدانم خوشحال باشیم یا ناراحت !!
واقعا نمیدانم خوشحال باشیم یا ناراحت !!
خوشحال از این بابت که فقط 5 درصد جمعیت شهری کشور به شبکه گاز سراسری وصل نیستند و ما برای نخستین بار در این 5 درصد ها نیستیم . . خوشحال از این بابت که دیگر نفتکش زحمتکش شهرمان دیگر لازم نیست کمرش زیر بار حمل یکباره 10 گالن نفت یعنی 200 لیتر خم شود و انچه که به عنوان نفت به ما تحویل میدهد مخلوطی از نفت و عرق جبین باشد . خوشحال از این بابت که اگر حالا قرار است بخوابیم بدون استشمام بوی کشنده نفت میخوابیم . خوشحال از این که دیگر بارش برف و وزش شدیدترین بادها بخاری ما را به یک بمب انفجاری یهویی تبدیل نمیکند خوشحال از اینکه نصفه شب برای پر کردن مخزن بخاری لازم نیست من و همشهریانم در سرما بلرزیم . خوشحال از اینکه همه جای خانه یکدست گرم است و برای از خواب به آشپزخانه رفتن لازم نیست شال و کلاه کنیم . خوشحال از اینکه مادرانمان هم طعم گرما را میچشند . خوشحال از اینکه پدرانمان هم لازم نیست در صف نفت و کوپنش بایستند . خوشحال از اینکه پیرمرد کشنی دیگرلازم نیست برای تعویض کپسول گازش آنرا تا "لیجه سر "بکشاند و دست آخر دست خالی برگردد . خوشحال از اینکه دیگر همشهریان را به خاط نفت و کپسول گاز رودروی هم نمبینم تا پدر و مادر و آبا و اجدادشان را جلوی چشم هم بیاورند . . خوشحالم بابت اینکه دیگر دخترکان و زنان و پسرکان نوجوان هم نفسی تازه میکنند واز اینکه از بین آنهمه مرد نامحرم مجبور به کشیدن و حمل یک گالن نفت یا یک کپسول گاز باشند راحت میشوند . خوشحالم از این بابت که نان های نانوایی هر بدی داشته باشد بوی نفت نمیدهد . حالا دیگر کوره اول نصیب گونی های نان خشکی نمیشود ..گاز و آمدن گاز به شهر و دیار ما آنقدر ما را خوشحال کرده که در پوست خودمان نمیگنجیم. اما همه این خوشیها یک سری ترس و دلهره ها را به دنبال دارد . نکند آمدن گاز ما را از 74 درصد روستایی که از نعمت گاز بی بهره اند غافل کند . نمونه اش همین روستا های اطراف خودمان اند که در فاصله 5 تا 25 و 30 کیلومتری ما قرار دارند اما از نعمت گاز بی بهر ه اند . نکند این گاز ما را از زندگی آن نفتکش و زحمتکشی که یک عمر بار تهیه نفتمان را کشید غافل کند . نکند گرمی بخاری چشمانمان را سنگین کند و از اینکه به همسایه دیوار به دیوارمان سر بزنیم و حال و احوالی بپرسیم غافل بمانیم . نکند تمام زجرهای گذشته را به باد فراموشی بسپاریم. نکند لوله های بخاری همه هوش و هواسمان را به خود بگیرد و گرمای بخاری گازی ما را مبهوت خود سازد و فرصت طلایی چون زمستان و بهار و شب های نازش را از یاد ببریم . وای نکند که برنج و گندم و عدسی های بو داده یا برشته خودمان را روی شعله های گاز داغ کنیم . نکند حس شهرنشینی شب نشینی های نازمان را به خواب همیشگی ببرد . نکند روزی برسد که همشهریانمان را نشناسیم و از امار نفوس و زنده ها و مرده هامان بی خبر بمانیم .
گاز امده تا به دادمان برسد . گاز دیر آمد اما آمدنش به این معنا نیست که شومینه و بخاری و سه شعله و همه و همه ما رامبهوت حیران خود سازد . نکند بوی رب داغمان ،بوی تنورهای گلی زیبایمان ،تنورک های (کیله)و آتش ها و هیزم هایش را فراموش کنیم . نکند حالا که بخاری های نفتی را سر خیابان میگذاریم تا نمکی با خود ببرد دلمان بیاید و کرسی را هم همانجا بگذاریم . شیرهای آب محله ها (خانی) را که یادتان هست جمع شد گفتیم هنوز خیلی چیزها را داریم .نسل جدید بجای میله گیوه بافی(تیه) موبایل و ام پی فور و از این جور چیزا بدست گرفت گفتیم ایرادی ندارد هنوز خیلی چیزها را داریم . برقمان که با کارخانه برق تا 12 شب و به همت مرد زحمتکش شهرمان(مرحوم خرسندی) برقرار بود وگرد سوز و فانوس مددکار بقیه اوقاتمان بود هم رفت و به شبکه برق سراسری پیوستیم . با آمدن برق بسیار راحت شدیم اما از شب های قصه و پر غصه پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها کم شد گفتیم خیلی چیز ها را هنوز داریم .دل به علا الدین و عالی نسب و... بسته بودیم که آنها هم جایشان را به آترا ها دادند . آبمان لوله کشی شد و گاه و. بیگاه به بهانه فشار کمش راهی رودخانه (روبار) میشدیم و یا به همسایه پایین دستی مان سرک میکشیدیم وهم کارمان را انجام میدادیم و هم حالی از او می پرسیدم . این هم با فشار بالای آب و منبع کمکی از دست رفت . گاه وبیگاه به بهانه باغ وراغ و گندم و میوه و علفزار به دشت و دمن میزدیم و آنجا همدیگر را میدیدم واما حالا کارمان به جایی رسیده که اگر فضولات حیوانات همسایه بالا دستی را روی پله های کوچه مان ببینیم دماغمان را میگیریم و تف به زمین میاندازیم چه رسد به اینکه .... حالا به جای اینکه لبنیاتمان را از "فرمان "و" سعدی" و "تیمور" بگیریم جلوی مغازه "مهنوش" و بقیه سوپری ها صف میکشیم و از گرفتن یک پاکت بیشتر شیر بالن به هوا میفرستیم که بله امروز یک پاکت شیر بیشتر نصیبمان شد .
نمیدانم تیتر یک مطلبم را چه بزنم . گاه و بیگاه و دست برقضا که مطلب خبر یا گزارشات درجه اول را با سه تیتتر تنظیم میکردم سردبیر مرکزی ایراد میگرفت که سه تیتتره نزن ! و جالب اینکه وقتی مطلب را بروی سایت میدیم همان سه تتیره بود . حالا هم همین قضیه است . این مطلبم باید چند تیتره باشد .
ای کاش گاه و بی گاه به یاد همه گذشته منقلی آتش کنیم و هیزمی بسوزانیم . ای کاش به یاد همه آنهایی که گاز ندارند و در چند کیلومتری شهرمان هستند آستین همت بالا بزنیم و در دیدارها و بازدیدهای مسولین استانی و کشوری صدای گویا ی هم زبانانمان شویم و اتصال ایشان به شبکه سراسری گاز را مطالبه کنیم. ای کاش به یاد همه گذشته یک چند چیز از جمله "کرسی "و "منقل "و "ماشه" و"سیاه تابه" و"سه لنگه" و .... را دور نیاندازیم . یادمان باشد همچنان جیب دخترکان و پسرکان کوچکمان را پر از عدس و برنج و گندم بو داده کنیم . نکند ساختن کاکا و بافتن "گوری" و "پاتانی" را فراموش کنیم . یادمان باش برای کودکان تازه به دنیا امده همچنان "ششه شو"بگیریم و برای مادرش "ده شوری" برپا کنیم . گذشتگان ما پیکر بی جان همدیگر را میشستند و تشییع میکردند و برآن نماز میکردند .نکند جمع پرشور حاضر در گورستان به اشنایان و فامیل محدود شود . . همه همزبانان و هم دیاران شاهرودی همیشه با هم بوده و خواهند بود ای کاش تکنولوزی نوین که بعد از سالها راهی شهر و دیار ما شده اسباب نزدیکی بیشتر ما بهم را فراهم سازدو به قول یکی از بزرگوران مصداق این بیت نباشیم که
"د صفای دویی نیزه چرا از هیچ لوجنی دکرا پوس شانی از جان کنه پوسه آچینی"
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
کلور ای گهواره علم و ادب
کلور ای رویاترین تصویر شب
کلور ای تاج سرت رنگی چو خون
مبتلای نام تو نامش جنون
هم جنون نام تو در ذات من
سبزی آفاق تو آیات من
آنکه با عشق وصال تو غنو د
بخت والایش به رویاها ربود
کلور ای کلور جان عشق و قرار
کلور ای آب و گول و دشت و هزار
کلور ای آسمانر آبیه رنگ
سری سره ول و خیلی قشنگ
شاه رودان داری و باغات سبز
کوه چون سرو داری و اشعار نغز
دامن سبزت به کوههای سترگ
چادر مه گون تو خیلی بزرگ
رنگ گل بارد ز گل رخسار تو
بلبلان مست از می دیدار تو
هم پلنگا داری و رزه دلان
هم جیره روبار داری سره ولان
ام بمانه ای کلور بین امه
جان داری جان عزیزان چمهموضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ضمنا یاد آوری میکنم که درج آدرس و توصیف وبلاگهای ذیل به معنای تایید کامل محتوای آنها نمیباشد. همچنین از پیشاپیش بابت عدم درج وبلاگ های شخصی و نیز وبلاگ های غیر فعال عذر خواهی میکنم
پایگاه تات شناسی ( http://tatha.fagig.com)
این پایگاه اولین و جامع ترین پایگاه رسمی و فعال در زمینه معرفی زبان و ادبیات تات و ابعاد گسترده آنست .گفتمان تات شناسی ُ فرهنگ و تاریخ تاتُ کتابخانه تات و اجتماعات تات ازجمله بخشهای جذاب این پایگاه اینترنتی است
"محمد حسین شهریار و مساله ملیت" آخرین مطلب این پایگاه است . همچنین این پایگاه مقاله جذاب و جامعی از محسن مجاوری کلوری در مورد بافتنی های سنتی شاهرود منتشر ساخته است .
با آنکه عمر راه اندازی این پایگاه طولانی نیست اما توانسته با گردآوری مطالب بسیار مهم واهتمام بر این امر مجموعه خوبی را در این زمینه فراهم سازد
خوشه های زرین( http://abrshahr.blofa.com/)
عبدالخالق پارساپور از جمله کسانی است که بسیار با حوصله و با تمرکز ویژه اخبار مربوط به شاهرود و مخصوصا کلور را پی گیری میکند . وی همچنین گهگاهی با انتشار عکس هایی مربوط به منطقه باعث انبساط خاطر خوانندگان میگردد . گرچند این وبگاه مرکز جامع ویا مرجع رسمی پخش اخبار مربوط به منطقه محسوب نمیگردد اما تلاش مدیر آن در معرفی هر چه بیشتر منطقه ستودنی است.
پارساپور در پیوندهای روزانه خود وبلاگ خرسندی و کامران نجف زاده تا استقلال و همای مستان را به عنوان علاقه مندی های خود برگزیده است . اما در ستون پایین تر که آرشیو وبلاگ درج گردیده قدمت وبلاگ به خرداد ۸۶ و درج مطلبی با عنوان نگاهی به سابقه تاریخی و فرهنگی کلور نیز خودنمایی میکند
در اسفند ماه ۸۴ وبلاگ کلور توسط مهدی جم پور راه اندازی شد . اما انتشار اولین مطلب و سپس انتشار مطالب بعدی آن با وقفه هایی کوتاه و بلند همراه بوده است. وبلاگ کلور مقطعی امیر منصور قدسی را نیز به عنوان مدیر خود معرفی و مطالبی را به نقل از ایشان منتشر ساخته است. گوناگونی مطالب یکی از ویژگی های این وبلاگ است اما رویکرد اصلی و اساسی آن در معرفی فرهنگ و زبان تاتی است . تعارض ها و اختلاف نظرها و دیدگاههای خوانندگان وبلاگ که گاه به تضاد هم کشیده میشود در قسمت نظرات وبلاگ دیده میشود .آخرین مطلب وبلاگ کلور با عنوان" ردپای گرگ" توسط مهدی جم پور و در مذمت افرادی نوشته شده که تاتها را یهودی خوانده اند.
فرهنگُ ادبُ تاریخ ُهنرُ اشخاص و... از تقسیم بندی های موضوعی این وبلاگ جذاب و خواندنی است
ماجلان-خلخال http://majelan-khalkhal.blogfa.com/
علی محرابی کارشناس علوم اجتماعی- ارتباطات مدیر این وبلاگ است که با تمرکز بروی توانایی ها و زیبایی های روستای ماجلان سعی در معرفی آن دارد
هر مطلب مندرج در این وبگاه به نوعی با ماجلان ارتباط دارد وبعید است که مطالب متفرقه ای بتوان در این وبلاگ یافت . نگارنده وبلاگ اما پیوندهای خود را از میان انبوهی از علایق و دلخواسته هخا برگزیده که کمتر ارتباطی با ماجلان دارند . محرابی از ابتدای سال ۸۹ دانلود یک موسیقی ترکی را به خوانندگان تقدیم کرده و از آن تاریخ تاکنون مطلب یا پست جدیدی نداشته است .
آنهایی که ماجلان را از نزدیک دیده باشند و با طبیغت بکر منطقه آشنا باشند دیدن این وبلاگ را از دست نداده ودانستن بیشتر در مورد این روستا را در این وبلاگ دنبال خواهند کرد
دلم در هوای توست ماجلان چشمم در نگاه توست ماجلان.............
تاتها http://tat-ha.blogfa.com/
کمتر کسی را میتوان نام برد که با شاهرود و شاهرودی و تات و تاتی آشنا باشد اما نام دکتر علی عبدلی را نداند.مثل همیشه اینبار هم علی عبدلی با دست پر به فضای اینترنتی آمده و با وبلاگی آکنده از مطالب بکر به این عرصه پا گذاشته است . وی احسن کلام و گزیده مقالات بزرگان تات پژوه را در این وبلاگ گرد آورده و مجموعه آنها را به زیور تحلیل ها و تحقیقات خود آراسته است. این وبلاگ مادر پایگاه تات شناسی است که توسط تات پژوه خبره و چیره دست آراسته و راه اندازی شده است .
سایت اختصاصی منطقه شاهرود و شهر کلور http://www.kolur.ir /
اولین نکته در مورد این سایت اینست که متاسفانه امتیاز خود شامل "هاست ودامین" خود را واگذار میکند انعکاس سی و شش مطلب و عضو گیری ۱۷۹ نفره از بازدید کنندگان از جمله فعالیتهای انجام شده این سایت است. صفحه اصلی این سایت تقریبا خالی از مطلب و عکس است اما با عضویت در این سایت مطالبی در زمینه های جغرافیا ُزبان تاتی ُ گردشگریُ مقالات و. عکس های منطقه قابل دسترسی خواهد بود
امیدواریم این سایت هم به روزهای خوب و پر بار خود برگردد
کرین http://karinvillage.blogfa.com/
روستای کرین در جنوب منطقه شاهرود واقع گردیده و جاذبه های طبیعی زیبایی همچون آبشار شر شر چشمه جیبران و اماکن متبرکه ای مانند امامزاده های اسماعیل و ابراهیم و پیله امیر را دارد . برای آشنایی بیشتر با این روستای زیبا میتوانید به وبلاگی که آقای وحید متولد سال ۱۳۷۱ در این مورد ساخته سر بزنید. از ویژگی های وبلاگ وحید با نام کرین لینک ثابت معرفی روستاست که تا اسفند ۹۰ ثابت خواهد ماند
تاتها و ایران http://www.tat2000.blogfa.com/
سید علی موسوی گرچند از دیماه ۸۸ تاکنون مطلبی به مطالب وبلاگش با عنوان تاتها و ایران نیافزوده است اما در بازه زمانی آبان ۸۵ تا دیماه ۸۸ مطالب جامعی در مورد معرفی تاتهای ایران و بررسی ویژگی های خاص زبانی و فرهنگی شان پست کرده است
آخرین مطلبی که این وبلاگ پست کرده است پراکنش تاتها در ایران و جهان است. برطبق این نوشته در ۹ استان کشورو ۵ کشور جهان علاوه بر ایران به زبان تاتی سخن میگویند
روستای درو http://neginshahrod.blogfa.com/
اولین روستا بعد و قبل از کلور از بالا به پایین واز پایین به بالا درو است . من همیشه درو را با دوستان عزیز دوران نوجوانی ام ُبا زنانی با لباسهای محلی و مردانی زحمتکش میشناسم اما اینکه این روستای زیبا توسط رها الماسی در قالب یک "وبلاگ نگین شاهرود خلخال" نام گرفته باشد برایم جذاب و جالب و دیدنی است
شاید عمده ترین مشکل این وبلاگ که دسترسی به آنرا کمی مشکل ساخته نام غیر متعارف آنست گرچند برازنده این روستای زیبا ودیدنی است .
رها الماسی در یکی از آخرین مطالب خود به معرفی "آبگرم معدنی روستای تیل " از منطقه شاهرود پرداخته است ضمن آنکه عکس هایی زیبا و دیدنی از طبیعت زیبای منطقه و روستا را در معرض دید نهاده است. برای رها آرزوی موفقیت داریم
گیلوان http://www.gilavan.blogfa.com/
این روزها اگر یک ساعت مانده به افطار به برنامه نان و ماه شبکه یک نگاه کنید یک مجری توانا را میبینید که با چیره دستی خاصی چکیده هنر و توانایی مردم دیار شاهرود را به رخ میکشد
سید عباس سجادی شاعر ُترانه سرا وتهیه کننده و مجری برنامه های تلویزیونی است که با وجود دوری از زادگاهش به منطقه و دیار و هموطنانش تعصب خاصی دارد . سجادی وبلاگ زیبایش را بانام گیلوان آراسته و آخرین مطلب ارسالی اش هم در مورد "واژه تات و تالشی در لغتنامه دهخدا" است .
وبلاگ گیلوان وقتی به انتهای صفحه نزدیک میشود عکسی بسیار زیبا از روستای دوست داشتنی گیلوان را به بازدید کنندگان اهدا میکند
محمد رضا روشنی مدیر این وبلاگ است که کلید اولیه راه اندازی را زده است و قالب زیبا اما با گرافیک بسیار سنگین را انتخاب کرده است . ما هم منتظر راه اندازی رسمی این وبلاگ هستیم
در حالی وبگردی بنده به پایان میرسد که جای خالی وبلاگ های اطلاعرسانی یا معرفی برای بسیاری از روستاهای جذاب و جالب شاهرود احساس میشود . شما نامی از شال کرین لرد دیز اسبو اسکستان به عنوان روستاههای بزرگ و الکش اندرق تازه کند جلال آباد دشت اندر طهارم دشت خانقاه علی آباد چملوگبین احمد آباد گلوزان فرج آباد صومعه رودبار شیخ علی لر و رکن آباد به عنوان روستاههای کوچک مشاهده نکردید . به امید روزی که هر روستای یاد شده حداقل یک وبلاگ دارا باشد
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
این قصه را که برایتان مینویسم و به آن اشاره میکنم شاید خاطره مشترک بسیاری از شاهرودیهایی باشد که الان هر کدامشان در گوشه ای از کشور پهناور ایران باشند و با خواندن سطور این مطلب جرقه هایی ار گذشته در ذهنشان زده شود . و قطعا با رسیدن فصل تابستان و برچیده شدن نسبی بساط درس و مشق و مدرسه و حساب و کتاب بی اختیار اگر تورقی به دفتر خاطرات گذشته شان بزنند و خواسته باشند یادی از گذشته نه چندان دورشان بکنند تیتتر اول این خاطرات و سر شیره آنها همین یادمانهای زیبایی خواهد بود که از آن یاد میکنم.
از گذشته تاکنون ایام تابستان در منطقه زیبا و دوست داشتنی شاهرود با کار تاحدی طاقت فرسا در علف زار و دروی گندم و جو خرمنکوبی و چیدن محصولات باغی و سایر کارهایی از این دست همراه بوده است اما هیچکدام از این ها باعث و دلیلی برای فراموشی تفریحات سالم و شاداب مانند شنا در رودخانه شاهرود و گردش های و شب نشینی ها و تفریحاتی از این دست نبوده است . سر شیره تفریحات منطقه ما در ایام تابستان مسابقات فوتبال جام شهدای شاهرود بوده که بعد از چند دوره برگزاری شاداب و پر جاذبه به محاق فراموشی سپرده شد و بعد از ان هر چه جای آن امد نتوانسته آن شور و حال را برگرداند . برای تداعی شدن ان شور و حال و برگشت و تجسم کاملتر گذشته به ذکر برخی از ابعاد زیبای ان ماجرا میپردازم .
یک زمین خاکی در ابتدای ورودی کلوردرست بالاتر از سد(خشکه سل) و بالاتر از مزرعه گندم حاجی سراجی که از وسط آن میتوان هر ماشین ورودی به کلور را کاملا دید مخصوصا که در آن زمان جاده خاکی بود و و جالب آنکه با عبور هر وسیله نقلیه مانند هواپیماههای غول پیکر که در اسمان ردی از خود بجای میگذارند آنهم یک رگه از خاک و گرد و غبار را به هوا بلند میکرد که آثارش تا مدتها بر جا میماند و آثار دیگرش هم بروی سر و لباس عابران و هر کس که در تیر رس بود نمایان میشد
زمینی ورزشی که به طور خداداذی یک طرفش سکویی خاکی است و میتوان برای تماشای فوتبال دران مستقر شد . اما این سکو برای استقرار بچه های کم سن وسالی مانند من که سیاه سوخته اند و از مضرات اشعه های خورشید خبری ندارند خوب است ولی بشتر تماشاگران ترجیح میدهند همان طرف طولی زمین که جایی هم برای نشستن ندارد ایستاده فوتبال ایرانی راپشت به آفتاب سوزان تابستانی تماشا کنند
میگویند مارادونا ، رونالدو ،پله ، ژرژ وآ و یا حتی این کریس رونالدوی پرتغالی فوتبالشان را از چنین زمینهایی شروع کردند و با این اوصاف است که میتوان به آینده بازی این فوتبالیستهایی که در این گرما حتی بدون امکانات اولیه ای مانند یک کلمن آب خوردن چنین مشتاقانه دنبال این توپ فوتبال میدوند امیدوار تر شد. شاید فردا روزی یکیشان از استقلال سردراورد و یکی شان از مقاومت شیراز . در چنین زمینی که توصیف آن رفت خط کشی با گچ انجام میشود و متراژها با فدم پا گرفته میشود و برای آنکه بازیکنان بد عادت نشده و یا شاید برای جلوگیری از آسیب جدی جسمی همان تک و توک چمن کنار زمین هم در آیین پاکسازی زمین (سگه پیچینی)پاک میشود تا خیال همه راحت تر شود .تیم ها هم هرکدام به فراخور استعداد اعضای تیم و یا علاقه تشکیل دهندگان نام های متفاوتی بر گزیده اند . از ستاره سرخ درو گرفته تا میلاد و برق و مرصاد و وحدت و بهزیستی و امید و شهدای شال و لرد و دیز و کرین و....

فصل نقل و انتقالات در این تورنمت چند جانبه و جذاب مشخص نیست و هر تیمی به فراخور نیاز امکان جذب بازیکن را دارد کما اینکه اگر بازیکن تیمی اواخر بازیها از تهران برسد اسمش در لیست قرار گرفته و میتواند از فردا بدون صدور آی تی سی کارت وارد زمین شود . و جذاب تر آنکه اگر فردا روزی یکی از تیم ها حذف شد بازیکن بزرگش میتواند به مدد بقیه تیم ها بیاید و به اصطلاح ما بچه های تماشاچی دغلی کند
یادم میاید در برخی از دوره ها حتی روستایی مانند اسبو هم جداگانه تیم داده بود و اسکستان و بقیه هم به مدد جوانان شهر نشینشان تیم های مستقل داده بودند و بالاخره تابستان بود و ایام تعطیلات و تمام بچه های شهر نشینی که اصالتا شاهرودی بودند برای تقویت روحیه هم که شده بود به شهر ودیار خود برگشته بودند
آمدنشان به سر زمین و رفتنشان از آنهم برای خودش عالمی داشت . از وانت گرفته تا مینی بوس و دوچرخه و برخی هم لابد با پای پیاده خلاصه هر جور شده خودشان را به زمین خاکی کلور میرساندند تا شاهد بازی تیم محبوبشان باشند
اعضای تیم ها وقتی به میان میدان میآمدند (مخصوصا در دوره های اول ) رنگین کمانی از لباسها به نمایش در میآمد . یکی شورت ورزشی با جوراب عادی پایش بود و زیر پیرآهن خانگی به تن کرده بود دیگری پیرآهن ورزشی داشت اما از شورت ورزشی بی بهره بود و لاجرم شلوار کردی پوشیده بود . یکی از بس مجهز بود که زیر شورتش مایوهای چسبان ورزشی پوشیده و مچ بند و ضربه گیر و سایر ادوات پیشرفته فوتبالی را بهمراه داشت و دیگری هم گالش آجدار را برای پوشیدن انتخاب کرده بود . با همه این اوصاف شروع این مسابقات هم قصه طولانی و جالبی دارد وقتی قرعه کشی تیمها انجام میشد برنامه مسلبقات یا نوشته نشده بود و یا در اذهان مجریان جا میماند و همان روز مسابقه و یا روز قبلش معین میشد که کدام تیم با کدام تیم دیگر مسابقه دارد و روی همین حساب بود که برای داور و کمک داور و و یا به اصطلاح خط نگه دار کمتر فکری میشد و یادم میآید که مسابقه تیم درو با یکی از تیم های کلوری بود که تیم داوری تا قبل از بازی مشخص نبود و بنده خدا مجریان دربه در دنبال یک داور وسط میگشتند تا اینکه سرپرست تیم یکی از روستاهای جنوبی را به واسطه اینکه همیشه همراه تیمش حاضر است و از فوتبال سر در میآورد عازم میدان کردند تا داور وسط باشد. بنده خدا داور!!! . من با سن کم خود بجای آن داور نگون بخت میترسیدم و ترسم نیز کاملا بجا بود چرا که در یک صحنه به علت خطای شدید یکی از بازیکنان یکی از دو تیم داور تصمیم به اخراج وی گرفت و در کمال ناباوری وی به جای نشان دادن کارت قرمز به وی کارت قرمز را به دست بازیکن داد و از وی خواست زمین مسابقه را ترک کند .از این دست اتفاقات در این مسابقات بسیار زیاد بود . مثلا پرچم داور دوم و سوم یا همان خط نگه دارها یک پیراهن رنگی بود که برحسب مقتضیات بالا و پایین گرفته میشد .
در مسابقات فوتبالی که سالانه یکبار در کلور برگزار میشد از الفاظی که افراد تیم برای همدیگر بکار برده و یا همدیگر را با آن تشوشق میکردند نمیتوان گذشت . برخی از این الفاظ واقعا جذاب و بجا بود مثلا وقتی یکی در آستانه دروازه حریف صاحب فرصتی جذاب و جالب میشد به یکباره از سوی چند نفر تشویق میشد که "یتیم آنوج "(آنوج در زبان تاتی اصطلاحی است برای چسباندن نان به تنور ). ویا زمانیکه بازیکن حریف در نزدیکی دروازه صاحب موقعیتی میشد بازیکنان و بعضا تماشاگران با لفظ "آفکل پینه"(آفکل نانی که از خمیر ترشیده و تخمیر شده درست شده باشد ) دروازه بان را به گرفتن شوت احتمالی حریف تحریک میکردند و همچنین الفاظ جذاب و جالب زیاد دیگر .
از نکات جذاب و جالب این مسابقات مسابقه بین دو تیم " میلاد " و " امید " بود . این دربی بسیار زیبا و با کلاس برگزار میشد و به قول دوستان جنگ حیثیتی "داره" و " اطرف" بود . میلاد با بازیکنانی با تجربه و کار کشته و فوتبالی مانند رامین و علی روانبخش والی آخر و امید هم با با زیکنانی مانند کامران و مسعود و شاهرودی و یک دروازه بان کم نظیر به نام قهرمان و الی اخر ..
این بازی یک دربی و یا شهرآورد تمام عیار در منطقه و مخصوصا در کلور بود . برخی طرفداران میلاد هم با طبل و بالابان و غیره روی همان سکوی خاکی به تهییج و ترغیب بازیکنان و بقیه تماشاگران می پرداختند " میلاد بزن گول میلاد - ای شاد و شنگول میلا د – اشته گاو بزا میلادجان – هفت دت و ای زا میلاد جان – میلاد بزن گول میلاد" اینها قسمتی از اشعار های تشویقی بود که برای تشویق تیمشان میخواندندو سر آخر یکی از این دو تیم میبرد ( فکر کنم تعداد بردهایشان مساوی بود)و به مصاف تیم بعدیدر فینال میرفت و غالبا هم تیم بعدی شال بود ودر پیکار جنگ فینال غوغایی برپا میشد و این مسابقه دیگر از مساله رو کم کنی بین "اطرف" و" داره "در آمده و مسال حیثیتی شال و کلور بود
در این مسابقه جا برای سوزن انداختن نبود و بازار بوفه ایها که پفک و تخمه و نوعی یخ به نام "ایسکامو" را به فروش میرساندند داغ و داغ بود . از شال میآمدند و از کلور و روستاهای دیگر هم همچنین .
آوازه این مسابقه حتی به خلخال هم میرسید و گاه و بیگاه از مسولین و ورزشکاران و فرهنگیان خلخال هم برای تماشای فینال مسابقات فوتبال جام شهدای شاهرود میآمدند و چه بساطی ردیف میشد
اگر کلوریها این مسابقه را میبردند روزگار بچه های شال را تا جام سال بعد سیاه میکردند و با انواع متلک ها و کری خوانی ها آزارشان میدادند و اگر شال مسابقه را میبرد با تمام وسایل نقلیه شان با سوت و کف و تشویق و شعار"بازم مثل همیشه شال برنده میشه " یک دور در کلور میزدند و بعد ادامه جشن راد ر شال دنبال میکردند
آنچه که من از جام شهدای شاهرود نوشتم با حذف تمامی حواشی آن و پرداختن به اصل موضوع در یک صفحه خلاصه شد اما شما و ما میدانیم که این موضوعی نیست که در این صفحه و چند صفحه و چند کتاب خلاصه شود . اثرات سازنده و مهم برگزاری چنین مسابقاتی تحت لوای نام مقدسی که برای آن انتخاب کرده بودند و اثر آن در تقویت روح و روان و جسم جوانان پر شر و شور هم منطقه یمان از اولین اثرات این مسابقات بود . اگر این مسابقات احیا شود شاید خیلی از با مزه گی های ایام گذشته تکرار نشود و شما وما دیگر آن لباسهای رنگین و داورهای از روی ناچاری و خط کشی های با گچ و و خیلی از این قبیل مسایل را نخواهید و نخواهیم دید اما نکته مهم و اساسی اینست که این مسابقات احیا شود و انگیزه ای برای احیای آن وجود داشته باشد . بیایید قبول کنیم انواع جام های فوتسال که بعضا با انگیزه های سود مالی نیز صورت میپذیرد اقدامی در خور تقدیر و شایسته است اما جایگزین مناسبی برای این مسابقات نبوده است .... شاید اگر آن قدم و تصمیم زمین فوتبال کلور را ویران نمیکردو چند سال گرفتار ناهمگونی نمیشد هیچ دلیلی برای تعطیلی این مسابقات زیبا نبود و امروزه یکی از جام های معتبر استان اردبیل مسابقات جام شهدای شاهرود بود . به نظر اینجانب منطقه شاهرود استعداد ویزه ای در فوتبال دارد و فوتبال به نوعی با پوست و استخوان جوانان شاهرودی عجین شده است . اگر سری به سالنهای ورزشی دایر در منطقه بزنیم همین مطلب تایید میگردد .
احیای مجدد مسابقات فوتبال جام شهدای شاهرود نه در گرو اقدام مسولین بلکه در گرو همیاری و همنفسی نوجوانان و جوانان با استعداد شاهرودی است گرچند کمک های مسولین نیز به نوبه خود بسار مفید و سازنده خواهد بود . یا علی
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
همچنین از رسول گرامی اسلام نقل است: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است.
همه زمانهای ماه رجب پرخیر و برکت هستند اما زمانهایی هستند که ارزش معنوی بیشتری داشته، بهتر می توان از آنها بهره مند شد. اولین شب جمعه که "لیلة الرغائب(شب آرزوها)" نامیده می شود، این ماه یکی از این فرصتهای طلایی است .
برای این شب عملی از رسول خدا (ص) ذکر شده که فضیلت بسیاری دارد:
در صورت امکان و بلامانع بودن، روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء 12 رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم میشود و در هر رکعت، یک مرتبه سوره حمد، 3 مرتبه سوره قدر و 12 مرتبه سوره توحید خوانده شود و چون 12 رکعت به پایان رسید، 70 بار ذکر "اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود.
پس از آن در سجده 70 بار ذکر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائکة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، 70 بار ذکر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و 70 مرتبه ذکر "سبوح قدوس ربالملائکة والروح" گفته شود. در اینجا میتوان حاجت خود را از خدای متعال درخواست کرد.
این دعای کوتاه، اما پرمعنا، پس از نمازهای یومیه به صورت تعقیبات خوانده میشود و فضیلت بسیار دارد. اما این دعا:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْر وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ یا مَنْ یُعْطِى الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ یا مَنْ یُعْطى مَنْ سَئَلَهُ یا مَنْ یُعْطى مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِیّاکَ جَمیعَ خَیْرِالدُّنْیا وَ جَمیعَ خَیْرِالاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّالدُّنْیا وَ شَرِّالاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوص ما اَعْطَیْتَ وَ زِدْنى مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ . یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ یا ذَاالنَّعْمآءِ وَالْجُودِ یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتى عَلَى النّارِ .
اى که براى هر خیرى به او امید دارم و از خشمش در هر شرى ایمنى جویم. اى که عطاى بسیار در برابر طاعت اندک مىدهد. اى که عطا کنى به هرکه از تو خواهد. اى که عطا کنى به کسى که از تو نخواهد و نه تو را بشناسد. از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا کن به من به خاطر درخواستى که از تو کردم؛ همه خوبى دنیا و همه خوبى و خیر آخرت را و بردار از من به خاطر همان درخواستى که از تو کردم، همه شر دنیا و شر آخرت را. بیفزا بر من از فضلت اى بزرگوار . اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت و جود اى صاحب بخشش و عطا حرام کن محاسنم را بر آتش دوزخ.
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
از سالهاي بسیار دور در بين مردم منطقه ما رسمي نانوشته تاليف و تدوين شده بود كه بهترين و بارزترين آن در همياري و همكاري مردم ديار ما در انجام امور خير خواهانه و تمركز براي به سرانجام رساندن برخي امورات عام المنفعه بوده و است . همه خوانندگان عزيز با ديدن اين مطلب بيدرنگ به ياد مساجد سه گانه كلور و مسجد درو و يا امامزاده اسبو و يا امامزادگان عبدالله و حمزه (عليهما سلام )و يا بسياري از مساجد در بسياري از مناطق جنوبي منطقه شاهرود ميافتند .
آنچه در اين بين حايز اهميت و توجه وافر بوده و منظور بنده نيز جلب توجه شما به اين مهم است كه همت و حميت مردمان ديار ما آنگاه كه خواسته اند هميشه و در همه حال كارساز بوده و كمتر مشكلي را در برابر خود ديده اند
بقیه در ادمه مطلب
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
حدود سي و اندي سال قبل مسسولين كشور در درجه اول و مسولين استانهاي آذربايجانشرقي(استان اردبيل هنوز منفك نشده بود)و گيلان به فكر برقراري ارتباط ساده و بي دردسر و ارزان قيمت اين دو استان برآمدندتا ضمن خارج ساختن بخش جنوبي استان اردبيل فعلي و بخش غربي استان گيلان از بن بست دروازه اي از استانهاي شمالي به شمالغرب كشور گشوده ودستيابي به عمق استانهاي شمالغرب را براحتي فراهم سازد
اين تفكر پويا كه در پي احساس نياز تاريخي سرگشوده بود شهرك تاريخي ماسوله از توابع شهرستان ماسوله را از طريق بخش شاهرود به شهرستان خلخال در استان اردبيل پيوند ميداد
مجموع فاصله خلخال تا ماسوله 53 كيلومتر است كه مقرر بود با اجراي كامل اين پروژه و گشايش هاي جديد فني و احداث پل ها و ساير اقدامات فني و عمراني طول آن به 33 كيلومتر كاهش مي يافت
اصل موضوع امري پسنديده واز ديدگاه مردم منطقه بسيار ضروري بود . در اين بين علاوه بر همه مزيت هايي كه برشمرده خواهد شد چشم و دل مردم روستاههايي كه به واسطه عدم دسترسي به نقاط شهري با وجود برخورداري از مواهب طبيعي بسيار زياد روشن ميشد و اميدشان براي تحول در زندگي و معيشت پررنگ تر گرديد
اما امروز با گذشت حدود سي واندي سال از زمان آغاز احداث پروژه مردم مناطق مربوط در استانهاي گيلان و اردبيل هنوز چشم انتظار قيچي شدن روبانهايي اند كه مقرر بود چندين و چند سال قبل بر پروژه بسته شود اما انچه كه عايدشان شده است جاده اي با نوسانات شديد عمراني است به گونه اي كه در محدوده اي از مسير خود سنگلاخ و خاكي است ودر محدوده اي ديگر آسفالتي و صاف....
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید....
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
توضيح"مطلب زير با عنايت دوستان روزنامه همشهري در ويژه نامه گردشگري روزنامه به چاپ رسيده كه عينا آورده ميشود........."
شاهرودطبيعت تمام
.اردبيل استان جنوبي منتهياليه در
كه ميوه باغهاي از پوشيده و سرسبز درههاي با منطقهاي
جنوب در و ميكند استشمام را گيلان پاك هواي خود غرب در
سه شاهرود پس ميدهد ، پيوند اردبيل با را زنجان خود
قزل شاخه شماليترين شاهرود استان ، سه بين است راهي
خود مسير در و ميكند گذر منطقه اين باختر از اوزن
قزل به پيوند با سپس ;ميسازد سيراب را دهات و روستاها
.ميسازد را رود سفيد اوزن ،
بر 7 بالغ جمعيتي با دارد نام "Kolurكلور" بخش مركز
.نفر هزار
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
رغايب جمع رغيبه معني چيزهاي مرغوب و پسنديده ،عطاها، دهش ها و شب جمعه اول ماه رجب ميباشد(لغت نامه دهخدا) واين مراسم و آييني تاريخي است كه در آذربايجان و اطراف و اكناف آن به شكل و ترتيب خاصي گراميداشته ميشود
رغايب و آيين آن در منطقه شاهرود خلخال با مراسم و جشنواره خاصي با همين عنوان گرامي داشته ميشود كه در اين نوشتارسعي بر آنست كه ديدي گذرا ومختصر برآن داشته باشيم
سابقه تاريخي جشنواره رغايب
از گذشته تا كنون تا كيد شده است كه مراسم و جشن رغايب در آذربايجان داراي سابقه تاريخي و طولاني است به طوريكه در سالهاي دور زمان قاجار و حتي دورتر از آن مراسم ويژه آن در آذربايجان برپاميشده است و نمونه بارز و مدرك مستدل آن در كتاب تاريخ و جغرافي دارالسلطنه تبريز نوشته شاهزاده نادر ميرزا در صفحه 308 بدين ترتيب آمده است كه "چون پنجشنبه اول رجب رسد ليله الرغايب باشد . بوميان حلوا پزند از عسل و دوشاب،به گورستان برند و به خانه هاي دوستان فرستند . اين حلوا نيز به ناچار به خانه نامزد ببايد فرستاد"
نادر ميرزا در كتاب خود به بخش هايي از يك سنت ويژه اشاره ميكند و اما آنچه كه طي ساليان گذشته در بخش هايي از آذربايجان شكل و سيماي يک جشنواره تمام عيار يك روزه را به خود گرفته بسيار پيچيده تر از آنست كه ذكر آن رفت
"جشن رغايب "يا "جشن آرزوها "كه در منطق مختلف آذربايجان به "اوللربايرامي"شهرت دارد در شهر کلور در منتهي اليه جنوبي استان اردبيل و در جوار استانهاي گيلان و زنجان به سبك و سياق خاص و با تمهيدات و فراهم سازي مقدمات از هفته ها قبل برگزار ميشود
مردم منطقه شاهرود خلخال به عنوان معدود پاسداران زبان اصيل تاتي (زبان پهلوي باستان )اين جشنواره را دستاويزي براي الفت و انس با همديگر قرار داده و بر آنند تا بدين وسيله زمينه براي عرضه فرهنگ و تبادل فرهنگي را فراهم ومحيا سازند...
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب


دست کم از آغاز زندگی جانشینی انسانها همواره پس مانده ها را به طریقی از محل زندگی خود دور میکردند. در گذشته نه چندان دور برای انجام این کار سازمان منسجمی وجود نداشت . بسیاری از موادی که امروزه زاید نامیده میشود به نوعی بازیافت میشد وبقیه در اطراف سکونت گاههای انسانی و یا داخل ان دفع میشدند پایین بودن جمعیت از یک سو . کمیت و کیفیت زباله ها از سوی دیگر دفع غیر بهداشتی زباله ها را دچار مشکل نمی کرد
با افزایش جمعیت- رشد شهر نشینی - تغییر الگوی مصرف استفاده از موادی که به آسانی تجزیه نمی شوند واز بین رفتن زمینه باز یافت بعضی مواد در شهر ها و مانند اینها عوارض دفع غیر بهداشتی را آشکار واز آن پس به صورت منسجم و توسط سازمانی مشخص در شهر های جهان آغاز شد
در ایران از زمان تصویب قانون بلدیه (۲۰ ربیع الثانی ۱۳۲۵قمری ) نظافت شهری به عهده شهرداری گذاشته شده و این وظیفه در قوانین بعدی نیز استمرار پیدا کرد . بر اساس قانون شهرداری (مصوب سال ۱۳۳۴)موارد زیر در زمینه نظافت شهری به عهده شهرداری ها گذاشته شده است
"نظافت و نگهداری مجاری آبها-نظافت و نگهداری و تسطیح معابر-نظافت و نگهداری فاضلاب-نظافت و نگهداری انبارهای عمومی-تعیین محل های مخصوص دفع زباله- مراقبت در امور بهداشت - تاسیس مراکز درمانی - جلوگیری در شیوع امراض-نظارت بر امور صحی اصناف و پیشه وران - جلوگیری از صنایع مزاحم -ایجاد رخت شویخانه و آبریز گاه -- ایجاد حمام عمومی - رعایت شرایط بهداشتی در کارخانه ها - رعایت پاکیزگی در گرمابه ها - اقدامات مختلف برای نظافت و زیبایی شهر"
اگر چه به مرور زمان انجام بعضی از وظایف نامبرده به عهده وزارتخانه ها و سازمان های دیگر گذاشته شد جمع آوری و حمل ونقل انواع مواد زاید جامد شهری و نظافت معابر و فضاهای عمومی همچنان به عهده شهرداری ها باقی ماند
شهردار محترم کلور و اعضای محترم شورای شهر کلور مستحضرند که موضوعات مهم و اساسی ذیل در بحث جمع آوری و دفع بهداشتی زباله های جامد شهری اهمیت به سزایی دارد
زمان جمع آوری زباله های شهری
جمع آوری و حمل ونقل زباله های جامد شهری
روشها ووسایل جمع آوری انواع زباله های شهری
روشها و حمل مواد تا محل دفع نهایی
اهمیت بحث باز یافت
-دفن بهداشتی و بدون پیامد زباله ها
آخرین مرحله از مدیریت مواد زاید دفع آنست . دفن زباله از شیوه های رایج و کنترل شده دفع زباله است . در این روش زباله به صورت لایه در سطح زمین و یا گودال طبیعی و مصنوعی پخش و متراکم میشود و روی آن با خاک یا سایر مواد پوشانده میشود . این اعمال و قتی بهداشتی تلقی میشود که خطری متوجه محیط زیست نباشد
در مکان یابی محل مناسب برای دفن بهداشتی باید با هماهنگی سازمانها و ادارات مهمی چون محیط زیست -مسکن و شهر سازی - بهداشت محیط - آب منطقه ای منابع طبیعی- اداره کشاورزی و...اقدام لازم را انجام داد
مکان یابی نا مناسب در مراحل بعدی مشکلات عدیده اجتماعی اقتصادی - عملیاتی- و زیست محیطی به بار میآورد
برای بسیاری از عوامل موثر در مکان یابی - محل دفن استاندارد تعریف شده ای وجود ندارد لیکن یک دستور العمل تخمینی مناسب در اینخصوص وجود دارد . محل دفن انتخابی باید شرایط زیر را داشته باشد
-از چاههای آب آشامیدنیحداقل ۳۰۰ متر فاصله داشته باشد
- از منابع آبهای سطحی حداقل ۱۰۰ متر فاصله داشته باشد
-در منطق پر باران استقرار نیابد
-از گسل ها و شکستگی های زمین ۸۰ تا ۱۰۰ متر فاصله داشته باشد
-دارای دوره سیل خیزی حداقل ۱۰۰ ساله باشد
-دارای خاک سطحی تا حد امکان از جنس رس سیلتی ودر مرحله بعد از جنس شنی سیلتی باشد
-شیبی کمتر از ۴۰ درصد داشته باشد
- دارای سنگ بستری از جنس سنگهای آذرین باشد
از مراکز جمعیتیمانند پارکها ۳۰۰ متر فاصله داشته باشد
از شبکه جاده ها حداقل ۸۰ متر فاصله داشته باشد
از شهرها تا ۲۰ کیلومتر فاصله داشته باشد
دارای عمری حداقل ۱۵ تا ۲۰ سال باشد
در آماده سازی محل دفن زباله هم باید مواد و شرایط ذیل تا حد امکان رعایت شود
تهیه نقشه از مکان دفن - تمیز کردن محل دفن - به سازی جاده ادتباطی - طراحی و احداث سلول دفن - زه کشی جایگاه - ایجاد شبکه جمع آوری شیرابه - حصار کشی پیرامون جایگاه -ایجاد تجهیزات شستشوی ماشین آلات - احداث اتاق های نگهبانی و کنترل و...
آنچه که در منطقه "زرینه کفای " کلور اتفاق افتاده و شیوه ای را که شهرداری کلور برای دفع مواد زاید جامع شهری در این شهر برگزیده در تناقص آشکار با دستور العمل های بهداشتی دفن مواد زاید است
آنچه که از سال گذشته تا کنون با این عمل شهرداری عاید شهر کلور و طبیعت زیبای منطقه شده است به سادگی قبل جبران نیست .
ای کاش در مراسم و آیین سنتی سیزده بدر دوستان قدم رنجه کرده و به طبیعت منطقه "کشن " سر میزدند تا مشاهده نمایند که چه تعداد از همشهریان را از نعمت برخورداری از طبیعت پاک و پاکیزه محروم کرده اند نگاهی کوتاه از منطقه کلی به کوههای اطرف منطقه عمق فاجعه را آشکار تر خواهد کرد .....
هیچ کس منکر زحمات ارزشمند شهرداری کلور و اعضای شورای محترم این شهر نیست . و با سبقه مثبتی که از بزرگواران مورد اشاره وجوددارد شایسته است با مهندسی مجدد در عمل صورت گرفته از بروز و ظهور مشکلات عدیده تر جلوگیری شود . انشاالله
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
براي ما كه در زمان انقلاب تازه به دنيا آمده بوديم مفاهيمي مانند 22 بهمن و دهه فجر فقط با تزيين كلاسهاي درسي و شركت در راهپيمايي و تعطيلي مدارس معنا پيدا ميكرد شايد چندان مفاهيم بزرگ و مهمي مانند شهادت و شهيد ملموس نبود . اما گذشت زمان و انبوه تعداد هم ولايتي ها كه براي پاسداري از اين انقلاب كه صحبتش را كردم به جبهه ها رفتند و خيلي هايشان را با پيكر خونين به ديارشان بازگردادند و برخي از آنها سالها در بند اسارت ماندند و برخي از آنها با انواع جراحت هاي جسمي و روحي مواجه شدند اين معني و مفهوم صورت عيني تري به خود گرفت. به روح پاك همه رفتگان درود ميفرستيم و براي آنان كه از دور و نزديك در حماسه هشت سال دفاع مقدس دستي به آتش داشتند آرزوي توفيق را دارم . در پي آن بودم كه مجموعه شعري را كه در آن به نام تمامي شهداي كلور اشاره كرده ام بياورم . اما آنرا به مدتي بعد و فرصتي ديگر موكول ميكنم . همچنين علاقه مند بودم كه نام تمامي شهداي گلگون كفن منطقه شاهرود را بياورم كه باز به علت عدم دسترسي ممكن نشد و تنها به اسامي زيبا و خوشبوي شهداي كلور قناعت ميكنم و در اولين فرصت و با دستيابي به اسامي شهداي شاهرود اين مهم را به انجام ميرسانم
كاريران زنده به نام " شهدا" جانران مست به نام شهدا
كاريران زنده دلان سوته دل هستي و مستي جان سره ول
كاره بهمن كاره قربان كاره مسعودوشفيع كاره بابك كاره الياس كاره البرز و علي
كاره خيبر كاره والفجر كاره بدر كاره حاجي كاره سيد كاره نصر
كاره جنگ و جبهه و تير و تفنگ كاره قلب و عشق و ايمان و فشنگ
كاره درسي كه ميان ده منده با جاي چه دعاي عشقي خنده با
كاره دستي كه بلرزه از دعا كاره چشمي كه بترسه از گناه
كاره تانك و كوله و خمپاره چي كاره ناز شصت ا مينه وجي
كاره پايي كه بشو بي ادعا مينه سر تنها با ذكر " يا خدا"
كاره وحدت همدلي شور جهاد چرا حال جبهگي بيي كساد؟؟
شهداي گلگون كفن شهر كلور
حسين فلاح زرين كار – مرحمت فلاح زرين كار – سعادتقلي ايماني –حسن حسن نيا – سيد جلال عظمتي-سيد حسين يعقوبي-نادر ايماني-غلامرضا كلوري-جمشيد ادريسي-اصغر اخوان-علي نظري-هاشم اصلاني-سيد علي يحيي زاده- ميرآقا يحيي زاده-فخرالدين سراجي-حسن الماسي-سيد معروف ايراني-سيد كريم كريم پور-سيد محمد اكبري-مصطفي خدامي-منتهي خدامي-صمد صفياري-عباس وزريري-طاهر مطهري-داور بهشتي-مسيح محمودي-ستار محمودي-قدير محمودي-شفيع محمودي-جواد محمودي-مسعود محمودي-قربان صفياري-بهمن جهانگيري-البرز حداد-الياس پرتوي-بابك خرسندي-رضا آگهی
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
امروز بعد از مدتها غيبت تصميم گرفتم مطلب جديدي بنويسم. با نگاهي به عكسهايي كه از مدتها قبل در مسافرتم به كلور از جاههاي مختلف گرفته بودم به عكس جالبي برخورد كردم . عكس جالي از "ماشاخانه " كلور
شايد برخی از ما بواسطه برخي اتفاقات و قرابت خانوادگي با حاجي شهاب "خدا بيامر"ز از اين محل و مكان خاطرات جالب و در عين حال محو نشدني داشته باشيم . نميدانم اولين آسياب كلور درست در كجاي رودخانه شاهرود واقع شده و اين "آسيابه ور " كه ميگويند دقيقا كجا واقع گردیده ولي براي من و امثال من كه غير از اين آسياب آسياب ديگري را نديده اند تنها آسياب كلور همين است گرچند همين الان هم يكي از سنگهاي اسياب كلور در مسير رودخانه شاهرود روي يك نهر كوچك به عنوان پل استفاده میشود......(ادامه مطلب)

موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
شاید دلتان برای آن ساختمان زیبا با گنبد سیاه و ایوان ها و درخت گردو و... تنگ شده است .
این عکس شاید کمی دلتان را باز و شاد کند
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
مورد اولی که در این بحث به آن می پردازم اختصاص به شهرداری کلور دارد
. مطلب را از اینجا شروع میکنم که اواخر سال قبل مدیریت طرحی را از دبیر خانه مناطق محروم استانداری آذربایجانغربی برعهده گرفتم تحت عنوان مستند سازی پروژه بازیافت زباله های روستایی دو روستای قطور و قولنجی (اولی در خوی و دومی در ارومیه )....
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
بند بیست و هفتم ماده پنجاه وپنجم قانون شهرداری ها در مورد نام گذاری معابر و خیابان ها و وظیفه شهرداری در این مورد است . این ماده "وضع مقررات خاصی برای نام گذاری معابر و نصب لوحه نام آنها و شماره گذاری اماکن ونصب لوحه نام آنهاو شماره گذاری اماکن و نصب تابلوهای الصاق اعلانات و برداشتن و محو آگهی ها از محل های غیر مجاز و هر گونه اقداماتی که در حفظ نظافت و زیبایی شهر موثر باشد "را جزو وظایف بیست و هشت گانه شهرداری ها برشمرده است .
در شهرهای بزرگ برای به انجام رساندن این وظیفه که خود متشکل از چند وظیفه مهم است کمیته ای زیر نظر شورای اسلامی شهر تشکیل شده تا نامگذاری خیابانها توسط این کمیته تصمیم گیری شود . گرچند که با مطالعه قانون شوراهای اسلامی شهر چنین وظیفه را در حیطه وظایف شورای اسلامی شهر ندیدم . ولی بهر حال مقصود اصلی ام از این نوشته کار خوب شهرداری کلور در نام گذاری معابر و خیابنهای کلور است که به شیوه ای خوب به انجام رسیده است . ضمن دست مریزاد گفتن به دوستان دست اتدر کار توجه دوستان را به یک نکته مهم در این زمینه جلب میکنم و آن اینکه در نام گذاری برخی خیابانها و معابر کلور به تاریخ و گذشته کلور تا حدی کم توجهی شده است . از نام برخی خیابانها با اسامی مبارک شهدا که همه ما زندگی و راحت امروزمان را مدیون آنها هستیم که بگذریم . فلسفه انتخاب برخی اسامی همچنان مبهم وپوشیده است . اسامی ای چون "دانش. سعدی . حافظ و... 
هیچکس منکر این مهم نیست که حافظ و سعدی و دیگر بزرگان بزرگانی اند که کشور ایران و ادبیات و تاریخ و جغرافیا و طب و بسیاری از علوم پیشرفت خود را مدیون وجود این عزیزانندو ارزششان کارشان قطعا فراتر از این است که به نامگذاری یک خیابان به نامشان اعتراض داشته باشیم ولی با کمی تامل در می یابیم که این بزرگان آنقدر خیابان و محله و کوی و برزن و ساختمان در کشور به نام خود به ثبت رسانده اند که جرقه این "سوال در ذهن کودک و نوجوان کلوری زده شود که "سعدی کیست که اسمش را بر این خیابان گذاشته اند " . یا در بخشی دیگر در راستای تجلیل از این بزرگان آنقدر کتاب چاپ شده و مقاله نگاشته شده و جشنواره و کنگره برپا گردده است که ایشان را از تصاحب نام خیابانی کوچک در شهری کوچک بی نیاز کند
اما در کلور و در ادوار گذشته آن بزرگانی زیسته اند و بوده اند که نه تنهابرهیچ ساختمانی نامشان نهاده نشده بلکه در صفحات داخلی هیچ کتابی هم نامی از آنها برده نشده است . بزرگان . علما و شعرای که اهل علم بوده اند و کتاب و .
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
امروزه نوع پوشش بخصوص در بین زنان به یکی از مشکلات اساسی و تقریبا لاینحل اجتماعی تبدیل گشته که ابداع و اختراع و رواج انواع مدها و لباسها هر گونه تلاش برای ساماندهی نوع پوشش بانوان را با شکست مواجه میکند
مانتوهای تنگ و بدن نما که هر روز تنگ تر و تنگ تر میشود . شلوارهای کوتاهی که هر روز کوتاهتر و کوتاهتر میشود . روسری های کوچکی که هروز بیشتر آب میرود و استفاده بی حد و حصر از انواع واقسام لباسها و رنگها و لوازم آرایشی باعث برانگیخته شدن حس پیشگیری در بین تصمیم گیران شده که مبادا برهنگی فرهنگی که از آن بیم بود به برهنگی اجتماعی منجر شود.....

موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
خوشا شاهرود وباغ و سبزی و آب
خوشا عشق وطن با یک دل ناب ...

غروب یک روز بهاری - کنار سد کوچک کلور(خشکه سل )
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
زمستان یواش یواش کوله بارش رو میبنده و بهار پاورچین پاورچین نزدیک میشه !
سال ۱۳۸۶ دمش رو گذاشته رو کولش و غمگین و دلسرد داره جاشو به سال ۸۷ میده و نوزاد تازه به دنیا آمده ۸۷ تنها ۳۶۶ روز فرصت داره که تمام خوبی های ۸۶ رو تکرار کنه و خطاها و نقاط ضعف گذشته رو لاپوشانی کنه
هر یک از سالها که میاد و میره و در انبان عمر من و تو ذخیره میشه علی رغم همه خوبی ها و بدی های که در طول مهمونی یک ساله اش برامون در پی داره با یک آداب و تشریفاتی قدم به دیار ما میذاره و با یک آدابی هم رخت برمیبنده

موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
راستی !طی یکی دو سال اخیر در فصل دروی گندم زارها و علف زارها به کلور سرزده اید ؟ آیا در همین فصول در باغات گشت و گذاری داشته اید .؟ هیچ از خود پرسیده اید که کاروانهای بار علوفه ای که از پلنگا به سمت کلور میآمد چه شد ؟ و یا چرا دیگر کسی در گندم زارها مشغول دروی گندم نیست . ودهها چرا از این دست.. 
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
شهر نشینی همیشه آفت ها و بلایای ویژه خود را به همرا داشته است و همیشه با فراهم آوری فرصت هایی به نام پیشرفت تهدید هایی برای عقب نشینی و پسرفت بهمراه داشته است . از مظاهر عمده شهر نشینیکه با تحول مبلمان شهری در بخشهای مختلف همراه است چالش هایی چون مهاجر پذیری حاشیه نشینی و به پیروی از آن گسترش (بقیه را در ادامه مطلب بخوانید
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
طبق قولی که داده بودم برخی از طرحهای قابل سرمایه گذاری برای توسعه شاهرود را آماده و به حضور تقدیم میکنم . به نوبه خود برای کمک فکری و مشاوره ای به دوستان متقاضی اجرای طرحها در شاهرود اعلام آمادگی میکنم . پروسه ای که هر کدام از دوستان بعد از انتخاب طرح باید طی کنند تا با بهرمندی از وام های مختص بنگاههای زود بازده طرح را به مراحل اجرایی برسانند در فرصت دیگری شرح خواهم داد
(دوستان عزیز این طرحها با بهره گیری از شیوه طوفان فکری نگارش شده است وتا حد امکان با معیارها و اصول علمی و اجرایی تطابق داده شده اند )
لیست کامل طرحها را در ادامه مطلب ببینید
لطفا به توضیحات ذیل توجه کنید
۱.محل اجرای طرح پیشنهادی میباشد و صرفا با توجه به عواملی دسترسی به مواد اولیه . امکان فروش آسان محصول و... انتخاب شده است
۲.ردیف های خالی در جدول به علت حذف موارد مشابه یا رد طرح در مرحله ارزیابی اجرایی میباشد
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
هرکس در راه کسب حلال کشته شود شهید است
عدم تناسب جمعیت فعال و آماده به کار با ظرفیت های بازار کار و اشتغال ایجاد شده منجر به بیکاری میشود و این امر مثل همه جای کشور گریبانگیر شهر و دیار ما نیز است ...
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
عبادت بجز خدمت خلق نیست

ننه سرما از راه رسید و من آنچه با دیدن اینهمه سرما و برف ویخ در ذهنم تداعی میشود حرف شیرین مادرم است که با بارش اولین برف زمستانی در شهرمان کلور میگفت " همه چمن دلکو واره "(هر آنچه میبارد انگاری در دلم میبارد )زمستان در منطقه ما پیشتر از زمانی که در همه جای کشور برایش مقرر کرده اند میآید و برف زود چهره و رخ در ودشت را سفید میکند
بقیه در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
| ا ین مطلب به امانت نقل قول شده است | |
|
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید |
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود
ادامه مطلب
امروز روز مبارکیست
روزی که تصمیم به نوشتن در بعد اینترنتی گرفتم
مدتها بود میخواستم بنویسم اما هر بار به دلایلی نمیشد تا اینکه از ۱۶آذر تصمیم به این کار گرفتم وپس از چند روز فکر کردن پیرامون اینکه چه میخواهم بنویسم وچگونه میخواهم بنویسم به این امر مبادرت کردم . و در این راه چشم امید به یاری حضرت باریتعالی و الطاف دوستان دارم .
زمینه هایی که برای نوشتن انتخاب کرده ام اجتماعی و فرهنگی است اما باور آن برایم مشکل است که فقط در این زمینه بنویسم.حتما گاه وبیگاه مطالب سیاسی و اقتصاد ی وحتی فرهنگی را در این صفحه خواهید خواند .
چارچوب اساسی این وبلاگ پرهیز از هر گونه ساختار شکنی و فعالیت مجدانه در چارچوب های قانونی تعیین شد است
مدیریت بروز این کار مشکل است اما علاقه مندان مطمئن باشند حداقل هفته گی مطالب جدیدی در این پست اینترنتی خواهند دید
هرکه ما را یاد کـــــــرد ایزد مــر او را یاد باد
هرکه مارا خــــوار کرد از عمــر برخوردار باد
هر که در راه ما خــــــاری فکند از دشمنی
هر گلی از باغ وصلش بشــکفد بی خار باد
موضوعات مرتبط: همراه با شاهرود

شهر کلور در قسمت جنوبی و بیست و پنج کیلومتری شهر خلخال در منطقه بسیاز زیبا و خــوش آب و هوا به نام منطقه شاهرود واقع گریده است.